X
تبلیغات
گلبانگ
گلبانگ
موسیقی ملی ایران
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 دی1392 توسط محسن |

بزم شاعران

زیر نظر: مهدی سهیلی

میهمان برنامه: عبدالرحمن فرامرزی

شاعرات برنامه:دکتر ابراهیم باستانی پاریزی/ناصر روانبخش/حسین منزوی

گویندگان بزم:فیروزه امیر معز/رضائیان/مهدی علیمحمدی

هنرمندان: حسین قوامی/فرهنگ شریف/رضا ورزنده

 اواز در مایه دشتی

غزل اواز: از سوگندنامه اسکندر به مادر ( نظامی گنجوی)



به شب زنده داران بیگاه خیز

به خاکی غریبان خونابه ریز

به شب ناله تلخ زندانیان

به قندیل محراب روحانیان

به عزلت نشینان صحرای درد

به ناخن کبودان سرمای سرد

به صبری که در ناشکیبا بود

به شرمی که در روی زیبا بود

به داد افرینی که دارنده اوست

همان جان ده وجان برارنده اوست


این برنامه برای اولین بار در فضای مجازی منتشر می گردد وپیشکشی است از طرف دوست بزرگوار ودریا دل جناب امید قیصری به عاشقان پهنه ایرانزمین

  برنامه های نایابی که در دسترس قرار می گیرد با سختی بدست امده است شوربختانه مدتی است برنامه های نایابی که در گلبانگ قرار می گیرد

بدون ذکر منبع در گروهای اینترنتی پخش می گردد که بنظر می رسد دور از انصاف ودور از شان ومقام ایرانیان عاشق فرهنگ وادب وهنر ایرانزمین می باشد

ونکته پایانی اینکه این برنامه ها متعلق به همه ایرانیان عاشق فرهنگ می باشد ومتعلق به شخص خاصی نیست

در خاتمه از بزرگواری ومحبت جناب قیصری بسیار سپاسگزاریم




برچسب‌ها: بزم شاعران
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 2 دی1392 توسط محسن |
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 170

اواز: مرضیه

اهنگ شهناز: مرتضی خان محجوبی

ترانه سرا: رهی معیری

غزل اواز: حافظ

با همکاری هنرمندان: مرتضی محجوبی/احمد عبادی

اشعار: ودود اصفهانی/دکتر باستانی پاریزی/شیخ بهایی

گوینده: روشنک


مطلع ترانه:


ساقي بده مي که دور از دلداري با ناله همرازم

مطرب بزن می که شادی اورد اهنگ شهنازم

چومرغ شب زپرده ی غم سازم

چه شد برون زپرده دل رازم

در اتشم من بی اتشین رویی

لرزد دل من از موج گیسویی


مطلع غزل اواز:


خوش است خلوت اگر یار یارمن باشد

نه من بسوزم واو شمع انجمن باشد

من ان نگین سلیمان به هیچ نستانم

که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد

روامدار خدایا که در حریم وصال

رقیب محرم وحرمان نصیب من باشد

همای گوی مفکن سایه ی شرف هرگز

در ان دیار که طوطی کم از زغن باشد

بیان شوق چه حاجت که سوز اتش دل

توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد

به سان سوسن اگر ده زبان باشد حافظ

چو غنچه پیش تو اش مهر بر دهن باشد


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 28 آذر1392 توسط محسن |

بیست ونهم اذرماه یاد اور   پروار غمبار هنرمند شایسته وبی تکراری است که به حق به معنای واقعی کلمه استاد بود .  



یادی از بزرگان موسیقی ایران ( قسمت اول) ( ساز وسخن)

یادی از بزرگان موسیقی ایران ( قسمت دوم ) (ساز وسخن)


فیلم مستند: درباره ابوالحسن خان صبا ( با سپاس از جناب احسان مدیر تارنگار وزین دلفروز که این مستند را در اختیار گلبانگ قرار دادند)


برنامه ای از شاپور بهروزی به یاد ابوالحسن خان صبا

گوینده: مولود ذهتاب



رفت انکه در جهان هنر جز خدا نبود


رفت آنکه يک نفس ز خدايي جدا نبود



افسرد ناي و ساز و شکست و ترانه مرد


ظلمي چنين بزرگ خدايا روا نبود


ساز صبا صدای خدا بود این صدا


روی زمین به گوش کسی اشنا نبود



بي او ز ساز عشق نوايي نمي رسد


تا بود ساز عشق چنین بی نوا نبود


رنج صبا جدال هنر بود وزندگی


از رنج های کوچک ما وشما نبود


 از جان خود به روی هنر مايه ميگذاشت


وزاين محيط قسمت او جز بلا نبود


عمري صبا به پاي نهال هنر نشست


روزي ثمر رسيد که ديگر صبا نبود


اما صبا ترانه جاويد قرنهاست


گيرم دو روز در بر ما بود يا نبود


اي پر کشيده به  ديار فرشتگان


چشم تو جز به عالم لاهوت وا نبود


بال و پري بزن به فضاي جهان روح


در اين قفس براي تو يک ذره جا نبود


پرواز کن که عالم جان زير بال تست


جای تو در تباهي اين تنگنا بود


مرهم گذار خاطر ما در عزاي تو


جز ياد نغمه هاي تو اشک ما نبود



گلهای رنگارنگ برنامه شماره 174( به یاد صبا)


اواز:غلامحسین بنان


با همکاری هنرمندان: مرتضی محجوبی/وزیری تبار/حسین یاحقی/مهدی خالدی/علی تجویدی/جهانپناه/ ایزدی/مستان/امیر ناصر افتتاح


اهنگ سه گاه: مهدی خالدی


ترانه سرا:نواب صفا


غزل اواز: دکتر باستانی پاریزی


اشعار:خواجو/مولانا


گویندگان: پیمان /روشنک



مطلع ترانه:

 بگریم، بگریم خون که ناگه صبا رفت

کجا رفت، خداوند هنرها کجا رفت

تو تا بودی، وفا بودی، سراپا صفا بودی، کیمیا بودی

هنر پرور، هنر گستر، هنر را جلا بودی، بی ریا بودی 
چرا ناگه از جهان رفتی

چو مرغی سوی جنان رفتی 
چون فرشته ای سوی آسمان رفتی

ای صبا، یاد تو برون از ضمیر یاران نمی رود به روزگاران

نمی میرد آن مرد یکتا نمی میرد

اگر چه رویت نهان می باشد نواهایت جاودان می باشد تو جاویدی 
اگر چه تو تا ابد در خوابی به بزم اهل هنر می تابی چو خورشیدی
کجایی، کجایی، ز یاران جدایی 
هنر بی تو گرفتار ماتم شد 
کجا رفتی که پشت هنر خم شد


مطلع غزل اواز:



یاد آن شب که 
صبـــــــــــا در ره ما گل می ریخت

بر سر مــــــــــــــا ز در و بام و هوا گل می ریخت

 

سر به دامان منت بود و ز شـــــــــــــاخ گل سرخ

بر رخ چون گلت آهسته صــــــــــبا گل می ریخت

 

خاطرت هست که آن شب همه شب تا دم صبح

شب جدا شاخه جـــدا باد جــــــدا گل می ریخت

 

نسترن خـــــــــــــــم شده لعل لب تو می بوسید

خضر گوئی به لب آب بقـــــــــــــــا گل می ریخت

 

زلف تو غرقه به گل بود و هر آنگـــــــــــاه که من

می زدم دست بدان زلف دو تا گــــــل می ریخت

 

تو به مه خیره چو خوبان بهشتی و صبـــــــــــــــا

چون عروس چمنت بر سر و پا گــــــل می ریخت

 

گیتی آن شب اگر از شادی ما شـــــــــــــاد نبود

راستی تا سحر از شاخه چــــرا گل می ریخت ؟

 

شــــــــادی عشرت ما باغ گل افشان شده بود

که به پای تو و من از همه جــــــا گل می ریخت



یک شاخه گل برنامه شماره 127 ( به یاد صبا)


اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان:احمد عبادی/فرامرز پایور/پرویز یاحقی

