قالب وبلاگ
گلبانگ موسیقی ایرانی
 
لینک های مفید
بزم شاعران

برنامه ای از مهدی سهیلی

مهمان برنامه: دکتر نصرت الله باستان

شاعران برنامه:پزمان بختیاری/پارسای توسیرکانی/پزشک

هنرمندان برنامه: مهدی خالدی/فرهنگ شریف/گلپایگانی

گویندگان برنامه:زاله علو/ محمود رضائیان/امیر نوری

 

 این برنامه برای اولین بار می باشد که در فضای مجازی منتشر می گردد

 

 

موی سپید و بخت سیاهم نگاه کن

 

 

 

سوز مرا به شعله ی آهم نگاه کن

 

 


برچسب‌ها: بزم شاعران
ادامه مطلب
[ یکشنبه 22 تیر1393 ] [ 4:0 قبل از ظهر ] [ محسن ]

برنامه رادیویی

در وصف مولا علی

با صدای /جمال وفایی/اکبر گلپایگانی /محمود محمودی خوانساری

 

 

با سپاس از باران نازنین مدیز تارنمای مرغ سحرکه این برنامه

وعکسی نایاب از محمودی عزیز را پیشکش دوستان نمودند


برچسب‌ها: رادیو
ادامه مطلب
[ یکشنبه 22 تیر1393 ] [ 0:0 قبل از ظهر ] [ محسن ]
 برنامه های خصوصی هنرمندان

اموزش اواز:

جلیل شهناز به علی رستمیان

 

 

 

با سپاس از بزرگواری دوست عزیزی که این برنامه را در دسترس قرار دادند


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
[ جمعه 20 تیر1393 ] [ 8:54 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یک شاخه گل برنامه شماره 260 ( مخصوص)

با همکاری هنرمندان: الهه/پوران/سیما/رامش/رامین/ ناهید/شهیدی/کورس سرهنگ زاده

 

 اشعار واهنگ ها: محلی

 

 

 

 

انچه پیش در دسترس بوده است حذف نام الهه در انتهای فایل در زمان اعلام شناسه برنامه بوده است


ادامه مطلب
[ جمعه 20 تیر1393 ] [ 7:28 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 16

اواز: جلال تاج اصفهانی

با همکاری هنرمندان: احمدعبادی/جلیل شهناز/ حسن کسایی

اهنگ: بیات زند

اشعار:عطار/مولانا/اوحدی/حافظ/عماد فقیه کرمانی/عراقی

گوینده: فروزنده اربابی

 

 

طفیل هستی عشقند آدمی و پری

 

ارادتی بنما تا سعادتی ببری

 

 انچه پیش از این در دسترس بوده است اشکالی در اعلام ابتدایی برنامه بوده که این نقص در این فایل برطرف گردیده است


برچسب‌ها: برگ سبز
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 18 تیر1393 ] [ 7:24 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: محمد رضا شجریان

همنوازان: حبیب الله بدیعی/محمد موسوی

غزل اواز:پیر عرفان حافظ

 

با سپاس فراوان از عزیزی که این برنامه ناب را پیشکش دوستان نمودند


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 18 تیر1393 ] [ 4:57 قبل از ظهر ] [ محسن ]
 برگ سبز برنامه شماره 72

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان: علی تجویدی/منوچهر جهانبگلو/جهانگیر ملک

اهنگ: شوشتری و منصوری

اشعار متن برنامه:عطار/صغیر اصفهانی/فرخی سیستانی/عراقی

غزل اواز: صغیر اصفهانی

گوینده روشنک

 

 

عشق تو با خاک ره ساخته یکسان مرا

پای به سر نه کنون از ره احسان مرا

 

 

این برنامه کمتر در دسترس بوده است


برچسب‌ها: برگ سبز
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 18 تیر1393 ] [ 3:8 قبل از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: محمد رضا شجریان

همنواز: حبیب الله بدیعی

غزل اواز: پیر عرفان حافظ

 

گوش جان بسپاریم به ارشه های بی نظیر حبیب الله بدیعی هنرمند یگانه وبی تکراری که بی گمان بدون جانشین خواهد ماند

 

 

 

 

 

 

این برنامه پیشکش دوست نازنینی است به عاشقان موسیقی ملی ایران وهنرمندان بی بدیل این دیار اهورایی

 

 

 


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ دوشنبه 16 تیر1393 ] [ 11:41 بعد از ظهر ] [ محسن ]
 خصوصی

اواز: هایده/ مازیار/مهستی 

همنواز: فضل الله توکل 

 

 


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ دوشنبه 16 تیر1393 ] [ 11:22 بعد از ظهر ] [ محسن ]
ترانه های گلها

برگرفته از برنامه گلهای رنگارنگ شماره 300-319-345-358-384

با صدای : الهه

 


برچسب‌ها: ترانه های گلها
[ یکشنبه 15 تیر1393 ] [ 7:30 بعد از ظهر ] [ محسن ]

یک شاخه گل برنامه شماره 360

اواز: اکبر گلپایگانی

با همکاری هنرمندان: لطف الله مجد/همایون خرم/امیر ناصر افتتاح

اشعار:عاشق اصفهانی

گوینده: فیروزه امیر معز

 

 

کردم سراغ کوی تو، بختم نشان نداد

گفتم رسم به وصل تو مرگم امان نداد


برچسب‌ها: یک شاخه گل
ادامه مطلب
[ یکشنبه 15 تیر1393 ] [ 1:8 قبل از ظهر ] [ محسن ]
گلهای تازه شماره 72 ( مهتاب شبانگاه) 

اواز: سیاوش

با همکاری هنرمندان: اسدالله ملک/فرهنگ شریف/امیرناصرافتتاح

اهنگ: بیات ترک

اشعار: شفیعی کدکنی

گوینده: اذر پزوهش

 


برچسب‌ها: گلهای تازه
ادامه مطلب
[ شنبه 14 تیر1393 ] [ 9:11 بعد از ظهر ] [ محسن ]
تکنوازان برنامه شماره 549

اجرای قسمت هایی از ماهور

با همکاری هنرمندان:همایون خرم-جلیل شهناز/مجید نجاحی/جهانگیر ملک


برچسب‌ها: تکنوازان
ادامه مطلب
[ شنبه 14 تیر1393 ] [ 0:38 قبل از ظهر ] [ محسن ]
گلهای تازه برنامه شماره 190

 

اواز: سیاوش

اهنگ در بیات ترک : محمد رضا لطفی

تکنواز تار: محمد رضا لطفی

تنظیم : جواد معروفی

اشعار وشعر تصنیف و غزل اواز: امیر هوشنگ ابتهاج ( سایه )

 

دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: گلهای تازه
ادامه مطلب
[ جمعه 13 تیر1393 ] [ 1:53 قبل از ظهر ] [ محسن ]
من از عقرب نمی ترسم ولی از نیشش می ترسم


ندارم شکوه از بیگانگان از خویش می ترسم


ندارم وحشتی از شیر وببر و حمله گرگان


از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم


مرا با جوفروشان سربازار کاری نیست


من از گندم نمایان ارادت کیش می ترسم


ندارم وحشت از جنگ ونفاق وقتل وخونریزی


من از این آتش افروزان صلح اندیش می ترسم


به شیخی گفت کسی, از چه می تر سی زمی ؟ گفتا


ز می خوردن ندارم بیم از مستیش می ترسم


مرا باخانقاه وخرقه وکشکول کاری نیست


من از اعمال زشت خلق نادرویش می ترسم


چه خوش گفت این سخن مردسخن سنجی که می گوید


مراازمرگ باکی نیست ازسختیش می ترسم


من ژولیده را نبود هراسی از سخن گفتن


ولیکن از زبان خویش بیش از پیش می ترسم


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
[ چهارشنبه 11 تیر1393 ] [ 4:52 بعد از ظهر ] [ محسن ]
آنکه از فرط گنه ناله کند زار کجاست؟

آنکه زاغیار برد شکوه بر یار کجاست 

باز ماه رمضان آمد و بر بام فلک 

می زند بانگ منادی که گنه کار کجاست 

سفره رنگین و خدا چشم به راه من و توست 

تاکه معلوم شود طالب دیدار کجاست 

بار عام است خدا را به ضیافت بشتاب

تا نگوئی که در رحمت دادار کجاست 

مرغ شب نیمه شب دیده به ره می گوید

سوز دل ساز بود دیده بیدار کجاست

ماه رحمت بود ای ابر خطاپوش ببار

تا نگویند که آن وعده ایثار کجاست 

حق به کان کرمش طرفه متاعی دارد 

در و دیوار زند داد خریدار کجاست 

آن خدائی که رحیم است و کریم است و غفور

گوید ای سوته دلان عاشق دلدار کجاست 

من ژولیده به آوای جلی می گویم 

آنکه با توبه ستاند سپر نار کجاست
 
 


 


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
[ چهارشنبه 11 تیر1393 ] [ 2:53 بعد از ظهر ] [ محسن ]
همنشین درد

اواز: محمود محمودی خوانساری

همنواز اواز: فرهنگ شریف/ اسدالله ملک

غزل اواز: سایه

 

 این برنامه پیشکشی از دوست بزرگوار وبا احساس جناب باران عزیز مدیر تارنمای مرغ سحر

 

 

بگذر شبی به خلوت اين همنشين درد

 

تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد

 

 


برچسب‌ها: رادیو
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 11 تیر1393 ] [ 11:49 قبل از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 567

اواز: سیاوش

ترانه: سیما بینا

ترانه سرا: معینی کرمانشاهی

اهنگ در مایه دشتی: مهدی خالدی

تنظیم برای ارکستر: جواد معروفی

با همکاری هنرمندان: احمد عبادی/رضا ورزنده/محمد موسوی/جهانگیر ملک

اشعار متن برنامه: ایرج میرزا/مریم ساوجی/عماد خراسانی

غزل اواز:مجمر زواره ای

گوینده: اذر پزوهش

 

 

 

روزی دو نگه دارمش ار دل به بر آید

 


یک چند عزیز است کسی کز سفر آید

 

 


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
ادامه مطلب
[ دوشنبه 9 تیر1393 ] [ 6:0 بعد از ظهر ] [ محسن ]
مناجات

اواز: محمد احمدیان یار دیرین سید جواد ذبیحی

 


برچسب‌ها: رادیو
ادامه مطلب
[ دوشنبه 9 تیر1393 ] [ 4:41 بعد از ظهر ] [ محسن ]

طرب آزرده کند دل، چون که ز حد در گذرد

آب حیوان بکُشد نیز، چو از سر گذرد

من از این زندگیِ یک نَهَج، آزرده شدم

گر چو قند است نخواهم که مکرّر است

گر همه دیدنِ یک سلسله مکروهات است

کاش این عمر گرانمایه سبک تر گذرد

آه از آن روز که بی کسب هنر شام شود

وای از آن شام که بی مطرب و ساغر گذرد

لحظه ای بیش نبود آنچه ز عمر تو گذشت

و آنچه باقی ست به یک لحظه ی دیگر گذرد

آن همه شوکت و ناموسِ شهان، آخرِ کار

چند سطری ست که بر صفحه ی دفتر گذرد

عاقبت در دو سه خط جمع شود از بد و نیک

آنچه یک عمر به دارا و سکندر گذرد


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
[ دوشنبه 9 تیر1393 ] [ 2:45 بعد از ظهر ] [ محسن ]
بی مناسبت نیست یادی کنیم از  مناجات خوان برنامه گلها سید جواد ذبیحی 

 

 

 

نام بردن از سید جواد ذبیحی برای شنوندگان جدید رادیو که هیچ وقت با صدای او

 پای سفره‌ی سحر ننشسته‌اند، بیهوده به نظر می‌رسد، اما دوستداران هنر آواز و

 

 شیفتگان مناجات‌های او در شب‌های ماه مبارک رمضان محال است که صوت

 دلپذیر ذبیحی و شورخوانی نیمه‌شب او را از یاد ببرند. آن‌ها مرد بی‌رقیب حدود دو

 دهه مناجات‌خوانی رادیو ایران را که با مرگش صدایش نیز به خاموشی گرایید

 فراموش نمی‌کنند و صدای دلنشین او را در گنجینه‌ی ذهن خود نگه‌داری خواهند

 کرد.

شاید اگر ربنای محمدرضا شجریان از سال‌های دور تا امروز برای نسل‌های گوناگون

 پخش نمی‌شد، اینک این قطعه‌ی قرآنی حس نوستالژیک رمضان را در تک تک

 شنوندگان صدای او برنمی‌انگیخت و اگر پخش قطعات آوازی ذبیحی هم‌چنان تا امروز

 از رادیو یا تلویزیون تداوم داشت، صدای او بود که مهمانی خدا را در مخاطبان

 تداعی می‌کرد.

