قالب وبلاگ
موسیقی ملی ایران
 
پيوندهای روزانه
لینک های مفید
موسیقی ایرانی

برنامه ای از گروه فرهنگ وهنر

سرپرست گروه فرامرز پایور

اواز: پریوش ستوده

با همکاری هنرمندان: فرامرز پایور/رحمت الله بدیعی/محمد اسماعیلی/هوشنگ ظریف/حسن منوچهری/حسن ناهید/پروین صالح/پروین شکارلو/محمد دلنوازی 

 

 


برچسب‌ها: گروه فرهنگ وهنر
ادامه مطلب
[ سه شنبه 15 مهر1393 ] [ 7:43 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

اواز: عبدالوهاب شهیدی

برنامه ای از ارکستر سوم به سرپرستی همایون خرم

با همکاری هنرمندان: همایون خرم/فریدون حافظی/حسن ناهید/حسین همدانیان/محمود رحمانی پور

اهنگ: بیات زند

اشعار: منصوره امیر اتابکی/عاشق اصفهانی/مولانا

 

 

 

صبحدم گشت ودر میکده  باز است هنوز

دست حاجات به پیمانه دراز است هنوز

 


ادامه مطلب
[ شنبه 5 مهر1393 ] [ 11:39 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

اواز: سیاوش

همنواز اواز: مجید نجاحی

غزل اواز:فصیح الزمان شیرازی

 

این برنامه توسط دوست عزیز علی اقا به عاشقان پیشکش شده است 

 

 

همه هست ارزویم که ببینم از تو رویی

 

چه زیان تو را که من هم برسم به ارزویی

 

 


برچسب‌ها: موسیقی ایرانی
ادامه مطلب
[ جمعه 21 شهریور1393 ] [ 6:36 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

اواز: عبدالوهاب شهیدی

رهبر ارکستر: همایون خرم

دستگاه: چهار گاه

 

 

 


برچسب‌ها: موسیقی ایرانی
ادامه مطلب
[ یکشنبه 16 شهریور1393 ] [ 1:18 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

قطعه اوازی در دیلمان: سیاوش

ترانه محلی: گلوریا روحانی

با همکاری هنرمندان:جلیل شهناز/لطف الله مجد/مجید نجاحی/حسن ناهید/اکبر محسنی/حسین همدانیان

رهبر ارکستر: همایون خرم

غزل اواز:حافظ


دل از من برد وروی ازمن نهان کرد

خدا را با که این بازی توان کرد

شب تنهائیم در قصد جان بود

خیالش لطف های بیکران کرد

صبا گر چاره ای وقت وقت است

که درد اشتیاقم قصد جان کرد

کجا گویم که با این درد جانسوز

طبیم قصد جان نانتوان کرد

میان مهربانان کی توان گفت

که یار من چنین کرد وچنان کرد

عدو با جان حافظ ان نکردی

که تیر چشم ان ابرو کمان کرد



برچسب‌ها: موسیقی ایرانی
[ چهارشنبه 22 آبان1392 ] [ 8:37 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

اواز: سیاوش

با همکاری هنرمندان: فرهنگ شریف/مجیدنجاحی/محمود رحمانی پور/حسین همدانیان

سرپرست ارکستر: همایون خرم

اجرای قطعاتی در مایه بیات ترک

غزل اواز: عماد خراسانی


دوستت دارم و دانم که تويی دشمن جانم
از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم

غمم اين است که چون ماه نو انگشت نمايی
ورنه غم نيست که در عشق تو رسوای جهانم

دمبدم حلقه اين دام شود تنگ تر و من
دست وپايی نزنم خود ز کمندت نرهانم

سر پرشور مرا نه شبی ای دوست به دامان
تا شوی فتنه ساز دلم و سوز نهانم

ساز بشکسته ام و طائر پر بسته نگارا
عجبی نيست که اين گونه غم افزاست فغانم

نکته عشق ز من پرس به يک بوسه که دانی
پير اين دير کهن مست کنم گر چه جوانم

سرو بودم سر زلف تو بپيچيد سرم را
ياد باد آن همه آزادگی و تاب و توانم

آن لئيم است که چيزی دهد و بازستاند
جان اگر نيز ستانی ز تو من دل نستانم

گر ببينی تو هم آن چهره به روزم بنشينی
نيم شب مست چو بز تخت خيالت بنشانم

که تو را ديد که در حسرت ديدار دگر نيست
«آری آنجا که عيانست چه حاجت به بيانم»

بار ده بار دگر ای شه خوبان که مبادا
تا قيامت به غم و حسرت ديدار بمانم

مرغکان چمنی راست بهاری و خزانی
من که در دام اسيرم  چه بهارم چه خزانم

گريه از مردم هشيار خلايق نپسندند
شده ام مست که تا قطره اشکی بفشانم

تزسم آخر بر اغيار برم نام عزيزت
چکنم بی تو چه سازم شده ای ورد زبانم

آيد آن روز عمادا که ببينم تو گويی
شادمان از دل و دلدارم و راضی ز جهانم


[ شنبه 13 مهر1392 ] [ 11:41 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی



اواز: محمود محمودی خوانساری

غزل اواز: شیخ اجل سعدی 

تصنیف : دوبیتی های بابا طاهر



ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یارنیست

گر امید وصل باشد همچنان دشوار نیست

خلق را بیدار باید بود از اب چشم من

وین عجب کان وقت می گریم که کس بیدار نیست

نوک مزگانم به سرخی بر بیاض روی زرد

قصه دل می نویسد حاجت گفتار نیست

بارها روی از پریشانی به دیوار اورم

ور غم دل با کسی گویم به از دیوار نیست

قادری بر هرچه می خواهی مگر ازار من

زان که گر شمشیر بر فرقم نهی ازار نیست


دو زلفونت بود تار ربابم

چه می خواهی از این حال خرابم

تو که با مو سر یاری نداری

چرا هر نیمه شو ایی به خوابم


شیشه می در شیشه می در

شب یلدا شکست شب یلدا شکست

از غم عشقت از غم عشقت

دل شیدا شکست دل شیدا شکست

بسکه نشست خار مغیلان در دل

بسکه نشست خار مغیلان در دل

خار مغیلان همه در دل شکست

همه در دل شکست




برچسب‌ها: موسیقی ایرانی
[ جمعه 6 اردیبهشت1392 ] [ 11:46 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی  


به سرپرستی همایون خرم

اواز: سیاوش

کلام: عبدالرحمن جامی/مثنوی مولانا

همنوازان: احمد عبادی/لطف الله مجد

اهنگ: بیات اصفهان

کلام: عبدالرحمن جامی

ان ترک مست بین که مستانه میرود

شهری اسیر کرده سوی خانه میرود

هر جانبی که جلوه کنان روی می نهد

با او هزار عاشق دیوانه میرود

جانم ز تن رمید به سودای خال او

مرغ از قفس پرید سوی دانه میرود

از جهان رفته پیش رخش میکنم گله

با اشنا حکایت بیگانه میرود

زاهد به خود مایل و عاشق به کوی دوست

بلبل به باغ وجغد به ویرانه میرود

جامی ملول شودز رفیقان کوی زهد

پیمان شکست وبر سر پیمانه میرود

اجرای ساقینامه

کلام: ؟

بده ساقی ان تلخ شیرین گوار

که شیرین بود باده از دست یار

به من ده که از غم خلاصت دهم

نشان ره بزم خاصت دهم

شنیدم که شوریده دل می پرست

به خمخانه میگفت  وجامی به دست

اگر هوشمندی بیا باده نوش

چو نوشی دمی باده ایی به هوش

به می فروشان فرزانه رو

مگر اب اتش خواصت دهد

نشان ره بزم خاصت دهد


کلام: مثنوی مولانا


گفت معشوقی به عاشقی کای فتی

تو به غربت دیده ای بس شهرها

پس کدامین شهر زانها خوشتر است؟

گفت ان شهری که در وی دلبرست

هر کجا یوسفی باشد چو ماه

جنت ست ارچه که باشد قعر چاه

گوش جان بسپاریم به نغمات دلنشین هنرمندان بی تکرار سرزمین مادری احمد خان عبادی و لطف الله خان مجد وسیاوش  


برچسب‌ها: موسیقی ایرانی
[ پنجشنبه 29 فروردین1392 ] [ 11:14 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

اواز: سیاوش

با همکاری هنرمندان: همایون خرم/مجید نجاحی

اهنگ : همایون بیداد

غزل اواز: شیخ اجل سعدی


پیش رویت دگران صورت بر دیوارند

نه چنین صورت ومعنی که تو داری دارند

تا گل روی تو دیدم همه گلها خارست

تا تورا یار گرفتم همه یار اغیارند

دامن دولت جاوید وگریبان امید

حیف باشد که بگیرند ودگر بگذارند

سعدی اندازه ندارد که چه شیرین سخنی

باغ طبعت همه مرغان شکر گفتارند


گوش جان بسپاریم به نغمات دلنشین و اسمانی هنرمندان بی تکرار سرزمین مادری


برچسب‌ها: موسیقی ایرانی
[ دوشنبه 19 فروردین1392 ] [ 0:59 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

اواز: سیاوش

همنوازان: همایون خرم/مجید نجاحی

اهنگ در اصفهان

غزل اواز: شیخ اجل سعدی / بیزن ترقی


چهره را صیقلی از اتش می ساخته ای

خبر از خویش نداری که چه پرداخته ای

در کوی تو چندان که نظر کارکند

دل ودین است که بر یکدیگر انداخته ای

چون زحال دل صاحبنظرانی غافل

تو که در ائینه با خویش نظر باخته ای

نیست یک سرو در این باغ به رعنایی تو

بس که گردن به تماشای خود انداخته ای

اتشی را که از ان طور به زنهار اید

در دل صاحب خونین جگر انداخته ای


مگر زنای من نوایی ای خدا شنیده

مگر به گوش او نوای اشنا رسیده

مگر کلام این شکسته دل نشسته بر دل

که او چنین به دیده نقش زاله ها کشیده 


گوش جان بسپاریم به نوای ساز بی همتای همایون خرم

روحش شاد ویادش گرامی باد


برچسب‌ها: موسیقی ایرانی
[ یکشنبه 18 فروردین1392 ] [ 11:42 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