اشعار:مجمر اصفهانی/دکتر باستانی پاریزی/حکیم سنایی/شیخ اجل سعدی

اهنگ سه گاه: مهدی خالدی

گوینده: روشنک



تا دل من صید شد در دام عشق

باده شد جان من اندر جام عشق

آن بلا کز عاشقی من دیده‌ام

باز چون افتاده‌ام در دام عشق

در زمانم مست و بی‌سامان کند

جام شورانگیز درد آشام عشق

من خود از بیم بلای عاشقی

بر زبان می‌نگذرانم نام عشق

این عجب‌تر کز همه خلق جهان

نزد من باشد همه آرام عشق

جان ودین ودل همی خواهد زمن

این بدست از سوی جان پیغام عشق

جان ودین ودل فدا کردم بدو

تا مگر یک ره براید کام عشق


برچسب‌ها: یادی از بزرگان موسیقی ایران
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 28 آذر1392 توسط محسن |
موسیقی ایرانی

اواز: عبدالوهاب شهیدی

رهبر ارکستر: همایون خرم

غزل اواز: صائب تبریزی


من کیم تا یار بی پروا به فریادم رسد

اه صبح وگریه شبها به فریادم رسد

دامن صحرا نبرد از چهره ام گرد ملال

می روم چون سیل تا دریا به فریادم رسد

کوه غم شد اب از فریاد عالمسوز من

کیست دیگر در دل شبها به فریادم رسد

می توانم روز محشر شد شفیع عالمی

ناله امروز اگر فردا به فریادم رسد


برچسب‌ها: موسیقی ایرانی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 28 آذر1392 توسط محسن |
زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست
گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست

جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش
کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست

گم گشته ی دیار محبت کجا رود
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست

عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست و لیکن طبیب نیست

در کار عشق او که جهانیش مدعی ست
این شکر چون کنیم که ما را رقیب نیست

جانا نصاب حسن تو حد کمال یافت
وین بخت بین که از تو هنوزم نصیب نیست

گلبانگ
سایه گوش کن ای سرو خوش خرام
کاین سوز دل به ناله ی هر عندلیب نیست


برچسب‌ها: کلام وسخن بزرگان
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 آذر1392 توسط محسن |
برگ سبز برنامه شماره 48

اواز: حسین قوامی

همنوازان: جلیل شهناز/حسن کسایی

اهنگ: همایون

غزل اواز: حسین پزمان بختیاری/مجذوب علیشاه کبودر اهنگی

اشعار: عطار/مولانا/نظام وفا/سلطان ولد ( فرزند مولانا ) عراقی

گوینده: روشنک


مطلع غزل اواز: حسین پزمان بختیاری


درسینه ام هنوز دل مظطری بجاست

برقی هنوز در دل خاکستری بجاست

خشک ای درخت عشق نگردی به روزگار

تا قلب خونفشانی چشم تری بجاست


مطلع غزل اواز: مجذوب علیشاه کبودر اهنگی 


یک شب اتش در نیستانی فتاد

سوخت چون عشقی که برجانی فتاد

شعله تا مشغول کار خویش شد

هر نی ای شمع مزار خویش شد

نی به اتش گفت کاین اشوب چیست

مرتورا زین سوختن مطلوب چیست

گفت اتش بی سبب نفروختم

دعوی بی معنیت را سوختم

زان که می گفتی نی ام با صد نمود

همچنان در بند خود بودی که بود

با چنین دعوی چرا ای کم عیار

برگ خود می ساختی هر نو بهار


برچسب‌ها: برگ سبز
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 24 آذر1392 توسط محسن |
برگ سبز برنامه شماره 152

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان: جلیل شهناز/حسن کسایی/امیر ناصر افتتاح

اشعار:عطار/کمال خجند/مولانا/عراقی

گوینده: روشنک


ای خداوند یکی یار جفا کارش ده

دلبری ده عشوه گری ده سر کش از یارش ده 

تا بداند که شب ما به چه سان می گذرد

غم عشقش ده و عشقش ده وبسپارش ده

 چند روزی جهت تجربه بیمارش کن

با طبیبی دغلی پیشه سر وکارش ده

عالم از سرکشی ان مه سر گشته شدند

مدتی گردش این گنبد دوراش ده


برچسب‌ها: برگ سبز
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آذر1392 توسط محسن |
برگ سبز برنامه شماره 140

اواز: محمود محمودی خوانساری

با همکاری هنرمندان : حبیب الله بدیعی/جلیل شهناز

اهنگ: شور ودشتی

اشعار:عطار/ ازاده/عراقی

گوینده: روشنک


 

ز اشتیاق تو جانم به لب رسید، کجایی؟

 

چه باشد ار رخ خوبت بدین شکسته نمایی؟


نگفتیم که: بیایم، چو جان تو به لب آید؟

 

ز هجر جان من اینک به لب رسید کجایی؟

 

منم کنون و یکی جان، بیا که بر تو فشانم

 

جدا مشو ز من این دم، که نیست وقت جدایی

 

گذشت عمر و ندیدم جمال روی تو روزی

 

مرا چه‌ای؟ و ندانم که با کس دگر آیی؟

 

کجا نشان تو جویم؟ که در جهانت نیابم

 

چگونه روی تو بینم؟ که در زمانه نپایی

 

چه خوش بود که زمانی نظر کنی به دل من؟

 

دل ز غم برهانی، مرا ز غم برهایی

 

مرا ز لطف خود، ای دوست، ناامید مگردان

 

که امیدوار به کوی تو آمدم به گدایی

 

فتاده‌ام چو عراقی، همیشه بر در وصلت

 

بود که این در بسته به لطف خود بگشایی؟



برچسب‌ها: برگ سبز
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آذر1392 توسط محسن |
برگ سبز برنامه شماره 109

اواز:محمود محمودی خوانساری

با همکاری هنرمندان: احمد عبادی/حبیب الله بدیعی

غزل اواز: علی اشتری ( فرهاد)

اشعار:عطار/منصوره امیر اتابکی/حافظ/عراقی

گوینده: روشنک



دکلمه روشنک:


مائیم ودیده ی شب وروز اشکبار خویش

مائیم وسینه ی همه گه بی قرار خویش

گریم گهی به خنده ی ناپایدار خود

خندم گهی به گریه ی بی اعتبار خویش

ترسم فتد ز پرده برون راز چشم من

گر سرخ اشک را نکنم پرده دار خویش

دانم که نقش اوست در ائینه ام ولی

گه دوستدار غیرم وگه دوستدار خویش




عمريست پابه پاي خم از پا نشسته ايم

 

در كوي مي فروش چو مينا نشسته ايم

 

ما را ز كوي باده فروشان گريز نيست

 

تا باده در خم است همين جا نشسته ايم

 

ما آن شقايقيم كه با داغ سينه سوز

 

جامي گرفته ايم و به صحرا نشسته ايم

 

تا موج حادثات چه بازي كند كه ما

 

با زورق شكسته به دريا نشسته ايم


طفل زمان فشرد چو پروانه ام به مشت


جرم دمی که بر سر گلها نشسته ایم

 


 

انچه پیش از این در دسترس بوده است نقصی در اعلام شناسه برنامه در انتهای فایل بوده است که در این برنامه نقص برطرف گردیده است


برچسب‌ها: برگ سبز
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 17 آذر1392 توسط محسن |
تکنوازان برنامه شماره 591

با همکاری هنرمندان: فرهنگ شریف/اسدالله ملک

اجرای قطعاتی در: ابوعطا


برچسب‌ها: تکنوازان
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 17 آذر1392 توسط محسن |
تکنوازان برنامه شماره 537

با همکاری هنرمندان: احمد عبادی/اسدالله ملک/جهانگیر ملک

اجرای قطعاتی در: بیات اصفهان


برچسب‌ها: تکنوازان
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 7 آذر1392 توسط محسن |
یک شاخه گل برنامه شماره 331

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان: حبیب الله بدیعی/احمد عبادی

اهنگ: بیات اصفهان

اشعار: شاه نعمت الله ولی

گوینده:اذر پزوهش


دردیست در این دل که به درمان نتوان داد

عشقیست در این جان که به صد جان نتوان داد

مستانه در این کوی خرابات فتادیم

این گوشه به صد روضه رضوان نتوان داد

ما دل به سر زلف دل ارام سپردیم

هر چند دل خود به پریشان نتوان داد


برچسب‌ها: یک شاخه گل
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 7 آذر1392 توسط محسن |
یک شاخه گل برنامه شماره 337