«ای آن که به هر خطر پناهی تو مرا

در ظلمت شب چراغ راهی تو مرا

یا نور امید صبح اقبال منی

یا روشنی شام سیاهی تو مرا»

«با ذکر تو ای خدای عالم همه شب

در خانه‌ی خود بهشت دارم همه شب

تا بشکنم اندر ره تو پای گناه

سر بر سر سجده‌ات گذارم همه شب»



ذبیحی این رباعیات را چنان در دستگاه شور می‌خواند که به جرأت می‌توان گفت

 امروز کم‌تر کسی می‌تواند سیطره‌ی موسیقایی آواز را بر این اشعار پرمغز تحمیل

 کند، اما تسلط کامل او بر ردیف‌های آوازی و بهره‌گیری از عناصر غیر ایرانی در آواز

 او را به هنرمندی بی‌رقیب در مناجات‌خوانی بدل کرده بود که رادیو ایران از اواخر

 دهه‌ی 20 تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و با مرگ ذبیحی نمی‌توانست از پحش

 صدای او برای مخاطبانش چشم‌پوشی کند. این در حالی است که در زمان او

 امکانات صوتی بسیار محدودی در دسترس بود و همانند امروز که سیستم‌های

 پرورش صدا برخی ضعف‌ها و معایب آواز را می‌پوشانند، خوانندگان عرصه‌ی

 موسیقی نمی‌توانستند عیب و نقص‌های کار خود را رفع کنند. به همین دلیل بود

 که سید جواد ذبیحی در سال‌های اول خوانندگی، بدون بهره‌گیری از دستگاه‌های

 رایج آن زمان آواز می‌خواند و سپس با امکانات اولیه‌ی رادیو هنر مناجات‌خوانی خود

 را به رخ رقیبانش کشید.

 

 

 

 

دریافت مناجات واذان ودعای افطار در ادامه مطلب


برچسب‌ها: مناجات
ادامه مطلب
[ یکشنبه 8 تیر1393 ] [ 12:13 بعد از ظهر ] [ محسن ]
 
 یادی از سیروس حدادی هنرمند توانا 
 
 
 
 
مطلب جامع در مورد استاد فلوت سیروس حدادی به روایت از فرزند ایشان کتایوین حدادی و با گفت و گویی از استاد فرهاد فخرالدینی در روزنامه ی شرق / صفحه ی 7 / شماره ی 1823
 
 
 
 
روایت کتایون حدادی از زندگی و زمانه سیروس حدادی نوازنده فلوت و عضو ارکستر «گلها»
 
هنرمندی که آثارش گم شد
 
ساناز سیداصفهانی
 
سال‌ها پیش قصد داشتم در مورد «سیروس حدادی» مطلبی تهیه کنم. از اهالی موسیقی تعریف‌های بسیاری از ایشان شنیده بودم. هر بار می‌آمدم مطلبی گردآوردی‌ کنم، نمی‌شد. سرانجام این اتفاق با هشتادمین سالروز تولد ایشان مصادف شد. پیش از هر چیز باید به منابعی که ثبت شده‌اند مراجعه می‌کردم. کتاب مردان موسیقی سنتی و نوین ایران، تنها منبعی بود که در مورد «سیروس حدادی» مطلبی موجز به‌ثبت رسانده بود. همین‌طور منابع پراکنده‌ دنیای مجازی آنقدر کافی و مطمئن نبود که بشود به‌عنوان منبعی برای شناخت یک هنرمند به آن روی آورد. آنچه در مورد حدادی به ثبت رسیده، خلاصه می‌شود به اینکه:  متولد 1311 در تبریز است و در سه‌سالگی همراه خانواده‌ به تهران آمد. تحصیلات ابتدایی‌اش را در مدرسه‌ جلوه گذراند. سپس به دلیل نقل مکان خانواده به شیراز، در آن شهر تحصیل متوسطه را در هنرستان عالی صنعتی این شهر گذراند. پدر سیروس حدادی از صدایی خوب و گیرا برخوردار بود. او گاهگاه در منزل برای خود زمزمه می‌کرد و عشق نهفته به موسیقی را در پسر خود بیدار می‌کرد تا در این راه کسب علم کند. بنابراین نی‌لبکی تهیه کرد و نزد خود شروع به تمرین کرد و آهنگ‌های روز را آنقدر می‌نواخت و تمرین می‌کرد که شبیه اصل آهنگ، صدا را از نی‌لبک خود درمی‌آورد. در کلاس دهم هنرستان یک فلوت خارجی توسط دوست همکلاسی‌اش، به‌دستش می‌رسد و باعث می‌شود تا او با اشتیاق بیشتر تمرین کند. سال1331 با والدین از شیراز به تهران می‌آید و در همین سال آقای قریب، رییس هنرستان موسیقی ملی، از پدر سیروس می‌خواهد اجازه دهد تا او برای فراگیری موسیقی علمی در این هنرستان ثبت‌نام کند. پدر سیروس نام او را در هنرستان موسیقی می‌نویسد. او در هنرستان زیر نظر استاد «منوچهر صادقی» شروع به فراگیری ساز فلوت می‌کند. در مدت یک سال با تکنیک نواختن صحیح این ساز آشنا می‌شود به طوری که موجب شگفتی بسیاری در هنرستان می‌شود. حدادی در سال 1334 همکاری خود را با ارکسترهای خارج از هنرستان آغاز و در سال 1336به شورایعالی موسیقی که زیر نظر «روح‌الله خالقی» بود، رفت و پس از آزمون برای شرکت در ارکسترهای مختلف رادیو، به‌خصوص ارکسترهایی که به سرپرستی استاد روح‌الله خالقی، حسین‌علی ملاح و مشیر همایون شهردار اداره می‌شد دعوت به همکاری می‌شود. سیروس حدادی در ارکستر نوین که به سرپرستی کلنل وزیری و رهبری «حسین‌علی ملاح» تشکیل شده بود، نوازندگی فلوت را بر عهده داشت. سپس با آمدن «مرتضی حنانه» به رادیو و تشکیل ارکستر فارابی و بعد از آن ارکستر بزرگ رادیو تلویزیون کماکان همکاری خود را پیگیری کرد و ادامه داد. از سال 1349 سال‌ها در ارکستر گلها همکاری داشت و تکنوازی و همراهی هنرمندان گلها همچون بنان، قوامی، شجریان و... را برعهده داشت. وی در سال 1333 در کلاس موسیقی (هنر) که زیر نظر «میثاقیان» اداره می‌شد تدریس می‌کرد و مدت چهار سال هم در خیابان سلسبیل در کلاسی که به همین نام اداره می‌شد معلم فلوت بود. در این کلاس همکارانی چون شاپور نیاکان، امیرناصر افتتاح و تیمور پورتراب حضور داشتند و هر کدام ساز تخصصی خود را آموزش می‌دادند. وی به مدت چهار سال تا سال 1356 در هنرستان عالی موسیقی ملی و دانشکده‌ موسیقی ملی، به تدریس در دوره‌ عالی مشغول و پس از تعطیلی دانشکده بنا به پیشنهاد مرتضی حنانه و فرهاد فخرالدینی مشغول نوشتن ردیف‌های ایرانی جهت فلوت شد. سیروس حدادی حدود 22سال در موسیقی سنتی و اصیل ایرانی فعالیت داشت. به مناسبت نهم شهریور، هشتادمین سالروز تولد این نوازنده، سراغ دختر او کتایون حدادی رفتم تا در مورد پدر، گپی بزنم. اولین گپ‌وگفت ما با سالروز مرگ مادر ایشان مصادف بود.


‌آنچه در مورد سیروس حدادی در کتاب مردان موسیقی سنتی و نوین ایران یا به‌صورت پراکنده نوشته شده، به‌قدری مختصر است که به یک پژوهشگر یا کنجکاو این هنر، اطلاعات کافی نمی‌دهد. به‌عنوان مثال، اینکه پدر شما ابتدا در هنرستان صنعتی درس می‌خواند، آموزش کلاسیک فلوت را دیر شروع کرد و پیشرفتی داشت که همه را متحیر کرد. چطور می‌شود این همه استعداد و پیشرفت در زمان کم برای ایشان به وجود ‌آید؟