اواز: سیاوش

سر پرست ارکستر: همایون خرم

غزل اواز: فرخی یزدی


گرچه مجنونم و صحرای جنون جای من است
لیک دیوانه‌تر از من دل شیدای من است
آخر از راه دل و دیده سر آرد بیرون
نیش آن خار که از دست تو در پای من است
رخت بر بست ز دل شادی و هنگام وداع
با غمت گفت که یا جای تو یا جای من است
جامه‌ای را که به خون رنگ نمودم امروز
بر جفا کاری تو شاهد فردای من است
چیزهایی که نبایست ببیند بس دید
به خدا قاتل من دیده ی بینای من است
سر تسلیم به چرخ آن که نیاورد فرود
با همه جور و ستم همت والای من است
دل تماشایی تو دیده تماشایی دل
من به فکر دل و خلقی به تماشای من است
آن که در راه طلب خسته نگردد هرگز
پای پر آبله ی بادیه پیمای من است



[ شنبه 21 بهمن1391 ] [ 1:52 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

اواز: سیاوش

ترانه: گلوریا روحانی

غزل اواز: رهی معیری/شیخ اجل سعدی

اهنگ: شور/ شوشتری


غزل اواز: شعر رهی معیری


هرشب فزاید تاب وتب من

وای ازشب من وای ازشب من

یا من رسانم لب بر لب او

یا او رساند جان بر لب من

استاد عشقم بنشین وبرخوان

درس محبت در مکتب من

رسم دو رنگی در ائین ما نیست

یکرنگ باشد روز وشب من


ادامه غزل اواز: شعر از شخ اجل سعدی


از حال منت  خبر نباشد

درکار منت نظر نباشد

تا قوت صبر بود کردم

دیگر چکنم اگر نباشد

ائین وفا ومهربانی 

درشهر شما مگر نباشد

[ شنبه 7 بهمن1391 ] [ 0:57 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

ترانه: الهه

اهنگساز: همایون خرم

اواز: جمال وفایی

ترانه سرا: ابوالحسن ورزی

غزل اواز: حافظ


مطلع ترانه:

آمد  اما در نگاهش  آن نوازشها  نبود
چشم خواب‌ آلوده‌اش را مستی رویا نبود


نقش عشق و آرزو از چهره‌ی دل شسته بود
عکس  شیدایی  در آن  آیینه‌ی سیما  نبود


لب همان لب بود اما بوسه‌اش گرمی نداشت
دل  همان دل بود اما  مست و بی‌پروا  نبود


در دل بیزار خود جز بیم رسوایی نداشت
گر چه روزی همنشین جز با من رسوا نبود


در نگاه سرد او  غوغای  دل خاموش  بود
برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود


دیده ام آن چشم درخشان را ولی در این صدف
گوهر  اشکی که  من  می‌خواستم  پیدا نبود


در لب لرزان من فریاد دل خاموش بود
آخر  آن تنها  امید جان  من  تنها  نبود


جز من و  او دیگری هم بود اما ای دریغ
آگه از درد دلم زان عشق جان فرسا نبود


مطلع غزل اواز:


دوش مـی‌آمــد و رخـســاره بـر افـروخــتــه بـــود

تـا کـجــا بـاز دل غـمـــــزده‌ای سـوخــتــه بــــــود

رسـم عـاشـق‌کُـشی و شیــوه‌ی شـهـر‌آشـوبی

جـامــه‌ای بـود کـه بـر قـامـت او دوخـتـه بــــــــود

جـان عـشّـاق سـپـنـد رخ خــود مـی‌دانـســــــت

و آتــش چـهــره بـدین کـار بـرافـروخــتــه بـــــــود

گـرچـه می‌گـفـت که زارت بـکُـشـم ، می‌دیــــدم

کـه نـهـانـش نـظـری بـا مـن دلـسـوخــتــه بــــود

کـفـر زلـفـش ره دیـن مـــی‌زد و آن سـنـگـیـن دل

در پـی‌اش مـشـعـلـی از چـهـره بـرافـروخـتـه بـود

دل بـسی خـون بـه کـف آورد ولـی دیـده بـریـخت

الله الله کـه تـلـف کـرد و کـه انــدوخــتــه بـــود !!!

یـار مـفـروش بـه دنـیـا کـه بـسـی ســـــود نـکـرد

آن کـه یـوسُـف بــه زرِ نـاســره بـفــــروخـتـه بــود

گفت و خوش گفت ؛ بـرو خرقـه بـسوزان حـافـظ

یـا رب ایـن قـلـب شـنـاسی ز کـه آمـوخـتـه بـــود

 


[ سه شنبه 3 بهمن1391 ] [ 10:50 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

اواز: الهه

ترانه سرا: رهی معیری

اهنگ  در مایه دشتی: همایون خرم

غزل اواز: حافظ

اشعار متن برنامه:حافظ

گوینده: فخری نیکزاد


 مطلع ترانه:


از دیده بارم وزدل برارم

بی روی ماهی اشکی واهی

از داغ هجران چون اشک لرزان

افتاده ام من بر خاک راهی

دیگر زجانم ای غم چه خواهی

او رفت وبا او رفت ارزوها

سودی نبردم از جستجوها

هر سو دویدم شادی ندیدم

اتش اثرم اتش اثرم شمع سحرم من اه

از باد صبا در دشت جنون سرگشته ترم من

دیگر زجانم ای غم چه خواهی

هستی چه باشد اشفته خوابی نقش فریبی موج سرابی

بخل محبت پزمرده شد کو؟فیض نصیبی اشک سحابی

اتش اثرم اتش اثرم شمع سحرم من اه

از باد صبا در دشت جنون سرگشته ترم من

دیگر زجانم ای غم چه خواهی

از داغ هجران چون اشک لرزان

افتاده ام من بر خاک راهی

دیگر زجانم ای غم چه خواهی ای غم چه خواهی


 مطلع اواز: 


سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي

دل ز تنـــهايي به جان آمد خدا را همدمي

چشم آســــايش كه دارد از سپهر تيزرو

ساقيا جامي به من ده تا بياسايم دمي

زيركي را گفتم اين احوال بين خنديد و گفت

صعب روزي بـوالعجب كاري پريشان عالمي

آدمي در عالم خاكي نمي آيد به دست

عالمي ديگر ببـــايد ساخت و ز نو ادمي

اهـــــــل كام و ناز را در كوي رندي راه نيست

رهروي بايد جهان سوزي نه خامي بي غمي

در طريق عشقبازي امن و آسـايش بلاست

ريش باد آن دل كه با درد تو خواهد مرهمي

گريه حافظ چه سنجد پيش استغناي عشق

كاندر اين طوفان نماند هفت دريا شبــــنمي



ب برنامه دیگری در گلهای رنگارنگ به شماره 437 با همین ترانه وبا صدای الهه اجرا شده است که غزل اواز توسط عبدالوهاب شهیدی ضبط گردیده است

شوربختانه در کتاب اقای خرم نیز فقط به اجرای گلها اشاره شده است واز این برنامه با توجه به اینکه ساخته اقای خرم می باشد ذکری به میان نیامده است

 

[ پنجشنبه 21 دی1391 ] [ 9:21 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد لطف الله خان مجد

موسیقی ایرانی

اواز: محمود محمودی خوانساری

با همکاری هنرمندان: لطف الله خان مجد/مجید نجاحی/امیر ناصر افتتاح/حسن ناهید/محمود رحمانی پور/همایون خرم

پیش در امد رنگ: همایون خرم

سرپرست ارکستر: همایون خرم

اهنگ : دشتی عشاق

غزل اواز: فروغی بسطامی

گوینده: رضا معینی


زاهد و سبحه ی صد دانه و ورد سحری

                        من و پیمودن پیمانه  و دیوانه گری

چون همه وضع جهان گذران درگذراست

                  مگذر از عالم  شیدایی  و شوریده سری

تا کی از شعبده دور فلک خواهد بود

                           باده عیش بجام من و کام  دگری

تا شدم بی خبر از خویش خبرها دارم

                 بیخبر شو که خبرهاست در این بیخبری

تا شدم بی اثر از ناله اثرها دیدم

                  بی اثرشوکه اثرهاست دراین بی اثری

تا زدم لاف هنر خواجه به هیچم نخرید

                بی هنرشوکه هنرهاست دراین بی هنری

تا سر خود نسپردیم بخاک در دوست

                     خاطر آسوده نگشتیم از این دربدری

بیستون تاب تب تیشه فرهاد نداشت

            عشق را بین که از آن کوه گران شد کمری

          تا فروغی خط آن ماه درخشان سر زد

          فارغم روز و شب از فتنه دور قمری


[ جمعه 8 دی1391 ] [ 5:32 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

اواز:اردشیر بیدکانی

همنوازان: احمد عبادی/لطف الله مجد

غزل اواز: شیخ اجل سعدی

قطعاتی در سه گاه



بخت آیینه ندارم که در او می‌نگری  
خاک بازار نیرزم که بر او می‌گذری

من چنان عاشق رویت که ز خود بی‌خبرم  
تو چنان فتنه خویشی که ز ما بی‌خبری


برقع از پیش چنین روی نشاید برداشت  
که به هر گوشه چشمی دل خلقی ببری


گفتم از دست غمت سر به جهان دربنهم  
نتوانم که به هر جا بروم در نظری

به فلک می‌رود آه سحر از سینه من  
تو همی برنکنی دیده ز خواب سحری


گر تو از پرده برون آیی و رخ بنمایی  
پرده بر کار همه پرده نشینان بدری


دارای اعلام برنامه

[ دوشنبه 27 آذر1391 ] [ 0:15 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

ترانه: الهه

اواز: جمال وفایی

گوینده: فخری نیکزاد


ترانه: الهه


خطا کردی خطا کردی 

 مرا با چشم مستت اشنا کردی

چه گویم من که چها کردی

مرا بر درد عشقت مبتلا کردی

مرا با چشم مستت اشنا کردی

اگر من هم به عهد خود وفا کردم خطا کردم

اگر روزی تو را دل دعا کردم خطا کردم

به پاس این وفاداری زدام خود رهایم کن

مکن هز دگر یادم رها از این بلایم کن



غزل اواز: حضرت حافظ



آن ترک پریچهره که دوش از بر ما رفت
آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت
تا رفت مرا از نظر آن نور جهان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چه ها رفت
بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت
دور از رخ او دمبدم از چشمه چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت
از پای فتادیم چو آمد غم هجران
در درد بماندیم چو از دست دوا رفت
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمری است که عمرم همه در کار دعا رفت
احرام چه بندیم چو آن قبله نه اینجاست
در سعی چه کوشیم که از مروه صفا رفت
دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید
هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت
ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه
زان پیش که گویند که از دار فنا رفت


[ پنجشنبه 23 شهریور1391 ] [ 1:35 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی ( به روایتی یکی از برنامه های گلهای رنگارنگ گمشده)


