قالب وبلاگ
موسیقی ملی ایران
 
پيوندهای روزانه
لینک های مفید
به یاد بانوی غزل سیمین بانو 

گلهای رنگارنگ برنامه شماره 566

اواز: اکبر گلپایگانی

ترانه: الهه

ترانه سرا: سیمین بهبهانی

با همکاری هنرمندان:حبیب الله بدیعی/فرهنگ شریف/جهانگیر ملک

اهنگ : دشتی

تنظیم برای ارکستر: جواد معروفی

اشعار: رفیق اصفهانی/کلیم کاشانی

غرل اواز: مریم ساوجی

گوینده:اذر پزوهش

 

 

 

 

 

رفتم اما دل من مانده بر دوست هنوز

می برم جسمی و جان در گرو اوست هنوز

 

ای ان که گاه گاه زمن یاد می کنی

پیوسته شاد زی که دلی شاد می کنی

 


برچسب‌ها: پاسداشت
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 30 مرداد1393 ] [ 10:37 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد سیمین بانوی عزیز

گلهای تازه برنامه شماره 56 ( گل انتظار)

اواز: اکبر گلپایگانی

با همکاری هنرمندان: جلیل شهناز/پرویز یاحقی/ناصر افتتاح

اشعار: سیمین بهبهانی

اهنگ: افشاری

گوینده:اذر پزوهش

 

ستاره دیده فرو بست و آرمید بیا 
شراب نور به رگهای شب دوید بیا 


ر بس بدامن شب اشک انتظارم ریخت 
گل سپیده شگفت و سحر دمید بیا 

زبس نشستم و با شب حدیث غم گفتم 
ز غصه رنگ من و رنگ شب پرید بیا 

 

بوقت مرگم اگر تازه میکنی دیدار 


بهوش باش که هنگام آن رسید بیا 

 

 

به گام های کسان میبرم گمان تویی

دلم زسینه برون شد زبس تپید بیا

 

نیامدی که فلک خوشه خوشه پروین داشت 
کنون که دست سحر دانه دانه چید بیا 

 

 

امید خاطر سیمین دل شکسته تویی 
مرا مدار ازین بیش نا امید بیا 

 

ز چه جوهر آفريدي، دل داغدار مارا؟

كه هزار لاله پوشد، پس از اين مزار ما را

 

 

 


برچسب‌ها: پاسداشت
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 30 مرداد1393 ] [ 3:28 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد سیمین بانوی ازاده

یک شاخه گل برنامه شماره364

اواز: ناصر مسعودی

با همکاری: جلیل شهناز

اهنگ: محمد میر نقیبی

شعر: سیمین بهبهانی

اشعار:بیدل هندی

گوینده: فیروزه امیر معز

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: یک شاخه گل
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 30 مرداد1393 ] [ 1:33 قبل از ظهر ] [ محسن ]
به یاد بانوی ازاده سیمین بانوی عزیز

یک شاخه گل برنامه شماره 413

اواز: سیاوش

ترانه: پروین

با همکاری هنرمندان: احمد عبادی/فریدون حافظی/منصور صارمی/حسن ناهید/جهانگیر ملک

اهنگ چهارگاه:حبیب الله صالحی

ترانه سرا: سیمین بهبهانی

اشعارمتن برنامه:صهبای قمی/صیدی تهرانی/محمد رفیع/سالک قه فرخی

غزل اواز: سعدی

گوینده: اذر پزوهش

 

 


برچسب‌ها: پاسداشت
ادامه مطلب
[ سه شنبه 28 مرداد1393 ] [ 11:59 قبل از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: محمد رضا شجریان

سه تار: جلال ذوالفنون

غزل اواز: شیخ اجل سعدی/بابا طاهر

مخالف سه گاه

 

 

 

 

دوش بی روی تو آتش به سرم بر می‌شد

 

و آبی از دیده می‌آمد که زمین تر می‌شد

 

 

 


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ دوشنبه 27 مرداد1393 ] [ 1:24 قبل از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: محمد رضا شجریان

همنوازان: پرویز یاحقی/محمد موسوی

غزل اواز: حافظ/سعدی/حافظ

 

 

 

 

 

دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که اين بازی توان کرد

 

به همت دوست بزرگوار جناب علی اقای بزرگوار بخش اول و دوم بارگذاری گردید


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ یکشنبه 26 مرداد1393 ] [ 12:20 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: محمد رضا شجریان

ویلون:حبیب الله بدیعی

غزل اواز: پیر عرفان حافظ/بابا طاهر

 

 

 

 

 

چو بشنوی سخن اهل دل، مگو که خطاست


سخن شناس نیی دلبرا خطا این جاست

 

این برنامه پیشکشی است از دوست بزرگوار جناب علوی به صاحبدلان


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ جمعه 24 مرداد1393 ] [ 2:36 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: محمد رضا شجریان

سنتور:محمد رضا شجریان

غزل اواز: پیر عرفان حافظ

 

 

پیشکش دوست بزرگوار جناب علی اقا


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 23 مرداد1393 ] [ 11:26 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز:محمود محمودی خوانساری/کورس سرهنگ زاده

همنوازان اواز:حبیب الله بدیعی/فرهنگ شریف/جهانگیر ملک

 

 

این برنامه قبلا بارگذاری وپیشکش شده بود  لیکن قسمت اواز سرهنگ زاده حذف گردیده بود که این فایل کامل می باشد


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 23 مرداد1393 ] [ 11:9 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره556

اواز: اکبر گلپایگانی

ترانه: الهه

با همکاری: فرهنگ شریف

اهنگ وتنظیم برای ارکستر: فریدون شهبازیان

ترانه سرا: تورج نگهبان

اشعار: علیرضا تبریزی/عبدالرحیم خوانا

غزل اواز: مهرداد اوستا

گوینده: فیروزه امیر معز

 


برچسب‌ها: به یاد بانو الهه
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 23 مرداد1393 ] [ 7:58 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 504

اواز: عبدالوهاب شهیدی

ترانه: مرضیه 

با همکاری هنرمندان:حبیب الله بدیعی/مجید نجاحی/جهانگیر ملک

اهنگ سه گاه: مرتضی محجوبی

ترانه سرا: رهی معیری

تنظیم: جواد معروفی

اشعار: بیانی کرمانی/میرزای کافی

غزل اواز: کمال خجنذ

گوینده: روشنک

 

 


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 22 مرداد1393 ] [ 0:26 قبل از ظهر ] [ محسن ]
به یاد ناصر فرهنگفر عزیز هنرمند شایسته ای که به حق کلمه استاد زیبنده اوبود

 

اواز: هنگامه  اخوان

تار: محمد رضا لطفی

تنبک: ناصر فرهنگفر

نی: حسین عمومی

 


برچسب‌ها: پاسداشت
ادامه مطلب
[ دوشنبه 20 مرداد1393 ] [ 1:33 قبل از ظهر ] [ محسن ]
یادی از بانوی غزل سیمین بانو

گلهای رنگارنگ برنامه شماره 577

اواز: عبدالوهاب شهیدی

ترانه: سیمابینا

با همکاری هنرمندان: منصور صارمی/جهانگیر ملک

ترانه سرا: سیمین بهبهانی

اهنگ:  اصفهان

تنظیم برای ارکستر: فرهاد فخرالدینی

اهنگساز: سلیم فرزان

اشعار: سعدی

گوینده: اذر پزوهش

 

 

انچه پیش از این در دسترس بوده حذف ترانه از قسمت اول برنامه بوده است

 


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
ادامه مطلب
[ شنبه 18 مرداد1393 ] [ 4:20 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یادی کنیم از بانوی غزل سیمین بانوی عزیز که این روزها خبر از بستری شدن وحال نامساعد این بانوی ازاده می باشد

 

 

 

شمشیر خویش بر دیوار آویختن نمی خواهم 
با خواب ناز جز در گور آمیختن نمی خواهم

 

شمشیر من همین شعر است، پرکارتر ز هر شمشیر 
با این سلاح شیرین کار خون ریختن نمی خواهم

جز حق نمی توانم گفت، گر سر بریدنم باید 
سر پیش می نهم وز مرگ پرهیختن نمی خواهم

ای مرد من زنم انسان، بر تارکم به کین توزی 
گر تاج خار نگذاری گل ریختن نمی خواهم

با هفت رنگ ابریشم از عشق شال می بافم 
این رشته های رنگین را بگسیختن نمی خواهم

هرلحظه آتشی در شهر افروختن نمی یارم 
هر روز فتنه ای در دهر انگیختن نمی خواهم

این قافیت سبک تر گیر، جنگ و جنون و جهلت بس 
این جمله گر تو می خواهی ای مرد من نمی خواهم           

 

 

 

 

  که چی ؟ که بمانم دویست سال 
 به ظلم و تباهی نظر کنم 

 که هی همه روزم به شب رسد 
 که هی همه شب را سحر کنم 

که هی سحر از پشت شیشه ها 
 دهن کجی ی آفتاب را 

 ببینم و با نفرتی غلیظ 
نگاه به روزی دگر کنم 

 نبرده به لب چای تلخ را 
 دوباره کلنجار پیچ و موج 

که قصه ی دیوان بلخ را 
دوباره مرور از خبر کنم 

قفس ، همه دنیا قفس ، قفس 
 هوای گریزم به سر زند 

 دوباره قبا را به تن کشم 
 دوباره لچک را به سر کنم 

کجا ؟ به خیابان نکجا 
میان فساد و جمود و دود 

 که در غم هر بود یا نبود 
 ز دست ستم شکوه سر کنم 

 اگر چه مرا خوانده اید باز 
 ولی همه یاران به محنتند 

 گذارمشان در بلای سخت 
 که چی ؟ که نشاطی دگر کنم 

که چی ؟ که پزشکان خوبتان 
 دوباره مرا چاره یی کنند 

خطر کنم و جامه دان به دست 
 دوباره هوای سفر کنم 

بیایم و این قلب نو شود 
 بیایم و این چشم بی غبار 

بیایم و در جمعتان ز شعر 
 دوباره به پا شور و شرکنم 

 ولی نه چنان در غبار برف 
 فرو شده ام تا برون شوم 

گمان نکنم زین بلای ژرف 
 سری به سلامت به در کنم 

رفیق قدیمم ، عزیز من 
به خواب زمستان رهام کن 

مگر به مدارای غفلتی 
 روان و تن آسوده تر کنم 

 اگر به عصب های خشک من 
 نسیم بهاری گذر کند 

 به رویش سبز جوانه ها 
 بود که تنی بارور کنم

 


برچسب‌ها: یادی از بزرگان موسیقی ایران
[ شنبه 18 مرداد1393 ] [ 2:34 بعد از ظهر ] [ محسن ]
 به یاد مهدی سهیلی

بزم شاعران

با همکاری هنرمندان: اکبر گلپایگانی/اسدالله ملک/فرهنگ شریف/منصورصارمی/محمد اسماعیلی

شاعران برنامه: سعید نیاز کرمانی/اسماعیل روزبه

گویندگان: فرخنده/محمود رضائیان

 


برچسب‌ها: بزم شاعران
ادامه مطلب
[ شنبه 18 مرداد1393 ] [ 0:0 قبل از ظهر ] [ محسن ]
درود بر صاحبدلان

خوشنودم از اینکه خبر خوشی را به اهل دل برسانم

دوست بزرگوار وبا سخاوت جناب سیاوش عزیز دو برنامه نایاب را برای پیشکش به صاحبدلان برای گلبانگ ارسال نموده اند که پس از اماده سازی بارگذاری خواهد گردید

به سهم خود وبه نیابت از شما عزیزان از عزیز دریادل جناب سیاوش نازنین بسیار سپاسگزارم

 


برچسب‌ها: کلامی بادوستان
[ جمعه 17 مرداد1393 ] [ 10:16 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: حسین قوامی

سه تار: فریدون احتشامی

غزل اواز:بابا طاهر/هوشنگ ابتهاج/فرخی سیستانی/معینی کرمانشاهی

 

 


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 16 مرداد1393 ] [ 6:46 بعد از ظهر ] [ محسن ]
پیشکش به روح بلند وعاشق باران عزیز که عارفانه مرید بانو حمیرا بودند

 

گلهای رنگارنگ برنامه شماره 538

اواز: حمیرا

اهنگساز: پرویز یاحقی

ترانه سرا: بیزن ترقی

با همکاری هنرمندان:منصور صارمی/جهانگیر ملک

تنظیم برای ارکستر: جواد معروفی

اشعار:مفتون امینی/سیمین یهیهانی/جلیلی بیدار

غزل اواز: عماد خراسانی

گوینده:اذر پزوهش

 

 

 

 زیور به خود مبند که زیبا ببینمت
با دیگران مباش که تنها ببینمت



در این یهار تازه که گل ها شکفته اند
لبخند عشق زن که شکوفا ببینمت



یک جام نوش کردی ومشتاق دیدمت
جامی دگر بنوش که شیدا ببینمت


برچسب‌ها: پاسداشت
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 15 مرداد1393 ] [ 7:3 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز شماره 85

اواز: اکبر گلپایگانی

با همکاری هنرمندان : حسن کسایی/جلیل شنهاز/مرتضی محجوبی

اهنگ:شور ومثنوی شور

اشعار:ابوسعید ابوالخیر/غبار همدانی/نظام وفا/صائب تبریزی/حافظ/عراقی

گوینده: روشنک

 

 

 

 

 

 

ﻣﺴﺖ
ﻣﺴﺘﻢ
ﺳﺎﻗﯿﺎ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﮕﯿﺮ
ﻣﺴﺖ ﻣﺴﺘﻢ ﺳﺎﻗﯿﺎ ﺩﺳﺘﻢ

 


برچسب‌ها: برگ سبز
ادامه مطلب
[ دوشنبه 13 مرداد1393 ] [ 9:46 بعد از ظهر ] [ محسن ]


برچسب‌ها: پاسداشت
ادامه مطلب
[ دوشنبه 13 مرداد1393 ] [ 4:59 بعد از ظهر ] [ محسن ]


برچسب‌ها: پاسداشت
ادامه مطلب
[ دوشنبه 13 مرداد1393 ] [ 4:57 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یادی از مرتضی نی داوود

برنامه ای از محمود خوشنام

به روایت زاله کاظمی

 


برچسب‌ها: پاسداشت
ادامه مطلب
[ دوشنبه 13 مرداد1393 ] [ 4:29 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد قمرالملوک وزیری

 

 اولین خواننده زن رادیو

 

 

 

چهاردهم مرداد، مقارن است با پنجاه و پنجمین سالروز سکوتِ « هزاردستان آواز ایران، قمرالملوک وزیری.