اواز:عبدالوهاب شهیدی

اشعار: عبرت نائینی



چون نور، كه از مهر جدا هست و جدا نيست

عالم همه آياتِ خدا هست و خدا نيست

 ما پرتوِ حقيم و نه اوييم و هموييم

چون نور كه از مهر جدا هست و جدا نيست

 در آينه بينيد اگر صورتِ خود را

آن صورتِ آيينه شما هست و شما نيست

 هر جا نگرى جلوه‏گهِ شاهد غيبى است

او را نتوان گفت كجا هست و كجا نيست

 اين نيستىِ هست‏نما را به حقيقت

در ديده ما و تو بقا هست و بقا نيست

جانِ فلكى را، چو رهيد از تن خاكى

گويند گروهى كه فنا هست و فنا نيست

 هر حكم كه او خواست براند به سرِ ما

ما را گر از آن حكم رضا هست و رضا نيست

از جانبِ ما شكوه و جور از قبلِ دوست

چون نيك ببينيم روا هست و روا نيست

 كو جرأت گفتن كه عطا و كرم او

بر دشمن و بر دوست چرا هست و چرا نيست

 درويش كه در كشور فقرست شهنشاه

پيش نظر خلق گدا هست و گدا نيست

 بى‏مهرى و لطف از قبلِ يار به عبرت

از چيست ندانم كه روا هست و روا نيست



برچسب‌ها: یک شاخه گل
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 7 آذر1392 توسط محسن |
خصوصی

اواز: محمد رضا شجریان

همنواز اواز:

غزل اواز: حافظ/بابا طاهر


من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف

تا به حدیست که اهسته دعا نتوان کرد


زان یار دلنوازم شکریست با شکایت

گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

رندان تشنه لب را ابی نمی دهد کس

گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد ومی پسندی

جانا روا نباشد خون ریز را حمایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود

از گوشه ای برون ای ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود

زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت


دلی دیرم که بهبودش نمی بو

نصیحت کردم وسودش نمی بو

به یادش می دهم نش می بره باد

در اتش می نهم دودش نمی بو


پیشکش به دوست بزرگوار جناب مهبد مدیر تارنگار خصوصی

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 3 آذر1392 توسط محسن |
خصوصی

اواز: محمد رضا شجریان

همنوازی: پرویز یاحقی/محمد موسوی

غزل اواز:حافظ


طفيل هستي عشقند آدمي و پري
ارادتي بنما تا سعادتي ببري


بكوش خواجه و از عشق بي نصيب مباش
كه بنده را نخرد كس به عيب بي هنري


مي صبوح و شكر خواب صبحدم تا چند
...
به عذر نيم شبي كوش و گريه سحري


تو خود چه لعبتي اي شهسوار شيرين كار
كه در برابر چشمي و غايب از نظري


هزار جان مقدس بسوخت زين غيرت
كه هر صباح و مسا شمع مجلس دگري


ز من به حضرت آصف كه مي‌برد پيغام
كه ياد گيرد و مصرع ز من به نظم دري


بيا كه وضع جهان را چنان كه من ديدم
گر امتحان بكني مي خوري و غم نخوري


كلاه سروريت كج مباد بر سر حسن
كه زيب بخت و سزاوار ملك و تاج سري


به بوي زلف و رخت مي‌روند و مي‌آيند
صبا به غاليه سايي و گل به جلوه گري


چو مستعد نظر نيستي وصال مجوي
كه جام جم نكند سود وقت بي بصري


دعاي گوشه نشينان بلا بگرداند
چرا به گوشه چشمي به ما نمي‌نگري


بيا و سلطنت از ما بخر به مايه حسن
وزين معامله غافل مشو كه حيف خوري


طريق عشق طريقي عجب خطرناك است
نعوذ بالله اگر ره به مقصدي نبري


به يمن همت حافظ اميد هست كه باز
اَري اُسامِرَ ليلاي لِيله القَمرِی



به مزگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

بیا کز چشم بیمارت هزاران درد بر چینم

الا ای همنشین درد که یارانت برفت از یاد

مرا روزی مباد ان دم که بی یاد تو بنشینم

جهان پیر است بی بنیاد ازین فریاد کش فریاد

که کرد افسون ونیرنگش ملول از جان شیرینم



نوشته شده در تاريخ شنبه 2 آذر1392 توسط محسن |
خصوصی

اواز:محمود محمودی خوانساری

اجرا شده در: تاریخ 25/4/1361 در منزل محمد موسوی

همنواز اواز: محمد موسوی

غزل های اواز:غزالی شهدی/ حافظ/طبیب اصفهانی/بیزن ترقی


از بزم طرب باده گساران همه رفتند

از کوی جنون سلسله داران همه رفتند

نه کوهکن بی سر وپا ماند ونه مجنون

ما با که نشینیم که یاران همه رفتند


در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

خرقه جایی گرو باده ودفتر جایی


غمت در نهانخانه ی دل نشیند

به نازی که لیلی در محمل نشیند

خلد گر به پا خاری اسان بر ارم

چه سازم به خاری که در دل نشیند

بنازم به بزم محبت که ان جا

گدایی به شاهی مقابل نشیند


به هر بزمی به هر جمعی نظر کردم تو را دیدم

زهر کویی زهر شهری گذر کردم تو را دیدم

نشانی گر از هنر دیدم

تو را انجا جلوه گر دیدم

به هر گلشن رنگ وبو دیدم

نشانی از نقش او دیدم

به پنهانی گر چه پیدایی تو ناپیدا از چه با مایی

بخنند   گه در خیال من جمال تو کرده غوغایی

ندیدم من چو تو زیبایی

مرا بی تو کو شکیبایی


برچسب‌ها: خصوصی
نوشته شده در تاريخ جمعه 1 آذر1392 توسط محسن |
برگ سبز برنامه شماره 245

اواز: سیاوش

با همکاری هنرمندان: احمد عبادی/همایون خرم/جلیل شهناز

اهنگ : سه گاه

اشعار: سعدی/حافظ

گوینده: روشنک


خوش می روی به تنها تنها فدای جانت

مدهوش می گذاری یاران مهربانت

در ائینه نظر کن تا خویشتن ببینی

کز حسن خود بماند انگشت در دهانت

ما زیاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود انچه می پنداشتیم

تا درخت دوستی کی بر دهد

حالیا رفتیم وتخمی کاشتیم

ای گلبن خرامان بر دوستان نگه کن

تا بگذرد نسیمی بر ما زبوستانت

هردم کمند زلفت صیدی دگر بگیرد

پیکان غمزده در دل ابروی چون کمانت

من فتنه زمانم وان دوستان که داری

بیشک نگاه دارند از فتنه زمانت


برچسب‌ها: برگ سبز
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 30 آبان1392 توسط محسن |
تکنوازان برنامه شماره 727

با همکاری هنرمندان : محمد موسوی/رضا ورزنده/جهانگیر ملک

اجرای قطعاتی در شور


برچسب‌ها: تکنوازان
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 30 آبان1392 توسط محسن |
تکنوازان برنامه شماره 750

با همکاری هنرمندان: احمد عبادی/همایون خرم/جهانگیر ملک

اجرای قطعاتی در شور


یاد ونام هنرمندان بی تکرار پهنه ایرانزمین همواره گرامی باد


برچسب‌ها: تکنوازان
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 30 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 35

تکنوازی: محمد موسوی

اواز: شهرام ناظری

نویسنده: محمود شاهرخی

گویندگان: فیروزه امیر معز/رضا معینی


برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 30 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 34

تکنوازی: محمد موسوی

اواز:قاسم رفعتی

نویسنده: محمود شاهرخی

گویندگان: فیروزه امیر معز/رضا معینی


برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 30 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره33

اواز: محمد گلریز

تکنوازی: محمد موسوی

نویسنده: محمود شاهرخی

گویندگان:فیروزه امیر معز/رضا معینی



برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 30 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 32

تکنوازی: محمد موسوی

اواز: شهرام ناظری

نویسنده: محمود شاهرخی

اجرا کنندگان: فیروزه امیر معز/رضا معینی


برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 30 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 31

اواز: شهرام ناظری

تکنوازی: محمد موسوی

نویسنده: محمود شاهرخی

اجرا کنندگان: پروین صادقی/رضا معینی


برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 30 آبان1392 توسط محسن |
یک شاخه گل برنامه شماره 326

اواز: کورس سرهنگ زاده

اهنگ شور: سلیم فرزان

ترانه: بهادر یگانه

اشعار: خواجه عبدالله انصاری

گوینده:اذر پزوهش



دکلمه اذر پزوهش


نه هرطالب تواند اشک ریزی

نه هر عاشق تواند صبح خیزی

تو را ان به که چون مردان سرمست

شبی از خود به سوی حق گریزی


ادامه دکلمه:


مست توام از باده وجام ازادم

صید وتوام از دانه ودام ازادم

مقصود من از کعبه وبتخانه تویی

ورنه من از این هر دومقام ازادم


مطلع ترانه:


چون موج سرکش در دست طوفان دریا به دریا می روم

همچون غباری افتان وخیزان صحرا به صحرا می روم

سرگشته در دنیای خودم  خو کرده با غمهای خودم

سر گرم سودای خودم

از اشنا بیگانه منم  دلداده دیوانه منم

مجنون دنیای خودم

چشمان شور انگیز تو ساقی موج نگاهت جام می

هرگز دگر با ان لب نوشین بر لب نیارم نام می

دیگر چو لاله به جام می دل نمی سپارم

مست توام من به میکده پا نمی گذارم

چون موج سرکش در دست طوفان دریا به دریا می روم

همچون غباری افتان وخیزان صحرا به صحرا می روم




برچسب‌ها: یک شاخه گل
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 آبان1392 توسط محسن |
یک شاخه گل برنامه شماره 76

اواز: غلامحسین بنان

اهنگ سه گاه: مرتضی خان محجوبی

با همکاری: علی تجویدی

غزل اواز: رهی معیری

اشعار متن برنامه: گلچین معانی

گوینده: روشنک



من از روز ازل دیوانه بودم

دیوانه‌ی روی تو

سرگشته‌ی‌ کوی تو

سرخوش از باده‌ی مستانه بودم

در عشق و مستی افسانه بودم

نالان از تو شد چنگ و عود من

تار موی تو، تار و پود من

بی‌باده مدهوشم

ساغر نوشم

زچشمه‌ی نوش تو

مستی دهد مارا، گل رخسارا!

بهار آغوش تو

چو به مانگری

غم دل ببری

کز باده نوشین‌تری

سوزم همچو گل

از سودای دل

دل، رسوای تو

من رسوای دل

گرچه به خاک وخون کشیدی مرا

روزی که دیدی مرا

بازآ

درشام غم صبح امیدی مرا

صبح امیدی مرا

 


برچسب‌ها: یک شاخه گل
نوشته شده در تاريخ شنبه 25 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 30

اواز: شهرام ناظری

نویسنده: محمود شاهرخی

اجرا کنندگان: فیروزه امیر معز/رضا معینی


برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ شنبه 25 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 29

اواز: شهرام ناظری

تکنواز نی: محمد موسوی

نویسنده: محمود شاهرخی

اجرا کنندگان: فیروزه امیر معز/رضا معینی


برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ جمعه 24 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 28

اواز: شهرام ناظری

تکنواز نی: محمد موسوی

نویسنده: محمود شاهرخی

اجرا کنندگان: فیروزه امیر معز/رضا معینی


برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ جمعه 24 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 27

اواز: قاسم رفعتی

تکنواز نی: محمد موسوی

نویسنده: محمود شاهرخی

اجرا کنندگان: فیروزه امیر معز/رضا معینی


برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 23 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 26

اواز: محمد گلریز

تک نواز نی: محمد موسوی

نویسنده: محمود شاهرخی

اجرا کنندگان: فیروزه امیر معز/رضا معینی


برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 23 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 25

اواز: شهرام ناظری

تک نواز نی: محمد موسوی

نویسنده: محمود شاهرخی

اجرا کنندگان: فیروزه امیر معز/رضا معینی


برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 23 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 24

اواز: قاسم رفعتی

تکنواز نی: محمد موسوی

نویسنده: محمود شاهرخی

اجرا کنندگان: فیروزه امیر معز/رضا معینی


برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 23 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 23

اواز: شهرام ناظری

تکنواز نی: محمد موسوی

نویسنده: محمود شاهرخی

اجرا کنندگان:فیروزه امیر معز/رضا معینی


برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 23 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 22

اواز: شهرام ناظری

تک نواز نی: محمد موسوی

نویسنده: محمود شاهرخی

اجرا کنندگان: فیروزه امیر معز/رضا معینی


برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 23 آبان1392 توسط محسن |
جاودانه ها برنامه شماره 44

به اهتمام دکتر گلشن ابراهیمی

بخش اول

خواننده: غلامحسین بنان

ترانه: از یاد نمی روی

اهنگساز: مهدی مفتاح

ترانه سرا:یزدان بخش قهرمان

با همکاری هنرمندان:جواد معروفی/حسینعلی وزیری تبار/مهدی مفتاح/محمود تاجبخش/حسینعلی ملاح/نصرالله زرین پنجه/حسین تهرانی

رهبر ارکستر: جواد معروفی


بخش دوم

تکنوازی افشاری: جلیل شهناز


بخش سوم

ترانه: شانه

خواننده : غلامحسین بنان

 


برچسب‌ها: جاودانه ها
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 23 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 21

اواز: قاسم رفعتی

تکنواز نی: محمد موسوی

نویسنده: محمود شاهرخی

اجرا کنندگان:فیروزه امیر معز/رضا معینی


برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 آبان1392 توسط محسن |
موسیقی ایرانی

قطعه اوازی در دیلمان: سیاوش

ترانه محلی: گلوریا روحانی

با همکاری هنرمندان:جلیل شهناز/لطف الله مجد/مجید نجاحی/حسن ناهید/اکبر محسنی/حسین همدانیان

رهبر ارکستر: همایون خرم

غزل اواز:حافظ


دل از من برد وروی ازمن نهان کرد

خدا را با که این بازی توان کرد

شب تنهائیم در قصد جان بود

خیالش لطف های بیکران کرد

صبا گر چاره ای وقت وقت است

که درد اشتیاقم قصد جان کرد

کجا گویم که با این درد جانسوز

طبیم قصد جان نانتوان کرد

میان مهربانان کی توان گفت

که یار من چنین کرد وچنان کرد

عدو با جان حافظ ان نکردی

که تیر چشم ان ابرو کمان کرد



برچسب‌ها: موسیقی ایرانی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 آبان1392 توسط محسن |
موسیقی ایرانی

اواز: سیاوش

ترانه محلی :گلوریا روحانی

غزل اواز: شیخ اجل سعدی

اهنگ: شوشتری


عمری به بوی یاری بردیم انتظاری

زان انتظار ما را نگشود هیچ کاری

از دولت وصالش حاصل نشد مرادی

وز محبت فراقش بر دل بماند یاری

هردم غم فراقش بر دل نهاد باری

هر لحظه راه هجرش درپا شکست خاری

ای زلف تو کمندی ابروی تو کمانی

ای قامت تو سروی ای روی تو بهاری

دانم که فارغی تو از حال ودرد سعدی

کو را در انتظارت خون شد زدیده جاری


عمری به بوی یاری بردیم انتظاری

زان انتظار ما را نگشود هیچ کاری




برچسب‌ها: موسیقی ایرانی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 19

اواز: قاسم رفعتی

تک نواز نی: محمد موسوی

نویسنده: محمود شاهرخی

اجرا کنندگان:فیروزه امیر معز/رضا معینی


برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 18

اواز: محمد گلریز

تکنواز نی: محمد موسوی

نویسنده:محمود شاهرخی

اجرا کنندگان: فیروزه امیر معز/رضا معینی


برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 17

اواز: شهرام ناظری

تک نواز نی: محمد موسوی

نویسنده: محمود شاهرخی

اجرا کنندگان: فیروزه امیر معز/رضا معینی


برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 16

اواز: قاسم رفعتی

تک نواز نی:محمد موسوی

نویسنده:محمود شاهرخی

اجرا کنندگان: فیروزه امیر معز/رضا معینی



برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 15

اواز:محمد منتشری

تکنواز : جمال جهانشاد

نویسنده: محمود شاهرخی

اجرا کننده: روشنک


برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 14

اواز: محمد گلریز

تک نواز نی: محمد موسوی

نویسنده: محمود شاهرخی

اجرا کننده: روشنک




برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 7

اواز: محمد رضا شجریان


این دهان بستی دهانی باز شد

تاخورنده ای لقمه های راست شد

لب فرو بند از طعام وشراب

روی خوان اسمانی کن شتاب



برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ شنبه 18 آبان1392 توسط محسن |
نوای نی برنامه شماره 13

اواز: شاپور رحیمی

همنواز نی: احمد انوشه

نویسنده: محمود شاهرخی

اجرا کننده: روشنک



برچسب‌ها: نوای نی
نوشته شده در تاريخ جمعه 17 آبان1392 توسط محسن |
گلهای جاویدان برنامه شماره 96