پدرم علاقه زیادی به موسیقی داشت و این علاقه از پدرش به ارث رسیده بود؛ چون پدرش به ردیف‌های ایرانی مسلط بود، صدای خوبی داشت و می‌خواند. پدرم ردیف‌ها را از پدربزرگم آموخته بود. او از بچگی نی‌لبکی به دستش رسیده بود و با آن تمرین می‌کرد، پدربزرگم هم به او یاد می‌داد چطور با نی‌لبک ردیف‌ها را بنوازد... علاقه‌مند شد و این کار را ادامه داد. این کار درواقع برای او یک فعالیت هنری بود که در کنار درسش به آن می‌پرداخت. بعد از کودتای سال 32 که ایشان به همراه خانواده‌اش از شیراز به تهران آمد، پدرم در اینجا فعالیت هنری‌اش را گسترش داد و به آموختن نت پرداخت...
‌در کتاب مردان موسیقی اینطور نوشته شده که آقای قریب دوست پدربزرگ شما بوده و بعد از دیدن استعداد در پدرتان - سیروس حدادی- از پدربزرگتان می‌خواهد که اجازه بدهد او در هنرستان ثبت‌نام کند و به‌صورت آکادمیک این هنر را دنبال کند. درست است؟
احتمالا همین‌طور است. تا آنجا که می‌دانم دوره‌ کوتاهی را در هنرستان گذراند چون پیش از آن،‌ سازی تهیه کرده بود و با آن تمرین می‌کرد، منتها آموزش اصولی نداشت و دوره‌ای که در هنرستان گذراند باعث شد خیلی سریع پیشرفت کند، اصول کار را یاد بگیرد و همراهی با سازهای دیگر و اصول نوازندگی را به شکل کلاسیک فراگیرد.
‌باز بر می‌گردم به کتاب، در کتاب مردان موسیقی گفته شده که سیروس حدادی در زمینه‌ موسیقی سنتی و ایرانی کار می‌کرد. آیا ایشان آثار کلاسیک را نمی‌نواخت یا در همین حیطه کار می‌کرد؟
نه. پدرم در هیچ ارکستری که کار کلاسیک بکند؛ نبود. عضو ارکستر بزرگ ملی ایران بود. تا جایی که یادم هست پارتی تور کارهای کلاسیک را داشت و از روی آنها تمرین می‌کرد. قطعات مشکلی همچون بامبل بی‌(زنبور عسل) را تمرین می‌کرد.
‌از کارهای مهمی که در بدو ورودشان به رادیو انجام دادند بگویید.
ایشان به‌عنوان نوازنده ارکستر وارد رادیو شد. در آن زمان ارکسترهای متعددی در رادیو بودند که او در همه آنها کار می‌کرد. مثل ارکستر شماره یک و دو و بعدها در گلها. اما کارش محدود به همین ارکسترها نبود. با گروه‌های دیگری هم کار می‌کرد، مثل ارکستر پاپ. با خواننده‌های بیرون از رادیو هم همکاری داشت.
‌یادتان هست با کدام خواننده‌ها همکاری داشتند؟
بیشتر خواننده‌های روز همان دوران بودند. بیشتر هم با کسانی همکاری داشت که کارهای فولکلوریک و محلی می‌خواندند. مثلا با آقای مهندس عاشورپور یا عباس مهرپویا. ببینید چون پدرم در رادیو بود، هر چیزی که در رادیو ضبط می‌شد، ایشان نوازندگی می‌کرد. فرقی نمی‌کرد فولکلور باشد یا پاپ. بعدها هم در ارکسترهای فارابی یا نوین و گلها نیز بود.
‌یعنی اسامی بعضی از آنها را به خاطر ندارید؟ چون تا جایی که می‌دانم آرشیوی از کارهای ایشان وجود ندارد.
متاسفانه من‌هم آرشیو ندارم. اما تا آنجایی که می‌دانم یکی از کارهایی که نواخته بود در شماره 114 گلهای تازه بود که پدر به همراه جواد معروفی سولیست این برنامه بود. برنامه‌ای بود که با شعری از فریدون مشیری با مطلع «دل من چون پرستوی بهاری...» و خوانندگی عبدالوهاب شهیدی ضبط شد. اثر دیگری که الان به خاطر می‌آورم برنامه شماره 95 گلها بود. قطعه‌ای در دستگاه دشتی با صدای ناصر مسعودی. پدرم، منصور صارمی و آقای افتتاح نوازندگان این قطعه بودند. آلبوم رقص مستانه استاد بنان هم بوده که از ساخته‌های آقای زرین‌پنجه و در بیات اصفهان و سه‌گاه و ماهور قطعاتی را اجرا کرده بود. پدرم در این کارها سلو زده ‌است. در این سال‌های آخری هم پدر با آقای محسنی آلبومی را کار کرد که خواننده‌شان آقای بهزادپور بود. قطعه‌ای داشت با مطلع «گل در بهاران می‌رسد» که در گام پنج‌چهارم بود. تا جایی که می‌دانم این گام مشکلی برای نوازنده است.
‌با استاد شجریان هم همکاری داشتند؟
با استاد شجریان پیش از انقلاب کار کرد. کارهایی که در رادیو با ارکستر بزرگ بود و آهنگی به نام چهارگاه که اثر آقای فخرالدینی بود و آقای شجریان هم آواز و تصنیف آن را خواندند.
‌چهارگاه هم از سری کارهای گلها بود؟
بله آن کار هم از ‌گلها بود؛ اما شماره‌اش را به خاطر نمی‌آورم.
‌کار رادیو را دوست داشتند یا کار کردن با موسیقیدانان خارج از رادیو را؟
بیشتر دوست داشت که به او اجازه دهند کار خودش را انجام دهد. مثلا جایی که از او سلو می‌خواستند نهایت سعی‌اش را می‌کرد که کار را به بهترین نحو ممکن انجام دهد. هرچه کار سخت‌‌تر بود، بیشتر لذت می‌برد، مثل کارهایی که برای آقای حنانه اجرا کرد. چه کارهای پیش از انقلاب چه بعد از انقلاب. پدرم سبکشان را خیلی دوست داشت. با آقای فخرالدینی هم کار کرد و کارهای ایشان را هم خیلی دوست داشت و به ایشان هم بسیار نزدیک بود.
‌ظاهرا موسیقی فیلم هم کار کردند؛ آثاری از ایشان را به یاد می‌آورید؟
قدیمی‌ها را اصلا در جریان نبودم. می‌توانم از کارهایشان به هزاردستان آقای حنانه اشاره کنم که در هزاردستان علاوه‌بر موسیقی فیلم یک قطعه سولو اجرا کرد.
‌گفتید آن بخش را خود آقای حدادی نوشته.
بله. آقای حنانه یک بخشی را نوشته بود و آن را به پدرم داد و گفت که من این را نوشته‌ام، اما از آنجایی که آقای حنانه همیشه ترجیح می‌داد با کسانی که توانایی‌اش را داشتند کار کند، با شناختی هم که از پدر داشت، گفت خودت هر طوری که فکر می‌کنی، اجرا کن. اگر می‌خواهی تغییرش بدهی، هرچه دوست‌داری بزن. پدر تعریف می‌کرد: «من یک چیزی زدم، منتها به من گفته بودند 30ثانیه، من هم براشان 30ثانیه زدم. وقتی که تمام شد، آقای حنانه گفت آخه چرا قطع کردی؟ و من گفتم که شما خودتان گفتید 30 ثانیه!» و آقای حنانه گفتند که خب من گفته بودم 30ثانیه ولی داشتی می‌زدی، ادامه بده.
‌پس آن قسمت فلوت در واقع بداهه‌نوازی است.
بله بداهه‌نوازی است.
‌پس نت آقای حنانه نیست.
نه، اما توی همان گامی اجرا شده که آقای حنانه می‌خواست.
‌این اتفاق در همکاری با آقای حنانه باز هم رخ داد؟
بله، در اثر «مرگ پیرزن» که البته منتشر نشد هم قطعه‌ای در مایه دشتی ضبط شد که هیچ‌گاه منتشر نشد.
‌چرا این کارها گردآوری و ثبت نمی‌شود؟
آن زمان این باب نبوده که مثل امروز در تیتراژ اسم نوازنده‌ها را بنویسند اما تا جایی که من اطلاع دارم، قدیم که پدرم در رادیو کار می‌کرد، بعد از اینکه قطعه‌ای از موسیقی پخش می‌شد، اسم تک‌تک نوازندگان و آهنگساز را کامل می‌خواندند. قاعدتا باید در آرشیو رادیو باشد. با توجه به تحولاتی که شد و این دست‌به‌دست شدن رادیو و اینکه این انبار موسیقی واقعا به چه کسی محول شد؟ آیا از آنها نگهداری شده یا نشده است، واقعا معلوم نیست. آیا آنها گم شده یا نشده‌اند... معلوم نیست.
‌ همین عدم مدرک و سند باعث می‌شود که قطعه‌ای که پدر شما اجرا کرده بود به عماد رام نسبت ‌دهند. چطور می‌شود اصالت اجرای پدرتان را ثابت کنید؟
بله، متاسفانه. اسم عماد رام را شنیده‌اند و از آنجایی که همیشه خواننده‌ها بیشتر از آهنگسازها و نوازندگان مشهور می‌شدند به نام ایشان ثبت می‌شود. ایشان هم کارهایی خواند و در یکی از آنها در میکس تلویزیونی، سازش را دست گرفت که مثلا ایشان قطعه را نواخته‌ است. بعدها خیلی از مردم که شناختی نداشتند، فکر کردند که هرکدام از کارهایی که در آن فلوتی نواخته شده، کار عماد رام است. کارهایی که من دیدم در اینترنت به نام عماد رام گذاشته‌اند، کارهایی است که در گلها اجرا شده است و این اطلاعات اشتباه است. من سعی کردم ببینم مسوول این سایت چه کسی است، اما نه ایمیلی نه پاسخی در قسمت تماس با ما، هیچ چیزی نبود. تا به حال که به هیچ طریقی ‌نشد این اطلاعات را درست کنم و کلا سایت معتبری نبود.
‌سختی‌های کار برای نوازنده‌ فلوت چیست مثلا ایشان در منزل آیا خلوتی داشتند، یا آیا دوره‌ای می‌شد که نتوانند کار کنند؟ کارهایشان را چطور ضبط می‌کردند؟
در گذشته اینگونه بود که برای اجرا و ضبط یک موسیقی همه‌ اعضای ارکستر باید می‌نشستند و با هم آن قطعه را می‌زدند و اگر کسی اشتباهی می‌کرد، همه باید دوباره آن را اجرا می‌کردند تا ضبط شود. اگر خواننده یا نوازنده‌ای اشتباه می‌کرد، همه‌ ارکستر وظیفه داشت دوباره از ابتدا بزند و دومرتبه اجرا کند تا کار با کیفیتی که مطلوب‌ بود، ضبط شود. اما از انقلاب به بعد، دستگاه‌های جدیدی آمد که کار را راحت‌تر می‌کرد و دو، سه ساز را با هم ضبط می‌کرد. این روش از یک طرف برای اعضای ارکستر بهتر شد، اما گاهی باید صبر می‌کردند و توی نوبت می‌ماندند تا گروه قبلی کارشان تمام شود. حالا گاهی اوقات چند دفعه کار خراب می‌شد و تا نوبت گروه بعد شود، زمان زیادی معطل می‌ماندند. سازهای زهی را با هم ضبط می‌کردند، سازهای کوبه‌ای را با همدیگر و فلوت و بادی‌ها هم باهم... گاهی اوقات وقتی برای ضبط می‌رفتند- چه پیش از اینکه دستگاه‌های پیشرفته بیاید، چه بعد از آن - می‌دیدید تا دو و سه بعد از نیمه شب کارشان طول می‌کشید. مثلا تیرباران و هزاردستان آقای حنانه با همین شرایط ضبط شد.
‌این ضبط‌‌ها ساعت مشخصی داشت یا محدودیتی هم شاملش می‌شد؟ مثلا از چه ساعتی می‌رفتند که تا سه نیمه‌شب کار طول می‌کشید.
اکثر کسانی که در ارکستر بزرگ بودند شغل و حرفه‌ دیگری داشتند و این اجازه را داشتند که در رادیو هم کار کنند. هر کسی نمی‌توانست در دو جا کار کند و از دولت حقوق بگیرد. برای آنها هم صندوقی اختصاص داده بودند که این هنرمندها از آنجا حقوق و بازنشستگی‌شان را می‌گرفتند. به هرحال هنرمندها صبح می‌رفتند سر کار خودشان. بعد از ظهر از ساعت پنج بعد از ظهر تا هشت شب هم باید می‌رفتند رادیو هم تمرین‌ها‌شان را می‌کردند، هم ضبطشان را... بعد اگر ضبط خاصی بود که باید به استودیوهای بیرون می‌رفتند، مربوط به این زمان می‌شد.
‌شغل دیگر پدر شما چه بود؟
ایشان کارمند وزارت بهداری بود، البته با 20سال خدمت در سال 54 بازنشسته شد و بعد از آن فقط کار موسیقی انجام می‌داد.
‌خلق‌وخوی‌شان چطور بود؟
خب هنرمندها روحیه‌ هنرمندانه‌ای دارند، پدرم همیشه می‌گفت که خیلی سخت است که با یک هنرمند کنار بیایی. البته این بخش بیشتر به مادرم مربوط می‌شد. ایشان به پدرم علاقه داشت و هرطور که پدرم می‌خواست با او کنار می‌آمد. مادرم هر کاری می‌کرد تا پدرم را خوشحال کند. البته مادرم خیلی زود، در جوانی از دنیا رفت و پدرم بعد از او ازدواج نکرد، اما خب خیلی حساس بود. خیلی زیاد... پدر خیلی زودرنج و حساس بود. گاهی زود عصبانی می‌شد و با مسایل کوچکی که پیش می‌آمد، زود ناراحت می‌شد.
‌خلوتی برای خود نداشت؟
چرا. اتاقی بود که گاهی آنجا می‌رفت. گاهی اوقات می‌شنیدم که توی اتاق نشسته و آهسته در سازش می‌دمد. می‌گفتم پدر چرا آنقدر آهسته ساز می‌زنی، می‌گفت ببخشید صداش شما را اذیت می‌کند. در را هم می‌بست. هرچه به او می‌گفتیم صدا ما را ناراحت نمی‌کند، راحت باشید، اما او به‌دلیل خاطره‌ای که از بچگی داشت، همیشه از ساززدن معذب بود. به‌هرحال کسی که تمرین می‌کند، روی نقاط ضعفش کار می‌کند مرتب روی آنها تمرین می‌کند تا سرعت عملش بیشتر شود و ضعفش را برطرف کند. پدر فکر می‌کرد این صداها که تکراری بود، ممکن است ما را اذیت کند.
‌چه چیزی باعث می‌شد ایشان در منزل و موقع تمرین معذب باشد؟
به خاطر مادربزرگم بود که کسالتی داشتند و با صداها ممکن بود، حالش بدتر شود. برای همین پدر به من می‌گفت که چون مادرش این حالت را داشت، قدیم‌ها می‌رفت اتاق زیر شیروانی که نه کولری داشت و نه پنکه‌ای. در تابستان می‌رفت به آن اتاق و به در و پنجره‌ اتاق پتو می‌زد و درز پنجره‌ها را می‌پوشاند تا صدا بیرون نرود و صدا مادربزرگم را اذیت نکند. پدرم می‌گفت که از بس گرم بود خیس عرق می‌شد، ولی باز هم تمرین می‌کرد. این احساس همیشه با او بود و همیشه فکر می‌کرد ممکن است که صدا ما را ناراحت کند.
‌آخرین کارهای پدرتان چه بود؟
آخرین کارشان با آقای حنانه بود و آلبومی که با آقای محسنی کار کردند.
‌برای درگذشت ایشان 12 اسفند سال 73 خیلی از استادان حضور داشتند.
بله. آقای فرهاد فخرالدینی، آقای ناصر مسعودی، زنده‌یاد آقای علی تجویدی بودند که در مسجد هم برای پدرم سخنرانی کردند. آقای رشیدی که کارمند رادیو بودند و اگر اشتباه نکنم نوازنده‌‌ ترومپت بودند که خیلی زحمت کشیدند و خلاصه جمعی دیگر که الان حضور ذهن ندارم.

 


برچسب‌ها: یادی از بزرگان موسیقی ایران
[ یکشنبه 8 تیر1393 ] [ 3:3 قبل از ظهر ] [ محسن ]
دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند 


پنهان خورید باده که تعزیر می کنند 


ناموس عشق و رونق عشاق می برند 


عیب جوان و سرزنش پیر می کنند 


جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز 


باطل در این خیال که اکسیر می کنند 


گویند رمز عشق مگویید و مشنوید 


مشکل حکایتیست که تقریر می کنند 


ما از برون در شده مغرور صد فریب 


تا خود درون پرده چه تدبیر می کنند 


تشویش وقت پیر مغان می دهند باز 


این سالکان نگر که چه با پیر می کنند 


صد ملک دل به نیم نظر می توان خرید 


خوبان در این معامله تقصیر می کنند 


قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست 


قومی دگر حواله به تقدیر می کنند 


فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر 


کاین کارخانه ایست که تغییر می کنند 


می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب 


چون نیک بنگری همه تزویر می کنند 


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
[ شنبه 7 تیر1393 ] [ 3:42 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

 

اواز: ادیب خوانساری

همنواز اواز: مهدی خالدی

قطعاتی در بیات ترک

غزل اواز: عبید زاکانی

 

 


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ شنبه 7 تیر1393 ] [ 1:52 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد مهدی سهیلی شاعر با احساس

 

بزم شاعران

برنامه ای از مهدی سهیلی

با حضور :دکترمحسن هشترودی/دکتر علی صدرات/دکتر علیرضا میثمی

اواز: ایرج

هنرمندان: فرهنگ شریف/اسدالله ملک/منصورصارمی

گویندگان:روشنک/محسن رضائیان/بهرام سالطانی/جمشید عدیلی

 

 

 

این برنامه برای اولین بار در فضای مجازی در دسترس قرار می گیرد

با سپاس از دوست بزرگوار جناب امید قیصری که این برنامه را در دسترس دوستان قرار داده اند


برچسب‌ها: بزم شاعران
ادامه مطلب
[ جمعه 6 تیر1393 ] [ 6:8 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یادی از نادر گلچین هنرمند توانا  

گلچینی از نوای دلنشین نادر گلچین

1-داد از این دل

2-مهر سیه چشمان

3-نوای کاروان

4-کوچه باغ

5-ناوک مزگان

6-مسبب

7-مرغ سحر

 


برچسب‌ها: نادر گلچین
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 4 تیر1393 ] [ 1:16 قبل از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز شماره 237