صدای قمر دارای طنین و ملاحت، قدرت و دامنه‌ای وسیع بود و با تکنیک خاصی که در فرودها داشت از دیگر خوانندگان دوران خود کاملاً متمایز بود.

تنوع تحریرها ، مهارت و احاطۀ قمر در اجرای گوشه‌ها، ردیف‌ها و دستگاه های موسیقی ایران در بین زنان یگانه و حتی در بین مردان کم‌نظیر بود.

قمرخانم سید حسین‌خان - نام شناسنامه ای او - در سال ۱۲۸۴ شمسی، درست یک سال پیش از صدور فرمان مشروطیت زاده شد.

بعدها در سال ۱۳۰۶ که انتخاب نام خانوادگی برای صدور شناسنامه ضروری شد، او نام خانوادگی « وزیری زاده » را برای خود برگزید تا حرمتی نهاده باشد به کلنل علینقی وزیری، موسس مدرسۀ عالی موسیقی که قمر برایش احترام ویژه‌ای قائل بود.

به دنیا که آمد چهار ماهی می‌شد که پدرش درگذشته بود و در حالی که تنها ۱۸ ماه از زندگی‌اش را پُر می کرد، مادر را هم از دست داد. برخی مولد او را محلۀ سنگلج تهران ،عده‌ای کاشان و بعضی دیگر قزوین ذکر کرده‌اند؛ اما آنچه قطعی‌ است پرورش اوست در دامان مادربزرگش «خیرالنّساء» - ملقب به افتخارالذّاکرین - که روضه خوان حرم زنانۀ دربار ناصری بود.

از شوریدگی تا شکوفایی

وقتی سرپرستی قمر بر عهدۀ خیرالنّساء افتاد ،کودک خردسال را با خود به مجالس روضه و مولودی و سفره های زنانه می برد، در این زمان بود که قمر، با نشستن پای روضه مادربزگ، تجربۀ رهاییِ صدای خود را آغاز کرد . چنین افتاد که قمر خردسال به مرور با شنیدن روضه‌ها، مرثیه‌ها و نوحه‌خوانی‌های خیرالنّساء، آهنگ نغمه‌هایی را که اقتباس از برخی گوشه‌های مختلف دستگاه‌های موسیقی ایرانی ( چون گوشۀ حجاز در ابوعطا، یا گوشۀ غم انگیز در آوازدشتی بود) بی آنکه نام‌شان را بداند فرا گرفت و زمزمه کرد.

همین پامنبری‌خوانی ‌های دوران کودکی و نوجوانی، خونسردی و اعتماد به نفس مقابله با جمعیت شنونده را از همان زمان در او به وجود آورد و بعدها هم هیچگاه از خواندن در مقابل جمعیت احساس غربت نداشت. وی در همین باره گفته است:

«من مدیون همان تربیت اولیۀ خودم هستم چرا که همان پامنبری کردن ها به من جرأت خوانندگی داد.»

و در همان زمان بود که شور آواز، پیوند جدایی ناپذیر خود را بر زندگی قمر آغاز کرد .

دخترک در پنج شش سالگی آن قدر شیطان بود که دیگر او را به هیچ مکتبخانه‌ای راه نمی‌دادند، زیرا زیر بار نظم خشک و بی انعطاف مکتبخانه نمی رفت و هر روز با ملا باجی یا بچه‌های مکتبخانه دعوا می کرد. ناچار او را به مدرسۀ دخترانۀ «ناموس» در سنگلج فرستادند.

در یکی از مجالس عروسی، زمانی که همۀ حضار گرم صحبت و خنده و شادی بودند ، قمر که ۱۷ سال داشت نزد تارنواز مجلس می‌رود و از او می‌خواهد برایش آهنگی را بزند تا او بخواند. پس از خواندن آن قطعه، مردی از میان میهمانان پیش می‌آید، شگفت زده تار را از تارزن می‌گیرد و از قمر می‌پرسد که آیا می‌تواند آواز هم بخواند؟ قمر جواب مثبت می دهد. مرد می‌نوازد و قمر می‌خواند:

«جای آن است که خون موج زند در دل لعل

زین تغابُن که خَزَف می شکند بازارش»

مرتضی خان نی داوود، نوازندۀ سرشناس تار که بعدها همیشه و همه جا در کنار قمر بود، درباره او می‌گوید:

«همین که قمر شروع به خواندن کرد پی بردم که صدای این خانم جوان به اندازه ‌ای نیرومند و رساست که باورکردنی نیست، و در عین حال - به قدری گرم - که آنهم باور کردنی نبود. چون صفات « گرم و قوی » بندرت ممکن است در یک نفر جمع شود.هر صدای نیرومندی ممکن نیست خشونتی نداشته باشد، و هر صدای گرمی ضعفی. اما خداشاهد است نه قوی بودن صدای قمر آزار دهنده بود، نه در گرم بودنش ضعفی وجود داشت، منظورم از گرم بودن آن حالت صداست که جذابش می‌کند. و این حالت در صدای قمر فوق‌العاده بود. از صاحبخانه ساز خواستم و شروع به نواختن کردم. به او گفتم صدای فوق‌العاده ای دارید، چیزی که کم دارید آموختن گوشه‌های موسیقی ایرانی است.» (مجله تماشا، سال پنجم، شمارۀ ۲۱۰، اردیبشت ۱۳۵۴)

پیش از این قمر در مجالس و دوره‌های دوستانۀ مجدالصنایع -شوهر دخترخاله‌اش - که از غروب تا پاسی از شب به درازا می‌کشید با هنرمندان و نوازندگان مشهور آن دوران آشنا شده بود. اما لزوم آشنایی با دستگاه های موسیقی ایرانی پای او را به شاگردی مکتب مرتضی خان نی داوود باز کرد.

 

نی داوود می گوید:

«تمام شب را به یاد آن جوان بودم. دیگر دلم نمی‌آمد برای کسی تار بزنم. دیگر هیچ صدایی برایم دلنشین نبود و دیگر با علاقه سر کلاس نمی رفتم. آدرسی از او نداشتم. یک ماهی از پاییز گذشته بود و کلاغ ها بی امان قارقار می کردند. درخت ها تقریباً لخت شده بودند و بوی نم باران و خاک هرچند روز یک بار در شهر می‌پیچید. بعدازظهر یکی از روزها که آفتاب دلنشینی بود توی حیاط قالیچه انداخته بودم و به سازم ورمی‌رفتم که یکمرتبه در حیاط باز شد. دیدم قمر مقابلم ایستاده است. بند دلم پاره شد. هنوز دنبال کلمات می‌گشتم که گفت آمده‌ام موسیقی یاد بگیرم. ازهمان روز شروع کردیم. خیلی با استعداد بود. هنوز من نگفته او تحویل می‌داد. وقتی ردیف‌های موسیقی را یاد گرفت صدایش دلنشین‌تر شد.»

از دیگر کسانی که قمر در مجالس مجدالصنایع با او آشنا شده بود باید از غلامحسین درویش معروف به « درویش خان » نام برد که استاد نی داوود هم بوده است. اتفاقاً بعدها قمر چند تصنیف از ساخته‌های درویش خان را که بیشتر شعرهایش را ملک الشعرا بهار سروده بود خواند که نمونه هایی از آن جزو اولین صفحات گرامافون او به یادگار باقی مانده است.

قمر پس از آنکه مادربزرگش یعنی یگانه حامی و مشوق دوران کودکی خود را از دست داد، نیازمند یک حامی و پشتیبان مقتدر بود. فردی به نام «بحرینی» در این مسیر به او خدمت بزرگی کرد. این مرد که هم دارای مکنت و هم صاحب ذوق هنری بود قمر را با خود به قزوین برد و قمر در آنجا با بزرگان موسیقی آن شهرستان هم آشنا شد. سپس با بحرینی به تهران باز می‌گردد.

به گفته جواد بدیع زاده (خواننده)، قمر با بحرینی به تهران آمد و در بزم‌های شبانه با بزرگانی چون امیرجاهد شاعر و تصنیف ساز مشهور آشنا شد. به گفته بدیع زاده، امیرجاهد از صدای قمر خوشش آمد و همان شب به او گفت که چند سرود میهنی و تصنیف ساخته که حاضر است آنها را به قمر بیاموزد. برحسب اتفاق نمایندۀ کمپانی پلیفون دستگاهی برای تهیۀ صفحۀ گرامافون به تهران آورده بود. امیرجاهد با نمایندۀ این کمپانی مذاکره کرد و موافقت او را برای تهیه چند صفحه از صدای قمر جلب کرد.

قمر با ارکستر کوچکی که امیرجاهد از نوازندگان آن زمان ترتیب داده بود تمرین کرد و برای اولین بار چند سرود و ترانه را در صفحه ضبط کرد.

گفته می‌شود بر روی هم تعداد۴۲۶ صفحه از صدای قمر پُر شده که تنها یک سوم از آن ها باقی مانده است.

ساسان سپنتا در کتاب « چشم انداز موسیقی ایران» از زنان خوانندۀ پیش از قمر تعدادی را نام می‌برد از جمله: سلطان خانم و سکینه خانم ( از شاگردان آقاعلی اکبر)، زینت شاگرد محمدصادق خان، زیور سلطان خواهر سماع حضور، زری و تعدادی دیگر.

اینان پیشگامان خوانندگی زنان در ایران بوده اند که با وجود تمام ممانعت ها، تحقیرها و توهین‌های جامعه‌ای که خواندن زنان را برنمی‌تافت و از آنان به لفظ تحقیرآمیز «مطرب» یاد می‌کرد، زمینه را برای بروز و حضور استعدادهای زنان فراهم کردند.

آوازها و تصنیف های قمر ازجنبۀ ارزش های ادبی نیز درخور توجه است. شاعران تصنیف‌ها و آوازهای قمر بزرگانی چون علی اکبرخان شیدا، میرزادۀ عشقی، عارف قزوینی، ایرج میرزا، پژمان بختیاری، وحیددستگردی، موید ثابتی، ملک الشعرابهار و امیر جاهد بوده اند .

نخستین کنسرت، بی حجاب

نخستین کنسرت قمر در سال ۱۳۰۳ در گراندهتل خیابان لاله زار اجرا شد. بانوی جوان بدون حجاب به روی صحنه رفت، او برای نخستین بار تصنیف «مرغ سحر» از سروده‌های ملک الشعرا بهار را در دستگاه ماهوربه همراه غزلی از ایرج میرزا خواند:

فقیهِ شهر به رفعِ حجاب مایل نیست،
چراکه هرچه کند حیله، در حجاب کند
نقاب بر رخِ زن سد باب معرفت است،
کجاست دستِ حقیقت که فتحِ باب کند.

خود در این باره گفته است:

«پس از خاتمۀ کنسرت ترس مرموزی بر من مستولی شد. حدود چندهزار نفر در خیابان لاله زار جمع شده بودند. در بازگشت بیم آن داشتم که عده ای قصد جان مرا داشته باشند چون اخباری از این قبیل به من رسیده بود و بیشتر مرا به توهم می‌انداخت. سرانجام با مراقبت مأموران انتظامی از بین مردم که برخی قیافه‌های عصبی و ناراحت هم بین آنها دیده می‌شد گذشتم و قضیه به خیر و خوشی گذشت.»

قمر از عواید نخستین کنسرت خود چیزی دریافت نکرد و کلیۀ پول حاصل را در اختیار ادیب السلطنه گذاشت که میان نوازندگان تقسیم کند. او زنی بخشنده، مهربان و مردم دوست شد؛ کنسرت می‌داد و برخی عواید کنسرت هایش را برای امور خیریه مصرف می‌کرد.

قمر از نخستین کسانی بود که برای بزرگداشت یک هنرمند ازکار افتاده و به نفع او کنسرت داد. او در سال ۱۳۰۶ شمسی به افتخار شکرالله قهرمانی، نوازندۀ قدیمی کنسرتی ترتیب داد و تمام بلیت‌ها پیش فروش شد.