گفتار: داود پیرنیا

اواز: عبدالعلی وزیری/مرضیه

با همکاری هنرمندان:احمد عبادی/حسن کسایی/مرتضی محجوبی

غزل اواز: مولانا

گوینده: روشنک



گویند رفیقانم از عشق بپرهیز

در عشق بپرهیزم پس با چه در آمیزم

پروانه ای دمسازم میسوزم و میسازم

در بیخودی و مستی می افتم و میخیزم

گر سر طلبی من سر در پای تو اندازم

ور زر طلبی زر اندر قدمت ریزم

فردا که خلایق را از خاک بر انگیزند

بیچاره من مسکین از خاک تو بر خیزم




وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
بند را برگسلیم از همه بیگانه شویم

جان سپاریم دگر ننگ چنین جان نکشیم
خانه سوزیم و چو آتش سوی میخانه شویم

تا نجوشیم از این خنب جهان برناییم
کی حریف لب آن ساغر و پیمانه شویم

سخن راست تو از مردم دیوانه شنو
تا نمیریم مپندار که مردانه شویم

در سر زلف سعادت که شکن در شکن است
واجب آید که نگونتر ز سر شانه شویم

بال و پر باز گشاییم به بستان چو درخت
گر در این راه فنا ریخته چون دانه شویم

گر چه سنگیم پی مهر تو چون موم شویم
گر چه شمعیم پی نور تو پروانه شویم

گر چه شاهیم برای تو چو رخ راست رویم
تا بر این نطع ز فرزین تو فرزانه شویم

در رخ آینه عشق ز خود دم نزنیم
محرم گنج تو گردیم چو پروانه شویم

ما چو افسانه دل بی‌سر و بی‌پایانیم
تا مقیم دل عشاق چو افسانه شویم

گر مریدی کند او ما به مرادی برسیم
ور کلیدی کند او ما همه دندانه شویم

مصطفی در دل ما گر ره و مسند نکند
شاید ار ناله کنیم استن حنانه شویم

نی خمش کن که خموشانه بباید دادن
پاسبان را چو به شب ما سوی کاشانه شویم



برچسب‌ها: گلهای جاویدان
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 15 آبان1392 توسط محسن |
گلهای جاویدان برنامه شماره 118

با همکاری هنرمندان: احمد عبادی/مهدی خالدی/ناصر افتتاح/جلیل شهناز/خاطره پروانه/حسن کسایی/حسین تهرانی/غلامحسین بنان/محمد شیر خدایی

روایت: علی دشتی

گویندگان: تقی روحانی/روشنک


برچسب‌ها: گلهای جاویدان
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 13 آبان1392 توسط محسن |
یک شاخه گل برنامه شماره 271

اواز: عبدالوهاب شهیدی

با همکاری هنرمندان:مرضیه/پوران/الهه

تنظیم وهارمونی/روح الله خالقی/جواد معروفی

اشعار:سعدی/حافظ

گوینده: اذر پزوهش


برچسب‌ها: یک شاخه گل
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 12 آبان1392 توسط محسن |
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 466

اواز: عبدالوهاب شهیدی

ترانه: الهه

ترانه سرا: سیمین بهبهانی

اهنگ دشتی: نصرالله زرین پنجه

رهبر ارکستر: جواد معروفی

با همکاری هنرمندان: حبیب الله بدیعی/ مجید نجاحی

غزل اواز: حافظ

اشعار: رهی معیری/پزمان بختیاری/نظامی گنجوی

گوینده: فیروزه امیر معز

مطلع ترانه:


خداحافظ ای جوانی من شادمانی من یارنیمه راهم

خداحافظ ای كه سایه صفت همچنان ز پی ات میدود نگاهم

ز دل دیگر سرخوشی مجو زآنكه هستی ام با تو می رود

تهی از می مانده این سبو، شور و مستی ام با تو می رود

ببین چه كردی ز نقره گردی به تار گیسوی من زدی

خبر ز دردم بگو چه كردم كه پنچه بر روی من زدی

ز دیده ی من گرچه می گریزی

به چشم دلم همچنان عزیزی

ببین ز پی ات نگاه مرا

كنون كه روی برای خدا آهسته تر

ز حسرت و سوز و ساز من* نشانه دارد ترانه ی جانگداز من

ز دستم ای دلنواز من

 چو می روی باری بخاطر یاری

آهسته تر


مطلع غزل اواز:


بی مهر رخت روز مرا نور نمانده ست

وز عمر مرا جز شب دیجور نمانده ست

هنگام وداع تو ز بس گریه که کردم

دور از رخ تو چشم مرا نور نمانده ست

میرفت خیال تو ز چشم من و می گفت

هیهات از این گوشه که معمور نمانده ست

وصل تو اجل را ز سرم دور همی داشت

از دولت هجر تو کنون دور نمانده ست

نزدیک شد آن دم که رقیب تو بگوید

دور از رخت این خسته ی رنجور نمانده ست

صبر است مرا چاره ی هجران تو لیکن

چون صبر توان کرد که مقدور نمانده ست

در هجر تو گر چشم مرا آب روان است

گو خون جگر ریز که معذور نمانده ست

حافظ ز غم از گریه نپرداخت به خنده

ماتم زده را داعیه ی سور نمانده ست

 



برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
نوشته شده در تاريخ جمعه 10 آبان1392 توسط محسن |
برگ سبز برنامه شماره 119

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان:مرتضی خان محجوبی/حبیب الله بدیعی

اشعار:عطار/سعدی/حاج میرزا حبیب خراسانی/حافظ/عراقی

اهنگ: ماهور

گوینده: روشنک


هر شب من و دل تا سحر در گوشه میخانه ها
داريم از ديوانگى با يكدگر افسانه‏ها
اندر شمار بيدلان، در حلقه بى‏حاصلان
نى در حسابِ عاقلان، نى درخور فرزانه‏ها
از مى زده سر جوشها، از پند بسته گوشها
پيوسته با بى‏هوشها، خو كرده با ديوانه‏ها
از خانمان آواره‏ها، در دو جهان بيكاره‏ها
از درد و غم بيمارها، از عقل و دين بيگانه‏ها
از سينه بُرده كينه‏ها، آيينه كرده سينه‏ها
ديده در آن آيينه‏ها، عكس رخ جانانه‏ها
سنگ ملامت خورده‏ها از كودكان آزرده‏ها
دل زنده‏ها تن مرده‏ها فرزانه‏ها ديوانه‏ها
ببريده خويش از خويشتن، بگسيخته از ما و من
كرده سفرها در وطن، اندر درون خانه‏ها
نى در پى انديشه‏ها، نى در خيالِ پيشه‏ها
چون شيرها در بيشه‏ها، چون مورها در لانه‏ها
چون گل فروزان در چمن، چون شمع سوزان در لگن
بر گردشان صد انجمن پر سوخته پروانه‏ها
رخشان چو ماه و مشترى ز اين گنبد نيلوفرى
تابان چو مهر خاورى از روزنِ كاشانه‏ها
مست از مىِ ميناىِ دل بنهاده سر در پاى دل
آورده از درياى دل بيرون بسى دُردانه‏ها
گاهى ستاده چون كدو، از مى لبالب تا گلو،
گاهى فتاده چون سبو، لب بر لبِ پيمانه‏ها



برچسب‌ها: برگ سبز
نوشته شده در تاريخ جمعه 10 آبان1392 توسط محسن |
برگ سبز برنامه شماره 291

اواز: جمال وفایی

با همکاری هنرمندان:همایون خرم/فرهنگ شریف/مجید نجاحی/ناصر افتتاح

اهنگ: شور

اشعار متن برنامه: اقبال لاهوری/مشتاق اصفهانی/افسر سبزواری

غزل اواز: عرفی شیرازی

گوینده: روشنک


دکلمه روشنک:


هزاران سال با فترت نشستم

بدو پیوستم واز خود گسستم

ولیکن سرگذشتم این سه حرف است

تراشیدم پرستیدم شکستم


دکلمه روشنک:


گفتم زصبر کار من اسان شود نشد

طالع به حکم وبخت به فرمان شود نشد

یا انکه تکریم به جفا دل کند نکرد

یا انکه او زکرده پشیمان شود نشد


غزل اواز:


چون زخم تازه دوخته از خون لبالبم

ای وای اگر به شکوه کنی اشنا لبم

بگذشت عمر وگفت وشنود با تو رخ نداد

ای بی نصیب گوشم وای بینوا لبم

لب وعده کرده بود که گوید غم ز دوست

وقت است اگر به وعده نماید وفا لبم

در دل گذشت یارا فرو ریختم زدل

پیغام ها که داشت نهان از تب ولبم


انچه پیش از این در دسترس بوده فاقد اعلام شماره در انتهای برنامه بوده است


برچسب‌ها: برگ سبز
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 9 آبان1392 توسط محسن |
قطعه اواز