اواز: الهه

همنواز اواز: همایون خرم/مجید نجاحی

اهنگ بیات اصفهان: همایون خرم

ترانه سرا: تورج نگهبان

غزل اواز:؟

گوینده: فخری نیکزاد

اشعار متن برنامه: تورج نگهبان


دکلمه فخری نیکزاد: شعر از تورج نگهبان


دریغا دریغا ندانستم اسیر تو نامهربانم

ندانستم غم عشقت بر اتش کشد اشیانم

دریغا دریغا جدایی تو از من

تو که با دلم همزبانی تو که رازم از دیده خوانی

چرا رنج تنهایی من ندانی ندانی ندانی 


ترانه الهه: شعر از تورج نگهبان


ندانستم ندانستم اسیر تو نامهربانم

ندانستم غم عشقت مرا اتش کشد اشیانم

ندانستم تو ان خوابی که هرگز به چشمم نیایی

تو ان مهری تو ان ماهی که از شام تارم جدایی

دریغا دریغا  جدایی تو از ما

نه برمن عیانی نه از دل نهانی

دریغا دریغا جدایی تو از ما

چو فریادم از سینه خیزد چو اشکم زمزگان بریزد

بغیر از غمت هر امیدی ز غمخانه ی دل بریزم

دریغا دریغا جدایی تو از ما




اواز: الهه : شعر از ؟


غمش تا در دلم مأوا گرفته ست

سرم چون زلف او سودا گرفته ست

شدم عاشق به بالای بلندش

که کار عاشقان بالا گرفته ست

لب چون آتشش آب حیات است

از آن آب آتشی در ما گرفته ست

ز دریای دو چشمم گوهر اشک

جهان در لولو لالا گرفته ست

همای همتم عمریست کز جان

هوای آن قد و بالا گرفته ست

چو ما در سایه ی الطاف اوییم

چرا او سایه از ما وا گرفته ست؟

     

تبدیل شده از نوار کاست        

[ پنجشنبه 16 شهریور1391 ] [ 11:14 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

اواز: مرضیه

ترانه سرا: معینی کرمانشاهی

غزل اواز: پیر پارس


ترانه: معینی کرمانشاهی


عشوه از حد می برد چشم تو ای سرچشمه عشق و جوانی

فتنه بر پا می کند ناز تو ای خو کرده با نامهربانی

گه چو دریا پر ز رازی

گه چو دشتی سینه بازی

گه چو اتش گرم مهری

گه چونان گل غرق نازی چون خم بی باده گه بی جوش و تابی

چون شراب کهنه گه پر التهابی

جای آن سنگ صبور ای قصه گو با من بگو

تا به تنهایی کنم با او زمانی گفتگو

تا شود صبرش تمام و بشکند در پای من

سنگ از نامهربان شد مهربان تن وای من

آخر ای زیبای من افسونگری اندازه دارد

هر زمان بینم تو را چشمت فریبی تازه دارد

من از آنروزی که بستم با تو پیوند محبت

گر چه گل بودی ندیدم از تو لبخند محبت

سوختم پروانه سان از داغ این زود آشنایی

ساختم اما نکردم شکوه از درد جدایی

عشوه از حد می برد چشم تو ای سرچشمه عشق و جوانی

فتنه بر پا می کند ناز تو ای خو کرده با نامهر بانی



غزل اواز: پیرپارس


دلم جز مهر مه رويان طريقي بر نمي‌گيرد


ز هر در مي‌دهم پندش وليكن در نمي‌گيرد


خدا را اي نصيحتگو حديث ساغر و مي گو


كه نقشي در خيال ما از اين خوشتر نمي‌گيرد


بيا اي ساقي گلرخ بياور باده رنگين


كه فكري در درون ما از اين بهتر نمي‌گيرد


صراحي مي‌كشم پنهان و مردم دفتر انگارند


عجب گر آتش اين زرق در دفتر نمي‌گيرد


من اين دلق مرقع را بخواهم سوختن روزي


كه پير مي فروشانش به جامي بر نمي‌گيرد


از آن رو هست ياران را صفاها با مي لعلش


كه غير از راستي نقشي در آن جوهر نمي‌گيرد


سر و چشمي چنين دلكش تو گويي چشم از او بردوز


برو كاين وعظ بي‌معني مرا در سر نمي‌گيرد


نصيحتگوي رندان را كه با حكم قضا جنگ است


دلش بس تنگ مي‌بينم مگر ساغر نمي‌گيرد


ميان گريه مي‌خندم كه چون شمع اندر اين مجلس


زبان آتشينم هست ليكن در نمي‌گيرد


چه خوش صيد دلم كردي بنازم چشم مستت را


كه كس مرغان وحشي را از اين خوشتر نمي‌گيرد


سخن در احتياج ما و استغناي معشوق است


چه سود افسونگري اي دل كه در دلبر نمي‌گيرد


من آن آيينه را روزي به دست آرم سكندروار


اگر مي‌گيرد اين آتش زماني ور نمي‌گيرد


خدا را رحمي اي منعم كه درويش سر كويت


دري ديگر نمي‌داند رهي ديگر نمي‌گيرد


بدين شعر تر شيرين ز شاهنشه عجب دارم


كه سر تا پاي حافظ را چرا در زر نمي‌گيرد


با سپاس از همراهی و بزرگواری ودریا دلی جناب دکتر خرم ابادی زاد

[ شنبه 28 مرداد1391 ] [ 10:45 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی (برگرفته از ترک دوم البوم اوای حسین تهرانی)

اوازو تنبک:حسین تهرانی

همنواز: جلیل شهناز



اگر از حاصل دنیا به قیامت پرسند

گویم انجاست که در خدمت جانان بودم


اجرا تصنیف های

همچو فرهاد

اگر دل می بری جانا

کیه کیه در میزنه

دوش زبرم



[ شنبه 27 خرداد1391 ] [ 2:0 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

اواز: حسین قوامی

کلام: شیخ اجل سعدی

اهنگ: همایون


دل برگرفتی از برم ای دوست دست گیر

کز دست می رود سرم ای دوست دست گیر

شرطست دستگیری دردمندگان ومن

هر روز ناتوان ترم ای دوست دست گیر

پایاب نیست بجز غمت را ومن غریق

خواهم که سر براورم ای دوست دست گیر

سر می نهم که پای بر ارم ودام عشق

وین کی شود میسرم ای دوست دست گیر

دل جان همی سپارد وفریاد می کند

کاخر به کار تو درم ای دوست دست گیر

راضی شدم به یک نظر اکنون که وصل نیست

اخر بدین محقرم ای دوست دست گیر

از دامن تو دست ندارم که دست نیست

بر دستگیر دیگرم ای دوست دست گیر

سعدی نه بارها به تو برداشت دست عجز

یک بارش از سر کرم ای دوست دست گیر

[ شنبه 20 خرداد1391 ] [ 1:25 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


برنامه ای از ارکستر سوم به رهبری همایون خرم


اواز: عبدالوهاب شهیدی


همنواز: همایون خرم


اهنگ: چهار گاه


ای  با دل درمند خو کرده

خوکرده وترک ارزو کرده

تا بوده به رنج مبتلا بوده

با درد دل شکسته خو کرده





[ یکشنبه 14 خرداد1391 ] [ 0:49 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

اوازابو عطا: منوچهر همایون پور

کلام اواز: پیر پارس


من خرابم ز غم یار خراباتی خویش
می زند غمزه او ناوك غم بر دل ریش

گرچلیپای سرزلف زهم بگشایند
بس مسلمان كه شود فتنه آن كافركیش

با تو پیوستم و از غیر تو ببرید دلم
آشنای تو ندارد سر بیگانه خویش

به عنایت نظری كن كه من دلشده را
نرود بی مدد لطف تو كاری از پیش

آخر ای پادشه ملك و ملاحت چه شود
كه لب لعل تو ریزد نمكی بر دل ریش

خرمن صبر من سوخته دل داد به باد
چشم مست تو كه بگشاد كمین از پس و پیش


ترانه: سپند واذر

کلام: معینی کرمانشاهی

اهنگ ابوعطا: اصغر ساسان

تنظیم ورهبر ارکستر: حسین یاحقی

همنوازان: حسین یاحقی/ ابراهیم سرخوش


به صبوری صبر کردم قرار تو همیشه باور کردم

شب هجران که با غم به انتظار روز دگر کردم

در اتش هجرت همیشه من کار سپند واذر کردم

زسخای روی خود بهار من همیشه زیبا کردی

به شکنجه موی خود زوال من همیشه گویا کردی

فسانه نام خود بخاطر عشق تو فسونگر کردم

ماه من کجایی من با یادت شبها به ناله سر کردم

چو نی ز نای سوزان

بیخبر چرا یی از دل من جانا پر از رخت کردم

زاشک حسرت دامان

چرا دلم بشکستی 

اگر به تو دل بستم چرا وفا بگسستی

زجفایت میسوزم به فراقت میسازم

چه شد که بردی ازنظر پیمانم

زتو خواهم مهروفایی

چه بگویم من که کجایی

ای جانانم

چرا دلم بشکستی

اگر بر تو دل بستم چرا بگسستی

بگسستی





[ شنبه 6 خرداد1391 ] [ 2:14 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

به سرپرستی همایون خرم

اواز: محمد رضا شجریان

همنوازان: مجید نجاحی/حسین همدانیان/همایون خرم

کلام اواز: عماد خراسانی




گر چه مستيم و خرابيم چو شب هاي دگر

باز كن ساقي مجلس سر ميناي دگر

 


امشبي را كه در انيم غنيمت شمريم

شايد اي جان نرسيديم به فرداي دگر

 

 

عهد کردم که دگر می نخورم در همه عمر

بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر

 


مست مستم مشكن قدر خود اي پنجه غم

من به ميخانه ام امشب تو برو جاي دگر

 


چه به ميخانه چه محراب حرامم باشد

گر به جز عشق توام هست تمناي دگر

 


تاروم از پي يار دگري مي بايد

جز دل من دلي و جز تو دلاراي دگر

 


گر بهشتي است رخ تست نگارا كه در ان

ميتوان كرد به هر لحظه تماشاي دگر

 


از تو زيبا صنم اين قدر جفا زيبا نيست

گيرم اين دل نتوان داد به زيباي دگر

 


مي فروشان همه دانند عمادا كه بود


عاشقان را حرم و دير و كليساي دگر



[ شنبه 23 اردیبهشت1391 ] [ 11:50 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

اواز: غلامحسین بنان

کلام ترانه: اسماعیل تیمور تاش

اهنگ در همایون: اکبر محسنی

کلام اواز: پیر پارس


مطلع ترانه:


مرا ز چشمت افکندی دگر چه می خواهی
به دیگران دل می بندی دگر چه می خواهی


ز عشق و یاری ای زیبا سخن مگو با من
تو کز غم من خرسندی دگر چه می خواهی


به دلم از سوز عشقت آذرها دارم
ز غمت بر جان زارم اخگر دارم


به عشقت ای گل دل بستم دگر چه می خواهی
من از تو پیمان بشکستم دگر چه می خواهی


کنون که از پا افتادم در این سرای غم
بیا بگیر ای مه دستم دگر چه میخواهی


در دل شب   اخگر بارم   تا روشن گردد شام تارم
گر بشکستی  پیمانت را    من از مهرت کی دل بردارم

مرا ز چشمت افکندی دگر چه میخواهی
به دیگران دل می بندی دگر چه می خواهی


ز عشق و یاری ای زیبا سخن مگو با من
تو کز غم من خرسندی دگر چه می خواهی



مطلع اواز:


هرکه شد محرم دل در حرم یار بماند


وان که این کار ندانست در انکار بماند

اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن


شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند

صوفیان واستدند از گرو می همه رخت


دلق ما بود که در خانه خمار بماند


محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد


قصه ماست که در هر سر بازار بماند

هر می لعل کز آن دست بلورین ستدیم


آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند

جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت


جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند


گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس


شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند


از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر


یادگاری که در این گنبد دوار بماند


داشتم دلقی و صد عیب مرا می‌پوشید


خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند


بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد


که حدیثش همه جا در در و دیوار بماند

به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی


شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند







[ سه شنبه 29 فروردین1391 ] [ 4:16 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

برنامه ای از ارکستر سوم به رهبری همایون خرم


اواز: حسین قوامی

کلام: فروغی بسطامی


عهد همه بشکستم در بستن پیمانت


دامن مکش از دستم، دست من و دامانت


حسرت خورم از خونی کش ریخته شمشیرت


غیرت برم از چاکی کش دوخته پیکانت


بس جبهه که بر خاک است از طلعت فیروزت


بس جامه که صد چاک است از چاک گریبانت


بس خانه که ویران است از لشگر بیدادت


بس دیده که گریان است از غنچه‌ی خندانت


هم‌خون خریداران پیرایه‌ی بازارت


هم جای طلب کاران پیرامن دکانت

از کشتن مظلومان عاجز شده بازویت 

وز کثرت مشتاقان تنگ آمده میدانت

امید نظربازان از چشم سیه مستت 

تشویق سحرخیزان از جنبش مژگانت

دیباچه‌ی زیبایی رخسار دل‌آرایت 

مجموعه‌ی دلبندی گیسوی پریشانت

خون همه در مستی خوردی به زبر دستی 

دست همه بربستی گرد سر دستانت

آن روز قیامت را بر پای کند ایزد 

کایی پی دل جویی بر خاک شهیدانت

الهام توان گفتن اشعار فروغی را 

تا چشم وی افتاده‌ست بر لعل سخن دانت

[ چهارشنبه 16 فروردین1391 ] [ 7:37 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

برنامه ای از ارکستر سوم به سرپرستی همایون خرم


اواز همایون: ایرج

همنوازان: لطف الله مجد/مجید نجاهی/حسن ناهید/محمود رحمانی پور/حسین همدانیان

کلام: عماد خراسانی


تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد
نیست دیگر بخرابات خرابی چون من
باز خواهی که مرا سیل دمادم ببرد
حال آن خسته چه باشد که طبیبش بزند
زخم و بر زخم نمک پاشد و مرهم ببرد
پاکبازی که تو خواهی نفسی بنوازیش
نه عجب باشد اگر صرفه ز عالم ببرد
آنکه بر دامن احسان تواش دسترسی است
بدهان خاکش اگر نام ز حاتم ببرد
زنگ چل سالهء آئینهء ما گرچه بسی است
آتشی همدم ما کن که به یکدم ببرد
رنج عمری همه هیچ است اگر وقت سفر
رخ نماید که مرا با دل خرم ببرد
من ندانم چه نیازی است تو را با همه قدر
که غمت دل ز پریزاده و آدم ببرد
جان فدای دل دیوانه که هر شب بر تست
کاش جاوید بدان کوی مرا هم ببرد
من ننالم ز تو، لیکن نه سزا هست کسی
درد با خود ز در عیسی مریم ببرد
ذکر من نام دلارای حبیب است عماد
نیست غم دوست اگر نام مرا کم ببرد


[ چهارشنبه 16 فروردین1391 ] [ 3:57 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

برنامه ای از ارکستر سوم به رهبری همایون خرم

اواز افشاری: محمد رضا شجریان

کلام: فرخی یزدی


گرچه مجنونم و صحرای جنون جای من است


لیک دیوانه‌تر از من دل شیدای من است


آخر از راه دل و دیده سر آرد بیرون


نیش آن خار که از دست تو در پای من است


رخت بر بست ز دل شادی و هنگام وداع


با غمت گفت که یا جای تو یا جای من است


جامه‌ای را که به خون رنگ نمودم امروز


بر جفا کاری تو شاهد فردای من است


چیزهایی که نبایست ببیند بس دید


به خدا قاتل من دیده ی بینای من است


سر تسلیم به چرخ آن که نیاورد فرود


با همه جور و ستم همت والای من است


دل تماشایی تو دیده تماشایی دل


من به فکر دل و خلقی به تماشای من است


آن که در راه طلب خسته نگردد هرگز


پای پر آبله ی بادیه پیمای من است


[ چهارشنبه 16 فروردین1391 ] [ 1:13 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

برنامه ای از ارکستر سوم به رهبری همایون خرم

قطعه دو ضربی در ماهور

اواز: ایرج

کلام: فروغی بسطامی


قطع نظر ز دشمن ما کرد چشم دوست 
دردی که داشتیم دوا کرد چشم دوست


در عین خشم اهل هوس را به خون کشید 
کامی که خواستیم روا کرد چشم دوست


بر ما نظر فکند و ز بیگانه برگرفت 
دیدی که التفات به جا کرد چشم دوست


جمعی بکشت و جمع دگر زنده ساخت باز 
بنگر به یک نظاره چه*ها کرد چشم دوست

از بهر یک نگاه بلاخیز خویشتن 
ما را به صد بلیه رضا کرد چشم دوست

دوشینه داد وعده ی خون ریزی ام به ناز 
وقت سحر به وعده وفا کرد چشم دوست

قابل نبود خون من از بهر ریختن 
این گردش از برای خدا کرد چشم دوست

تشبیه خود به آهوی دشت ختن نمود 
مگذر ز حق که عین خطا کرد چشم دوست


هر تن که سر کشید ز فرمان شهریار 
او را نشان تیر بلا کرد چشم دوست


شمس الملوک ناصردین شاه کام کار 
کز رویش اقتباس ضیا کرد چشم دوست


شاهی که به هر خاک قدوم مبارکش 
خود را غلام باد صبا کرد چشم دوست


هر سو فروغی از پی آشوب ملک دل 
چندین هزار فتنه به پا کرد چشم دوست



[ چهارشنبه 16 فروردین1391 ] [ 2:53 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

اواز: غلامحسین بنان

کلام ترانه: اسماعیل نواب صفا

کلام اواز: صائب تبریزی

اهنگ بیات اصفهان: حسینعلی ملاح


مطلع ترانه:

هستی چه بود؟، قصه پر رنج و ملالی 
کابوس پر از وحشتی، آشفته خیالی 
ای هستی من و مستی تو، افسانه‌ای غم افزا 
کو فرصتی که تا لذتی بریم از شب وصالی؟ 
ز هستی، نصیبم بود درد بی نهایت 
چنان نی، ندارم سر شکوه و شکایت 
چرایی غمین، اقامت گزین به درگاه می‌فروشان 
گریز از محن، چو من ساغری بزن، ساغری بنوشان! 
هستی چه بود؟، قصه پر رنج و ملالی 
کابوس پر از وحشتی، آشفته خیالی 
ای دل، چه ز جانم خواهی؟، ای تن، ز چه جانم کاهی؟ 
ترسم که جهانی سوزد، از دل چو بر آرم آهی 
به دلم نه هوس، نه تمنا باشد، چه کنم که جهان همه رویا باشد! 
بگذر ز جهان همچون من، افشان به جهانی دامن 
بزمم سیه اما سازد جمع دگران را روشن 
هستی چه بود؟، قصه پر رنج و ملالی 
کابوس پر از وحشتی، آشفته خیالی 
ای هستی من و مستی تو، افسانه‌ای غم افزا 
کو فرصتی که تا لذتی بریم از شب وصالی



مطلع اواز:

ما نام خود ز صفحه دلها سترده ایم

از دفتر جهان ورق باد برده ایم

چون سرو تازه روی در این بوستان سرای

در راه سرد و گرم جهان پا فشرده ایم

نزدیکتر ز پرده چشم است از نگاه

راهی که ما به کعبه مقصود برده ایم

از صبح پرده سوز خدایا نگاهدار

این رازها که ما به دل شب سپرده ایم

هر نقش نیک و بد که در آئینه دیده ایم

صائب ز لوح خاطر روشن سترده ایم


[ شنبه 20 اسفند1390 ] [ 5:31 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

ترانه: دایه با صدای گلوریا روحانی

اواز: محمد رضا شجریان

تکنواز ویلون وسرپرست ارکستر: همایون خرم

همنوازان: مجید نجاحی/حسن ناهید/سیمین اقا رضی/حسین همدانیان

کلام اواز: علی اشتری



عمریست تا به پای خم از پا نشسته ایم


در کوی میفروش چو مینا نشسته ایم


ما را ز کوی باده فروشان گزیر نیست


تا باده در خم است همینجا نشسته ایم


تا موج حادثات چه بازی کند که ما


با زورق شکسته به دریا  نشسته ایم


ما آن شـقایقیم  که با داغ سینه سوز


جامی گرفته در پی صحرا نشسته ایم


طفل زمـان فشرد چو پروانه ام به مشت


جرم دمی که بر سر گلها نشسته ایم


[ شنبه 20 اسفند1390 ] [ 1:14 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: اکبر گلپایگانی