قمر در ۱۵ سالگی به ازدواج یک صاحب منصب در آمد و پس از یک ماه طلاق گرفت. بعدها که ۳۰ ساله بود، به عقد امین‌التجار درآمد و محدودیت زندگی زناشویی او را از محافل موسیقی دور کرد. پیوند آنها دیری نپایید و مرغ خوشخوان موسیقی ایران به بوستان بازگشت. دیگر کار قمر بالا گرفته بود و مرتب کنسرت‌هایی در شهرهای بزرگ ایران چون مشهد، همدان و ...اجرا می‌کرد.

با افتتاح رادیو ایران در سال ۱۳۱۹ قمر هم به همکاری با رادیو دعوت شد. دستمزد رادیو کفاف هزینه‌های زندگی و دستگیری‌های او از مستمندان را نمی‌داد، این بود که وی در سال ۱۳۲۹ ناچار شد در ازای مبلغی ناچیز در کافه متروپل لاله‌زار بخواند.

قمرالملوک وزیری در سال ۱۳۳۰در فیلم سینمایی «مادر » به کارگردانی اسماعیل کوشان حضور یافت و دقایقی با همراهی ویلون ناصر زرآبادی به خواندن غزلی از سعدی پرداخت و درآمد دوهزار تومانی حاصل از آن را به بیمارستان مسلولان شاه آباد اهدا کرد. نسخه‌های این فیلم که دلکش هم در آن بازی داشت در آتش سوزی استودیو پارس فیلم در سال ۱۳۳۱ از بین رفت.

سال‌های واپسین عمر قمر در عُسرت و تنگدستی گذشت. رادیو ایران مستمری‌اش را قطع کرده بود و قمر که با درد سیاتیک دست و پنجه نرم می کرد، با سکتۀ پی آمد آن، قدرت تکلم را نیز از دست داد و سه سال آخر عمرش را زمین‌گیر و خانه نشین شد.

به اهتمام و پیگیری‌های « بدیع الزمان فروزانفر» ادیب، سناتور و رییس دانشکدۀ الهیات دانشگاه تهران مبلغی مستمری ماهیانه برای سال های آخر عمر قمر اختصاص داده شد.

قمر، مرغ خوشخوان موسیقی ایران که دیگر قدرت تکلم را هم از دست داده بود در چنین روزی در سال ۱۳۳۸ در اوج تنهایی و به دور از هیاهوی صدا و دوست، چشم از جهان فرو بست.

 

از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست

آری قمر امشب به خدا تا سحر اینجاست

 

آهسته به گوش فلک از بنده بگویید

چشمت ندود این همه یکشب قمر اینجاست

 

آری قمر آن قُمری خوشخوان طبیعت

آن نغمه سرا بلبل باغ هنر اینجاست

 

شمعی که به سویش من جانسوخته از شوق

پروانه صفت باز کنم بال و پر اینجاست

 

تنها نه من از شوق سر از پا نشناسم

یکدسته چو من عاشق بی پا و سر اینجاست

 

هر ناله که داری بکن ای عاشق شیدا

جایی که کند ناله ی عاشق اثر اینجاست

 

مهمان عزیزی که پی دیدن رویش

همسایه همه سر کشد از بام و در اینجاست

 

ساز خوش و آواز خوش و باده ی دلکش

آی بی خبر آخر چه نشستی خبر اینجاست

 

آسایش امروزه شده دردسر اما

امشب دگر آسایش بی دردسر اینجاست

 

ای عاشق روی قمر ای ایرج ناکام

برخیز که باز آن بت بیدادگر اینجاست

 

آن زلف که چون هاله به رخسار قمر بود

بازآمده چون فتنه ی دور قمر اینجاست

 

ایکاش سحر ناید و خورشید نزاید

که امشب قمر اینجا قمر اینجا قمر اینجاست

 


برچسب‌ها: پاسداشت
[ دوشنبه 13 مرداد1393 ] [ 3:27 قبل از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: محمد رضا شجریان

همنوازی: پرویز مشکاتیان/جمشید محبی

اجرا شده: منزل شجریان 4-7-63 (تولد فرزانه)

  

این برنامه توسط عزیز بزرگواری پیشکش شده است

 

 

من چه در پای تو ريزم که سزای تو بود

 

سر و جان را نتوان گفت که مقداری هست

 

 


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ یکشنبه 12 مرداد1393 ] [ 11:48 قبل از ظهر ] [ محسن ]
بزم شاعران

با اجرای: مهدی سهیلی

شاعران برنامه:دکتر منیر طاها/ابوالحسن ورزی/ابراهیم صهبا/حسین سرفراز

هنرمندان برنامه: فرهنگ شریف/کورس سرهنگ زاده/امیر بیداریان

گویندگان برنامه: محمود رضائیان/امیر نوری

 

 

 

 

 

پیشکش به همه مادران  فرشتگان روی زمین

 

 

 این برنامه هم برای اولین بار هست که در فضای مجازی در دسترس قرار می گیرد

با سپاس از امید قیصری عزیز

این سروده توسط مهدی سهیلی در این برنامه توسط خود ایشان با زخمه های دلنشین تار فرهنگ شریف نازنین دکلمه می گردد

 

 

. مادر! مرا ببخش
فرزند خشمگين و خطا كار خويش را
مادر! حلال كن كه سرا پا ندامت است
با چشم اشكبار، ز پيشم چو ميروي 
سر تا به پاي من 
غرق ملامت است.
***
هر لحظه در برابر من اشك ريختي 
از چشم پر ملال تو خواندم شكايتي
بيچاره من، كه با همه ي اشكهاي تو 
هرگز نداشت راه گناهم نهايتي
***
تو گوهري كه در كف طفلي فتاده اي
من، ساده لوح كودك گوهر نديده ام
گاهي به سنگ جهل، گهر را شكسته ام
گاهي به دست خشم به خاكش كشيده ام
***
مادر! مرا ببخش.
صد بار از خطاي پسر اشك ريختي
اما لبت به شكوه ي من آشنا نبود
بودم در اين هراس كه نفرين كني ولي ــ
كار تو از براي پسر جز دعا نبود.
***
بعد از خدا ، خداي دل و جان من توئي
من،بنده اي كه بار گنه مي كشم به دوش
تو، آن فرشته اي كه زمهرت سرشته اند
چشم از گناهكاري فرزند خود بپوش.
***
اي بس شبان تيره كه در انتظار من ـــ
فانوس چشم خويش ــ به ره ، بر فروختي
بس شامهاي تلخ كه من سوختم ز تب ـــ
تو در كنار بستر من دست بر دعا ـــ
بر ديدگان مات پسر ديده دوختي
تا كاروان رنج مرا همرهي كني ـــ
با چشم خواب سوز ـــ
چون شمع دير پاي ـــ
هر شب، گريستي ـــ
تا صبح ، سو ختي.
***
شبهاي بس دراز نخفتي كه تا پسر ـــ
خوابد به ناز بر اثر لاي لاي تو.
رفتي به آستانه مرگ از براي من
اي تن به مرگ داده، بميرم براي تو.
***
اين قامت خميده ي در هم شكسته ات ـــ
گوياي داستان ملال گذشته هاست
رخسار رنگ رفته و چشمان خسته ات ـــ
ويرانه اي ز كاخ جمال گذشته هاست.
***
در چهره تو مهرو صفا موج مي زند
اي شهره در وفا و صفا! مي پرستمت
در هم شكسته چهره تو، معبد خداست
اي بارگاه قدس خدا! مي پرستمت.
***
مادر!من از كشاكش اين عمر رنج زاي ـــ
بيمار و خسته جان به پناه تو آمده ام
دور از تو هر چه هست، سياهيست ، نور نيست
من در پناه روي چو ماه تو آمدم
مادر ! مرا ببخش
فرزند خشمگين و خطا كار خويش را
مادر ،حلال كن كه سرا پا ندامت است
با چشم اشكبار ز پيشم چو مي روي ـــ
سر تا به پاي من ـــ
غرق ملامت است.


برچسب‌ها: بزم شاعران
ادامه مطلب
[ شنبه 11 مرداد1393 ] [ 1:3 بعد از ظهر ] [ محسن ]
تکنوازان برنامه شماره 549

با همکاری هنرمندان: همایون خرم/جلیل شهناز/مجید نجاحی/جهانگیر ملک

 

اجرای قطعاتی در ماهور

 

 


برچسب‌ها: تکنوازان
ادامه مطلب
[ شنبه 11 مرداد1393 ] [ 11:51 قبل از ظهر ] [ محسن ]
موج شراب وموج اب بقا یکی است

هر چند پرده هاست مخالف نوا یکی است

خواهی به کعبه رو کن وخواهی به سومنات

از اختلاف راه چه غم رهنما یکی است

این ما ومن نتیجه بیگانگی است

صد دل به یکدیگر چو شود اشنا یکی است

در چشم پاک بین نبود رسم امتیاز

در افتاب سایه ی شاه وگدا یکی است

بی ساقی وشراب غم از دل نمی رود

این درد را طبیب یکی ودوا یکی است

از حرف خود به تیغ نگردیم چو قلم

هر چند دل  دونیم بود حرف ما یکی است

(صائب)شکایت از ستم یار چو کند؟

هر جا که عشق هست جفا و وفا یکی است


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
[ جمعه 10 مرداد1393 ] [ 3:27 بعد از ظهر ] [ محسن ]
تکنوازان برنامه شماره 633

همنوازان: همایون خرم/جلیل شهناز/مجید نجاحی/جهانگیر ملک

اجرای قطعاتی در مایه دشتی

 

 

 

 

ای جگر گوشه چیست دمسازت

با جگر حرف میزند سازت

تارپودم به احتزار اورد

سیم ساز ترانه پردازت

 


برچسب‌ها: تکنوازان
ادامه مطلب
[ جمعه 10 مرداد1393 ] [ 3:18 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: محمدرضا شجریان

با همکاری: مجید درخشانی/جلیل عندلیبی

 

نماز شام غریبان چو گریه آغازم


به مویه‌های غریبانه قصه پردازم

 

این برنامه قبلا با زمان 22 دقیقه در دسترس بوده است

برنامه بارگذاری شده 35 دقیقه می باشد اختلاف زمانی برنامه بارگذاری شده وبرنامه در دسترس بخاطر حذف 12 دقیقه از ابتدای برنامه بوده است


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ جمعه 10 مرداد1393 ] [ 0:14 قبل از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 503 ب

اواز: حسین قوامی

ترانه: پروین

با همکاری هنرمندان: پرویز یاحقی/جلیل شهناز/مجید نجاحی/جهانگیر ملک

اهنگ در دستگاه شور: جواد معروفی

ترانه سرا: پزمان بختیاری

اشعار:اهلی ترشیزی/لسانی شیرازی

غزل اواز:اهلی شیرازی

گوینده: فیروزه امیر معز

 

 

این برنامه کمتر در دسترس بوده است


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 8 مرداد1393 ] [ 7:26 بعد از ظهر ] [ محسن ]
ترانه ها وخاطره ها

 

برنامه ای از محمد شوکت

با اجرای مولود ذهتاب

 

 


برچسب‌ها: ترانه ها وخاطره ها
ادامه مطلب
[ سه شنبه 7 مرداد1393 ] [ 6:36 بعد از ظهر ] [ محسن ]
بزم شاعران

برنامه ای از مهدی سهیلی

با همکاری هنرمندان:اسدالله ملک/فرهنگ شریف/ایرج/مجیدنجاحی/جهانگیر ملک

شاعران برنامه: پزمان بختیاری/ضیاالدین سجادی

 

 


برچسب‌ها: بزم شاعران
ادامه مطلب
[ دوشنبه 6 مرداد1393 ] [ 7:34 بعد از ظهر ] [ محسن ]
بزم شاعران

برنامه ای از مهدی سهیلی

با همکاری هنرمندان:اسدالله ملک/فرهنگ شریف/اکبر گلپایگانی/منصور صارمی/محمد اسماعیلی

شاعران برنامه:بیزن ترقی/کریم فکور/امیر شوشتری

گویندگان برنامه:فرخنده/محمود رضائیان

 

 

 

 

 

با سپاس ویزه از جناب قیصری که این برنامه را در اختیار عاشقان

 

موسیقی ملی ایران قرار دادند

 

باذکر این نکته که این برنامه برای اولین بار هست که در فضای مجازی

در دسترس قرار می گیرد


برچسب‌ها: بزم شاعران
ادامه مطلب
[ دوشنبه 6 مرداد1393 ] [ 2:59 قبل از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 155

اواز: اکبر گلپایگانی

با همکاری هنرمندان: حسن کسایی/رضا ورزنده

اشعار:عطار/سعدی/کمال خجند/توحید/عراقی

اهنگ: شور ودشتی

گوینده: روشنک

 

 

 

 

 

تا ما بسر کوی مغان خانه گرفتیم

دادیم زکف قبله وپیمانه گرفتیم

 


برچسب‌ها: برگ سبز
ادامه مطلب
[ شنبه 4 مرداد1393 ] [ 10:27 بعد از ظهر ] [ محسن ]
حافظانه