اواز: ایرج

ویلون:مهران مهتدی

سنتور: محمد تنکابنی

غزل اواز: مظهر


نیست در سودای زلفت کار من جز بیقراری

ای پریشان طره تا چندم پریشان می گذاری

افتابا از در میخانه مگذر

کین حریفان

یا بنوشندت که جامی

یا ببوسندت که یاری

 



برچسب‌ها: ایرج
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 9 آبان1392 توسط محسن |
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 420

اواز: ایرج

ترانه: مهستی

ترانه سرا: بیزن ترقی

اهنگ چهارگاه: پرویز یاحقی

سولیست ارکستر: پرویز یاحقی

تنظیم: جواد معروفی

غرل اواز: مظهر

اشعار:شریف تبریزی/میر ظهرالدین/قدسی مشهدی/مظهر/صائب تبریزی

گوینده: اذر پزوهش


مطلع ترانه:


آن که دلم را
برده خدایا
زندگیم را
کرده تبه
کو؟
آن که دلم را
برده خدایا
زندگیم را
کرده تبه
کو؟
همنفسم کو؟
آن که نگاهش
روز من از غم
کرده سیه کو؟

بی خبر ماندی ز حالم زآن چه آمد بر سر من
عشق تو آخر به توفان می دهد خاکستر من
شعله عشق تو از بس در دلم بالا گرفته
سینه مالامال آتش غم وجودم را گرفته
هر زمان آید به یادم دیده مست تو
گریم از بخت بد خود نالم از دست تو

بی خبر ماندی ز حالم زآن چه آمد بر سر من
عشق تو آخر به توفان می دهد خاکستر من
شعله عشق تو از بس در دلم بالا گرفته
سینه مالامال آتش غم وجودم را گرفته
هر زمان آید به یادم دیده مست تو
گریم از بخت بد خود نالم از دست تو

رخت سحر نو دمیده من
فروغ رخت نور دیده من
برخیز و بیا ای امید دلم شام من سپری کن
تویی که به دل نقش غم زده ای
چو غنچه گره بر دلم زده ای
بر خسته دلان چون نسیم سحر یک نفس گذری کن
هر کجا گذری زیر پا نظری کن

بی خبر ماندی ز حالم زآن چه آمد بر سر من
عشق تو آخر به توفان می دهد خاکستر من
شعله عشق تو از بس در دلم بالا گرفته
سینه مالامال آتش غم وجودم را گرفته
هر زمان آید به یادم دیده مست تو
گریم از بخت بد خود نالم از دست تو



مطلع اواز:


نیست در سودای زلفت کار من جز بیقراری

ای پریشان طره تا چندم پریشان می گذاری

افتابا از در میخانه مگذر

کین حریفان

یا بنوشندت که جامی

یا ببوسندت که یاری

 



برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 آبان1392 توسط محسن |

گر عارف حق بینی چشم از همه بر هم زن  

چون دل به یكی دادی، آتش به دو عالم زن 

  

هم نكته وحدت را با شاهد یكتا گو 

هم بانگ اناالحق را بر دار معظم زن 

 

هم چشم تماشا را بر روی نكو بگشا 

هم دست تمنا را بر گیسوی پرخم زن 

 

هم جلوه ساقی را در جام بلورین بین 

هم باده بی‌غش را با ساده بی غم زن 

 

ذكر از رخ رخشانش با موسی عمران گو 

حرف از لب جان بخشش با عیسی مریم زن 

 

حال دل خونین را با عاشق صادق گو 

رطل می صافی را با صوفی محرم زن 

 

چون ساقی رندانی، می با لب خندان خور 

چون مطرب مستانی نی با دل خرم زن 

 

 

چون آب بقا داری بر خاك سكندر ریز 

چون جام به چنگ آری با یاد لب جم زن 

 

چون گرد حرم گشتی با خانه خدا بنشین 

چون می به قدح كردی بر چشمه زمزم زن 

  

گر تكیه دهی وقتی، بر تخت سلیمان ده 

ور پنجه زنی روزی، در پنجه رستم زن 

 

گر دردی از او بردی صد خنده به درمان كن 

ور زخمی از او خوردی صد طعنه به مرهم زن 


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 آبان1392 توسط محسن |
برگ سبز برنامه شماره 227

اواز: عبدالوهاب شهیدی

با همکاری هنرمندان: علی اصغر بهاری/امیر ناصر افتتاح

اهنگ: شور

اشعار: نزاری قهستانی/سعدی

گوینده: روشنک


دکلمه روشنک


نکرد با سرزلف تو هیچ کار دلم

ببرد در طلب وصل روزگار دلم

در ارزوی خلاصی زتنگنای وجود

به گرد سینه بر امد هزار بار دلم

کدام دل زکجا دل چه راست دل کو دل

که از دو دیده برون کردی ونگاه دلم


دکلمه روشنک


من ساکن خاک کوی عشقم

نتوانم از ین دیار برگشت

بیچارگی است چاره عشق

دانی چه کنم چو یار برگشت

بنشینم وصبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم


اواز: عبدالوهاب شهیدی


شبی یاد دارم که چشمم نخفت

شنیدم که پروانه با شمع گفت

که من عاشقم گر بسوزم رواست

تورا گریه وسوز باری چراست

بگفت ای هوا دار مسکین من

برفت از برم  یار شیرین من

چو شیرینی از من به در می رود

چو فرهادم اتش به سر می رود

همی گفت وهر لحظه سیلاب ودرد

فرو می دویدش به رخسار زرد

که ای مدعی عشق کار تونیست

که نه سر داری نه یارای ایست

تو بگریزی از پیش یک شعله خام

من استاده ام تا بسوزم تمام

تو را اتش عشق اگر پر بسوخت

مرا بین که از پای تا سر بسوخت

تو بگریزی از پیش یک شعله خام

من استاده ام تا بسوزم تمام

تو را اتش عشق اگر پربسوخت

مرا بین که از پای تا سر بسوخت



دردا که چو روزگار برگشت

از من دل وصبر ویار برگشت

رحمت کن اگر شکسته ای را

صبر ار دل بی قرار برگشت

من ساکن خاک کوی عشقم

نتوانم از این دیار وبرگشت

بیچارگی است چاره عشق

دانی چه کنم چو یار برگشت

بنشینم وصبر وپیش وگیرم

دنباله کار خویش گیرم


انچه پیش از این در دسترس بوده فاقد اعلام شماره در انتهای فایل بوده است

این برنامه دارای اعلام شماره در ابتدا وانتها ودارای شناسه برنامه می باشد


برچسب‌ها: برگ سبز
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 5 آبان1392 توسط محسن |
برای دریافت پنج ساعت کمانچه نوازی پیر کمانچه میتوانید به این ادرس مراجعه نمائید



نوشته شده در تاريخ جمعه 3 آبان1392 توسط محسن |
برگ سبز برنامه شماره 211

اواز:درویش امیرحیاتی/حسین قوامی/عبدالوهاب شهیدی

نی: حسن کسایی

اشعار:عطار/مولانا/سعدی/عراقی

گوینده: روشنک

اواز: درویش امیر حیاتی

مرا در تن بود تا جان علی گویم علی جویم

چه در پیدا چه در پنهان علی گویم علی جویم

به کامم تازبان باشد زبان تا در دهان باشد

به هر لفظ وبه هر عنوان علی گویم علی جویم

زقدسیات سبحانی هم از ایات قران

به هر تفسیر وهر تبیان علی گویم علی جویم

اگر سباح در بهرم اگر سیاح هر شهرم

به هر مرز به هر سامان علی گویم علی جویم

علی مولای درویشان صفا بخش دل ایشان

به هر دردی پی درمان علی گویم علی جویم

نخواهم جز علی دینی بجز ائینش ائینی

به هر در از سر ایمان علی گویم علی جویم

چو بلبل گر به بستانم به یاد شاه مردانم

به هر نغمه به هر الحان علی گویم علی جویم

زمهرش مست وحیرانم غم وشادی نمی دانم

چه در باغ وچه در زندان علی جانم علی جانم

چه در باغ وچه در زندان علی گویم علی جویم


اواز: حسین قوامی


چنان سرمست وحیرانم من امشب

که خود را هم مانم من امشب

دلا زین سان که می یابی خرابم

یقین می دان که زین سانم من امشب

گهی شمع وگهی پروانه ام من

گهی جان گاه جانانم من امشب

گهی با ظلمت کفرم من امروز

گهی با نور ایمانم من امشب

زمن ذوق ادب امشب مدارید

که بس مجنون وحیرانم من امشب


اواز: عبدالوهاب شهیدی


چو نقاب بر گشایی مه ان جهان بر اید

زفروغ نور رویت زجهان فغان بر اید

همه همه دورهای عالم بگذشت وکس ندانست

که رخ چو افتابت زچه اسمان براید

دل وجان عاشقانت زغمت  به جوش اید

چه زسر سینه نامت به سر زبان براید

منم وغم تو دانم که کسی که در غم تو

به تو در گریخت غمگین ز تو شادمان بر اید

چو غم تو هست جان را چه غمم بود که دل را

غم تو به غمگساری ز میان جان بر اید 

چو نقاب بر گشایی مه ان جهان بر اید

زفروغ نور رویت زجهان فغان بر اید


انچه پیش از این در دسترس بوده است نقصی در اعلام شناسنامه انتهای برنامه بوده که در این فایل رفع گردیده است