اواز: ناصر مسعودی

با همکاری هنرمندان: حسن کسایی/لطف الله مجد/علی اصغر بهاری/رضا ورزنده/امیر ناصر افتتاح

اشعار:عاشق اصفهانی

گوینده: روشنک

 

ازبزم طرب باده گساران همه رفتند

ما با که نشینیم که یاران همه رفتند

نه کوه کن بی سر وپا ماند ونه مجنون

از کوی جنون سلسله داران همه رفتند

 

انچه پیش از این در دسترس بوده نقصی در اعلام شماره در ابتدا وانتهای برنامه بوده که در این فایل رفع گردیده است


برچسب‌ها: برگ سبز
ادامه مطلب
[ سه شنبه 3 تیر1393 ] [ 5:12 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یادی کنیم ازنورالدین ثابت ایمانی گوینده مسلط وخوش صدا

برگ سبز شماره 194

اواز: عبدالوهاب شهیدی

نی: حسن کسایی

اشعار:عطار/حافظ/سعدی/عراقی

اهنگ: بیات زند

گوینده: نورالدین ثابت ایمانی

 

در نمازم خم ابروی تو یاد امد

حالتی رفت که محراب به فریاد امد

 

 این برنامه کمتر در دسترس بوده است 

 


برچسب‌ها: برگ سبز
ادامه مطلب
[ سه شنبه 3 تیر1393 ] [ 1:40 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: ایرج

همنوازی: محمد موسوی

اجرا شده در تاریخ 29-11-63 منزل مهندس غفاری

با حضور منوچهر همایون پور- منوچهر سخایی

 

 

 

 


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ یکشنبه 1 تیر1393 ] [ 2:23 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 164

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان: حبیب الله بدیعی/جلیل شهناز

اشعار: عطار/خواجه عبدالله/نظام وفا/عراقی

اهنگ در مایه دشتی

گوینده: روشنک

 

 

 انچه پیش از این در دسترس بوده نقصی در اعلام نام برنامه وجود داشته که این نقص در این فایل برطرف گردیده است

 


برچسب‌ها: برگ سبز
ادامه مطلب
[ شنبه 31 خرداد1393 ] [ 7:5 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: محمود محمودی خوانساری

با همکاری هنرمندان: حبیب الله بدیعی/فرهنگ شریف/جهانگیر ملک

دستگاه: همایون

 

 اشعار: ابوالحسن ورزی

 

 

 


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 29 خرداد1393 ] [ 7:47 بعد از ظهر ] [ محسن ]
اين مصاحبه حدود سال هاي 1352 در برنامه هنر و خانواده يا هنر براي مردم، به تهيه کنندگي علي تابش تهيه شده است. در اين برنامه که هر هفته تهيه مي شد، تابش يکي از موسيقي دانان شاخص را به برنامه دعوت و با وي به گفت وگويي قريب نيم ساعت دست مي زد. آقايان ناصر مسعودي، نريمان، خالدي، فرهنگ شريف و از جمله محمودي خوانساري از آن دست موسيقي داناني بودند که در اين برنامه شرکت کردند. يکبار در حين گفت وگو ناصر مسعودي به تابش گفت: آقا اين سوالات چيه از ما مي کني! اين ماهستيم که بايد با تو مصاحبه کنيم؛ خودت داراي مقام بالايي در فرهنگ ما هستي. تابش در تلويزيون و راديو مردي همه فن حريف بود. در سال 1340 به همراه پرويز خطيبي تصميم گرفت، يک برنامه نيم ساعته کمدي ـ انتقادي به نام «تک مضراب» در تلويزيون ايران اجرا کند. از سال هاي 1354 به بعد از تابش خبري نبود. سال ها پس از پيروزي انقلاب اسلامي که شما و راديو به مديريت منوچهر نوذري به شکل ديگري ادامه پيدا کرد، وي همکاري هايي داشت. علي تابش در 14 آبان 1376 وفات يافت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

 

متن گفتگو:

 برخي از آوازها که براي هزارمين بار توسط يک شنونده موسيقي اصيل هم گوش داده مي شوند، گويا باز هم کم شنيده شده است. محمودي جان، خيلي از شما متشکرم که توانستي اين همه در موسيقي ما تاثيرگذار باشي.
    علي جان واقعا از اين همه محبت، من را شرمنده مي کني. مجالي نمي دهي که من از شرمندگي ات در بياييم.
    
    
    براي شروع بحث اجازه بده بپرسم نسبت به همكارانت چه حسي داري؟ كارشان را چگونه مي بيني و چه خواننده اي را از همه بيشتر دوست داري!
    من سال 1335 يکي از برخوردهاي قشنگم برخورد با داريوش رفيعي بود. من عاشق اين مرد بوده و هستم. الان هم نوارهايي از اين خواننده دارم که در خلوتم اگر خواسته باشم گوش کنم و حالي داشته باشم آن نوارهاست. ولي البته من آواز آقاي اديب خوانساري و بنان را خيلي دوست دارم. اينکه استاد نمي گويم به اين دليلي است که کلمه استاد در جامعه ما خيلي پيش پا افتاده است به همين خاطر، به گفتن هنرمندان بزرگ و آقا کفايت مي کنم. بجاست که از آقاي قوامي هم يادي بکنم. کارهاي قديمي آقاي گلپايگاني را هم گوش مي کنم. اين هم اضافه کنم که شجريان خواننده زحمت کشيده اي است. شجريان خيلي زحمت کشيده است. چون طلبه است. مثل خود من که طلبه هستم و طلبه خواهم ماند و هيچ وقت هم ادعايي نداشتم. و هر چقدر پيش رفتم، ديدم هنر و آواز عجب دريايي بيکران است و هنوز هم مي بينم که چقدر فاصله دارم. به قول مرحوم تهراني مي بينم که چقدر لنگي دارم.
    
    
    همانطور که گفتي هرکسي در رشته خودش طلبه باشد و برود دنبالش و ببيند که اينجا آخر خط نيست، اما اگر کسي اينجور فکر نکند... 
    -ديگر اينجا مرگ است. به مرگ هنري رسيده است. 
    
    
    آيا براي کار هنريت سفري به خارج از کشور هم داشته اي؟
    بله خوشبختانه. شايد 3 – 4 سال پيش (يعني سال هاي 1348) با يک اکيپ هنري که شايد اين سفر کمتر اتفاق بيفتد، به انگلستان رفتيم. در اين سفر هنرمندان گرامي علي تجويدي، حبيب الله بديعي و چند خواننده بودند. چقدر سفر موفقيت آميزي بود. البته به لندن و بروکسل رفتيم. خاطره اين سفر را هيچ وقت فراموش نمي کنم. 

    محمودي عزيز در اين سال هاي متمادي در کار هنريت، قطعا مردم هنردوست ما، هنر ويژه تو را ارج نهاده اند. آيا روابطت با مردم را حفظ كرده اي. 
    انسان هايي که با هنر سروکار دارند، خيلي بيشتر با مردم ارتباط برقرار مي كنند. ولي يک خاطره اي دارم که مي تواند پاسخ شما هم باشد. حدود سال 1340 بود که به همراه يکي از دوستان و خانوده به شمال رفتيم. فکر مي کنم به نوشهر رفتيم. به جاي اينکه به هتل برويم، گشتيم و دو اتاق از يک پيرمرد و يک پيرزن گرفتيم. پيرمرد خيلي چهره روحاني داشت. من فکر کردم اگر اين پيرمرد بفهمد که من از خوانندگان گل ها هستم و آواز مي خوانم، شايد خوشش نياد. بهتر است که ما سروصدايش را در نياوريم. نگو از دوستمان پرسيد که اين آقا کي هست که گفت ايشان آقاي محمودي خوانساري هستند؛ خواننده گل ها، گل هاي جاويدان است (من از اين موضوع خبر نداشتم). چند روز که ما آنجا بوديم، خيلي به ما خدمت کرد و همين که مي خواستيم برويم، پيرمرد آمد و يک دسته گل برايمان آورد و به من گفت (محمودي با لهجه گيلکي تقليد صداي پيرمرد را در مي آورد) آقاي خوانساري ما گل ها را به تو داديم، تو جاويدان را به ما ندادي. من هم بهش گفتم الان جاويدان را به تو مي دهم. صورتم را به سمت دريا کردم و به قول خودش نيم ساعت جاويدان خواندم؛ بدون ساز و به طور بداهه به قدري صدا شفاف و خوب شده بود که هيچ وقت يادم نمي رود. مي دانيد که شمال چون مرطوب است، تاثير زيادي در صدا مي گذارد. صدا مثل ناقوس شده بود. اين پيرمرد اشک از چشماش سرازير شد که من هم گريه ام گرفت. اصلاتعجب کردم که چنين آدمي گل ها را مي شناسد و بگويد گل هاي جاويدان!
    
    
    محمودي جان اين پيرمرد، نماينده 35 ميليون ايراني است که با توجه به عشقشان به موسيقي ايراني، صداي تو را دوست دارند و شکرگزار اين صدا هستند. براي آخرين سوال به ما بگو كه کدام آوازت را بيشتر از همه دوست داري!
    والله شما خودتان بهتر مي دانيد که من همه کارهايم را دوست دارم اما از همه بيشتر همان سه گاه معروف که در برگ سبز شماره 165 است. به خصوص قسمت مخالف سه گاه را خيلي دوست دارم. آنجا که مي گويد: گر تو از پرده برون آيي، رخ بنمايي / پرده در کار همه پرده نشينان بدري. اين آواز را آقاي بديعي با من همراهي کردند. به عقيده من بديعي يکي از بهترين جواب آوازهاي خود را داده است. خود بديعي هم اين نوار را خيلي دوست دارد.
    
    
    خب محمودي جان اگر حاضري برويم در حوزه خانواده، برويم ببينيم محمودي عزيز ما ازدواج کرده است !
    من فکر مي کنم يک هنرمند به ويژه هنرمندي که با موسيقي سروکار داشته باشد، اگر ازدواج کند، ازدواج دوم وي خواهد بود. چون هنرمند قبلابا هنرش ازدواج کرده است. ولي اگر خواست ازدواجي کند، ديگر اين ازدواج دوم وي است. ولي من مي خواهم بگويم خوشبختانه يا متاسفانه هنوز تاهل اختيار نکردم. دليل اصلي آن، اين است که مادرم احتياج به يک همراه دارد. چون مادرم کسي است که مشوق آواز من است و وجود مادرم مانع از نشستن من بر سر سفره عقد بوده است. 
    
    
    من فکر مي کنم مادر شما خيلي علاقه مند است که نوه خود را ببيند!
    بله! ولي ديگر برادران من اين کار را کردند!
    
    
    چندتا برادر داري!
    سه برادر دارم و دو خواهر. يکي از خواهران از همه ما بزرگتر هستند. 
    
    
    اينطور که همه مي دانند يک هنرمند يک قلب خيلي رئوفي و احساسي دارد. آيا تا به حال نشده که دلت براي عشقي بلرزد!
    خيلي سوال قشنگي کردي. پر واضح است که بله. من فکر مي کنم اگر نلرزد آن دل، دل نيست. آن صدايي که از اعماق وجود آدم سرچشمه گرفته، سرچشمه اش عشق است و آن هم عشق مجازي است. تا آن نباشد، آن عشق ازلي و آن عشق عرفاني وجود نخواهد داشت. مسلم است که قلب من خيلي لرزيده است. يکبار پيش دکتري رفتم که دکتر به من گفت که چرا آنقدر عاشق مي شوي!
    
    
    با توجه به اينکه جديدا کم کار شدي، مي خواهم بگويم محمودي جان ما به اين اجتماع مديونيم. مبادا روزي از کار هنري دست بشويي و قهر کني. هنرت خيلي ارزنده است، مبادا به هيچ بگيري! مردم از تو انتظار دارند. 
    علي جان من همين جا به مردم قول مي دهم که در آينده برخلاف گذشته بيشتر کار کنم. چون واقعا ما به اين اجتماع مديونيم. 

     علي نگهدارت باشد محمودي جان
    علي و جدم رسول الله نگه دار همه شما عزيزان باشد.