اواز: غلامحسین بنان

همنواز: رضا ورزنده

غزل اواز:پیر عرفان حافظ

گوینده: امیر نوری

 


برچسب‌ها: یادی از بزرگان موسیقی ایران
ادامه مطلب
[ جمعه 3 مرداد1393 ] [ 10:55 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

اواز: محمد رضا شجریان

با هنرمندی: حبیب الله بدیعی/جهانگیر ملک

اجرا شده منزل بدیعی 17/4/65

غرل اواز: پیر عرفان حافظ

 

این برنامه توسط دوست بزرگواری پیشکش به عاشقان موسیقی ملی ایران شده است


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ جمعه 3 مرداد1393 ] [ 1:55 بعد از ظهر ] [ محسن ]

زاهــــد نمـــا  مبـــاش  و به دل بذر دين بكار       دستـــار و  طيلسان و قبا دين نمي شود

حسين فولادي

 

به زاهد گفتم اين زهد و ريا تا كي بود باقي       به گفتــــا تا به دنيا مردم نادان شود پيدا

فرات اصفهاني

 

سبحة تزوير شيخ شهر را كــــردم شمــــار       بــــاطن  او  دام  بــود و ظاهر آن دانه بود

حبيب خراساني

 

برو اي شيخ كه از كبـــر و   غرورت مــــا را       گشت معلوم كه جز باد  در انبان تو نيست

محيط قمي

 

از زهــد  فـــــــروشان  بگريزند  كه ديـــديم       ايـن سلسه را دوستي و مهر و وفا نيست

محيط قمي

 

زاهد  كنون  كه  پند   تو   در   من  اثر نكرد       پرهيــــــز  كن  كه در  تو نيفتد شرار من

غبار همداني 

 

با  شيخ   از  شراب حكايت مكن كه شيخ       تا خــــون  خلق  هست  ننوشد  شراب را

شهريار

 

مبوس  جز  لب  معشوق  و جام مي‌حافظ       كه دست زهدفروشان خطا است بوسيدن

حافظ

 

به   قمارخانه    رفتم   همه   پاكباز ديدم        چو به  صومعه  رسيدم  همه  زاهد ريائي

عراقي

 

حاجيان  را   حرم   كعبه   خوش آيد ليكن       قبله   روي  تو  خوشتر  ز حجاز است مرا

صامت بروجردي

 

اي  شيخ  برو   مسئله   عشق     بياموز       هر  چند كه اين مسئله  آموختني نيست

شيشه گر 

 

پشّه باشب زنده داري خون مردم مي‌خورد       زينهار از زاهد شب زنده دار انديشه كن

صائب تبریزی

 

زهد  با  نيّت  پاك  است  نه  با  جامه پاك       اي  بس  آلوده  كه  پاكيزه  ردائي  دارد

پروين اعتصامي

 

راه   پنهاني   ميخانه    نداند    همه  كس       جز من و زاهد و شيخ و دو سه رسواي دگر

فرهنگ شيرازي

 


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
[ پنجشنبه 2 مرداد1393 ] [ 11:18 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یک شاخه گل برنامه شماره 426

اواز: جمال وفایی

با همکاری هنرمندان: رضا ورزنده/حسن ناهید/ جهانگیر ملک

اشعار:وحشی بافقی/مجمر

غزل اواز:محمد حسین ساسان نیا ( ساسان)

گوینده: اذر پزوهش

 

 

خوش بود در حسرت چشم سیاهی سوختن

بی گنه در اتش عشق گناهی سوختن

 


برچسب‌ها: یک شاخه گل
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 1 مرداد1393 ] [ 2:12 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یک شاخه گل برنامه شماره 338

اواز: عبدالوهاب شهیدی

به اهتمام : جواد معروفی

اهنگ: در مایه دشتی

اشعار: خاقانی

گوینده: اذر پزوهش

 

 

 

ای راحت جان ها به تو ارام جان کیستی

 

دل در هوس جان می دهد تو دلستان کیستی

 

 

انچه پیش از این در دسترس بوده فاقد اعلام شماره در ابتدای برنامه بوده است وبرنامه دیگری نیز با همین مشخصات در دسترس بوده که از طریق رادیو اصفهان پخش شده بوده است

این برنامه اصلی است که از رادیو ایران پخش شده است ودارای اعلام شماره وشناسه برنامه در ابتدا وانتهای فایل می باشد

 


برچسب‌ها: یک شاخه گل
ادامه مطلب
[ سه شنبه 31 تیر1393 ] [ 1:16 قبل از ظهر ] [ محسن ]
به یاد سیمین بانوی قانون هنرمند توانا وبی بدیلی که ساز قانون را به همت وپشتکار وهنرنمایی خود زنده وجاوید کرد هنرمندی که بی گمان تکرار نخواهد شد موسیقی ملی ایران بسیار مدیون اوست هنرمندی که کلمه استاد برایش بسیار کم هست وبه معنی واقعی هنرمند بود

 

کنسرت سال 63 در تالار وحدت

اواز: سیما بینا

قانون: سیمین اقا رضی

 

 

 

 

 

  

 


برچسب‌ها: یادی از بزرگان موسیقی ایران
ادامه مطلب
[ دوشنبه 30 تیر1393 ] [ 4:29 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یک شاخه گل برنامه شماره 293

اواز: حسین قوامی

با همکاری: حبیب الله بدیعی

اشعار:ابوطالب کلیم

 اهنگ: بیات زند

گوینده:اذر پزوهش

 

انچه پیش از این در دسترس بوده حذف بخشی از شناسه برنامه در انتهای فایل بوده که این نقص در این برنامه رفع گردیده است


برچسب‌ها: یک شاخه گل
ادامه مطلب
[ دوشنبه 30 تیر1393 ] [ 2:17 قبل از ظهر ] [ محسن ]
به یاد مهدی خالدی- فرامرز پایور وجهانگیر ملک

 

تکنوازی

اجرای قطعاتی در بیات اصفهان

همنوازان: مهدی خالدی/فرامرز پایور/جهانگیر ملک

 


برچسب‌ها: یادی از بزرگان موسیقی ایران
ادامه مطلب
[ یکشنبه 29 تیر1393 ] [ 2:58 قبل از ظهر ] [ محسن ]
گلهای جاویدان برنامه شماره 119 ( مناجات خواجه عبدالله انصاری)

اواز: حسین قوامی/سید جواد ذبیحی

با همکاری هنرمندان:لطف الله مجد/جلیل شهناز/مهدی خالدی/حسن کسایی

گویندگان: روشنک/محمد سلطانی

 

 


برچسب‌ها: گلهای جاویدان
ادامه مطلب
[ شنبه 28 تیر1393 ] [ 9:14 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد بانوی گلها روشنک عزیز

برگ سبز برنامه شماره 217

اواز: عبدالوهاب شهیدی

با همکاری هنرمندان: پرویز یاحقی/حسن کسایی 

رباعیات: حسین قدس نخعی

اشعار:عطار/عراقی

اهنگ: سه گاه

گوینده: روشنک

انچه پیش از این در دسترس بوده حذف نام گوینده از انتهای فایل بوده که این نقص در این فایل رفع گردیده است


برچسب‌ها: برگ سبز
ادامه مطلب
[ جمعه 27 تیر1393 ] [ 4:18 قبل از ظهر ] [ محسن ]
یاد بانوی خوش صدا ومحجوب گلها همواره گرامی باد

 


برچسب‌ها: پاسداشت
[ جمعه 27 تیر1393 ] [ 3:6 قبل از ظهر ] [ محسن ]
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
 
وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
 
بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند
 
باده از جام تجلی صفاتم دادند
 
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
 
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
 
من اگر کامروا گشتم خوشدل چه عجب
 
مستحق بودم و اینها بزکاتم دادند
 
هاتف آنروز بمن مژده این دولت داد
 
که بر آن جور جفا صبر و ثباتم دادند
 
بعد از این روی من و آینه وصف جمال
 
که در آنجا خبر از جلوه ذاتم دادند
 
اینهمه شهد و شکر کز سخنم میریزد
 
اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند
 
کیمیائی است عجب بندگی پیر مغان
 
خاک او گشتم و چندین درجاتم دادند
 
همت حافظ و انفاس سحر خیزان بود
 
که ز بند غم ایام نجاتم دادند

برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
[ چهارشنبه 25 تیر1393 ] [ 8:50 بعد از ظهر ] [ محسن ]
موسیقی ایرانی

اواز:سیاوش

سرپرست ارکستر: همایون خرم

با همکاری هنرمندان: فریدون حافظی/حسن ناهید/محمود رحمانی پور/حسین همدانیان

اهنگ درسه گاه ومخالف سه گاه

غزل اواز:شیخ اجل سعدی

 

شب فراق که داند که تا سحر چند است

 

مگر کسی که به زندان عشق دربند است


برچسب‌ها: موسیقی ایرانی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 25 تیر1393 ] [ 8:28 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یادی کنیم از کورس سرهنگ زاده هنرمند مظلومی که در دیار خود

غریبانه بدلیل جور وجفایی که در حقش روا داشته اند سکوت را

برگزیده

که بالاترین فریاد هست

ارزوی عمری با عزت همراه با ارامش وسلامتی برایش ارزومندم

 

یک شاخه گل برنامه شماره 455

اواز: کورس سرهنگ زاده

با همکاری هنرمندان: پرویز یاحقی/مجید نجاخی/جهانگیر ملک

اهنگ در اصفهان: محمد میر نقیبی

اشعار:پزمان بختیاری/منوچهری ضمیری اصفهانی/جعفر اصف خان

ترانه سرا: هما میر افشار

گوینده: فیروزه امیر معز

 


برچسب‌ها: یک شاخه گل
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 25 تیر1393 ] [ 0:25 قبل از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: محمد رضا شجریان

غزل اواز: پیر عرفان حافظ

 

 

این برنامه توسط دوست بزرگواری پیشکش به دوستان گردیده است


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 24 تیر1393 ] [ 1:48 بعد از ظهر ] [ محسن ]
بیست چهارم تیرماه مصادف هست با سالگرد مثله کردن مناجات خوان

برنامه گلها اقا سید جواد ذبیحی هنرمند مظلومی که تنها گناهش

مناجات خوان  بود نه مدیحه سرا وچابلوسی  برای اشخاص خاص 

یاد ونامش همواره گرامی باد که در منزلگه ابدیش بسیار مظلوم و

غریبانه ارمیده است

 

 

 

 

 

  اي آن که به هر خطر پناهي تو مرا 


در ظلمت شب ، چراغ راهي تو مرا

 

 


برچسب‌ها: پاسداشت
ادامه مطلب
[ دوشنبه 23 تیر1393 ] [ 9:29 بعد از ظهر ] [ محسن ]
کنسرتی از اهنگسازان موسیقی ایران

پرویز یاحقی

 


برچسب‌ها: کنسرتی از اهنگسازان موسیقی ایران
ادامه مطلب
[ یکشنبه 22 تیر1393 ] [ 8:8 بعد از ظهر ] [ محسن ]
کنسرتی از اهنگسازان موسیقی ایران

مهدی خالدی

 


برچسب‌ها: کنسرتی از اهنگسازان موسیقی ایران
ادامه مطلب
[ یکشنبه 22 تیر1393 ] [ 5:33 بعد از ظهر ] [ محسن ]
کنسرتی از اهنگسازان موسیقی ایران

علی تجویدی

 


برچسب‌ها: کنسرتی از اهنگسازان موسیقی ایران
ادامه مطلب
[ یکشنبه 22 تیر1393 ] [ 4:58 بعد از ظهر ] [ محسن ]
بزم شاعران

برنامه ای از مهدی سهیلی

مهمان برنامه: دکتر نصرت الله باستان

شاعران برنامه:پزمان بختیاری/پارسای توسیرکانی/پزشک

هنرمندان برنامه: مهدی خالدی/فرهنگ شریف/گلپایگانی

گویندگان برنامه:زاله علو/ محمود رضائیان/امیر نوری

 

 این برنامه برای اولین بار می باشد که در فضای مجازی منتشر می گردد

 

 

موی سپید و بخت سیاهم نگاه کن

 

 

 

سوز مرا به شعله ی آهم نگاه کن

 

 


برچسب‌ها: بزم شاعران
ادامه مطلب
[ یکشنبه 22 تیر1393 ] [ 4:0 قبل از ظهر ] [ محسن ]

برنامه رادیویی

در وصف مولا علی

با صدای /جمال وفایی/اکبر گلپایگانی /محمود محمودی خوانساری

 

 

با سپاس از باران نازنین مدیز تارنمای مرغ سحرکه این برنامه

وعکسی نایاب از محمودی عزیز را پیشکش دوستان نمودند


برچسب‌ها: رادیو
ادامه مطلب
[ یکشنبه 22 تیر1393 ] [ 0:0 قبل از ظهر ] [ محسن ]
 برنامه های خصوصی هنرمندان

اموزش اواز:

جلیل شهناز به علی رستمیان

 

 

 

با سپاس از بزرگواری دوست عزیزی که این برنامه را در دسترس قرار دادند


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
[ جمعه 20 تیر1393 ] [ 8:54 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یک شاخه گل برنامه شماره 260 ( مخصوص)

با همکاری هنرمندان: الهه/پوران/سیما/رامش/رامین/ ناهید/شهیدی/کورس سرهنگ زاده

 