کلام: معینی کرمانشاهی

اهنگ: سه گاه ومخالف سه گاه


در چشم من، چه جلوه ای از بامداد عمر 


من شمع نیم سوخته ی شام هستی ام


صاحبدلان، ز صحبت من، مست کی شوند 


من خود شراب ریخته از جام هستی ام


افسانه های ناقص محنت کشان مخوان


من سر گذشت کامل آلام هستی ام


تومار زندگانیم ای نیستی بپیچ 


دیگر بس است قصه ی ایام هستی ام


رنگ تعلقی نپذیرفت خاطرم 


وارسته از تصور اوهام هستی ام


دست طلب بریده ز دامان آرزو 


ننهاده سر به بستر آرام هستی ام


هستی چنین که هست، ز من بشنوید، نیست 


من با خبر کبوتر پیغام هستی ام


من چیستم؟ فسانه ای از عالم وجود 


مجهول صرف و نقطه ی ابهام هستی ام


چون شمع شب نخفته به امید صبحگاه 


چشم انتظارمژده ی فرجام هستی ام


[ چهارشنبه 17 اسفند1390 ] [ 2:58 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: حسین قوامی

کلام: مولانا

اهنگ: چهارگاه

همنوازان:لطف الله مجد/همایون خرم/مجید نجاحی/حسن ناهید/همدانیان/محسنی

گوینده : رضا معینی


ای ساقیا مستانه رو ان یار اواز ده

گر نمی اید بگو ان دل که بردی بازده

افتاده ام در کوی تو پیچیده ام بر موی تو

محو رخ نیکوی تو ان دل که بردی بازده

ای دلبر زیبای من ای سرو خوش بالای من

ای خنده ات مینای من ان دل که بردی بازده

مارا به غم کردی رها شرمی نکردی از خدا

اکنون بیا در کوی ما ان دل که بردی باز ده

[ شنبه 15 بهمن1390 ] [ 1:0 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: اکبر گلپایگانی

اواز: مرضیه

کلام اواز: هما گرامی

کلام ترانه: معینی کرمانشاهی

اهنگ بیداد همایون از: همایون خرم


همنوازان:همایون خرم/جلیل شهناز/مجیدنجاحی/امیرناصرافتتاح

گوینده: عیلرضا معینی

مطلع ترانه:

   ساغرم شکست ای ساقی          رفته‌ام زدست ای ساقی   (2)
                                               درمیان توفان
برموج غم نشسته منم          در زورق شـکستـــه منـــم          ای نـاخـــدای عــالـم
تا نـام مـن رقـم زده‌شـد         یکبـاره مـهـــر غـم زده‌شــد          بــر ســرنـوشـت آدم
               ساغرم شکست ای ساقی          رفته‌ام زدست ای ساقی
                                             ....................
تـو تشنـه‌ کـامم کُشتی         در ســــراب نــــاکــــامـیهــا          ای بــلای نافرجامیها
نبــرده لـب بــــرجــامــی         می‌کشم به‌دوش ازحسرت          بارهستی و بدنامیها
برموج غم نشسته منم          در زورق شـکستـــه منـــم          ای نـاخـــدای عــالـم
تا نـام مـن رقـم زده‌شـد         یکبـاره مـهـــر غـم زده‌شــد          بــر ســرنـوشـت آدم
               ساغرم شکست ای ساقی          رفته‌ام زدست ای ساقی
                                             ....................
                               حکایت از چه‌کنم؟ شکایت از که‌کنم؟
                   که خود به دست خود آتش بردل خون شدة نگران زده‌ام
                                             ....................
                         حکایت از چه‌کنم؟ شکایت از که‌کنم؟
              که خود به دست خود آتش بردل خون شدة نگران زده‌ام
                                             ....................
برموج غم نشسته منم          در زورق شـکستـــه منـــم          ای نـاخـــدای عــالـم
تا نـام مـن رقـم زده‌شـد         یکبـاره مـهـــر غـم زده‌شــد          بــر ســرنـوشـت آدم
تـو تشنـه‌ کـامم کُشتی         در ســــراب نــــاکــــامـیهــا          ای بــلای نافرجامیها
نبــرده لـب بــــرجــامــی         می‌کشم به‌دوش ازحسرت          بارهستی و بدنامیها
برموج غم نشسته منم          در زورق شـکستـــه منـــم          ای نـاخـــدای عــالـم
تا نـام مـن رقـم زده‌شـد         یکبـاره مـهـــر غـم زده‌شــد          بــر ســرنـوشـت آدم
               ساغرم شکست ای ساقی          رفته‌ام زدست ای ساقی


مطلع اواز:

گفتی که تاب رفتن ما از برای توست

اهسته تر برو که دلم زیر پای توست


برچسب‌ها: موسیقی ایرانی
[ شنبه 15 بهمن1390 ] [ 3:29 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: مرضیه

کلام اواز:شیخ بهایی

کلام تصنیف: ؟

اگر زمن ندای دل به گوش جان شنوی

نگر چنین به عشوه ز سرایم نروی

مطلع اواز

ساقیا جامی زان شراب روحانی

تا دمی براسایم زین حجاب جسمانی

خانه ی دل ما را از کرم عمارت کن

پیش از انکه این خانه رو نهد به ویرانی

دین ودل به یک دیدن باختیم وخرسندیم

در قمار عشق ای دل کی بود پشیمانی

زلف وکاکل او را چو به یاد می ارم

می نهم پریشانی برسر پریشانی

بی وفا نگار من می کند به کار من

خنده های زیر لب عشوه های پنهانی

ماسیه گلیمان را جز بلا نمی باید

بر دل بهایی نه هر بلا که بتوانی



[ پنجشنبه 17 آذر1390 ] [ 2:9 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

 به رهبری همایون خرم

اواز: عبدالوهاب شهیدی

همنوازان: همایون خرم/مجید نجاحی/حسین همدانیان

اهنگ در: شور

کلام: امیر خسرو دهلوی


    در کمند موی او دادم زکف آزادگی را

          وز دو عالم بر گزیدم مستی و دلدادگی را

 

          سوختم سر تا بپا چون شمع در بزم محبت

          تا بیاموزی زمن پا تا بسر استادگی را

 

          تا شدم آئینه عشقت ، مرا در هم شکستی

          حاصلی نبود بغیر از این صفا و سادگی را

 

          در سرشک من توانی خواند راز بیوفایی

          اشک داند معنی درد ز چشم افتادگی را

 

          پای در گل مانده همچون سرو در صحرای حیرت

          بی سبب بر خویش بستم تهمت آزادگی را


[ چهارشنبه 16 آذر1390 ] [ 9:52 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

به سرپرستی همایون خرم

اواز: محمد رضا شجریان

کلام: عبدالرحمن جامی/مثنوی مولانا

همنوازان: احمد عبادی/لطف الله مجد

اهنگ: بیات اصفهان

کلام: عبدالرحمن جامی

ان ترک مست بین که مستانه میرود

شهری اسیر کرده سوی خانه میرود

هر جانبی که جلوه کنان روی می نهد

با او هزار عاشق دیوانه میرود

جانم ز تن رمید به سودای خال او

مرغ از قفس پرید سوی دانه میرود

از جهان رفته پیش رخش میکنم گله

با اشنا حکایت بیگانه میرود

زاهد به خود مایل و عاشق به کوی دوست

بلبل به باغ وجغد به ویرانه میرود

جامی ملول شودز رفیقان کوی زهد

پیمان شکست وبر سر پیمانه میرود

اجرای ساقینامه

کلام: ؟

بده ساقی ان تلخ شیرین گوار

که شیرین بود باده از دست یار

به من ده که از غم خلاصت دهم

نشان ره بزم خاصت دهم

شنیدم که شوریده دل می پرست

به خمخانه میگفت  وجامی به دست

اگر هوشمندی بیا باده نوش

چو نوشی دمی باده ایی به هوش

به می فروشان فرزانه رو

مگر اب اتش خواصت دهد

نشان ره بزم خاصت دهد


کلام: مثنوی مولانا


گفت معشوقی به عاشقی کای فتی

تو به غربت دیده ای بس شهرها

پس کدامین شهر زانها خوشتر است؟

گفت ان شهری که در وی دلبرست

هر کجا یوسفی باشد چو ماه

جنت ست ارچه که باشد قعر چاه


[ چهارشنبه 16 آذر1390 ] [ 2:8 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

به سرپرستی: همایون خرم

اواز: اکبر گلپایگانی

همنوازان:  مجیدنجاحی/محمود رحمانی پور/حسن ناهید/حسین همدانیان

اهنگ در: شور

کلام : طبیب اصفهانی


غمت در نهانخانه دل نشیند

به نازی که لیلی به محمل نشیند

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی

زبامی که برخاست مشکل نشیند

[ دوشنبه 14 آذر1390 ] [ 11:21 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: فرح / یونس دردشتی

کلام: حافظ /فروغی بسطامی


بوی خوش تو هر که زباد صبا شنید

از یار اشنا سخن اشنا شنید

یارب کجاست محرم رازی که یک زمان

دل شرح ان دهد که چه گفت چه ها شنید


ساقیا کمتر می امشب از کرم دادی مرا

تا سحر پیمانه پر کردی وکم دادی مرا

دوش گفتی ماجرای وصل وهجرانت به من

هم امید لطف وهم بیم ستم دادی مرا

[ دوشنبه 7 آذر1390 ] [ 10:18 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


ترانه بهار جوانی: باصدای عهدیه بدیعی

خوش بود بهار جوانی با پری رخی زندگانی

عشق تو دارم ای پری

که از روی گل دلکش تری

بی گلرخان دنیا لطف وصفا ندارد

گل جلوه ی روی زیبای ماه ندارد


اواز: یونس دردشتی


چون عود بی تو دود گذشت از سرم بیا

بر سر مریز این همه خاکسترم بیا

گیرم چو خواب نوش زچشمم گریختی

بوی خوشت نمیرود از بسترم بیا

گفتم مگربه اشک بشویم کتاب عشق

نام تو ماند بر ورق دفترم بیا

 

[ دوشنبه 7 آذر1390 ] [ 9:19 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


برنامه ای از ارکستر سوم به رهبری همایون خرم

اواز: اکبر گلپایگانی

اهنگ: شوشتری

کلام : بیزن ترقی/پزمان بختیاری

همنوازان: همایون خرم/جلیل شنهاز/مجید نجاحی/همدانیان


ای نکرده وفا رفته راه خطا

از شکسته دلان بی بهانه چرا


در شعله ان شمع چه افروخته بودم

ای کاش که پروانه صفت سوخته بودم

ائین وفا نیست در این عهد وزمان وای

من درس وفا را زکه اموخته بودم

افسوس که روشنگر بزم دگران شد

شمعی که به سوز جگر افروخته بودم

[ دوشنبه 7 آذر1390 ] [ 5:55 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: الهه

کلام: معینی کرمانشاهی

اهنگ ابوعطا: جواد معروفی


بهار من اکنون که گشته خزان

گرفته چو عمرم غبار زمان


مگر که صدایم بگوش خدایم نمی رسد

که این غم گویا سکوت شبم را گرفته

خدایا خدایا

[ شنبه 5 آذر1390 ] [ 0:22 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: محمد رضا شجریان

همنوازان: احمد عبادی/پرویز یاحقی/مجید نجاهی/جهانگیر ملک

کلام: شیخ اجل سعدی


بیا که نوبت صلح ودوستی وعنایت

به شرط انکه نگویم از انچه رفت حکایت

[ جمعه 4 آذر1390 ] [ 1:45 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

برنامه ای از ارکستر سوم به رهبری همایون خرم

نکته قابل ذکر اینکه در انتهای این فایل توسط گوینده زن شماره 148 بعنوان برنامه ارکستر سوم اعلام میگردد.