روزنامه اعتماد ملي > 31/1/88

 


برچسب‌ها: یادی از بزرگان موسیقی ایران
[ پنجشنبه 29 خرداد1393 ] [ 7:27 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد سلیم فرزان

گلهای رنگارنگ برنامه شماره 577

اواز: عبدالوهاب شهیدی

ترانه: سیمابینا

با همکاری هنرمندان: منصور صارمی/جهانگیر ملک

اهنگ در اصفهان: سلیم فرزان

ترانه سرا: سیمین بهبهانی

تنظیم برای ارکستر:فرهاد فخرالدینی

اشعار: سعدی

گوینده: اذر پزوهش


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 28 خرداد1393 ] [ 9:21 بعد از ظهر ] [ محسن ]

یک دست به مصحفیم و یک دست به جام

 

گه نزد حلالیم و گهی نزد   حرام

 

ماییم  در این گنبد  نا پخته و خام

 

نه کافر  مطلق  نه مسلمان تمام

 

 

 

 

 

عشق یعنی نان ده و از دین مپرس

 

 

در  مقام  بخشش  از  آیین مپرس

 

 

هر کسی او را خدایش جان  دهد

 

 

آدمی  باید  که  او  را   نان  دهد

 

 


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
[ چهارشنبه 28 خرداد1393 ] [ 6:58 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

به یاد دو هنرمند یگانه جلیل شهناز وحسن کسایی

اواز: حسن کسایی

همنواز اواز: جلیل شهناز

اواز: جلیل شهناز

همنواز اواز: حسن کسایی

اجرا شده در تاریخ 6-1-1370 در منزل رضا کسایی

 

 


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 28 خرداد1393 ] [ 6:11 بعد از ظهر ] [ محسن ]
ما خرقه زهد بر سر خم کردیم


وز خاک خرابات تیمم کردیم


شاید که در این میکده ها دریابیم


آن عمر که در مدرسه ها گم کردیم


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
[ چهارشنبه 28 خرداد1393 ] [ 1:5 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گروه پایور

اجرا شده در سال 57 تالار رودکی

اواز: محمد رضا شجریان

فرامرز پایور: رهبر ونوازنده سنتور

هوشنگ ظریف: تار

محمد اسماعیلی: تنبک

حسن ناهید: نی

پروین صالح: قیچک

رحمت الله بدیعی: کمانچه

پروین شکارلو: قیچک

محمد دلنوازی: رباب

حسن منوچهری: بربط

اشعار: سایه/عارف قزوینی

اهنگ: دشتی 


برچسب‌ها: گروه پایور
ادامه مطلب
[ سه شنبه 27 خرداد1393 ] [ 9:47 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یک شاخه گل برنامه شماره 346

اواز: کورس سرهنگ زاده

ترانه سرا: پرویز خطیبی

با همکاری هنرمندان: حبیب الله بدیعی/منصور صارمی

اهنگ در مایه دشتی: حبیب الله بدیعی

اشعار:ابوتراب بیک فرفتی

گوینده: اذر پزوهش


برچسب‌ها: یک شاخه گل
ادامه مطلب
[ سه شنبه 27 خرداد1393 ] [ 12:33 بعد از ظهر ] [ محسن ]
ارکستر گروه پایور

اواز: عبدالوهاب شهیدی

سرپرست گروه ونوازنده سنتور: فرامرز پایور

رحمت الله بدیعی: کمانچه

حسن ناهید: نی

محمد اسماعیلی: تنبک

گوینده: فخری نیکزاد

اشعار: رضی الدین ارتیمانی 


برچسب‌ها: ارکستر گروه پایور
ادامه مطلب
[ یکشنبه 25 خرداد1393 ] [ 5:55 بعد از ظهر ] [ محسن ]
سرخوش از كوي خرابات گذر كردم دوش
به طلبكاري ترسا بچه باده فروش


پيشم آمد به سر كوچه پري رخساري
كافري عشوه گري زلف چو زنار بدوش


گفتم اين كوي چه كويي ست ترا خانه كجاست
اي مه نو خم ابروي ترا حلقه به گوش


گفت تسبيح به خاك افكن و زنار ببند
سنگ بر شيشه تقوا بزن و باده بنوش


بعد از آن پيش من آ تا به تو گويم سخني
سخن اين است اگر بر سخنم داري گوش


زود ديوانه و سرمست دويدم سويش
به مقامي برسيدم كه نه دين ماند و نه هوش


ديدم از دور گروهي همه ديوانه و مست
وز تف باده عشق آمده در جوش و خروش


بي دف و ساقي و مطرب همه در رقص و سماع
بي مي و جام و صراحي همه در نوشانوش


چون كه سر رشته ناموس بشد از دستم
خواستم تا سخني پرسم از او گفت خموش


وين نه كعبه است كه بي پا و سر آيي به طواف
وين نه مسجد كه درآن بي خبر آيي به خروش


اين خرابات مغان است در آن رندانند
وز دم صبح ازل تا به قيامت مدهوش


گر تو را هست بر اين شيوه سر يك رنگي
دين و دانش به يكي جرعه چو عصمت بفروش


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
[ یکشنبه 25 خرداد1393 ] [ 1:48 قبل از ظهر ] [ محسن ]
تکنوازی

 

دو نوازی: فرهنگ شریف/محمد اسماعیلی

دستگاه: شور

 

آنکه دایم هوس سوختن ما می کرد


کاش می آمد و از دور تماشا می کرد

 


برچسب‌ها: تکنوازان
ادامه مطلب
[ یکشنبه 25 خرداد1393 ] [ 1:21 قبل از ظهر ] [ محسن ]
 ارکستر سازهای ملی

به رهبری فرامرز پایور

اواز: عبدالوهاب شهیدی

با همراهی هنرمندان:

فرامرز پایور: رهبر ونوازنده سنتور

هوشنگ ظریف: تار

محمد اسماعیلی: تنبک

حسن ناهید: نی

پروین صالح: قیچک

رحمت الله بدیعی: کمانچه

پروین شکارلو: قیچک

محمد دلنوازی: رباب

حسن منوچهری: بربط

اهنگ : سه گاه

غزل اواز: حضرت مولانا


برچسب‌ها: ارکستر سازهای ملی
ادامه مطلب
[ شنبه 24 خرداد1393 ] [ 11:3 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز:محمد طاهر پور

همنواز: شهنواز تار 

غزل اواز:حافظ


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ شنبه 24 خرداد1393 ] [ 4:23 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یک شاخه گل برنامه شماره 23

اواز:اذر عظیما

سه تار: احمد عبادی

ترانه: بیزن ترقی

اشعار: بابا طاهر

گوینده: روشنک

 

نقصی در اعلام شناسه برنامه قبلی که در دسترس وجود داشته است که این نقص در این فایل رفع گردیده است


ادامه مطلب
[ شنبه 24 خرداد1393 ] [ 2:33 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

 

کمانچه نوازی شهنواز تار ایرانزمین

 

نوای تنبک وصدای حسن کسایی

 

غزل اواز: عصمت بخارایی

 


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ جمعه 23 خرداد1393 ] [ 11:53 بعد از ظهر ] [ محسن ]
تصنیف به اصفهان رو

سروده: ملک الشعرا بهار

با نوای سه تار وصدای: محمد تقی سعیدی ( شاگرد حسن کسایی)

تنبک: محمد رفیعیان


برچسب‌ها: تصنیف
ادامه مطلب
[ جمعه 23 خرداد1393 ] [ 11:8 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد حسن کسایی

 

نی نوازی محمد موسوی و تنبک محمود رفیعیان

 

سالروز تولد حسن کسایی سال 1384


برچسب‌ها: پاسداشت
ادامه مطلب
[ جمعه 23 خرداد1393 ] [ 10:51 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد همایون خرم نازنین هنرمند محجوب 

این شماره برنامه از تکنوازان کمتر در دسترس بوده است

با همکاری هنرمندان:همایون خرم/مجید نجاحی/جهانگیر ملک

اجرای قطعاتی در دوگاه و مثنوی بیات ترک

 

 


برچسب‌ها: تکنوازان
ادامه مطلب
[ جمعه 23 خرداد1393 ] [ 5:10 بعد از ظهر ] [ محسن ]
 به یاد بانوی گلها روشنک نازنین

شما ورادیو

اولین اجرای گلپا در شما ورادیو

همنواز اواز: پرویز یاحقی

دکلمه: روشنک


برچسب‌ها: شما ورادیو
ادامه مطلب
[ جمعه 23 خرداد1393 ] [ 3:36 بعد از ظهر ] [ محسن ]
 به یاد دو اسطوره تکرار نشدنی موسیقی ملی ایران

حسن کسایی و جلیل شهناز

 

برگ سبز شماره 114

اواز: عبدالوهاب شهیدی

با همکاری هنرمندان: حسن کسایی/جلیل شهناز

اشعار:عطار/عماد خراسانی/حافظ/عراقی

اهنگ: افشاری

گوینده: روشنک

 

 

 

 


برچسب‌ها: برگ سبز
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 22 خرداد1393 ] [ 0:44 قبل از ظهر ] [ محسن ]
به یاد بانوی گلها روشنک عزیز

 

یک شاخه گل برنامه شماره 395

اواز: عبدالوهاب شهیدی

اهنگ: علی نقی وزیری

اشعار: مولانا

گوینده: روشنک

 

دکلمه روشنک

 

با وفا ناز وجفا اموختی

این جفا را از کجا اموختی

کو وفاهای لطیفت کز نخست

در شکار جان ما اموختی

ای دل از عالم چنین بیگانگی

هم زیار اشنا اموختی

شکر هستی وشکایت می کنی

این یکی باری خطا اموختی

 

دکلمه روشنک

 

شادباش ای عشق خوش سودای ما

ای طبیب جمله علت های ما

ای دوای نخوت وناموس ما

ای تو افلاطون  و جالینوس ما

 

مطلع شعر غزل اواز

 

اخر این درد مرا نوبت درمان برسد

اخر این نوحه جانسوز به جانان برسد

دارم امید که روزی از عنایت طبیب

صحت درد مرا نوبت درمان برسد

سوز یعقوب ستمدیده به ضایع نرود

خبر یوسف کمکشته به کنعان برسد

 

 


برچسب‌ها: یک شاخه گل
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 21 خرداد1393 ] [ 3:39 بعد از ظهر ] [ محسن ]
 به یاد بیوک اقا مراغه ای ( شکورزاده) نوازنده بی نظیر تار خطه مراغه که سال گذشته در تاریخ 28/ 10در گمنامی به یاران رفته اش پیوست

 

 

 

 شنیده بودیم تار می‌زند با حس و حال قدیمی‌ها. می‌گفتند سازش بعد از سال‌ها روح كوه‌های آذربایجان را دارد. می‌گفتند خوب تار می‌زند با آنكه هیچ نمی‌داند، نه از سواد و كتاب و نه حتی از گذشته خودش. همین‌ها كافی بود تا ما را بكشاند از تهران تا مراغه تا پیرمردی را ببینیم كه می‌گفتند روزگاری مجنون كوه‌های مراغه بوده ‌است و حالا هم خنیاگر پیرشهر.

همه چیز درباره بیوك‌آقا شكوری مراغه‌ای به افسانه می‌ماند. محلی‌ها «دلی بویا» (بیوك‌آقای دیوانه) می‌خوانندش و گویا از قدیم هم به همین نام معروف بوده ‌است. روایت‌های متعدد و متناقضی از زندگی او وجود داشت. اما مسافران اتوبوسی كه از تهران به سمت مراغه می‌رفتند روایت خاصی را شنیده بودند. مجید درخشانی، پیمان سلطانی و جواد بطحایی به همراه جمعی از نوازندگان برتر جوان موسیقی سنتی همراه با یك گروه مستندساز در حالی كه یادداشت و هدیه‌ای از محمدرضا شجریان را برای بیوك‌آقاهمراه داشتند برای دیدار این مرد و شاید كشف افسانه او به راه افتادند.

بعد از حدود 9 ساعت حركت حدود ساعت 2بعدازظهر به مراغه رسیدیم. اولین تصویر از بیوك‌آقا پیرمردی بود تكیده و لاغراندام با سری پر از موهای سفید كه سر میزی در یك رستوران نشسته بود و بی‌توجه به همه جا مشغول خوردن غذا بود. با كسی حرف نمی‌زد. بعضی از میزبانان مراغه‌ای گاهی چیزهایی به زبان آذری با او می‌گفتند و او هم با سر یا با جمله‌ای با صدای آرام تایید و رد می‌كرد. پیش از همه هم از آنجا رفت.

بعد از ناهار به منزل یكی از اهالی مراغه رفتیم تا ساز زدن بیوك‌آقا را بشنویم. آنجا در گوشه‌ای از اتاق روی مبلی ساز در دست نشسته بود. بدون كوچك‌ترین مقدمه‌ای و حتی بدون یك كلام سخن گفتن شروع به نواختن كرد. در اصفهان و ماهور و یتیم‌سه‌گاه1 تار زد و در چند قطعه هم با همان صدای ضعیف به تركی آواز خواند. بین قطعات لحظه‌ای هم درنگ نمی‌كرد. بی‌آنكه اجازه دهد كسی سخنی بگوید یا حتی حضار تشویقش كنند نواختن قطعه بعدی را آغاز می‌كرد.

در طول این مدت نوازندگان جوانی همچون ساناز ستار‌زاده، شاهو عندلیبی و یكی دو نوازنده مراغه‌ای با نواختن تار و تنبك و دایره او را همراهی كردند. پوریا اخواص نیز با همراهی تار بیوك‌آقاآوازی خواند. غزل آواز شعری بود از شهریار با این مطلع:

باز كن نغمه جان‌سوز از آن ساز امشب / تا كنی عقده اشك از غم من باز امشب

آشكارا بی‌حوصله بود. توان نشستن در جمع را نداشت. بعضی از اهالی هم می‌گفتند از میكروفن و دوربین دل خوشی ندارد و حضورشان معذبش می‌كند. اما حتی حضور و تشویق‌های بزرگان و جوانان موسیقی هم نتوانست بیش از یك ساعت در جمع شلوغ بنشاندش. ناگهان بی‌مقدمه برخاست و خارج شد. یكی از هنردوستان مراغه به دنبالش رفت تا متقاعدش كند به بازگشت. گویا همان موقع كمی با ماشین در شهر چرخانده بودش و توانسته بود قانعش كند كه برای گرفتن چند عكس یادگاری و تحویل گرفتن نامه و هدیه استاد شجریان و حاضرین بازگردد. بازگشت و چند دقیقه‌ای تار زد. بعد از آن مجید درخشانی متن نامه استاد به بیوك‌آقا را خواند و هدایا را به دست كسی سپرد تا به او بدهد. بعد از آن باز هم بیوك‌آقا بدون خداحافظی و حتی نگاهی به پشت سرش رفت. اما با رفتن او همه دوباره به یاد افسانه بیوك‌آقا افتادند و اینكه در طول سال‌های زندگی‌اش بر او چه رفته و از كجا می‌آید و ساز زدن را چگونه یاد گرفته است.