 اشعار واهنگ ها: محلی

 

 

 

 

انچه پیش در دسترس بوده است حذف نام الهه در انتهای فایل در زمان اعلام شناسه برنامه بوده است


ادامه مطلب
[ جمعه 20 تیر1393 ] [ 7:28 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 16

اواز: جلال تاج اصفهانی

با همکاری هنرمندان: احمدعبادی/جلیل شهناز/ حسن کسایی

اهنگ: بیات زند

اشعار:عطار/مولانا/اوحدی/حافظ/عماد فقیه کرمانی/عراقی

گوینده: فروزنده اربابی

 

 

طفیل هستی عشقند آدمی و پری

 

ارادتی بنما تا سعادتی ببری

 

 انچه پیش از این در دسترس بوده است اشکالی در اعلام ابتدایی برنامه بوده که این نقص در این فایل برطرف گردیده است


برچسب‌ها: برگ سبز
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 18 تیر1393 ] [ 7:24 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: محمد رضا شجریان

همنوازان: حبیب الله بدیعی/محمد موسوی

غزل اواز:پیر عرفان حافظ

 

با سپاس فراوان از عزیزی که این برنامه ناب را پیشکش دوستان نمودند


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 18 تیر1393 ] [ 4:57 قبل از ظهر ] [ محسن ]
 برگ سبز برنامه شماره 72

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان: علی تجویدی/منوچهر جهانبگلو/جهانگیر ملک

اهنگ: شوشتری و منصوری

اشعار متن برنامه:عطار/صغیر اصفهانی/فرخی سیستانی/عراقی

غزل اواز: صغیر اصفهانی

گوینده روشنک

 

 

عشق تو با خاک ره ساخته یکسان مرا

پای به سر نه کنون از ره احسان مرا

 

 

این برنامه کمتر در دسترس بوده است


برچسب‌ها: برگ سبز
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 18 تیر1393 ] [ 3:8 قبل از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: محمد رضا شجریان

همنواز: حبیب الله بدیعی

غزل اواز: پیر عرفان حافظ

 

گوش جان بسپاریم به ارشه های بی نظیر حبیب الله بدیعی هنرمند یگانه وبی تکراری که بی گمان بدون جانشین خواهد ماند

 

 

 

 

 

 

این برنامه پیشکش دوست نازنینی است به عاشقان موسیقی ملی ایران وهنرمندان بی بدیل این دیار اهورایی

 

 

 


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ دوشنبه 16 تیر1393 ] [ 11:41 بعد از ظهر ] [ محسن ]
 خصوصی

اواز: هایده/ مازیار/مهستی 

همنواز: فضل الله توکل 

 

 


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ دوشنبه 16 تیر1393 ] [ 11:22 بعد از ظهر ] [ محسن ]
ترانه های گلها

برگرفته از برنامه گلهای رنگارنگ شماره 300-319-345-358-384

با صدای : الهه

 


برچسب‌ها: ترانه های گلها
[ یکشنبه 15 تیر1393 ] [ 7:30 بعد از ظهر ] [ محسن ]

یک شاخه گل برنامه شماره 360

اواز: اکبر گلپایگانی

با همکاری هنرمندان: لطف الله مجد/همایون خرم/امیر ناصر افتتاح

اشعار:عاشق اصفهانی

گوینده: فیروزه امیر معز

 

 

کردم سراغ کوی تو، بختم نشان نداد

گفتم رسم به وصل تو مرگم امان نداد


برچسب‌ها: یک شاخه گل
ادامه مطلب
[ یکشنبه 15 تیر1393 ] [ 1:8 قبل از ظهر ] [ محسن ]
گلهای تازه شماره 72 ( مهتاب شبانگاه) 

اواز: سیاوش

با همکاری هنرمندان: اسدالله ملک/فرهنگ شریف/امیرناصرافتتاح

اهنگ: بیات ترک

اشعار: شفیعی کدکنی

گوینده: اذر پزوهش

 


برچسب‌ها: گلهای تازه
ادامه مطلب
[ شنبه 14 تیر1393 ] [ 9:11 بعد از ظهر ] [ محسن ]
تکنوازان برنامه شماره 549

اجرای قسمت هایی از ماهور

با همکاری هنرمندان:همایون خرم-جلیل شهناز/مجید نجاحی/جهانگیر ملک


برچسب‌ها: تکنوازان
ادامه مطلب
[ شنبه 14 تیر1393 ] [ 0:38 قبل از ظهر ] [ محسن ]
گلهای تازه برنامه شماره 190

 

اواز: سیاوش

اهنگ در بیات ترک : محمد رضا لطفی

تکنواز تار: محمد رضا لطفی

تنظیم : جواد معروفی

اشعار وشعر تصنیف و غزل اواز: امیر هوشنگ ابتهاج ( سایه )

 

دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: گلهای تازه
ادامه مطلب
[ جمعه 13 تیر1393 ] [ 1:53 قبل از ظهر ] [ محسن ]
من از عقرب نمی ترسم ولی از نیشش می ترسم


ندارم شکوه از بیگانگان از خویش می ترسم


ندارم وحشتی از شیر وببر و حمله گرگان


از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم


مرا با جوفروشان سربازار کاری نیست


من از گندم نمایان ارادت کیش می ترسم


ندارم وحشت از جنگ ونفاق وقتل وخونریزی


من از این آتش افروزان صلح اندیش می ترسم


به شیخی گفت کسی, از چه می تر سی زمی ؟ گفتا


ز می خوردن ندارم بیم از مستیش می ترسم


مرا باخانقاه وخرقه وکشکول کاری نیست


من از اعمال زشت خلق نادرویش می ترسم


چه خوش گفت این سخن مردسخن سنجی که می گوید


مراازمرگ باکی نیست ازسختیش می ترسم


من ژولیده را نبود هراسی از سخن گفتن


ولیکن از زبان خویش بیش از پیش می ترسم


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
[ چهارشنبه 11 تیر1393 ] [ 4:52 بعد از ظهر ] [ محسن ]
آنکه از فرط گنه ناله کند زار کجاست؟

آنکه زاغیار برد شکوه بر یار کجاست 

باز ماه رمضان آمد و بر بام فلک 

می زند بانگ منادی که گنه کار کجاست 

سفره رنگین و خدا چشم به راه من و توست 

تاکه معلوم شود طالب دیدار کجاست 

بار عام است خدا را به ضیافت بشتاب

تا نگوئی که در رحمت دادار کجاست 

مرغ شب نیمه شب دیده به ره می گوید

سوز دل ساز بود دیده بیدار کجاست

ماه رحمت بود ای ابر خطاپوش ببار

تا نگویند که آن وعده ایثار کجاست 

حق به کان کرمش طرفه متاعی دارد 

در و دیوار زند داد خریدار کجاست 

آن خدائی که رحیم است و کریم است و غفور

گوید ای سوته دلان عاشق دلدار کجاست 

من ژولیده به آوای جلی می گویم 

آنکه با توبه ستاند سپر نار کجاست
 
 


 


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
[ چهارشنبه 11 تیر1393 ] [ 2:53 بعد از ظهر ] [ محسن ]
همنشین درد

اواز: محمود محمودی خوانساری

همنواز اواز: فرهنگ شریف/ اسدالله ملک

غزل اواز: سایه

 

 این برنامه پیشکشی از دوست بزرگوار وبا احساس جناب باران عزیز مدیر تارنمای مرغ سحر

 

 

بگذر شبی به خلوت اين همنشين درد

 

تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد

 

 


برچسب‌ها: رادیو
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 11 تیر1393 ] [ 11:49 قبل از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 567

اواز: سیاوش

ترانه: سیما بینا

ترانه سرا: معینی کرمانشاهی

اهنگ در مایه دشتی: مهدی خالدی

تنظیم برای ارکستر: جواد معروفی

با همکاری هنرمندان: احمد عبادی/رضا ورزنده/محمد موسوی/جهانگیر ملک

اشعار متن برنامه: ایرج میرزا/مریم ساوجی/عماد خراسانی

غزل اواز:مجمر زواره ای

گوینده: اذر پزوهش

 

 

 

روزی دو نگه دارمش ار دل به بر آید

 


یک چند عزیز است کسی کز سفر آید

 

 


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
ادامه مطلب
[ دوشنبه 9 تیر1393 ] [ 6:0 بعد از ظهر ] [ محسن ]
مناجات

اواز: محمد احمدیان یار دیرین سید جواد ذبیحی

 


برچسب‌ها: رادیو
ادامه مطلب
[ دوشنبه 9 تیر1393 ] [ 4:41 بعد از ظهر ] [ محسن ]

طرب آزرده کند دل، چون که ز حد در گذرد

آب حیوان بکُشد نیز، چو از سر گذرد

من از این زندگیِ یک نَهَج، آزرده شدم

گر چو قند است نخواهم که مکرّر است

گر همه دیدنِ یک سلسله مکروهات است

کاش این عمر گرانمایه سبک تر گذرد

آه از آن روز که بی کسب هنر شام شود

وای از آن شام که بی مطرب و ساغر گذرد

لحظه ای بیش نبود آنچه ز عمر تو گذشت

و آنچه باقی ست به یک لحظه ی دیگر گذرد

آن همه شوکت و ناموسِ شهان، آخرِ کار

چند سطری ست که بر صفحه ی دفتر گذرد

عاقبت در دو سه خط جمع شود از بد و نیک

آنچه یک عمر به دارا و سکندر گذرد


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
[ دوشنبه 9 تیر1393 ] [ 2:45 بعد از ظهر ] [ محسن ]
بی مناسبت نیست یادی کنیم از  مناجات خوان برنامه گلها سید جواد ذبیحی 

 

 

 

نام بردن از سید جواد ذبیحی برای شنوندگان جدید رادیو که هیچ وقت با صدای او

 پای سفره‌ی سحر ننشسته‌اند، بیهوده به نظر می‌رسد، اما دوستداران هنر آواز و

 

 شیفتگان مناجات‌های او در شب‌های ماه مبارک رمضان محال است که صوت

 دلپذیر ذبیحی و شورخوانی نیمه‌شب او را از یاد ببرند. آن‌ها مرد بی‌رقیب حدود دو

 دهه مناجات‌خوانی رادیو ایران را که با مرگش صدایش نیز به خاموشی گرایید

 فراموش نمی‌کنند و صدای دلنشین او را در گنجینه‌ی ذهن خود نگه‌داری خواهند

 کرد.

شاید اگر ربنای محمدرضا شجریان از سال‌های دور تا امروز برای نسل‌های گوناگون

 پخش نمی‌شد، اینک این قطعه‌ی قرآنی حس نوستالژیک رمضان را در تک تک

 شنوندگان صدای او برنمی‌انگیخت و اگر پخش قطعات آوازی ذبیحی هم‌چنان تا امروز

 از رادیو یا تلویزیون تداوم داشت، صدای او بود که مهمانی خدا را در مخاطبان

 تداعی می‌کرد.

«ای آن که به هر خطر پناهی تو مرا

در ظلمت شب چراغ راهی تو مرا

یا نور امید صبح اقبال منی

یا روشنی شام سیاهی تو مرا»

«با ذکر تو ای خدای عالم همه شب

در خانه‌ی خود بهشت دارم همه شب

تا بشکنم اندر ره تو پای گناه

سر بر سر سجده‌ات گذارم همه شب»



ذبیحی این رباعیات را چنان در دستگاه شور می‌خواند که به جرأت می‌توان گفت

 امروز کم‌تر کسی می‌تواند سیطره‌ی موسیقایی آواز را بر این اشعار پرمغز تحمیل

 کند، اما تسلط کامل او بر ردیف‌های آوازی و بهره‌گیری از عناصر غیر ایرانی در آواز

 او را به هنرمندی بی‌رقیب در مناجات‌خوانی بدل کرده بود که رادیو ایران از اواخر

 دهه‌ی 20 تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و با مرگ ذبیحی نمی‌توانست از پحش

 صدای او برای مخاطبانش چشم‌پوشی کند. این در حالی است که در زمان او

 امکانات صوتی بسیار محدودی در دسترس بود و همانند امروز که سیستم‌های

 پرورش صدا برخی ضعف‌ها و معایب آواز را می‌پوشانند، خوانندگان عرصه‌ی

 موسیقی نمی‌توانستند عیب و نقص‌های کار خود را رفع کنند. به همین دلیل بود

 که سید جواد ذبیحی در سال‌های اول خوانندگی، بدون بهره‌گیری از دستگاه‌های

 رایج آن زمان آواز می‌خواند و سپس با امکانات اولیه‌ی رادیو هنر مناجات‌خوانی خود

 را به رخ رقیبانش کشید.