اواز: حسین قوامی

کلام: الهی قمشه ای


الهی به عشاق دیوانه ات

به مجنون صفتان فرزانه ات

به هر یاد مخمور صهبای عشق

به دیوانه ی سر به صحرای عشق

به جانی که مدهوش وحیران توست

به ان دل که دایم پریشان توست

[ پنجشنبه 26 آبان1390 ] [ 9:43 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

برنامه ای از ارکستر سوم به رهبری همایون خرم

اواز: جمال وفایی

کلام:

درود گرم ما بر می فروشان


[ شنبه 21 آبان1390 ] [ 3:30 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

برنامه ای از ارکستر سوم به رهبری همایون خرم


اواز: عبدالوهاب شهیدی

کلام: فروغ میردامادی/گلشن کردستانی

اهنگ در: بیات اصفهان


در خلوت شبهای من تنها بیا تنها بیا

پیمانه جو ساغر طلب اشفته وشیدا بیا

[ جمعه 20 آبان1390 ] [ 11:4 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

برنامه ای از ارکستر سوم به رهبری همایون خرم


اواز: حسین قوامی

کلام: صفای اصفهانی

اهنگ در : ابو عطا

چنین شنیدم که لطف یزدان به روی جوینده در نبندد

دری که بگشاید از حقیقت بر اهل عرفان دگر نبندد

[ جمعه 20 آبان1390 ] [ 10:8 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

برنامه ای از ارکستر سوم به رهبری همایون خرم


اواز: ایرج

کلام: فروغی بسطامی

اهنگ در : ماهور

هر که نظر به دشمن ما کرد دوست

دردی که داشتیم دوا کرد چشم دوست

[ جمعه 20 آبان1390 ] [ 8:36 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

برنامه ای از ارکستر سوم به رهبری همایون خرم


اواز: اکبر گلپایگانی

کلام: معینی کرمانشاهی

اهنگ در شور از: همایون خرم


ای ساقی پیاله پرکن

دریای روحم را زناله پرکن

از رنگ وریا بیچاره شدم ساقی کجایی؟

در شهر جنون اواره شدم ساقی کجایی؟

ای ساقی من عمر دوباره ای ندارم

با جامی مستم کن که چاره ای ندارم

 

[ جمعه 20 آبان1390 ] [ 7:18 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: اکبر گلپایگانی

همنواز: فرهنگ شریف

کلام : خواجوی کرمانی

اهنگ در : مخالف سگاه

زلعلم ساغری در ده که چون چشم تو سرمست

ور گویم که چون زلفت پریشان نیستم هستم

[ پنجشنبه 19 آبان1390 ] [ 10:57 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: محمود محمودی خوانساری

کلام : صائب تبریزی


ما نام خود ز صفحه دلها سترده ایم

در دفتر جهان ورق باد برده ایم

گر خاک ره شویم فراموش نمی کنیم

از چشمه سار عشق تو ابی که خورده ایم

[ پنجشنبه 19 آبان1390 ] [ 9:45 بعد از ظهر ] [ محسن ]

موسیقی ایرانی


اواز : دلکش

کلام ترانه: معینی کرمانشاهی

کلام اواز: شیخ اجل سعدی

 اهنگ : علی تجویدی


به نسیم سحر خبر امد سیاهی شب به سر امد

تو که می زده ای چه نشستی که سپیده زد وسحر امد

به سوی بوستان شو


انصاف نبود ان رخ دلبند نهان کرد

زیرا که که نه رویی کز او صبر توان کرد

امروز یقین شد که تو محبوب خدایی

کز عالم جان این همه دل با تو روان کرد

[ سه شنبه 17 آبان1390 ] [ 0:1 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

اجرای تصنیف با صدای مرضیه

یک شب دیدی مست مستم

سرگردانی خسته هستم گفتی بنشین نشستم


اواز: ایرج

کلام : حافظ

همنواز: فرهنگ شریف

تو همچو صبحی ومن شمع خلوت سحرم

تبسمی کن وجان بین که چون همی سپرم

[ دوشنبه 9 آبان1390 ] [ 9:33 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

برنامه ای از ارکستر فرهنگ وهنر


اواز: پریوش

کلام تصنیف: معینی کرمانشاهی

نکنی چرا تو یادم نکنی چرا توشادم

کلام اواز: شیخ اجل سعدی

به خدا اگر بمیرم که دل ازتو برنگیرم

برو ای طبیبم از سر که دوا نمی پذیرم

اهنگ در: شور از عماد رام


[ پنجشنبه 5 آبان1390 ] [ 0:44 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: ایرج

کلام: شیخ اجل سعدی

همنوازان: همایون خرم/جلیل شهناز/لطف الله مجد/محمود رحمانی پور/ مجید نجاحی/امیر ناصر افتتاح/حسن ناهید

اهنگ: بیات ترک


سلسله موی دوست حلقه دام بلاست

هرکه در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست



 

[ چهارشنبه 4 آبان1390 ] [ 9:38 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: اکبر گلپایگانی

رهبر ارکستر: همایون خرم

همنوازان: همایون خرم/مجید نجاحی/محمود رحمانی پور/حسن ناهید/حسین همدانیان

کلام: عماد خراسانی


ای اسمان مگر دل دیوانه منی؟

کاین گونه شعله میکشی ونعره میزنی

نالان واشکبار مگر عاشقی ومست؟

با خویشتن چو ما مگر ای دوست دشمنی؟

[ چهارشنبه 4 آبان1390 ] [ 0:31 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: اکبر گلپایگانی

کلام: عطار نیشابوری

همنوازان: رضا ورزنده/امیر ناصر افتتاح

دستگاه: همایون


گم شدم در خود چنان کز خویش ناپیدا شدم

شبنمی بودم ز دریا غرقه در دریا شدم

سایه ای بودم ز اول بر زمین افتاده خوار

راست کان خورشید پیدا  گشت ناپیدا شدم

[ سه شنبه 3 آبان1390 ] [ 11:34 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: جمال وفایی

کلام: پیر پارس

اهنگ در: افشاری

بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید

از یار اشنا سخن اشنا شنید

[ پنجشنبه 28 مهر1390 ] [ 0:18 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: حسین قوامی

کلام: رضی الدین ارتیمانی

اهنگ در: شور


عشقی بتازه باز گریبان گرفته است

اه این چه اتشی است که در جان گرفته است

ایدل ز اضطراب زمانی فرونشین

دستم به زور دامان جانان گرفته است

[ چهارشنبه 27 مهر1390 ] [ 8:24 بعد از ظهر ] [ محسن ]
نوایی از موسیقی ملی


اواز: محمودی خوانساری

کلام از: شیخ اجل سعدی

همنوازان اواز: اسدالله ملک/فرهنگ شریف


ترانه: پوران

کلام ترانه: هما میر افشار

اهنگ در ابوعطا: اسدالله ملک


خبرت هست که بی روی تو ارامم نیست

طاقت بار فراق این همه ایام نیست

[ چهارشنبه 27 مهر1390 ] [ 6:37 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: منوچهر همایون پور

کلام اواز: پیر پارس

همنواز: جواد معروفی

اهنگ در: دشتی


اگر از کوی تو بویی به من رساند باد

به مزده جان جهان را به باد خواهم داد

[ جمعه 22 مهر1390 ] [ 6:45 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: محمد رضا شجریان

کلام اواز: فروغی بسطامی

اهنگ در: دشتی


یک شب اخر دامن اه سحرخواهم گرفت

داد خود را زان مه بیدادگر خواهم گرفت

چشم گریان را به طوفان بلا خواهم سپرد

نوک مزگان را به خوناب جگر خواهم گرفت


دلم از نرگس بیمار تو بیمارتر است

چاره کن درد کسی کز همه محتاج تر است

من بدین طالع سرگشته چه خواهم کردن

که زمزگان سیاه تو نگونسازتر است

گر توانش وعده دیدار ندادی امشب

پس چرا دیده من از همه بیدارتر است

[ جمعه 22 مهر1390 ] [ 3:3 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: روح انگیز

کلام اواز: پیر پارس

کلام تصنیف: حسین گل گلاب

اهنگ در چهار گاه از: علینقی وزیری


بر سر انم که گر زدست براید

دست به کاری زنم که غصه سر اید

[ یکشنبه 17 مهر1390 ] [ 3:15 بعد از ظهر ] [ محسن ]
 موسیقی ایرانی


اواز: محمود محمودی خوانساری


جدا ز لاله رخ خود بهار را چکنم

هزار داغ به دل لاله زار را چکنم

زخون دیده کنارم پراست بی لب یار

کنار کشت ولب جویبار را چکنم


[ شنبه 16 مهر1390 ] [ 7:44 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: روح انگیز

کلام اواز: شیخ اجل سعدی

اهنگ در: همایون

عهد بشکستی ومن بر سر پیمان بودم

شاکر نعمت وپرورده احسان بودم


[ شنبه 9 مهر1390 ] [ 4:18 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: نادر گلچین

همنواز اواز: عماد رام

کلام اواز: باباطاهر

اهنگ در: دشتی

[ شنبه 9 مهر1390 ] [ 2:48 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

 اواز: حسین خواجه امیری (ایرج)

کلام اواز: شیخ اجل سعدی

همنوازان اواز:لطف الله مجد/مجید نجاحی/حسن ناهید/کاموسی/امیر ناصر افتتاح

رهبر ارکستر: همایون خرم


ان سرو که گویند به بالای تو ماند

هرگز قدمی پیش تو رفتن نتواند 

[ شنبه 9 مهر1390 ] [ 0:14 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


 اواز: محمد منتشری

ترانه: پوران

[ جمعه 8 مهر1390 ] [ 12:55 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


 اواز: محمد رضا شجریان

کلام اواز: فروغی بسطامی

همنوازان: اجمد عبادی / لطف الله مجد


 اندوه تو شد وارد کاشانه ام امشب

مهمان عزیز امده در خانه ام امشب

صد شکر خدا را که نشسته ست به شادی

گنج غمت اند دل ویرانه ام امشب

من از نگه شمع رخت دیده ندوزم

تا پاک نسوزد پر پروانه ام امشب



[ پنجشنبه 27 مرداد1390 ] [ 8:3 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: غلامحسین بنان