تنها اطلاعات ما پیش از سفر از او این بود كه او در كودكی پدرش را از دست می‌دهد و مادرش با مردی ازدواج می‌كند كه تار می‌نواخته است و او نواختن را از آنجا می‌داند. در جوانی نیز همسر و فرزندش را از دست داده است. چند سال پیش بعد از آنكه مستندی از او ساخته می‌شود چند نفر از اهالی مراغه به سراغش رفته‌اند و كمكش می‌كنند. الان هم در هتلی در مراغه ساكن است. مابقی چیزها هم بیشتر شبیه افسانه بود تا واقعیت. اینكه او هیچ چیز از گذشته‌اش به جز داستان 

یادگرفتن تار را به یاد نمی‌آورد حتی تاریخ تولدش را. اینكه سال‌ها در كوه‌ها سرگردان بوده ‌است و كسی از احوالش خبری نداشته و داستان‌های دیگری كه شنیده‌ بودیم. پس از رفتن بیوك‌آقااز آن خانه هم پرس و جوها در مورد او از محلی‌ها شروع شد. باز هم كسی چیز زیادی نمی‌دانست و همین افسانه‌ها بازگو شدند. اما در نهایت پاسخ‌های یك زن و شوهر مراغه‌ای ما را به داستان زندگی او نزدیك‌تر كرد. این مرد و زن گفتند كه بیوك‌آقا‌شناسنامه دارد و در آن سال 1312 به عنوان سال تولدش آمده ‌است. در‌ شناسنامه او نام زن و فرزندش هم دیده می‌شود كه البته هر دو فوت كرده‌اند. گویا او خواهری هم دارد كه در تهران زندگی می‌كند. سال‌ها پیش نوازندگی تار را از ناپدری‌اش آموخته ‌است. روزی به تهران می‌آید تا برای ناپدری‌اش ساز بخرد. در آنجا اتفاقی با زنده‌یاد لطف‌الله مجد آشنا می‌شود. چند هفته‌ای را در منزل او مهمان بوده و چیزهایی در مورد تارنوازی از او آموخته است. سال‌ها در مراغه زندگی می‌كرده‌ و در مجالس شادی مردم تار می‌نواخته است. گویا از این راه درآمد خوبی هم داشته ‌است.

اخلاق شخصی بیوك‌آقا در بذل و بخشش اموالش باعث شده چیزی از آن پول‌ها برایش باقی نماند. در اوایل میانسالی بیوك‌آقا برای مدتی چند روزی دیگر در شهر دیده نمی‌شود. بعد از چند روز او را می‌بینند كه با لباسی مشكی بر تن به شهر بازمی‌گردد. كسی هرگز ماجرای آن روز را نمی‌فهمد و گویا خود او هم هرگز سخنی درباره آن ماجرا نگفته است. بعد از این بیوك‌آقا چند سالی دیگر ساز نمی‌زند و گویا آواره خیابان‌ها بوده‌ است. در دخمه‌ای زندگی می‌كرده و تنها دوستش یك سازنده تار در مراغه بوده ‌است. از او یكی دو نوحه نیز نقل قول شده ‌است كه مداحان محلی می‌خوانند. 

در سال 1372 علیرضا انصاریان مستندی از بیوك‌آقا می‌سازد با نام زخمه بر زخم. این مستند اولین بار نام بیوك‌آقا را در خارج از شهر مراغه مطرح می‌كند. در این مستند بخش‌هایی از زندگی بیوك‌آقا یا همان «دلی بویا» را نشان می‌دهد كه او در دخمه‌اش زندگی می‌كند و از همه دنیا بریده ‌است. پخش دوباره این فیلم در شبكه آرته فرانسه یك بار دیگر توجه‌ها را به بیوك‌آقا جلب كرد. 

در مهرماه سال گذشته مجید درخشانی به همراه همایون شجریان به مراغه و دیدن او می‌روند. همین مقدمه سفر بعدی را هم فراهم می‌كند كه این بار جمع بزرگ‌تری به دیدار این نوازنده گمنام مراغه‌ای بروند. آنچه پیداست، این است كه بیوك‌آقا اهل توجه به مسائل مالی نیست، در حال خودش است و زیاد به بیرون توجهی ندارد، با دمپایی و پیژامه 

همه جا می‌رود و حتی حضور اساتید موسیقی كشور هم باعث نمی‌شود لباس دیگری بر تن كند. در مراغه هم شنیدیم حتی در هتل محل سكونتش هم دوست ندارد روی تخت بخوابد و رختخوابش را كف اتاق و روی زمین می‌اندازند. می‌گویند هزینه كل زندگی‌اش ماهی 80 هزار تومان است. اما برای تامین همین 80 هزار تومان هم مشكلات فراوانی دارد. در 77سالگی هنوز از خودش خانه‌ای ندارد و هیچ تامین مالی‌ای نیز برایش نیست.

شاید اگر كمك‌های هنرمندان مراغه‌ای نبود و صاحب هتلی حاضر نمی‌شد به او برای زندگی اتاقی بدهد بیوك‌آقا در یكی از شب‌های سرد آذربایجان در سكوت و تنهایی از سرما رفته بود. انگیزه بازدید بزرگان و جوانان موسیقی در كنار او شاید بیش از آنكه لذت شنیدن سازش باشد دغدغه‌ای صنفی برای حمایت از یك هنرمند گمنام است؛ هنرمندی كه شاید اگر در مجاری رسمی افتاده بود امروز وضع دیگری داشت. هنرمندی كه در گوشه‌ای و بدون هیچ حمایت رسمی سال‌ها زندگی كرده بود. اما بیوك‌آقاتنها یكی از این‌گونه نوازندگان است. شاید او خوش‌اقبال بود كه روزی مستندی از او ساخته شد و كمك‌های اندكی به او می‌شود. اما بی‌شك بسیاری همچون او در گوشه و كنار این كشور هستند كه هیچ‌گاه چنین فرصتی را نیافته‌اند؛ كسانی كه به جز نواختن كار دیگری ندارند. اینها كه امروز دیگر توانی و مجالی برای نواختن و ارتزاق از راه آن ندارند، چگونه روزگار می‌گذرانند. آن هم در جایی كه نه خبری از نهادهای حامی هنرمندان هست و هنرمندان موسیقی‌اش از مشهور و گمنام، از تهرانی و شهرستانی حتی از داشتن بیمه هم محرومند. كسی نه حالی ازشان می‌پرسد و نه عشق‌شان و هنرشان مورد توجه كسی است. اینها راویان احساسی‌ترین نغمات موسیقی ایرانی‌اند؛ نواهایی كه بی‌دغدغه نت و هارمونی از اعماق جان می‌آید و سینه به سینه منتقل شده ‌است. با از دست رفتن بیوك‌آقاهای شهرهای كوچك و بزرگ این كشور این سرمایه‌ها نیز از دست خواهند رفت و این نغمه‌ها خاموش خواهند شد.

 گوش جان بسپاریم به قطعه اوازی با نوای سحر امیز ساز بی نظیرش وناله های جانسوزش که دل هر دل سوخته ای را جلا می دهد

 

دریافت برنامه 


برچسب‌ها: پاسداشت
[ چهارشنبه 21 خرداد1393 ] [ 2:51 قبل از ظهر ] [ محسن ]
یک شاخه گل برنامه شماره 380

اواز: محمود محمودی خوانساری

همنواز اواز: لطف الله مجد

اهنگ: سه گاه

اشعار:غمام همدانی

گوینده: روشنک


برچسب‌ها: یک شاخه گل
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 21 خرداد1393 ] [ 1:0 قبل از ظهر ] [ محسن ]
بیست سوم خرداد ماه سالروز تولد نغمه پرداز گلها محمود محمودی خوانساری است.

 

 

تارنگار گلبانگ طلوع این هنرمند فرزانه ویکتا را به همه عاشقان

موسیقی ملی ایران شادباش می گوید.

 

عکس زیر هم پیشکشی است از طرف دوست هنرمند جناب فرزاد فدوی مدیر تارنگارهای داریوش رفیعی وکورس سرهنگ زاده وصمد پیوند به عاشقان محمودی نازنین

 

 

 

 


برچسب‌ها: پاسداشت
[ سه شنبه 20 خرداد1393 ] [ 11:13 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد دو اسطوره بی تکرار سرزمین مادری

 

علی اصغر بهاری/احمد عبادی

 

اجرای قطعاتی در بیات اصفهان

 

بزن که سوز دل من به ساز میگویی

زساز دل چه شنیدی که باز میگویی


برچسب‌ها: تکنوازان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 20 خرداد1393 ] [ 12:57 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد پیر کمانچه نواز

 

برگ سبز برنامه شماره 252

اواز: محمود محمودی خوانساری

با همکاری هنرمندان: علی اصغر بهاری/احمد عبادی/رضا ورزنده

اهنگ در مایه اصفهان

اشعار: رودکی /رفیق اصفهانی/روحی همدانی/رفیق کاشانی 

گوینده: روشنک

 

روشنک: شعر رودکی

 

زمانه پندی ازادوار داد مرا

زمانه را چو نکو بنگری همه پند است

دو روز نیک کسان گفت غم مخور زنهار

بساکسا که به روز تو ارزومند است

 

روشنک: شعر رفیق اصفهانی

 

دیدن ان سرو نازم ارزوست

دیده ان بسیار وبازم ارزوست

قد او را گفته ام عمر دراز

از خدا عمر درازم ارزوست

 

روشنک: شعر روحی همدانی

 

به روی او نگرستن زمن نمی اید

من این دو دیده برای گریستن دارم

 

روشنک : شعر رفیق کاشانی

 

دوستان در بوستان چون عزم گلچیدن کنید

اول از یاران دور افتاده یاد من کنید

 

روشنک: شعر رفیق کاشانی

 

من واز نو غم یار کهن ویاری او

که هنوز از همه بیش است وفاداری او

کرده بسیار ستم لیک نکرده است

چنان که بود یاری او کم ز ستمکاری او


برچسب‌ها: برگ سبز
ادامه مطلب
[ دوشنبه 19 خرداد1393 ] [ 1:48 قبل از ظهر ] [ محسن ]
به یاد پیر کمانچه نواز علی اصغر بهاری

هنرمندی یگانه وبا اخلاق وبا متانت 

که همچون سازش مظلوم وغریب بود

 

یادی از بزرگان موسیقی ایران

به روایت اسطوره موسیقی ملی ایران دکتر گلشن ابراهیمی

 

 

 


استاد علی اصغر بهاری به سال 1284 در ناحیه بازار عباس آباد تهران متولدشد . پدرش محمد تقی خان ،( آن زمان هنوز فامیل رسم نبود ) وی را تحت تعلیم مستقیم خود قرار داد و به او طرز نواختن كمانچه را آموخت ولی پس از سه سال به وی گفت : از این به بعد باید به نواختن كمانچه دایی هایت گوش فرا دهی و طرز نواختن آنها را بیاموزی . 
علی اصغر سه دایی داشت به نامهای : اكبر ، رضا و حسن كه هر سه از نوازندگان خوب و بنام كمانچه بودند و در اركستر بزرگ بیست و چهار نفری كه آقا ناظم ، پدر مرتضی خان محجوبی ترتیب داده بود شركت می كردند سایر اعضای این اركستر . نوازندگان و خوانندگانی نظیر : درویش خان ، حسین خان اسماعیل زاده ، طاهرزاده ، اقبال السلطان و غیره بودند واین نشانگر آنست كه همكاری كردن در یك اركستر با اساتید موسیقی وقت حتما مهارت و تبحر می خواست . 
علی اصغر بهاری، از دایی های خود چیزهایی را كه باید بیاموزد آموخت تا اینكه در هجده سالگی همراه با اركستر ابراهیم خان منصوری در كنسرتی كه در یك سالن بر پا شده بود شركت می كند و از همین جا آوازه شهرت بهاری به گوش موسیقی دانان می رسد و او را بنام نوازنده خوب و آگاه به نواختن گوشه هایی ایرانی می پذیرند .بهاری پس از چندی در مشهد كلاس موسیقی جهت تعلیم می گشاید و یك سال هم با حبیب سماعی استاد سنتور كار می كند و شاگرد تعلیم می دهند و بعدا به تهران می آید و توسط استاد روح الله خالقی به مدرسه موسیقی جهت تعلیم دعوت می شود و در هنرستان شروع به همكاری می نماید .وی با همكاری با مركز حففظ و اشاعه موسیقی ایران ، شاگردان خوبی را تربیت كرد كه هر كدام هم اكنون یكی از بهترین كمانچه كش های كشور می باشند . اصغر بهاری مردی است صادق و خوشرو و بی تكبر و خلاصه استاد و هنرمندی است از هر جهت والامقام و برای آموختن به شاگردان خود از هیچ كوشش و از خود گذشتگی دریغ نمی كند .
در سال 1332 به رادیو دعوت می شود و در اركستر های مختلف كه استادانی نظیر : صبا ، عبادی ، حسین تهرانی و غیره شركت داشتند ، همكاری می كند . علی اصغر بهاری ، مدتی نیز در دانشگاه تهران به تعلیم هنر آموزان می پردازد و اولین هنرمندی است كه در تلویزیون تكنوازی كرد و مدت هشت بار به دعوت دولتهای فرانسه ، بلژیك و آلمان جهت اشاعه و شناساندن موسیقی ملی و این ساز اصیل ایرانی ، به آن ممالك مسافرت كرد . علی اصغر بهاری ، یكی از اساتید و بهترین كمانچه كش های ادوار موسیقی سنتی و نوین ایران می باشد . 