 

 

 

 

دریافت مناجات واذان ودعای افطار در ادامه مطلب


برچسب‌ها: مناجات
ادامه مطلب
[ یکشنبه 8 تیر1393 ] [ 12:13 بعد از ظهر ] [ محسن ]
 
 یادی از سیروس حدادی هنرمند توانا 
 
 
 
 
مطلب جامع در مورد استاد فلوت سیروس حدادی به روایت از فرزند ایشان کتایوین حدادی و با گفت و گویی از استاد فرهاد فخرالدینی در روزنامه ی شرق / صفحه ی 7 / شماره ی 1823
 
 
 
 
روایت کتایون حدادی از زندگی و زمانه سیروس حدادی نوازنده فلوت و عضو ارکستر «گلها»
 
هنرمندی که آثارش گم شد
 
ساناز سیداصفهانی
 
سال‌ها پیش قصد داشتم در مورد «سیروس حدادی» مطلبی تهیه کنم. از اهالی موسیقی تعریف‌های بسیاری از ایشان شنیده بودم. هر بار می‌آمدم مطلبی گردآوردی‌ کنم، نمی‌شد. سرانجام این اتفاق با هشتادمین سالروز تولد ایشان مصادف شد. پیش از هر چیز باید به منابعی که ثبت شده‌اند مراجعه می‌کردم. کتاب مردان موسیقی سنتی و نوین ایران، تنها منبعی بود که در مورد «سیروس حدادی» مطلبی موجز به‌ثبت رسانده بود. همین‌طور منابع پراکنده‌ دنیای مجازی آنقدر کافی و مطمئن نبود که بشود به‌عنوان منبعی برای شناخت یک هنرمند به آن روی آورد. آنچه در مورد حدادی به ثبت رسیده، خلاصه می‌شود به اینکه:  متولد 1311 در تبریز است و در سه‌سالگی همراه خانواده‌ به تهران آمد. تحصیلات ابتدایی‌اش را در مدرسه‌ جلوه گذراند. سپس به دلیل نقل مکان خانواده به شیراز، در آن شهر تحصیل متوسطه را در هنرستان عالی صنعتی این شهر گذراند. پدر سیروس حدادی از صدایی خوب و گیرا برخوردار بود. او گاهگاه در منزل برای خود زمزمه می‌کرد و عشق نهفته به موسیقی را در پسر خود بیدار می‌کرد تا در این راه کسب علم کند. بنابراین نی‌لبکی تهیه کرد و نزد خود شروع به تمرین کرد و آهنگ‌های روز را آنقدر می‌نواخت و تمرین می‌کرد که شبیه اصل آهنگ، صدا را از نی‌لبک خود درمی‌آورد. در کلاس دهم هنرستان یک فلوت خارجی توسط دوست همکلاسی‌اش، به‌دستش می‌رسد و باعث می‌شود تا او با اشتیاق بیشتر تمرین کند. سال1331 با والدین از شیراز به تهران می‌آید و در همین سال آقای قریب، رییس هنرستان موسیقی ملی، از پدر سیروس می‌خواهد اجازه دهد تا او برای فراگیری موسیقی علمی در این هنرستان ثبت‌نام کند. پدر سیروس نام او را در هنرستان موسیقی می‌نویسد. او در هنرستان زیر نظر استاد «منوچهر صادقی» شروع به فراگیری ساز فلوت می‌کند. در مدت یک سال با تکنیک نواختن صحیح این ساز آشنا می‌شود به طوری که موجب شگفتی بسیاری در هنرستان می‌شود. حدادی در سال 1334 همکاری خود را با ارکسترهای خارج از هنرستان آغاز و در سال 1336به شورایعالی موسیقی که زیر نظر «روح‌الله خالقی» بود، رفت و پس از آزمون برای شرکت در ارکسترهای مختلف رادیو، به‌خصوص ارکسترهایی که به سرپرستی استاد روح‌الله خالقی، حسین‌علی ملاح و مشیر همایون شهردار اداره می‌شد دعوت به همکاری می‌شود. سیروس حدادی در ارکستر نوین که به سرپرستی کلنل وزیری و رهبری «حسین‌علی ملاح» تشکیل شده بود، نوازندگی فلوت را بر عهده داشت. سپس با آمدن «مرتضی حنانه» به رادیو و تشکیل ارکستر فارابی و بعد از آن ارکستر بزرگ رادیو تلویزیون کماکان همکاری خود را پیگیری کرد و ادامه داد. از سال 1349 سال‌ها در ارکستر گلها همکاری داشت و تکنوازی و همراهی هنرمندان گلها همچون بنان، قوامی، شجریان و... را برعهده داشت. وی در سال 1333 در کلاس موسیقی (هنر) که زیر نظر «میثاقیان» اداره می‌شد تدریس می‌کرد و مدت چهار سال هم در خیابان سلسبیل در کلاسی که به همین نام اداره می‌شد معلم فلوت بود. در این کلاس همکارانی چون شاپور نیاکان، امیرناصر افتتاح و تیمور پورتراب حضور داشتند و هر کدام ساز تخصصی خود را آموزش می‌دادند. وی به مدت چهار سال تا سال 1356 در هنرستان عالی موسیقی ملی و دانشکده‌ موسیقی ملی، به تدریس در دوره‌ عالی مشغول و پس از تعطیلی دانشکده بنا به پیشنهاد مرتضی حنانه و فرهاد فخرالدینی مشغول نوشتن ردیف‌های ایرانی جهت فلوت شد. سیروس حدادی حدود 22سال در موسیقی سنتی و اصیل ایرانی فعالیت داشت. به مناسبت نهم شهریور، هشتادمین سالروز تولد این نوازنده، سراغ دختر او کتایون حدادی رفتم تا در مورد پدر، گپی بزنم. اولین گپ‌وگفت ما با سالروز مرگ مادر ایشان مصادف بود.


‌آنچه در مورد سیروس حدادی در کتاب مردان موسیقی سنتی و نوین ایران یا به‌صورت پراکنده نوشته شده، به‌قدری مختصر است که به یک پژوهشگر یا کنجکاو این هنر، اطلاعات کافی نمی‌دهد. به‌عنوان مثال، اینکه پدر شما ابتدا در هنرستان صنعتی درس می‌خواند، آموزش کلاسیک فلوت را دیر شروع کرد و پیشرفتی داشت که همه را متحیر کرد. چطور می‌شود این همه استعداد و پیشرفت در زمان کم برای ایشان به وجود ‌آید؟