همنواز اواز: جواد معروفی


سالها رفت وهمی صبح شد وشام گذشت

بر سر ما مگذشتی تو ایام گذشت

من همی نامه وپیغام فرستم تو همی

عمر خود همه بر نامه وپیغام گذشت

عشق چندان که بپوشند نماند پنهان

خاصه افسانه ما کز دهن عام گذشت

دل که از عشق دل ارام بر ارد فریاد

که دگر کار دل از طاقت وارام گذشت

[ پنجشنبه 27 مرداد1390 ] [ 2:56 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: الهه

کلام از: حافظ

از من جدا مشو که توام نور دیده ای

ارام جان ومونس قلب رمیده ای

از دامن تو دست ندارند عاشقان

پیراهن صبوری ایشان دریده ای

[ پنجشنبه 27 مرداد1390 ] [ 11:47 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: علی اصغر زند وکیل

کلام اواز: طبیب اصفهانی


غمش در نهانخانه ی دل نشیند

به نازی که لیلی در محمل نشیند

[ سه شنبه 25 مرداد1390 ] [ 7:13 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: ناصر مسعودی

ترانه: گل پامچال

اهنگ در: دشتی

[ سه شنبه 25 مرداد1390 ] [ 1:30 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: ملوک ضرابی

کلام از: خدیویان

اهنگ در مایه دشتی از: جهان پناه


دل ودل محو جمالت مست تمنای وصالت

[ دوشنبه 24 مرداد1390 ] [ 9:38 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز: بانو مرضیه

کلام اواز: فروغی بسطامی

همنوازان اواز: جواد معروفی/ همایون خرم


نرگس مست تو را دل هوشیاران زد

خفته را بین که چنان بر صف بیداران زد

عشق هر عقده که در زلف گره گیر تو بود

گه به کار من وگاهی به دل باران زد

ساقی ان باده که لعل تو در ساغر ریخت

اتشی بود که در خانه ی میخوران زد

تو که ازقید گرفتاری دل ازادی

کی توان با تو دم از حال گرفتاران زد

نازم ان چشم سیه مست که از راه غرور

سرگران امد وبر قلب سبکباران زد


[ دوشنبه 17 مرداد1390 ] [ 6:22 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز : بانو مرضیه

کلام اواز: حافظ


خیال روی تو در هر طریق همره ماست

نسیم موی تو به پیوند جان اگه ماست

به رغم مدعیانی که منع عشق کنند

جمال چهره ی تو حجت موجه ماست

[ یکشنبه 9 مرداد1390 ] [ 2:30 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


ترانه واواز: بانو فرح

کلام اواز: فخرالدین عراقی


در کوی خرابات کسی را که نیاز است

هوشیاری و مستیش همه عین نماز است

اسرار خرابات بجز مست نداند

هوشیار چه داند که در این کوی چه راز است

 

[ شنبه 8 مرداد1390 ] [ 0:8 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


ترانه و اواز: بانو فرح

کلام اواز: موید ثابتی


از شاخ عمر جوانی پرید ورفت

نگرفت انس با من دوری گزید رفت

[ جمعه 7 مرداد1390 ] [ 8:49 بعد از ظهر ] [ محسن ]
نوایی از موسیقی ملی


همنوازان : اسدالله ملک /فرهنگ شریف/حسن ناهید/محمود رحمانی پور/جهانگیر ملک


کلام ترانه واواز : هما میر افشار

اهنگساز : اسدالله ملک

اهنگ در : گوشه عشاق وبیات راجع

اواز : محمودی خوانساری

همنواز اواز: اسدالله ملک

خواننده ترانه : مهستی


تو اشنای دلم اشنا چه میدانی؟

نخوانده درس محبت وفا چه میدانی؟

ندیده درد جدایی جدا مشو از دل

طبیب روح ودل من دوا چه میدانی؟

فقیر درگه این عشق خانمانسوزم

تو شاه ملک وجودی گدا چه میدانی؟

صفای اهل نظر

صفای اهل نظر  روی پاک وروشن تست

به پای دل ننشستی

به پای دل ننشستی صفا چه میدانی؟


[ یکشنبه 26 تیر1390 ] [ 1:52 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


کلام اواز:  واشعار متن برنامه حافظ

همنوازان : همایون خرم / فرهنگ شریف/ چشم اذر/حسین همدانیان

اواز : محمد رضا شجریان

اهنگ : مخالف سگاه

گوینده: رضا معینی

دکلمه

به من ار چه می پرستم مدهید می که مستم

مبرید دل زدستم که دل دگر ندارم

اواز

به من ار چه می پرستم مدهید می که مستم

مبرید دل ز دستم که دل دگر ندارم

دکلمه

برو ای طبیبم از سر که ز سر خبر ندارم

به خدا رها کنم جان که زجان خبر ندارم

به عیادتم قدم  نه  که ز بیخودی شوم  به

می ناب نوش وهم ده که غم دگر ندارم

دکلمه

دگرم مگوی خواهم که ز درگهت برانم

تو برین ومن برانم که دل از تو بر نگیرم

اواز

دگرم مگوی خواهم که ز درگهت برانم

تو برین ومن برانم که دل از تو بر نگیرم

به من ار چه می پرستم  مدهید می که مستم

مبرید دل زدستم که دل دگر ندارم

دکلمه

به من ار چه می پرستم مدهید می که مستم

مبرید دل زدستم که دل دگر ندارم


 



[ جمعه 24 تیر1390 ] [ 5:52 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

همنواز اواز: احمد عبادی

اواز: محمد رضا شجریان

کلام اواز: سعدی


دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند

سروران بر در سودای تو خاک قدمند

شهری اند طلبت سوخته اتش عشق

خلقی اندر هوست غرقه دریای غمند

شهر ی اندر طلب سوخته اتش عشق

خلقی اندر هوست غرقه دریای غمند

گاه گاهی بگذر در صف دلسوختگان

تا ثناییت بگویند دعایی بدمند

هر خم از جعد پریشان تو زندان دلیست

تا نگویی که اسیران کمند تو کمند

تا نگویی که اسیران کمند تو کمند

زین امیران ملاحت که تو بینی برکس

به شکایت نتوان رفت که خصم و

بندگان را نه گزیرست زحکمت نه گریز

چه کنند ار بکشی ور بنوازی خدمند

جور دشمن چه کند گر نکشد طالب دوست

گنج ومار وگل وخار غم وشادی به همند

گنج ومار وگل وخار غم وشادی به همند

غم دل با تو نگویم که در تو راحت نفس

نشناسی که جگر سوختگان در المند

نشناسی که جگر سوختگان در المند

غم دل با تو نگویم که در تو راحت نفس

نشناسی که جگر سوختگان در المند

تو یکبار قوی حا کجا دریایی

که ضعیفان غمت بارکشان ستمند

سعدیا عاشق صادق زبلا نگریزد

سست عهدان ارادت ز ملامت برمند

سست عهدان ارادت زملامت برمند



[ سه شنبه 21 تیر1390 ] [ 2:7 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


اواز : محمودی خوانساری

همنواز اواز: اسدالله ملک

ضرب : جهانگیر ملک وپرویز تبریزی

کلام اواز: وصال شیرازی وجامی

کلام ترانه : مولانا


شد در شکوه ما باز با سر گیسوی تو باز

شب وصل است بسی کوته واین قصه دراز

پر من داد ولی رفته ز یادم پرواز

من که پروا ندارم چکنم با پر باز

گر به رویم همه درهای خوشی بندد چرخ

هیچ غم نیست اگر هست در میکده باز

گفتمش با غم هجران چه کنم گفت بسوز

گفتمش چاره ی این سوز  بگو گفت بساز


همه گویند پروانه بود عاشق شمع

عاشق کیست بگو شمع بی سوز وگداز


با من صنما دل یکدله کن

گر سر ننهم انگه گله کن

مجنون شده ام از بهر خدا

زان زلف خوشت یک سلسله کن

با ذکر این نکته که این برنامه از برنامه دل انگیزان رادیو پخش گردیده ودکلمه ابیات اواز

در بین برنامه توسط گوینده خانم اجرا گردیده است.

 

[ دوشنبه 20 تیر1390 ] [ 1:10 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


نوای کاروان

اهنگساز : عباس خوشدل

کلام ترانه از : ابراهیم صفایی

خواننده : نادر گلچین

اهنگ در : دشتی


نوای کاروان امشب زند اتش به جانم

خدایا برملا شد برملا راز نهانم

مران محمل مران ای کاروان اهسته تر رو

که من دل خسته ای وامانده از این کاروانم

سراپا سوزم واهم سرشک غم گدازم

به جایی ره نجویم که من گم کرده راهم

نسیم غمت مرا می برد به شهر بی نشانها

من ان اتشم که وامانده ام به جا از کاروان ها

غم دل را با با که گویم تا نشانت به جان دارم

نشانی از او نجویم که من یاری بی نشان دارم

کجا رفتی ای کبوتر بی بال که دل ز فراقت اسیر جنون شد

خبر نداری که از غم عشقت

فسانه شدم من وفای تو چون شد

نوای کاروان امشب زند اتش به جانم

خدایا بر ملا شد بر ملا راز نهانم

مران محمل مران ای کاروان اهسته تر رو

که من دل خسته ای وامانده از این کاروانم

که من دل خسته ای وامانده از این کاروانم

سرا پا سوز واهم سرشک غم گدازم

به جایی ره نجویم که من گم کرده راهم

نسیم غمت مرا می برد به شهر بی نشان ها

من ان اتشم که وامانده ام  بجا از کاروان

بجا از کاروان ها



[ پنجشنبه 16 تیر1390 ] [ 11:50 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


خواننده بخش ترانه و اواز : دلکش

کلام اواز : حافظ


ترانه

امشب چو من مینای می میگرید پیمانه میخندد

یا رب چو گل بر گریه ی این عاشق دیوانه می خندد


اواز

برو ای طبیم از سر که ز سر خبر ندارم

بخدا رها کنم جان که زجان خبر ندارم

به عیادتم قدم نه که زبیخودی شوم به

می ناب نوش هم ده که غم دگر ندارم

ز زرت کنند زیور بزرت کشند در بر

من بینوای مضطر چکنم که زر ندارم

به من ار چه می پرستم مدهید  می که مستم

مبرید دل زدستم که دل دگر ندارم

به من ار چه می پرستم مدهید می که مستم

نبرید دل زدستم که دل دگر ندارم



[ جمعه 10 تیر1390 ] [ 5:12 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی


خواننده بخش ترانه: دلکش

اواز : محمودی خوانساری

غزل اواز: شیخ اجل سعدی


شادی با تو رسیده به خانه من

روشن شد زتو بزم شبانه من

بی تو با شب وماه وچمن چکنم

روزی گر نرسی تو به من چکنم

از هر غنچه بهانه دگر گذرم

از هر گل چون نسیم سحر گذرم

اسان از همه عالم گر گذرم

مشکل که از سر عشق تو  درگذرم

مست توام مست توام دیوانه ی تو

مست تو ام مست توام می زده پیمانه ی تو

شادی با تو رسیده به خانه ی من

روشن شد زتو بزم شبانه ی من

بی تو با شب وماه وچمن چکنم

روزی گر و نرسی به من چکنم

من همچون گیاهم تو ابر بهاران

عشقت به تنم جان بخشیده چون باران

تو چشمه ی نوشی ای شهد جاودانی

از هر چه بگویم تو شیرین تر از جانی

از هر غنچه بهانه دیگر گذرم

از هر گل چون نسیم سحر گذرم

اسان از همه عالم اگرگذرم

مشکل از سر عشق تو در گذرم

مست توام مست توام دیوانه ی تو

مست توام مست توام می زده ی پیمانه ی تو


غزل اواز

من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم

تو به یک جرعه دیگر ببری از دستم

هر چه کوته نظرانندبرایشان پیمای

که حریفان ز مل من زتامل مستم

پیش از اب وگل من در دل من مهر تو بود

با خود اوردم از ان جا نه به خود بربستم

تو به یک جرعه دیگر ببری از دستم

من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم


[ جمعه 10 تیر1390 ] [ 1:51 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

تکنواز نی: حسن کسایی در بیات اصفهان

سه تار: احمد عبادی

تار : لطف الله مجد

اواز : محمد رضا شجزیان در بیات اصفهان

کلام اواز: عبدالرحمن جامی


ان ترک مست بین که مستانه میرود

شهری اسیر کرده سوی خانه میرود

هر جانبی که جلوه کنان روی می نهد

با او هزار عاشق دیوانه میرود

جانم ز تن رمید به سودای خال او

مرغ از قفس پرید سوی دانه میرود

از جهان رفته پیش رخش میکنم گله

با اشنا حکایت بیگانه میرود

زاهد به خود مایل و عاشق به کوی دوست

بلبل به باغ وجغد به ویرانه میرود

جامی ملول شودز رفیقان کوی زهد

پیمان شکست وبر سر پیمانه میرود



[ پنجشنبه 9 تیر1390 ] [ 4:53 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

خواننده ترانه: الهه

اواز : جمال وفایی

غزل اواز : نظام فاطمی

دکلمه اشعار متن: فخری نیکزاد

اشعار متن برنامه : نظام فاطمی


ای که زخشم خدا نترسی از شرر اه ما نترسی

ای که دلم را به خون کشیدی سوی دیار جنون کشیدی

رفتی وپیمان ما شکستی جام غرور مرا شکستی

عشق مرا زیر پا نهادی ساغر دل را چرا شکستی؟

روز شب من از خدا میخواهم با خلوص وبی ریا میخواهم

تا مرا زاین دل شکسته بخشد یا دل مرا زمن بستاند

اشک دیده را خدا می بیند سوز سینه را خدا میداند

ای که برده دیگر زیادم داده ای چو خاک ره بر بادم

از تو اه من بگیرد دادم  دامن تو را بگیرد دامن تو را بگیرد

داد این دل شکسته از تو بی وفا بگیرد

ای که زخشم خدا نترسی از شرر اه ما نترسی

ای که دلم را به خون کشیدی سوی دیار جنون کشیدی

رفتی پیمان  ما شکستی جام غرور مرا شکستی

عشق مرا زیر پا نهادی ساغر دل را چرا شکستی؟


غزل اواز


ای خوشا عاشقی ومستی بی پروایی

ای خوش از خون دل خویش قدح پیمایی

از برمن به کجا میروی ای غم دیگر

تو که هر جا روی اخر بر سر من باز ایی

رانده ایم از همه جا وگنه ما این است

که نداریم دلی بلهوس وهرجایی

شستم از اشک وزخون رنگ وجلایش دادم

صورت عشق نبود ورنه بدین زیبایی

ای خوشا عاشقی ومستی وبی پروایی

ای خوش از خون دل خویش قدح پیمایی


[ پنجشنبه 9 تیر1390 ] [ 12:47 بعد از ظهر ] [ محسن ]


موسیقی ایرانی

اهنگساز : پرویز یاحقی

کلام ترانه از : بیزن ترقی

کلام اواز: حافظ

خواننده بخش ترانه: الهه

اواز : محمد رضا شجریان



 

آرد، آرد صبا از بّر تو، عطر گل از بستر تو، زان مرمرین پیکر تو

نرگس شود خیره بر آن، چشمان افسونگر تو، بنفشه شرمنده شود، زان عطر جان پرور تو

آرد صبا خرمن گل، ریزد ز پا تا سر تو، آرد صبا خرمن گل، ریزد ز پا تا سر تو

 

آرد، آرد صبا از بّر تو، عطر گل از بستر تو، زان مرمرین پیکر تو

نرگس شود خیره بر آن، چشمان افسونگر تو، بنفشه شرمنده شود، زان عطر جان پرور تو

آرد صبا خرمن گل، ریزد ز پا تا سر تو، آرد صبا خرمن گل، ریزد ز پا تا سر تو

 

ناامیدی ز من گریزد که ز تو دمی نتوانم، نتوانم که جان به پیش قدمت نفشانم

جلوه گر چو گوهری، همچو نور سَحری، قبله گاه هنری

آرد، آرد صبا از بّر تو، عطر گل از بستر تو، زان مرمرین پیکر تو

نرگس شود خیره بر آن، چشمان افسونگر تو، بنفشه شرمنده شود، زان عطر جان پرور تو

آرد صبا خرمن گل، ریزد ز پا تا سر تو، آرد صبا خرمن گل، ریزد ز پا تا سر تو

 

تو بخت پیروز منی، بهار و نوروز منی  

نمی روی از دل من، که مایه سوز منی

خوش فارغ از من، در خواب نازی، رویت چه جلوه ها کند 

 بگشا دو چشمت، تا جام باده، میخانه را رها کنم

امید من، قرار من، ای عشق پایدار من، باشد روی نکوی تو، طلیعه بهار من

 

آرد، آرد صبا از بّر تو، عطر گل از بستر تو، زان مرمرین پیکر تو

نرگس شود خیره بر آن، چشمان افسونگر تو، بنفشه شرمنده شود، زان عطر جان پرور تو

آرد صبا خرمن گل، ریزد ز پا تا سر تو، آرد صبا خرمن گل، ریزد ز پا تا سر تو

اواز

  صبا به تهنیت پیر می فروش امد

  که موسوم طرب وعیش وناز ونوش امد

 هوا مسیح نفس گشت وباد نافه گشای

 درخت سبز شد ومرغ در خروش امد

 تنور لاله ها چنان بر فروخت باد بهار

 که غنچه غرق عرق گشت وگل به جوش امد

 زخانقاه به میخانه می رود حافظ

مگر زمستی زهد ریا به هوش امد


 

[ جمعه 3 تیر1390 ] [ 4:11 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

ترانه سرا:ایرج جنتی عطایی

غزل اواز: فروغی بسطامی

خواننده:محمدرضا شجریان

دستگاه: سگاه

هنرمندان:سیمین اقا رضی/مجید نجاحی/فرهنگ شریف/محمود رحمانی پور/منصور نریمان/حسن ناهید/حسین همدانیان

سرپرست گروه:همایون خرم

ای غم بگو ای غم بگو با جوانی ام چه کردی

دارم به دل صد ارزو با جوانی ام چه کردی

اینچنین رها مرا درمیان صد بلا تو کرده ای ندیم شب ها

بال من خسته شد چون دلم شکسته شد خسته ام جدا زدنیا

کنون که من دراتشم بیا ببین چه میکشم ببین که غم چه کرده با من

چه کرده با من

ببین که غم چه کرده با من

در دام هجرانم نهادی وگرفتی جوانی ام

سر در گریبانم روز وشب که اخر فتادم از پا

به کجا روم که ز روی تو خجلم خجلم خجلم خجلم

جوانی ام جوانی ام بهار زندگانی ام امید جاودانی ام رفتی به کجا

بلای نا توانی ام سزای مهربانی ام ببین چه شد جوانی ام اخر به خدا

کنون که من در اتشم بیا ببین چه میکشم

ببین که غم چه کرده با من


 غزل اواز: فروغی بسطامی


جانی که خلاص از شب هجران تو کردم

در روز وصال تو به قربان تو کردم

خون بود شرابی که زمینای تو خوردم

غم بود نشاطی که به دوران تو کردم

اهی است کز اتشکده سینه بر امد

هر شمع که روشن به شبستان تو کردم

دل با همه اشفتگی از عهده بر امد

هر عهد که با زلف پریشان تو کردم

در حلقه مرغان چمن ولوله انداخت

هر ناله که در صحن گلستان تو کردم

دوشینه به من این همه دشنام که دادی

پاداش دعایی است که بر جان تو کردم

[ یکشنبه 15 خرداد1390 ] [ 10:36 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی/با صدای بانو مرضیه/با غزلی از حضرت حافظ/ طفیل هستی عشقند ادمی پری/

طفیل هستی عشق اند ادمی وپری

ارادتی بنما تا سعادتی ببری

بکوش خواجه واز عشق بی نصیب نباش

که بنده را کس نخرد به عیب بی هنری

می صبوح وشکر خواب صبحدم تا چند

به عذر نیم شبی کوش وناله سحری

تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار

که در برابر چشمی وغایب از نظری

هزار جان گرامی بسوخت زین غیرت

که هر صباح ومسا شمع مجلس دگری

بیا که وضع جهان را چنان که من دیدم

گر امتحان کنی می خوری وغم نخوری


[ شنبه 7 خرداد1390 ] [ 0:0 قبل از ظهر ] [ محسن ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

پیش از این گر سخن از نغمه داودی بود
پیش ما نغمه همان نغمه محمودی بود
بال بگشود چو با نغمه سازش اواز
صوت او صوت خداوندی ومعبودی بود
برچسب‌ها وب
لینک های مفید
امکانات وب