استاد بهاری و ساز کمانچه
برخی از سازهای قدیمی و سنتی موسیقی ایران، در یکصد سال گذشته از رواج و رونق افتاده و یکی دو تا از آنها حتی متروک مانده اند. نفوذ و تأثیر فرهنگ مغرب زمین در ایران اگرچه سبب آگاهی های ارزشمند جامعه از دانش و هنر امروز شده است ولی به هر حال در بعضی موارد به سود سنت های فرهنگی و هنری ما عمل نکرده است.ورود بسیاری از سازهای اروپایی که از امکانات فنی گسترده ای برخوردارند در آغاز، برخی از سازهای سنتی مارا در سایه قرار داد. 
فلوت جای نی را گرفت، قره نی و ترومپت به جای سرنا و کرنا نشست و ویولن جانشین کمانچه شد. بدیهی است که امکانات فنی و توانایی های صوتی فلوت و ترومپت و ویولن بسیار بیشتر از نی و سرنا و کمانچه بود و جاذبه های بسیار در میان هنرجویان و علاقمندان به موسیقی به وجود می آورد.ولی این نکته از نظرها پنهان مانده بود که ویژگی های موسیقی سنتی ما با همان خصوصیات صوتی سازهای خودمان سازگارتر است. دست کم باید اندیشیده می شد که اگر ویولن و فلوت نیز فی المثل توانایی انطباق با نیازمندیهای موسیقی ملی را دارند، نباید ولی جای سازهای سنتی چون نی و کمانچه را تنگ کنند.
به هر تقدیر چنین شد و در این میان کمانچه بیش از سازهای دیگر مورد بی مهری قرار گرفت. با ورود ویولن، تقریباً تمامی کمانچه کشان به این ساز پرجاذبه تازه وارد، روی آوردند و کامنچه را به کناری نهادند، بی آنکه ویولن را نیز آنگونه که باید به کار گیرند. همان شیوه قدیمی کمانچه کشی را روی ویولن پیاده کردند. تنها تفاوت آن بود که کمانچه را عمودی بر زمین تکیه می دادند و ویولن را افقی، زیر چانه می گذاشتند!نامگذاری ناصرالدین شاه بر روی ویولن، که آن را "کمانچه فرنگی" نامیده، چندان دور از واقعیت زمانه نبوده است! این وضعیت البته دوام نیاورد. با ظهور "ابولحسن صبا" در جامعه موسیقی ایران، ویولن، شیوه نواختن ویژه خود را پیدا کرد. یعنی در واقع "ویولن با هویت ایرانی" به دنیا آمد. کمانچه نیز نوازنده برجسته ای چون "علی اصغر بهاری" پیدا کرد که اگرچه او نیز زمان کوتاهی به ویولن روی آورد، ولی به زودی آن را به کناری نهاد و سال های دراز، تا پایان عمر، به شیوه مرسوم سنتی کمان را بر کمانچه کشید، شاگردان بسیار پرورش داد و از نو بر رونق و رواج کمانچه افزود. بهاری اگر زنده مانده بود، هم اینک صد ساله می بود ولی او ده سال پیش چشم از جهان فروبست.

استاد بهاری به گفته خودش، در هجده سالگی دیگر به مرز مهارت رسیده بود و می توانست در محافل و کنسرت ها، هنرنمایی کند.همانگونه که پیشتر اشاره کردیم، علی اصغر جوان نیز مجذوب ساز تازه وارد ویولن شد و بیست و پنج ساله بود که نواختن آن را نیز فرا گرفت.علی اصغر بهاری از سال ۱۳۳۲، از سوی "جواد معروفی" که برنامه های موسیقی رادیو را زیر نظر داشت به همکاری با این سازمان دعوت شد.

 


بهاری که می دید روز به روز بر شمار نوازندگان ویولن افزوده می شود و حدود سی چهل سال می شود که کمانچه متروک افتاده است، اندیشید که بهتر است به جای ویولن، به تیمار کمانچه سنتی بپردازد. معروفی نیز این اندیشه را پسندید و نوای زیبای کمانچه بهاری، برای نخستین بار از رادیو پخش شد.
از آن پس بهاری نیز چون هنرمندان برجسته دیگر، ابولحسن صبا و مرتضی محجوبی و حسن کسایی و احمد عبادی و رضا ورزنده، از تکنوازان ثابت قدم رادیو به شمار آمد.بهاری خود در مورد نخستین برنامه تکنوازی خود در رادیو و بازتاب آن گفته است: "همان روز اول که من کمانچه زدم، ناگهان برنامه شهرت فوق العاده ای پیدا کرد. حتی خود من تصور آن را نمی کردم که این ساز فراموش شده، آنقدر طالب داشته باشد. از همه جا به سراغ من آمدند. موسیقی دان هایی هم که قبلاً مرا نمی شناختند، با من آشنا شدند و مرا به ادامه کار با کمانچه تشویق کردند... ."
کمانچه، در همه جا
چندی بعد، "روح الله خالقی" رئیس هنرستان عالی موسیقی، از علی اصغر بهاری خواست که کلاسی برای کمانچه را در هنرستان اداره کند و از آن گذشته با ارکستر سازهای ملی به همکاری بپردازد.برخی از شاگردان پیشرفته ویولن، به توصیه خالقی، در کلاس کمانچه بهاری به شاگردی نشستند و بعدها خود به نواختن کمانچه در ارکسترها پرداختند.رفته رفته شهرت بهاری فراگیرتر شد و بیشتر مراکز آموزشی موسیقی برای کمانچه او نیز کلاسی بنیاد کردند از جمله می توان از مرکز حفظ و اشاعه موسیقی وابسته به سازمان رادیو تلویزیون ایران و بخش موسیقی دانشکده هنرهای زیبا، در دانشگاه تهران یاد کرد. در مرکز حفظ و اشاعه بهاری، علاوه بر تدریس، ردیف کمانچه را نیز به تمامی نواخته و به ضبط درآورده است. علی اصغر بهاری در سال های پیش از انقلاب، به دعوت مراجع فرهنگی بین المللی سفرهای متعددی به کشورهای آسیایی و اروپایی داشته است. او در این سفرها علاوه بر شرکت در کنسرت های موسیقی ملی، نواخته های خود را به بنگاه های ضبط صفحه سپرده است. برخی از صفحات موسیقی سنتی ایران که از سوی یونسکو، انتشار یافته، نواخته های کمانچه بهاری را نیز در خود دارد. 
حضور علی اصغر بهاری در جامعه موسیقی ایران گذشته از جاذبه هایی که در اجرای موسیقی سنتی پدید آورده، تاثیری دراز مدت و مستمر نیز در جامعه بر جای نهاده است: از نو سربرآوردن کمانچه و رواج و رونق آن در ایران پس از انقلاب. اینک کمتر گروه سنتی موسیقی را می توان یافت که کمانچه در آن نباشد. این بار البته رغبت غمیادانه به کمانچه، می توانست سرنوشت پیشین کمانچه را برای ویولن رقم بزند. ولی خوشبختانه، پایداری و شکیبایی ویولن نوازان برجسته ایرانی، با همه راهبندان هایی که پیش روی خود دارند، این ساز را همچنان سرپا نگاه داشته است.

 


برچسب‌ها: یادی از بزرگان موسیقی ایران
ادامه مطلب
[ یکشنبه 18 خرداد1393 ] [ 9:41 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد فریدون حافظی 

تکنوازان برنامه شماره 164

با همکاری هنرمندان: فریدون حافظی/علی اصغر بهاری/رضا ورزنده/محمد موسوی/منصور نریمان/جهانگیر ملک

اجرای قطعاتی در بیات اصفهان

انچه پیش از این در دسترس بوده حذف بخشی از اعلام برنامه در ابتدای فایل بوده است که این نقص در این برنامه بارگذاری شده برطرف گردیده است


ادامه مطلب
[ جمعه 16 خرداد1393 ] [ 6:5 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه رادیویی نغمه هایی از موسیقی ایرانی

خواننده: عهدیه

اهنگ در مایه افشاری

اهنگ ها وتنظیم: ورقاب

اشعار ترانه ها به ترتیب:مرصع/عندلیب

سایر اشعار:حافظ/فخرالدین عراقی/مولوی

گوینده: بهنوش

 

این برنامه بسیار کمیاب بوده است وبرای اولین بار در فضای مجازی در دسترس قرار می گیرد

 

   


برچسب‌ها: نغمه هایی از موسیقی ایرانی
ادامه مطلب
[ جمعه 16 خرداد1393 ] [ 2:33 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 441

اواز: اکبر گلپایگانی

ترانه: سیما بینا

با همکاری هنرمندان:همایون خرم/امیر ناصر افتتاح

اهنگ در مایه دشتی: مهدی خالدی

غزل موزون: عطار نیشابوری

غزل:حافظ

گوینده: فیروزه امیرمعز

 

انچه پیش از این در دسترس بوده است حذف اجرای تصنیف از فایل بعد از  اواز بوده است

این برنامه  اصلی گلهای رنگارنگ شماره 441 می باشد


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
ادامه مطلب
[ جمعه 16 خرداد1393 ] [ 1:33 قبل از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

 

همنوازی: حبیب الله بدیعی/فضل الله  توکل/امیرناصرافتتاح

 

اجرای قطعاتی در سه گاه

 

اجرا شده در 10/12/1361


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 15 خرداد1393 ] [ 11:2 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

اواز: شجریان

ترانه: مهستی

همنوازان : حبیب الله بدیعی/فضل الله توکل


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 15 خرداد1393 ] [ 5:23 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یادفریدون حافظی

 

گلهای رنگارنگ برنامه شماره 310

 

اواز: عبدالوهاب شهیدی

ترانه: پوران

اهنگ سه گاه: فریدون حافظی

اشعار: عطار/پزمان بختیاری/وحشی بافقی

ترانه سرا: معینی کرمانشاهی

گوینده: اذرپزوهش


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
ادامه مطلب
[ دوشنبه 12 خرداد1393 ] [ 2:1 قبل از ظهر ] [ محسن ]
برنامه رادیویی

اواز: محمود محمودی خوانساری/هایده/مهستی

با حضور : شاهرخ نادری/گلپایگانی/اذر پزوهش

همنوازان اواز: اسدالله ملک/علی تجویدی/فرهنگ شریف

دکلمه: رضا معینی

غزل اواز: غبار همدانی/شهریار

دستگاه: شور

 

گوش جان بسپاریم به نوای داودی محمودی نازنین وناله های ساز یار دیرینه اش اسدالله ملک عزیز


برچسب‌ها: برنامه رادیویی
ادامه مطلب
[ شنبه 10 خرداد1393 ] [ 0:21 قبل از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

همنوازی : پرویز یاحقی/هوشنگ مهرورزان

اجرای قطعاتی در چهارگاه


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 8 خرداد1393 ] [ 8:31 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

اواز: کورس سرهنگ زاده/هایده/گلپایگانی

همنواز اواز: حبیب الله بدیعی


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 8 خرداد1393 ] [ 7:8 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یک شاخه گل برنامه شماره 382

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان: همایون خرم/لطف الله مجد/مجید نجاحی/ناصر افتتاح

اهنگ موزون سه گاه: محمد میر نقیبی

اشعار:عراقی/علی اشتری

گوینده فیروزه امیر معز

 

دریافت برنامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 8 خرداد1393 ] [ 5:29 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یک شاخه گل برنامه شماره 290

اواز: الهه

با همکاری هنرمندان: پرویز یاحقی/فرهنگ شریف

اشعار:ظهوری ترشیزی

اهنگ ابوعطا: علی تجویدی

ترانه سرا: نواب صفا

گوینده: اذر پزوهش

 

دریافت در ادامه مطلب


برچسب‌ها: یک شاخه گل
ادامه مطلب
[ سه شنبه 6 خرداد1393 ] [ 0:22 قبل از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

اواز: هایده

همنواز اواز: حبیب الله بدیعی

 

دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ دوشنبه 5 خرداد1393 ] [ 11:35 بعد از ظهر ] [ محسن ]
سالروز ازادی خرمشهر بر همه ایرانیان راستین گرامی باد

 به یاد همه یاران سفر کرده

 

ماندگارترین عکس خرمشهر

 

به نخل های بی سرت فکر می کنم که گلوله های ستمگر را تاب آوردند و از پا نیفتادند.