پدرم علاقه زیادی به موسیقی داشت و این علاقه از پدرش به ارث رسیده بود؛ چون پدرش به ردیف‌های ایرانی مسلط بود، صدای خوبی داشت و می‌خواند. پدرم ردیف‌ها را از پدربزرگم آموخته بود. او از بچگی نی‌لبکی به دستش رسیده بود و با آن تمرین می‌کرد، پدربزرگم هم به او یاد می‌داد چطور با نی‌لبک ردیف‌ها را بنوازد... علاقه‌مند شد و این کار را ادامه داد. این کار درواقع برای او یک فعالیت هنری بود که در کنار درسش به آن می‌پرداخت. بعد از کودتای سال 32 که ایشان به همراه خانواده‌اش از شیراز به تهران آمد، پدرم در اینجا فعالیت هنری‌اش را گسترش داد و به آموختن نت پرداخت...
‌در کتاب مردان موسیقی اینطور نوشته شده که آقای قریب دوست پدربزرگ شما بوده و بعد از دیدن استعداد در پدرتان - سیروس حدادی- از پدربزرگتان می‌خواهد که اجازه بدهد او در هنرستان ثبت‌نام کند و به‌صورت آکادمیک این هنر را دنبال کند. درست است؟
احتمالا همین‌طور است. تا آنجا که می‌دانم دوره‌ کوتاهی را در هنرستان گذراند چون پیش از آن،‌ سازی تهیه کرده بود و با آن تمرین می‌کرد، منتها آموزش اصولی نداشت و دوره‌ای که در هنرستان گذراند باعث شد خیلی سریع پیشرفت کند، اصول کار را یاد بگیرد و همراهی با سازهای دیگر و اصول نوازندگی را به شکل کلاسیک فراگیرد.
‌باز بر می‌گردم به کتاب، در کتاب مردان موسیقی گفته شده که سیروس حدادی در زمینه‌ موسیقی سنتی و ایرانی کار می‌کرد. آیا ایشان آثار کلاسیک را نمی‌نواخت یا در همین حیطه کار می‌کرد؟
نه. پدرم در هیچ ارکستری که کار کلاسیک بکند؛ نبود. عضو ارکستر بزرگ ملی ایران بود. تا جایی که یادم هست پارتی تور کارهای کلاسیک را داشت و از روی آنها تمرین می‌کرد. قطعات مشکلی همچون بامبل بی‌(زنبور عسل) را تمرین می‌کرد.
‌از کارهای مهمی که در بدو ورودشان به رادیو انجام دادند بگویید.
ایشان به‌عنوان نوازنده ارکستر وارد رادیو شد. در آن زمان ارکسترهای متعددی در رادیو بودند که او در همه آنها کار می‌کرد. مثل ارکستر شماره یک و دو و بعدها در گلها. اما کارش محدود به همین ارکسترها نبود. با گروه‌های دیگری هم کار می‌کرد، مثل ارکستر پاپ. با خواننده‌های بیرون از رادیو هم همکاری داشت.
‌یادتان هست با کدام خواننده‌ها همکاری داشتند؟
بیشتر خواننده‌های روز همان دوران بودند. بیشتر هم با کسانی همکاری داشت که کارهای فولکلوریک و محلی می‌خواندند. مثلا با آقای مهندس عاشورپور یا عباس مهرپویا. ببینید چون پدرم در رادیو بود، هر چیزی که در رادیو ضبط می‌شد، ایشان نوازندگی می‌کرد. فرقی نمی‌کرد فولکلور باشد یا پاپ. بعدها هم در ارکسترهای فارابی یا نوین و گلها نیز بود.
‌یعنی اسامی بعضی از آنها را به خاطر ندارید؟ چون تا جایی که می‌دانم آرشیوی از کارهای ایشان وجود ندارد.
متاسفانه من‌هم آرشیو ندارم. اما تا آنجایی که می‌دانم یکی از کارهایی که نواخته بود در شماره 114 گلهای تازه بود که پدر به همراه جواد معروفی سولیست این برنامه بود. برنامه‌ای بود که با شعری از فریدون مشیری با مطلع «دل من چون پرستوی بهاری...» و خوانندگی عبدالوهاب شهیدی ضبط شد. اثر دیگری که الان به خاطر می‌آورم برنامه شماره 95 گلها بود. قطعه‌ای در دستگاه دشتی با صدای ناصر مسعودی. پدرم، منصور صارمی و آقای افتتاح نوازندگان این قطعه بودند. آلبوم رقص مستانه استاد بنان هم بوده که از ساخته‌های آقای زرین‌پنجه و در بیات اصفهان و سه‌گاه و ماهور قطعاتی را اجرا کرده بود. پدرم در این کارها سلو زده ‌است. در این سال‌های آخری هم پدر با آقای محسنی آلبومی را کار کرد که خواننده‌شان آقای بهزادپور بود. قطعه‌ای داشت با مطلع «گل در بهاران می‌رسد» که در گام پنج‌چهارم بود. تا جایی که می‌دانم این گام مشکلی برای نوازنده است.
‌با استاد شجریان هم همکاری داشتند؟
با استاد شجریان پیش از انقلاب کار کرد. کارهایی که در رادیو با ارکستر بزرگ بود و آهنگی به نام چهارگاه که اثر آقای فخرالدینی بود و آقای شجریان هم آواز و تصنیف آن را خواندند.
‌چهارگاه هم از سری کارهای گلها بود؟
بله آن کار هم از ‌گلها بود؛ اما شماره‌اش را به خاطر نمی‌آورم.
‌کار رادیو را دوست داشتند یا کار کردن با موسیقیدانان خارج از رادیو را؟
بیشتر دوست داشت که به او اجازه دهند کار خودش را انجام دهد. مثلا جایی که از او سلو می‌خواستند نهایت سعی‌اش را می‌کرد که کار را به بهترین نحو ممکن انجام دهد. هرچه کار سخت‌‌تر بود، بیشتر لذت می‌برد، مثل کارهایی که برای آقای حنانه اجرا کرد. چه کارهای پیش از انقلاب چه بعد از انقلاب. پدرم سبکشان را خیلی دوست داشت. با آقای فخرالدینی هم کار کرد و کارهای ایشان را هم خیلی دوست داشت و به ایشان هم بسیار نزدیک بود.
‌ظاهرا موسیقی فیلم هم کار کردند؛ آثاری از ایشان را به یاد می‌آورید؟
قدیمی‌ها را اصلا در جریان نبودم. می‌توانم از کارهایشان به هزاردستان آقای حنانه اشاره کنم که در هزاردستان علاوه‌بر موسیقی فیلم یک قطعه سولو اجرا کرد.
‌گفتید آن بخش را خود آقای حدادی نوشته.
بله. آقای حنانه یک بخشی را نوشته بود و آن را به پدرم داد و گفت که من این را نوشته‌ام، اما از آنجایی که آقای حنانه همیشه ترجیح می‌داد با کسانی که توانایی‌اش را داشتند کار کند، با شناختی هم که از پدر داشت، گفت خودت هر طوری که فکر می‌کنی، اجرا کن. اگر می‌خواهی تغییرش بدهی، هرچه دوست‌داری بزن. پدر تعریف می‌کرد: «من یک چیزی زدم، منتها به من گفته بودند 30ثانیه، من هم براشان 30ثانیه زدم. وقتی که تمام شد، آقای حنانه گفت آخه چرا قطع کردی؟ و من گفتم که شما خودتان گفتید 30 ثانیه!» و آقای حنانه گفتند که خب من گفته بودم 30ثانیه ولی داشتی می‌زدی، ادامه بده.
‌پس آن قسمت فلوت در واقع بداهه‌نوازی است.
بله بداهه‌نوازی است.
‌پس نت آقای حنانه نیست.
نه، اما توی همان گامی اجرا شده که آقای حنانه می‌خواست.
‌این اتفاق در همکاری با آقای حنانه باز هم رخ داد؟
بله، در اثر «مرگ پیرزن» که البته منتشر نشد هم قطعه‌ای در مایه دشتی ضبط شد که هیچ‌گاه منتشر نشد.
‌چرا این کارها گردآوری و ثبت نمی‌شود؟
آن زمان این باب نبوده که مثل امروز در تیتراژ اسم نوازنده‌ها را بنویسند اما تا جایی که من اطلاع دارم، قدیم که پدرم در رادیو کار می‌کرد، بعد از اینکه قطعه‌ای از موسیقی پخش می‌شد، اسم تک‌تک نوازندگان و آهنگساز را کامل می‌خواندند. قاعدتا باید در آرشیو رادیو باشد. با توجه به تحولاتی که شد و این دست‌به‌دست شدن رادیو و اینکه این انبار موسیقی واقعا به چه کسی محول شد؟ آیا از آنها نگهداری شده یا نشده است، واقعا معلوم نیست. آیا آنها گم شده یا نشده‌اند... معلوم نیست.
‌ همین عدم مدرک و سند باعث می‌شود که قطعه‌ای که پدر شما اجرا کرده بود به عماد رام نسبت ‌دهند. چطور می‌شود اصالت اجرای پدرتان را ثابت کنید؟
بله، متاسفانه. اسم عماد رام را شنیده‌اند و از آنجایی که همیشه خواننده‌ها بیشتر از آهنگسازها و نوازندگان مشهور می‌شدند به نام ایشان ثبت می‌شود. ایشان هم کارهایی خواند و در یکی از آنها در میکس تلویزیونی، سازش را دست گرفت که مثلا ایشان قطعه را نواخته‌ است. بعدها خیلی از مردم که شناختی نداشتند، فکر کردند که هرکدام از کارهایی که در آن فلوتی نواخته شده، کار عماد رام است. کارهایی که من دیدم در اینترنت به نام عماد رام گذاشته‌اند، کارهایی است که در گلها اجرا شده است و این اطلاعات اشتباه است. من سعی کردم ببینم مسوول این سایت چه کسی است، اما نه ایمیلی نه پاسخی در قسمت تماس با ما، هیچ چیزی نبود. تا به حال که به هیچ طریقی ‌نشد این اطلاعات را درست کنم و کلا سایت معتبری نبود.
‌سختی‌های کار برای نوازنده‌ فلوت چیست مثلا ایشان در منزل آیا خلوتی داشتند، یا آیا دوره‌ای می‌شد که نتوانند کار کنند؟ کارهایشان را چطور ضبط می‌کردند؟
در گذشته اینگونه بود که برای اجرا و ضبط یک موسیقی همه‌ اعضای ارکستر باید می‌نشستند و با هم آن قطعه را می‌زدند و اگر کسی اشتباهی می‌کرد، همه باید دوباره آن را اجرا می‌کردند تا ضبط شود. اگر خواننده یا نوازنده‌ای اشتباه می‌کرد، همه‌ ارکستر وظیفه داشت دوباره از ابتدا بزند و دومرتبه اجرا کند تا کار با کیفیتی که مطلوب‌ بود، ضبط شود. اما از انقلاب به بعد، دستگاه‌های جدیدی آمد که کار را راحت‌تر می‌کرد و دو، سه ساز را با هم ضبط می‌کرد. این روش از یک طرف برای اعضای ارکستر بهتر شد، اما گاهی باید صبر می‌کردند و توی نوبت می‌ماندند تا گروه قبلی کارشان تمام شود. حالا گاهی اوقات چند دفعه کار خراب می‌شد و تا نوبت گروه بعد شود، زمان زیادی معطل می‌ماندند. سازهای زهی را با هم ضبط می‌کردند، سازهای کوبه‌ای را با همدیگر و فلوت و بادی‌ها هم باهم... گاهی اوقات وقتی برای ضبط می‌رفتند- چه پیش از اینکه دستگاه‌های پیشرفته بیاید، چه بعد از آن - می‌دیدید تا دو و سه بعد از نیمه شب کارشان طول می‌کشید. مثلا تیرباران و هزاردستان آقای حنانه با همین شرایط ضبط شد.
‌این ضبط‌‌ها ساعت مشخصی داشت یا محدودیتی هم شاملش می‌شد؟ مثلا از چه ساعتی می‌رفتند که تا سه نیمه‌شب کار طول می‌کشید.
اکثر کسانی که در ارکستر بزرگ بودند شغل و حرفه‌ دیگری داشتند و این اجازه را داشتند که در رادیو هم کار کنند. هر کسی نمی‌توانست در دو جا کار کند و از دولت حقوق بگیرد. برای آنها هم صندوقی اختصاص داده بودند که این هنرمندها از آنجا حقوق و بازنشستگی‌شان را می‌گرفتند. به هرحال هنرمندها صبح می‌رفتند سر کار خودشان. بعد از ظهر از ساعت پنج بعد از ظهر تا هشت شب هم باید می‌رفتند رادیو هم تمرین‌ها‌شان را می‌کردند، هم ضبطشان را... بعد اگر ضبط خاصی بود که باید به استودیوهای بیرون می‌رفتند، مربوط به این زمان می‌شد.
‌شغل دیگر پدر شما چه بود؟
ایشان کارمند وزارت بهداری بود، البته با 20سال خدمت در سال 54 بازنشسته شد و بعد از آن فقط کار موسیقی انجام می‌داد.
‌خلق‌وخوی‌شان چطور بود؟
خب هنرمندها روحیه‌ هنرمندانه‌ای دارند، پدرم همیشه می‌گفت که خیلی سخت است که با یک هنرمند کنار بیایی. البته این بخش بیشتر به مادرم مربوط می‌شد. ایشان به پدرم علاقه داشت و هرطور که پدرم می‌خواست با او کنار می‌آمد. مادرم هر کاری می‌کرد تا پدرم را خوشحال کند. البته مادرم خیلی زود، در جوانی از دنیا رفت و پدرم بعد از او ازدواج نکرد، اما خب خیلی حساس بود. خیلی زیاد... پدر خیلی زودرنج و حساس بود. گاهی زود عصبانی می‌شد و با مسایل کوچکی که پیش می‌آمد، زود ناراحت می‌شد.
‌خلوتی برای خود نداشت؟
چرا. اتاقی بود که گاهی آنجا می‌رفت. گاهی اوقات می‌شنیدم که توی اتاق نشسته و آهسته در سازش می‌دمد. می‌گفتم پدر چرا آنقدر آهسته ساز می‌زنی، می‌گفت ببخشید صداش شما را اذیت می‌کند. در را هم می‌بست. هرچه به او می‌گفتیم صدا ما را ناراحت نمی‌کند، راحت باشید، اما او به‌دلیل خاطره‌ای که از بچگی داشت، همیشه از ساززدن معذب بود. به‌هرحال کسی که تمرین می‌کند، روی نقاط ضعفش کار می‌کند مرتب روی آنها تمرین می‌کند تا سرعت عملش بیشتر شود و ضعفش را برطرف کند. پدر فکر می‌کرد این صداها که تکراری بود، ممکن است ما را اذیت کند.
‌چه چیزی باعث می‌شد ایشان در منزل و موقع تمرین معذب باشد؟
به خاطر مادربزرگم بود که کسالتی داشتند و با صداها ممکن بود، حالش بدتر شود. برای همین پدر به من می‌گفت که چون مادرش این حالت را داشت، قدیم‌ها می‌رفت اتاق زیر شیروانی که نه کولری داشت و نه پنکه‌ای. در تابستان می‌رفت به آن اتاق و به در و پنجره‌ اتاق پتو می‌زد و درز پنجره‌ها را می‌پوشاند تا صدا بیرون نرود و صدا مادربزرگم را اذیت نکند. پدرم می‌گفت که از بس گرم بود خیس عرق می‌شد، ولی باز هم تمرین می‌کرد. این احساس همیشه با او بود و همیشه فکر می‌کرد ممکن است که صدا ما را ناراحت کند.
‌آخرین کارهای پدرتان چه بود؟
آخرین کارشان با آقای حنانه بود و آلبومی که با آقای محسنی کار کردند.
‌برای درگذشت ایشان 12 اسفند سال 73 خیلی از استادان حضور داشتند.
بله. آقای فرهاد فخرالدینی، آقای ناصر مسعودی، زنده‌یاد آقای علی تجویدی بودند که در مسجد هم برای پدرم سخنرانی کردند. آقای رشیدی که کارمند رادیو بودند و اگر اشتباه نکنم نوازنده‌‌ ترومپت بودند که خیلی زحمت کشیدند و خلاصه جمعی دیگر که الان حضور ذهن ندارم.

 


برچسب‌ها: یادی از بزرگان موسیقی ایران
[ یکشنبه 8 تیر1393 ] [ 3:3 قبل از ظهر ] [ محسن ]
دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند 


پنهان خورید باده که تعزیر می کنند 


ناموس عشق و رونق عشاق می برند 


عیب جوان و سرزنش پیر می کنند 


جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز 


باطل در این خیال که اکسیر می کنند 


گویند رمز عشق مگویید و مشنوید 


مشکل حکایتیست که تقریر می کنند 


ما از برون در شده مغرور صد فریب 


تا خود درون پرده چه تدبیر می کنند 


تشویش وقت پیر مغان می دهند باز 


این سالکان نگر که چه با پیر می کنند 


صد ملک دل به نیم نظر می توان خرید 


خوبان در این معامله تقصیر می کنند 


قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست 


قومی دگر حواله به تقدیر می کنند 


فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر 


کاین کارخانه ایست که تغییر می کنند 


می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب 


چون نیک بنگری همه تزویر می کنند 


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
[ شنبه 7 تیر1393 ] [ 3:42 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

 

اواز: ادیب خوانساری

همنواز اواز: مهدی خالدی

قطعاتی در بیات ترک

غزل اواز: عبید زاکانی

 

 


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ شنبه 7 تیر1393 ] [ 1:52 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد مهدی سهیلی شاعر با احساس

 

بزم شاعران

برنامه ای از مهدی سهیلی

با حضور :دکترمحسن هشترودی/دکتر علی صدرات/دکتر علیرضا میثمی

اواز: ایرج

هنرمندان: فرهنگ شریف/اسدالله ملک/منصورصارمی

گویندگان:روشنک/محسن رضائیان/بهرام سالطانی/جمشید عدیلی

 

 

 

این برنامه برای اولین بار در فضای مجازی در دسترس قرار می گیرد

با سپاس از دوست بزرگوار جناب امید قیصری که این برنامه را در دسترس دوستان قرار داده اند


برچسب‌ها: بزم شاعران
ادامه مطلب
[ جمعه 6 تیر1393 ] [ 6:8 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یادی از نادر گلچین هنرمند توانا  

گلچینی از نوای دلنشین نادر گلچین

1-داد از این دل

2-مهر سیه چشمان

3-نوای کاروان

4-کوچه باغ

5-ناوک مزگان

6-مسبب

7-مرغ سحر

 


برچسب‌ها: نادر گلچین
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 4 تیر1393 ] [ 1:16 قبل از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز شماره 237

اواز: ناصر مسعودی

با همکاری هنرمندان: حسن کسایی/لطف الله مجد/علی اصغر بهاری/رضا ورزنده/امیر ناصر افتتاح

اشعار:عاشق اصفهانی

گوینده: روشنک

 

ازبزم طرب باده گساران همه رفتند

ما با که نشینیم که یاران همه رفتند

نه کوه کن بی سر وپا ماند ونه مجنون

از کوی جنون سلسله داران همه رفتند

 

انچه پیش از این در دسترس بوده نقصی در اعلام شماره در ابتدا وانتهای برنامه بوده که در این فایل رفع گردیده است


برچسب‌ها: برگ سبز
ادامه مطلب
[ سه شنبه 3 تیر1393 ] [ 5:12 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یادی کنیم ازنورالدین ثابت ایمانی گوینده مسلط وخوش صدا

برگ سبز شماره 194

اواز: عبدالوهاب شهیدی

نی: حسن کسایی

اشعار:عطار/حافظ/سعدی/عراقی

اهنگ: بیات زند

گوینده: نورالدین ثابت ایمانی

 

در نمازم خم ابروی تو یاد امد

حالتی رفت که محراب به فریاد امد

 

 این برنامه کمتر در دسترس بوده است 

 


برچسب‌ها: برگ سبز
ادامه مطلب
[ سه شنبه 3 تیر1393 ] [ 1:40 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: ایرج

همنوازی: محمد موسوی

اجرا شده در تاریخ 29-11-63 منزل مهندس غفاری

با حضور منوچهر همایون پور- منوچهر سخایی

 

 

 

 


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ یکشنبه 1 تیر1393 ] [ 2:23 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 164

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان: حبیب الله بدیعی/جلیل شهناز