برچسب‌ها: برگ سبز
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1 آبان1392 توسط محسن |
برگ سبز برنامه شماره 60

اواز: عبدالعلی وزیری

با همکاری هنرمندان: احمد عبادی/حبیب الله بدیعی

اهنگ: بیات اصفهان

اشعار: شیخ بهایی/عطار/نظام وفا/عراقی

گوینده: روشنک


دل شکسته ما اهش ار اثر دارد

دعا کنیم که خدایش شکسته تر دارد


بی حجابانه درا اندر کاشانه ما

که کسی نیست بغیر از تو درین خانه ما


نه همین شکایت از دست جفای یار دارم

گله ها زدست بی مهری روزگار دارم

تو همی به تار مویت گره بر سر گره زن

چه غم ان که من به دل عقده ی بیشمار دارم

مکشید بعد مرگ از دل من خدنگ او را

که همین ز دوره عمر به یادگار دارم

به کجا گریزم از تو که نشان داغ عشقت

به دل شکسته چون لاله ی داغدار دارم


غزل اواز:


تا کی به تمنای وصال تو یگانه

اشکم بود از هر مزه چون سیل روانه

هر کس به زبانی سخن وصل تو گوید

بلبل به غزلخوانی وقمری به ترانه

گه معتکف دیرم وگه ساکن مسجد

یعنی که ترا می طلبم خانه به خانه


مقصود من از کعبه وبتخانه توئی تو

مقصود تویی کعبه وبتخانه بهانه


مقصود من از کعبه وبتخانه توئی تو

مقصود توئی کعبه وبتخانه بهانه

حاجی به ره کعبه ومن طالب دیدار

او خانه همی جوید ومن صاحب خانه

امید بهایی به وفور کرم تست

نه از عمل خویش ونه از اهل زمانه


ان دل که تواش دیده بودی خون شد ورفت

وزدیده ی خون گرفته بیرون شد ورفت

سالی به هوای عشق سیری می کرد

لیلی صفتی بدید ومجنون شد ورفت



برچسب‌ها: برگ سبز
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 30 مهر1392 توسط محسن |
یک شاخه گل برنامه شماره 233

اواز: اقا سید جواد ذبیحی

سه تار: احمد عبادی

اشعار: شمس مغربی/فخرالدین عراقی/میرزا حبیب خراسانی/مولانا/ادب

اهنگ ابوعطا: علی اکبر خان شیدا

گویندگان:اذر پزوهش/نورالدین ثابت ایمانی



ای سالکان ای سالکان من سالک پویاستم

ای عارفان ای عارفان من عارف جویاستم

ای سالکان ای سالکان من سالک پویاستم

ای عارفان ای عارفان من سالک پویاستم

 


برچسب‌ها: یک شاخه گل
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 مهر1392 توسط محسن |
یادی از هنرمندان

مصاحبه با پیر کمانچه علی اصغر بهاری در سال 1350



برچسب‌ها: یادی از بزرگان موسیقی ایران
نوشته شده در تاريخ جمعه 26 مهر1392 توسط محسن |
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 236ب

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان: پرویز یاحقی/علی تجویدی 

اهنگ:مجید وفادار

ترانه سرا: رهی معیری

تنظیم:جواد معروفی

اشعار: بابا طاهر

گوینده: روشنک



ای شب جدایی که چون روزم سیاهی ای شب


کن شتابی آخر ز جان من چه خواهی ای شب


نشان زلف دلبری، ز بخت من سیه‌تری


بلا و غم سراسری، تیره همچون آهی ای شب


کنی به هجر یار من، حدیث روزگار من


بری ز کف قرار من، جانم از غم کاهی ای شب


تا که از آن گل دور افتادم خنده و شادی رفت از یادم


سیه شد روزم


بی مه رویش دمی نیاسودم، به سیل اشکم گواهی ای شب


او شب چون گل نهد ز مستی بر بالین سر


من دور از او کنم ز اشک خود بالین را تر


خون دل از بس خوردم بی او، محنت و خواری بردم بی او


مُردم بی او


بی رخ آن گل دلم به‌جان آمد، دگر از جانم چه خواهی ای شب



برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 25 مهر1392 توسط محسن |
یک شاخه گل برنامه شماره 386

اواز: جمال وفایی

با همکاری هنرمندان: پرویز یاحقی/لطف الله مجد

اهنگ شور: مهدی خالدی

اشعار: عبدالرحمن جامی

گوینده: رضا معینی


به کعبه رفتم وانجا هوای کوی تو کردم

جمال کعبه تماشا بیاد روی تو کردم

چو حلقه ی در کعبه به صد نیاز گرفتم

هزار مرتبه در دل دعا به روی تو کردم

نهاده خلق حرم سوی کعبه روی عبادت

من از میان همه روی دل بسوی تو کردم

به موقف عرفات ایستاده خلق دعا خوان

من از دعا لب خود بسته گفتگوی تو کردم

مرا به هیج مقامی نبود قدرت گامی

طواف وسعی که کردم به جستجوی تو کردم



مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست

یا شب وروز بجز فکر تو هم کاری هست

به کمند سر زلفت نه من افتادم وبس

که به هر حلقه موی تو گرفتاری هست

گر بگویم که مرا با تو سر وکاری نیست

در و دیوار گواهی بدهد کاری هست

من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود

سر وجان را نتوان گفت که مقداری هست



برچسب‌ها: یک شاخه گل
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 25 مهر1392 توسط محسن |
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 235

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان: مرتضی خان محجوبی/جلیل شهناز

ترانه سرا: حسینعلی مستعان

اهنگ بیات اصفهان: مجید وفادار

تنظیم برای ارکستر: جواد معروفی


مطلع ترانه:


از فراقت ای دوست جان به لب رسیده

تا کی فشانم خون دل ز دیده

یاد اور ان روزگاری که دل بردی از من

وان عهد پیمان بستن این پیمان شکستن

رسم عاشقی اگر این باشد مرگ عاشقان چه شیرین باشد

خوش که دل زمهر تو بر گیرم خسته جان بمیرم

جانم سوزد از غم چون ناامیدم

جز نومیدی از عشق اخر چه دیدم؟

چه نگاهی مفتون گشتم به خیالی مجنون گشتم

به امیدی شادان بودم به نویدی خندان بودم

از تو دلبرم ستمگرم ندیده ام زبس لطف ومهربانی

دلم ز ناامیدی امده به تنگ از این عمر وزندگانی

اگرت در دل باشد هوسی

نکن زین پس با من ستمی

نکن با من جز مهر و وفا

تا ز عشقت باشم در کامرانی


مطلع غزل اواز:


یک امشبی که تویی در برابرم سرمست


گمان مبر که خبر از وجود خویشم هست


نشسته ای تو و من شمع ایستاده به پای


تو مست باده و من مست چشم باده پرست


قسم بجان تو که ازجان واز جهان بر خاست


هرانکه یک نفس روی عیش با تو نشست


نهاد دل به تو از همه جهان برداشت


گشود درب تو  بر رخ دوعالم بست


نشسته باشی بندی تازه جام به دست



برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 22 مهر1392 توسط محسن |
برگ سبز برنامه شماره 305

اواز: اکبر گلپایگانی

با همکاری هنرمندان: اسدالله ملک/فرهنگ شریف/جهانگیر ملک

اهنگ: شور

اشعار:عماد خراسانی/شهریار/فرصت شیرازی

غزل اواز:پزمان بختیاری

گوینده: روشنک


دوست به کین است واسمان به کمینم

خسته دل از دست اسمان وزمینم

شکوه ندارم زبی وفائیت ای دوست

از که وفا دیده ام که از تو ببینم

با تو به خونم نشسته بی تو در اتش

وصل چنان می کشد فراق چنینم

دوست به کین است واسمان به کمینم

خسته دل از دست اسمان وزمینم


برچسب‌ها: برگ سبز
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 22 مهر1392 توسط محسن |