به مردان و زنان دلیرت می اندیشم که دیوار محاصره را درهم شکستند و از هر ذره خاکت، خورشیدی برآوردند. به تو فکر می کنم و حماسه ات را بر دروازه های استقلال، اشک شوق می ریزم.

ایستادی؛ آنچنان که کوه، توفان های هرزه گرد را. خشت خشت جانت، بانگ تکبیر شد و فریادهای سرمست متجاوزان را تکه تکه بر زمین ریخت.

ایستادی و آموختی مان که بر پنجره های شکسته نیز آفتاب طلوع می کند. نامت، تا همیشه آذین عزتمان باد!

 

[ شنبه 3 خرداد1393 ] [ 0:0 قبل از ظهر ] [ محسن ]
تکنوازان برنامه شماره 681

با همکاری هنرمندان: پرویز یاحقی/فضل الله توکل/جهانگیر ملک

اجرای قطعاتی در دستگاه شور

 

دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: تکنوازان
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1 خرداد1393 ] [ 5:10 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یادشهنواز تار ایرانزمین

گوش جان بسپاریم به مضراب های شهنواز تار ایرانزمین در اواز ابوعطا

 

 اتشی در دل من شعله برافروخته بود

دیده گر اب نمی ریخت دلم سوخته بود

دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: سازتنها
ادامه مطلب
[ یکشنبه 28 اردیبهشت1393 ] [ 1:1 قبل از ظهر ] [ محسن ]
برنامه خصوصی هنرمندان

گوش جان بسپاریم به صدای دل شکسته کورس ونوای محزون محمودی نازنین وارشه های غمگین بدیعی ومضراب های غریبانه فرهنگ شریف وسرانگشتان سحر امیز ملک گرامی

یاد ونام گلهای پرکشیده از گلستان موسیقی ملی ایران همواره خوش باد

با ارزوی عمری با عزت همراه با ارامش وسلامتی برای کورس عزیز وفرهنگ شریف نازنین

اجرا شده در منزل حبیب الله بدیعی 28/11/1350

اواز: کورس سرهنگ زاده/محمود محمودی خوانساری

با همکاری هنرمندان : حبیب الله بدیعی/فرهنگ شریف/جهانگیر ملک

 

دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ جمعه 26 اردیبهشت1393 ] [ 10:4 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یک شاخه گل برنامه شماره 203

اواز: اذر عظیما

سه تار : احمد خان عبادی

به اهتمام جواد معروفی

اهنگ وترانه: علی اکبر خان شیدا

گوینده: روشنک

 

دریافت برنامه در ادامه مطلب

 


برچسب‌ها: یک شاخه گل
ادامه مطلب
[ جمعه 26 اردیبهشت1393 ] [ 5:22 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 132

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان: احمد عبادی/حسن کسایی

اهنگ: بیات زند

اشعار: عطار/اهلی شیرازی/مریم اشرفی/عراقی

گوینده: روشنک


انچه پیش از این در دسترس بوده حذف نام گوینده برنامه از شناسه برنامه

 بوده است که این نقص در این فایل برطرف گردیده است  


دریافت برنامه در ادامه مطلب



برچسب‌ها: برگ سبز
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 24 اردیبهشت1393 ] [ 1:14 قبل از ظهر ] [ محسن ]
به یاد مرتضی خان محجوبی

یک شاخه گل برنامه شماره 262

اواز: حسین قوامی/عبدالوهاب شهیدی/اکبر گلپایگانی

با همکاری هنرمندان:احمد خان عبادی/حبیب الله بدیعی/پرویز یاحقی

به اهتمام: جواد معروفی

اهنگ: سه گاه

اشعار: بهادریگانه/فغانی شیرازی/رهی معیری

گوینده: اذر پزوهش


دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: یک شاخه گل
ادامه مطلب
[ سه شنبه 23 اردیبهشت1393 ] [ 11:31 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 526

اواز: ایرج

ترانه: مرضیه

با همکاری هنرمندان: فرهنگ شریف/جهانگیر ملک

اهنگ وتنظیم: انوشیروان روحانی

ترانه سرا: دکتر هدایت الله نیر سینا

اشعار متن برنامه: پرتو بیضایی/موید ثابتی

غزل اواز: حافظ

گوینده: اذر پزوهش


دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
ادامه مطلب
[ سه شنبه 23 اردیبهشت1393 ] [ 5:9 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 511

اواز: ایرج

ترانه: سیما بینا

با همکاری هنرمندان: پرویز یاحقی/فرهنگ شریف

اهنگ ابوعطا: مهدی خالدی

تنظیم برای ارکستر: جواد معروفی

اشعار متن برنامه:شریف تبریزی/پزمان بختیاری/نور علیشاه

غزل اواز: سلمان ساوه ای

گوینده:اذر پزوهش


دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
ادامه مطلب
[ سه شنبه 23 اردیبهشت1393 ] [ 3:43 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 552

اواز: حسین قوامی

ترانه: سیما بینا

اهنگ چهار گاه: مهدی خالدی

با همکاری هنرمندان: احمد عبادی/مجید نجاحی

اشعار متن برنامه:اميري فيروزکوهي - ماني شيرازي - رهي معيري

ترانه سرا: میرزا حبیب خراسانی

غزل اواز:لاهوتی

گوینده: اذر پزوهش


دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
ادامه مطلب
[ جمعه 19 اردیبهشت1393 ] [ 3:12 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 546

اواز: محمود محمودی خوانساری

ترانه: سیمابینا

با همکاری: رضا ورزنده

اهنگ ماهور: مهدی خالدی

ترانه سرا: میرزا حبیب خراسانی

اشعار متن برنامه:عادلي - مصيب تکللو - وجهي

غزل اواز:حسن دهلوی

گوینده: روشنک


دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
ادامه مطلب
[ جمعه 19 اردیبهشت1393 ] [ 1:34 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 69

اواز: سید جواد ذبیحی

با همکاری هنرمندان: غلی تجویدی/فرهنگ شریف

اهنگ: سه گاه

اشعار متن برنامه:عطار/سهیلی خوانساری/هاتف/عراقی

گوینده: روشنک


دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: برگ سبز
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 18 اردیبهشت1393 ] [ 9:52 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 563

اواز: جمال وفایی

ترانه: پروین

با همکاری هنرمندان: حبیب الله بدیعی/منصور صارمی/جهانگیر ملک

ترانه سرا: معینی کرمانشاهی

اهنگ شور: مهدی خالدی

اشعار:فروغی بسطامی

غزل اواز: رفیق اصفهانی

گوینده: روشنک


دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 18 اردیبهشت1393 ] [ 2:20 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 560

اواز: محمود محمودی خوانساری

ترانه: مهستی

اهنگساز: همایون خرم

ترانه سرا: تورج نگهبان

با همکاری هنرمندان: همایون خرم/جلیل شهناز/امیر ناصر افتتاح

غزل اواز: حضرت حافظ

تنظیم برای ارکستر: همایون خرم

گوینده: فیروزه امیر معز


دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 18 اردیبهشت1393 ] [ 1:29 قبل از ظهر ] [ محسن ]
نغمه ی ساز

برنامه ای از رادیو بامداد

یادی از محمد رضا لطفی

دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: محمد رضا لطفی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 17 اردیبهشت1393 ] [ 1:43 قبل از ظهر ] [ محسن ]

پیشکش به روح بلند محمد رضا لطفی

صنعت شعری موشح


مــی توان آیا دوباره نغمه تاری شنید

بی که بینی قطرۀ اشکی ز چشمانی چکید؟


حــافظیه1 بی نوا1یش بی نوا شد بینوا
سرو شیراز1 از غمش پژمرده شد، قدش خمید


مــست از آن چشمۀ نوشش2 شدید و تا هنوز
در نماز پنج گاهی2 بال در بال3 همید


دستگاه شور4 در هستی معما4 ساز شد
تار در شور است از زخمی که بر جانش کشید


رمز عشقش5 تا به جان دشت ها5 ماهورها5
ریخت، از سرپنجه اش آوا، به کوهستان خنید


ضــرب با آن طنطنه در پیش تارش رنگ باخت
نی نواز اما چه خوش در پردۀ نی می دمید


اشک می بارد به سوگش میرزا عبداللهی6
خود همایون7 هم دراین بیداد7و شور7غم تکید


لــطفی از مضراب او بر تار یحیی می نشست
تار هم بشکست چون که با دل او می تپید


طــرح مرآةالخیال8 ما شده هر نغمه اش
یا ز هر انگشت او اوهام ما آمد پدید؟


فــرصتی ای عاشقان9 در اصفهان9 دیگر نماند
تا دل شیدا9 سه تارش9 را به گوش جان شنید


یــاد طاهرزاده10 هم کرد او به تعریف صدیق
پس شما هم یاد او با ذکر (الحمدی)11 کنید


1- اجرا در دستگاه نوا ، در حافظیه شیراز(به تاریخ سال ۱۳۵۶)
2- چشمه نوش - اجرا در دستگاه راست پنجگاه،(مرکب خوانی)
3- تار (لطفی) دکلمه شعر سایه
4- معمای هستی - اجرا در دستگاه دستگاه شور
5- رمز عشق - در دستگاه ماهور و آواز دشتی
6- ردیف میرزا‌عبدالله - گروه بانوان شیدا-آثاری از درویش‌خان
7- بیداد - در دستگاه همایون و شور
8- مرجع دوازده مقام موسیقی ایرانی
9- ای عاشقان- تکنوازی سه‌تار در بیات اصفهان توسط گروه بانوان شیدا
10- به یاد طاهرزاده – با صدای صدیق تعریف
11- ماده تاریخ (93) به حروف ابجد سال 93 در میآید


با سپاس از محبت دوست بزرگوار جناب اریا


برچسب‌ها: محمد رضا لطفی
[ سه شنبه 16 اردیبهشت1393 ] [ 2:21 قبل از ظهر ] [ محسن ]
به یاد محمد رضا لطفی

حضرت دوست ناله ها ومضراب های غریبانه اش را شنید و دعای او را مستجاب واورا به یاران رفته اش رساند

اوازو نوای مضربهای: محمد رضا لطفی

غزل اواز: حافظ


دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: محمد رضا لطفی
ادامه مطلب
[ سه شنبه 16 اردیبهشت1393 ] [ 1:26 قبل از ظهر ] [ محسن ]
به یاد محمد رضا لطفی ( بال در بال)

دکلمه امیر هوشنگ ابتهاج


تار واواز: محمد رضا لطفی


همنواز تار: محمد قوی حلم


دریافت برنامه در ادامه مطلب



برچسب‌ها: محمد رضا لطفی
ادامه مطلب
[ دوشنبه 15 اردیبهشت1393 ] [ 1:45 قبل از ظهر ] [ محسن ]
به یاد محمد رضا لطفی

گلهای تازه برنامه شماره 176

اواز: سیاوش

اهنگساز: سیاوش

تکنواز تار: محمد رضا لطفی

تصنیف: صفای اصفهانی

غزل اواز: حافظ

تنظیم: فرهاد فخرالدینی

گوینده: اذر پزوهش


دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: گلهای تازه
ادامه مطلب
[ دوشنبه 15 اردیبهشت1393 ] [ 0:21 قبل از ظهر ] [ محسن ]
به یاد محمد رضا لطفی

گلهای تازه برنامه شماره 126

اواز: مرضیه

اهنگ ماهور: محمد رضا لطفی

با همکاری: محمد رضا لطفی/ناصر فرهنگفر

با همکاری ارکستر رادیو تلویزیون ملی ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی

تنظیم برای ارکستر: جواد معروفی

اشعار: حضرت مولانا

گوینده:رضا معینی


دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: گلهای تازه
ادامه مطلب
[ شنبه 13 اردیبهشت1393 ] [ 1:19 قبل از ظهر ] [ محسن ]

سایه جان رفتنی هستیم بمانیم که چه

 زنده باشیم و همه روضه بخوانیم که چه؟


درس این زندگی از بهر ندانستن ماست 

 این هـمه درس بخوانیم و ندانیم که چه؟


خود رسیدیم به جان نعش عزیزی هر روز 

دوش گـیریمـــو بخاکش برسانیم که چه؟


پی این زهر حلاحل به تشخص هـــر روز 

بچشیم و به عزیزان بچــشانیم که چه؟؟


دور سر هلــهله هاله شاهـــین اجـــــــل

ما به سرگیجه کــبوتر بپرانیم کــه چـــه؟؟


کشتی ای را که پی غرق شدن ساخته اند

هی به جان کندن از این ورطه برانیم که چه؟


قسمت خرس و شغال است خود این باغ مویز

بی ثمر غوره ی چشمی بچلانیم که چه؟


ما طلسمی که خدا بسته ندانیم شکست

 کاسه و کوزه سر هم بشکانیم که چه؟؟؟


شهریارا دگــران فاتحه از ما خــــــــوانند

ما همه از دگران فاتحه خوانیم که چه؟


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
[ شنبه 13 اردیبهشت1393 ] [ 0:17 قبل از ظهر ] [ محسن ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

پیش از این گر سخن از نغمه داودی بود
پیش ما نغمه همان نغمه محمودی بود
بال بگشود چو با نغمه سازش اواز
صوت او صوت خداوندی ومعبودی بود
لینک های مفید
امکانات وب