اشعار: عطار/خواجه عبدالله/نظام وفا/عراقی

اهنگ در مایه دشتی

گوینده: روشنک

 

 

 انچه پیش از این در دسترس بوده نقصی در اعلام نام برنامه وجود داشته که این نقص در این فایل برطرف گردیده است

 


برچسب‌ها: برگ سبز
ادامه مطلب
[ شنبه 31 خرداد1393 ] [ 7:5 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: محمود محمودی خوانساری

با همکاری هنرمندان: حبیب الله بدیعی/فرهنگ شریف/جهانگیر ملک

دستگاه: همایون

 

 اشعار: ابوالحسن ورزی

 

 

 


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 29 خرداد1393 ] [ 7:47 بعد از ظهر ] [ محسن ]
اين مصاحبه حدود سال هاي 1352 در برنامه هنر و خانواده يا هنر براي مردم، به تهيه کنندگي علي تابش تهيه شده است. در اين برنامه که هر هفته تهيه مي شد، تابش يکي از موسيقي دانان شاخص را به برنامه دعوت و با وي به گفت وگويي قريب نيم ساعت دست مي زد. آقايان ناصر مسعودي، نريمان، خالدي، فرهنگ شريف و از جمله محمودي خوانساري از آن دست موسيقي داناني بودند که در اين برنامه شرکت کردند. يکبار در حين گفت وگو ناصر مسعودي به تابش گفت: آقا اين سوالات چيه از ما مي کني! اين ماهستيم که بايد با تو مصاحبه کنيم؛ خودت داراي مقام بالايي در فرهنگ ما هستي. تابش در تلويزيون و راديو مردي همه فن حريف بود. در سال 1340 به همراه پرويز خطيبي تصميم گرفت، يک برنامه نيم ساعته کمدي ـ انتقادي به نام «تک مضراب» در تلويزيون ايران اجرا کند. از سال هاي 1354 به بعد از تابش خبري نبود. سال ها پس از پيروزي انقلاب اسلامي که شما و راديو به مديريت منوچهر نوذري به شکل ديگري ادامه پيدا کرد، وي همکاري هايي داشت. علي تابش در 14 آبان 1376 وفات يافت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

 

متن گفتگو:

 برخي از آوازها که براي هزارمين بار توسط يک شنونده موسيقي اصيل هم گوش داده مي شوند، گويا باز هم کم شنيده شده است. محمودي جان، خيلي از شما متشکرم که توانستي اين همه در موسيقي ما تاثيرگذار باشي.
    علي جان واقعا از اين همه محبت، من را شرمنده مي کني. مجالي نمي دهي که من از شرمندگي ات در بياييم.
    
    
    براي شروع بحث اجازه بده بپرسم نسبت به همكارانت چه حسي داري؟ كارشان را چگونه مي بيني و چه خواننده اي را از همه بيشتر دوست داري!
    من سال 1335 يکي از برخوردهاي قشنگم برخورد با داريوش رفيعي بود. من عاشق اين مرد بوده و هستم. الان هم نوارهايي از اين خواننده دارم که در خلوتم اگر خواسته باشم گوش کنم و حالي داشته باشم آن نوارهاست. ولي البته من آواز آقاي اديب خوانساري و بنان را خيلي دوست دارم. اينکه استاد نمي گويم به اين دليلي است که کلمه استاد در جامعه ما خيلي پيش پا افتاده است به همين خاطر، به گفتن هنرمندان بزرگ و آقا کفايت مي کنم. بجاست که از آقاي قوامي هم يادي بکنم. کارهاي قديمي آقاي گلپايگاني را هم گوش مي کنم. اين هم اضافه کنم که شجريان خواننده زحمت کشيده اي است. شجريان خيلي زحمت کشيده است. چون طلبه است. مثل خود من که طلبه هستم و طلبه خواهم ماند و هيچ وقت هم ادعايي نداشتم. و هر چقدر پيش رفتم، ديدم هنر و آواز عجب دريايي بيکران است و هنوز هم مي بينم که چقدر فاصله دارم. به قول مرحوم تهراني مي بينم که چقدر لنگي دارم.
    
    
    همانطور که گفتي هرکسي در رشته خودش طلبه باشد و برود دنبالش و ببيند که اينجا آخر خط نيست، اما اگر کسي اينجور فکر نکند... 
    -ديگر اينجا مرگ است. به مرگ هنري رسيده است. 
    
    
    آيا براي کار هنريت سفري به خارج از کشور هم داشته اي؟
    بله خوشبختانه. شايد 3 – 4 سال پيش (يعني سال هاي 1348) با يک اکيپ هنري که شايد اين سفر کمتر اتفاق بيفتد، به انگلستان رفتيم. در اين سفر هنرمندان گرامي علي تجويدي، حبيب الله بديعي و چند خواننده بودند. چقدر سفر موفقيت آميزي بود. البته به لندن و بروکسل رفتيم. خاطره اين سفر را هيچ وقت فراموش نمي کنم. 

    محمودي عزيز در اين سال هاي متمادي در کار هنريت، قطعا مردم هنردوست ما، هنر ويژه تو را ارج نهاده اند. آيا روابطت با مردم را حفظ كرده اي. 
    انسان هايي که با هنر سروکار دارند، خيلي بيشتر با مردم ارتباط برقرار مي كنند. ولي يک خاطره اي دارم که مي تواند پاسخ شما هم باشد. حدود سال 1340 بود که به همراه يکي از دوستان و خانوده به شمال رفتيم. فکر مي کنم به نوشهر رفتيم. به جاي اينکه به هتل برويم، گشتيم و دو اتاق از يک پيرمرد و يک پيرزن گرفتيم. پيرمرد خيلي چهره روحاني داشت. من فکر کردم اگر اين پيرمرد بفهمد که من از خوانندگان گل ها هستم و آواز مي خوانم، شايد خوشش نياد. بهتر است که ما سروصدايش را در نياوريم. نگو از دوستمان پرسيد که اين آقا کي هست که گفت ايشان آقاي محمودي خوانساري هستند؛ خواننده گل ها، گل هاي جاويدان است (من از اين موضوع خبر نداشتم). چند روز که ما آنجا بوديم، خيلي به ما خدمت کرد و همين که مي خواستيم برويم، پيرمرد آمد و يک دسته گل برايمان آورد و به من گفت (محمودي با لهجه گيلکي تقليد صداي پيرمرد را در مي آورد) آقاي خوانساري ما گل ها را به تو داديم، تو جاويدان را به ما ندادي. من هم بهش گفتم الان جاويدان را به تو مي دهم. صورتم را به سمت دريا کردم و به قول خودش نيم ساعت جاويدان خواندم؛ بدون ساز و به طور بداهه به قدري صدا شفاف و خوب شده بود که هيچ وقت يادم نمي رود. مي دانيد که شمال چون مرطوب است، تاثير زيادي در صدا مي گذارد. صدا مثل ناقوس شده بود. اين پيرمرد اشک از چشماش سرازير شد که من هم گريه ام گرفت. اصلاتعجب کردم که چنين آدمي گل ها را مي شناسد و بگويد گل هاي جاويدان!
    
    
    محمودي جان اين پيرمرد، نماينده 35 ميليون ايراني است که با توجه به عشقشان به موسيقي ايراني، صداي تو را دوست دارند و شکرگزار اين صدا هستند. براي آخرين سوال به ما بگو كه کدام آوازت را بيشتر از همه دوست داري!
    والله شما خودتان بهتر مي دانيد که من همه کارهايم را دوست دارم اما از همه بيشتر همان سه گاه معروف که در برگ سبز شماره 165 است. به خصوص قسمت مخالف سه گاه را خيلي دوست دارم. آنجا که مي گويد: گر تو از پرده برون آيي، رخ بنمايي / پرده در کار همه پرده نشينان بدري. اين آواز را آقاي بديعي با من همراهي کردند. به عقيده من بديعي يکي از بهترين جواب آوازهاي خود را داده است. خود بديعي هم اين نوار را خيلي دوست دارد.
    
    
    خب محمودي جان اگر حاضري برويم در حوزه خانواده، برويم ببينيم محمودي عزيز ما ازدواج کرده است !
    من فکر مي کنم يک هنرمند به ويژه هنرمندي که با موسيقي سروکار داشته باشد، اگر ازدواج کند، ازدواج دوم وي خواهد بود. چون هنرمند قبلابا هنرش ازدواج کرده است. ولي اگر خواست ازدواجي کند، ديگر اين ازدواج دوم وي است. ولي من مي خواهم بگويم خوشبختانه يا متاسفانه هنوز تاهل اختيار نکردم. دليل اصلي آن، اين است که مادرم احتياج به يک همراه دارد. چون مادرم کسي است که مشوق آواز من است و وجود مادرم مانع از نشستن من بر سر سفره عقد بوده است. 
    
    
    من فکر مي کنم مادر شما خيلي علاقه مند است که نوه خود را ببيند!
    بله! ولي ديگر برادران من اين کار را کردند!
    
    
    چندتا برادر داري!
    سه برادر دارم و دو خواهر. يکي از خواهران از همه ما بزرگتر هستند. 
    
    
    اينطور که همه مي دانند يک هنرمند يک قلب خيلي رئوفي و احساسي دارد. آيا تا به حال نشده که دلت براي عشقي بلرزد!
    خيلي سوال قشنگي کردي. پر واضح است که بله. من فکر مي کنم اگر نلرزد آن دل، دل نيست. آن صدايي که از اعماق وجود آدم سرچشمه گرفته، سرچشمه اش عشق است و آن هم عشق مجازي است. تا آن نباشد، آن عشق ازلي و آن عشق عرفاني وجود نخواهد داشت. مسلم است که قلب من خيلي لرزيده است. يکبار پيش دکتري رفتم که دکتر به من گفت که چرا آنقدر عاشق مي شوي!
    
    
    با توجه به اينکه جديدا کم کار شدي، مي خواهم بگويم محمودي جان ما به اين اجتماع مديونيم. مبادا روزي از کار هنري دست بشويي و قهر کني. هنرت خيلي ارزنده است، مبادا به هيچ بگيري! مردم از تو انتظار دارند. 
    علي جان من همين جا به مردم قول مي دهم که در آينده برخلاف گذشته بيشتر کار کنم. چون واقعا ما به اين اجتماع مديونيم. 

     علي نگهدارت باشد محمودي جان
    علي و جدم رسول الله نگه دار همه شما عزيزان باشد.

روزنامه اعتماد ملي > 31/1/88

 


برچسب‌ها: یادی از بزرگان موسیقی ایران
[ پنجشنبه 29 خرداد1393 ] [ 7:27 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد سلیم فرزان

گلهای رنگارنگ برنامه شماره 577

اواز: عبدالوهاب شهیدی

ترانه: سیمابینا

با همکاری هنرمندان: منصور صارمی/جهانگیر ملک

اهنگ در اصفهان: سلیم فرزان

ترانه سرا: سیمین بهبهانی

تنظیم برای ارکستر:فرهاد فخرالدینی

اشعار: سعدی

گوینده: اذر پزوهش


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 28 خرداد1393 ] [ 9:21 بعد از ظهر ] [ محسن ]

یک دست به مصحفیم و یک دست به جام

 

گه نزد حلالیم و گهی نزد   حرام

 

ماییم  در این گنبد  نا پخته و خام

 

نه کافر  مطلق  نه مسلمان تمام

 

 

 

 

 

عشق یعنی نان ده و از دین مپرس

 

 

در  مقام  بخشش  از  آیین مپرس

 

 

هر کسی او را خدایش جان  دهد

 

 

آدمی  باید  که  او  را   نان  دهد

 

 


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
[ چهارشنبه 28 خرداد1393 ] [ 6:58 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

به یاد دو هنرمند یگانه جلیل شهناز وحسن کسایی

اواز: حسن کسایی

همنواز اواز: جلیل شهناز

اواز: جلیل شهناز

همنواز اواز: حسن کسایی

اجرا شده در تاریخ 6-1-1370 در منزل رضا کسایی

 

 


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 28 خرداد1393 ] [ 6:11 بعد از ظهر ] [ محسن ]
ما خرقه زهد بر سر خم کردیم


وز خاک خرابات تیمم کردیم


شاید که در این میکده ها دریابیم


آن عمر که در مدرسه ها گم کردیم


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
[ چهارشنبه 28 خرداد1393 ] [ 1:5 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گروه پایور

اجرا شده در سال 57 تالار رودکی

اواز: محمد رضا شجریان

فرامرز پایور: رهبر ونوازنده سنتور

هوشنگ ظریف: تار

محمد اسماعیلی: تنبک

حسن ناهید: نی

پروین صالح: قیچک

رحمت الله بدیعی: کمانچه

پروین شکارلو: قیچک

محمد دلنوازی: رباب

حسن منوچهری: بربط

اشعار: سایه/عارف قزوینی

اهنگ: دشتی 


برچسب‌ها: گروه پایور
ادامه مطلب
[ سه شنبه 27 خرداد1393 ] [ 9:47 بعد از ظهر ] [ محسن ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

پیش از این گر سخن از نغمه داودی بود
پیش ما نغمه همان نغمه محمودی بود
بال بگشود چو با نغمه سازش اواز
صوت او صوت خداوندی ومعبودی بود
برچسب‌ها وب
لینک های مفید
امکانات وب