تکنوازان برنامه شماره 199

تکنوازان برنامه شماره 199 ( ویرایش شده)

با همکاری هنرمندان: علی اصغر بهاری/حسنعلی دفتری/منصور نریمان/جهانگیر ملک

اجرای قطعاتی در مایه دشتی

 انچه پیش از این در فضای مجازی در دسترس بوده تنها حدود 5 دقیقه از این برنامه بوده است

این برنامه کامل وحدود پانزده دقیقه چهل هشت ثانیه بوده ودارای اعلام شماره وشناسه برنامه می باشد


برچسب‌ها: تکنوازان
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 22 مهر1392 توسط محسن |
برگ سبز برنامه شماره 59

اواز:حسین قوامی

با همکاری هنرمندان: حبیب الله بدیعی/مرتضی خان محجوبی/جهانگیر ملک

اشعار:عطار/صائب تبریزی/نظیری نیشابوری/عبدالرحمن جامی/عماد خراسانی/ عراقی

اهنگ : افشاری

گوینده: روشنک


انی تو که از نام تو می بارد عشق

وز نامه ی پیغام تو می بارد عشق

عاشق شود ان کس که به کویت گذرد

گویی ز در وبام تو می بارد عشق


دلم دیوانه شد دیوانه شد دیوانه دیوانه

دگر از خویشتن بیگانه ام بیگانه بیگانه

جنونی دارم از حرمان که با زنجیر ونایم باز

اگر امشب گذارم دم روم میخانه میخانه

درین صحرای بی حاصل درین دریای بی ساحل

دل از جان امد از بس گفت ودل جانانه جانانه


درسینه نهان تو بوده ای من غافل

در دیده عیان تو بوده ای من غافل

عمری زجهان تو را نشان می جستم

خود جمله جهان تو بوده ای من غافل


برچسب‌ها: برگ سبز
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 22 مهر1392 توسط محسن |
بکویت با دل شاد امدم با چشم تر رفتم!


بدل امید درمان داشتم درمانده تر رفتم!


تو کوته دستیم میخواستی ورنه من مسکین!


براه عشق اگر از پا در افتادم بسر رفتم!


نیامد دامن وصلت بدستم هر چه کوشیدم!


ز کویت عاقبت با دامنی خون جگر رفتم!


حریفان هر یک اوردند از سودای خود سودی!


زیان اورده من بودم که دنبال هنر رفتم!


ندانستم که تو کی امدی ایدوست کی رفتی!


به من تا مژده اوردند من از خود بدر رفتم!


تو قدر من ندانستی و حیف از بلبلی چون من!


که از خار غمت ای تازه گل خونینه پر رفتم!


مرا ازردی  و گفتم که خواهم رفت از کویت!


بلی رفتم ولی هر جا که رفتم دربدر رفتم!


بپایت ریختم اشکی و رفتم در گذر از من!


از این ره بر نمیگردم که چون شمع سحر رفتم!


تو رشک افتابی کی بدست
(سایه)میائی!


دریغا اخر از کوی تو با غم همسفر رفتم!


برچسب‌ها: سخن و کلام بزرگان
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 22 مهر1392 توسط محسن |
دوش از بی مهری ان ماه سیما سوختم!


با کمال تشنه کامی پیش دریا سوختم!


انکه با هجران بامید وصالش ساختم!


در کنارش ز اتش شرم تمنا سوختم!


سوختم اما نبودم شمع سان یکجا مقیم!


چون چراغ کاروان هر شب بصد جا سوختم!


من که هرگز ز اتش قهرش دلم جائی نسوخت!


با رقیبان گرم صحبت بود و اینجا سوختم!


گفت روزی میشوی فردا ز وصلم کامیاب!


شامها در انتظار صبح فردا سوختم!


عشق بی پروا سبب شد تا میان انجمن!


گرد شمع عارضش پروانه اسا سوختم!


با(رهی)همراه در این معنیم
((رنجی))که گفت!


انقدر با اتش دل ساختم تا سوختم!


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 22 مهر1392 توسط محسن |

به در کعبه سحرگه من و دل، دست زدیم


به امیدی که درآن خانه کسی ،هست زدیم


لاجرم دست ارادت به در پیر مغان


خادم کعبه چو در بر رخ ما بست زدیم


تا نگیرند پی خون کسی دامنمان


خویش را بر صف پرهیزکنان،مست زدیم


سنگ بر شیشه ی تقوی و قدح،از کف دوست


لب ساقی به لب جام،چو پیوست-زدیم


زیر و بالا،همه چون جلوه گه طلعت اوست


گه سراپرده به بالا و،گهی پست زدیم


فال بی دولتی و،قرعه بد بختی خویش


رشته الفت ما،دوست چو بگسست زدیم


آسمان کرد سیه روز و پریشان ما را


که چرا در خم گیسوی بتان،دست زدیم


من وروشن اگر از خویش نرستیم-ولی


دست در دامن آنکس که زخود-رست زدیم


برچسب‌ها: کلام وسخن بزرگان
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 22 مهر1392 توسط محسن |
یک شاخه گل برنامه شماره 79

اواز: اکبر گلپایگانی

با همکاری هنرمندان: حسن کسایی/حبیب الله بدیعی 

رهبر ارکستر: روح الله خالقی

اشعار: دکتر سعید نفیسی/حاج میرزا حبیب خراسانی

اهنگ چهار گاه: بحرینی پور

گوینده: روشنک



حلقه بر هر در زدم دیدم در میخانه بود

در کفم هر سبحه افتاد از گل پیمانه بود

جلوه گر از چهره پیر مغان دیدم عیان

نقش هر صورت که اندر کعبه وبتخانه بود

پرتوی از نقطه دانش در این بی دانشان

یک حقیقت دیدم وچندین هزار افسانه بود

چون فنای عاشقان را شاه جان پروانه داد

سوخت صد پروانه ویک شمع را پروا نبود

عقل کل کش ساده دیدم با دو صد نقش ونگار

شور سودا وجنون از یک دل دیوانه بود

صد هزار جان ودر هریک نوائی مختلف

چون نهادم گوش جان یک ناله مستانه بود


برچسب‌ها: یک شاخه گل
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 22 مهر1392 توسط محسن |
یک شاخه گل برنامه شماره 333

اواز: پروین

به اهتمام: جواد معروفی

با همکاری: مجید نجاحی

اشعار:حسن عتابی

اهنگ ابوعطا: عبدالحسین برازنده

ترانه:حسن سالک

گوینده: اذر پزوهش



در دل آتش... غم رخت، تا که خانه کرد*

دیده سیل خون، به دامنم بس روانه کرد

آفتاب عمر من فرو، رفت و ما هم از، افق چرا... سر برون نکرد

هیچ صبحدم، نشد فلک... چون شفق ز خون دل مرا... لاله گون نکرد

ز روی مهت جانا... پرده برگشا... در آسمان مه را منفعل نما

به ماه رویت سوگند... که دل به مهرت پابند... به طره ات جان پیوند

فراق رویت... یک چند... به جانم آتش افکند... بکن به وصلت خرسند

بیا نگارا... جمال خود بنما... زرنگ و بویت خجل نما... گل را

رو در طرف چمن... بین بنشسته چو من

دل خون بس ز غم یاری غنچه دهن

گل درخشنده چهره تابنده... غنچه در خنده... بلبل نعره زنان

هرکه جویندهباشد یابنده... دل دارد زنده بس کن آه و فغان

ز جور مهرویان... شکوه گر سازی... به ششدر محنت... مهره اندازی

همچون «سالک» دست خود بازی... همچون سالک دست خود بازی


دارای اعلام شماره در ابتدا وانتها ودارای شناسه برنامه در انتهای فایل


برچسب‌ها: یک شاخه گل
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 22 مهر1392 توسط محسن |
برگ سبز برنامه شماره 39

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان:/حسن کسایی/ مرتضی خان محجوبی/علی تجویدی/ جلیل شهناز/امیر ناصر افتتاح

اهنگ: ماهور

غزل اواز: مولانا

گوینده: روشنک


ما ذره ایم مهر جمالت سزای ماست

در هوای تو بودن هوای ماست

تا کوی تست سجده گه مابراستی

قبله نمای اهل ارادت سرای ماست   

تا انکه هست دیده عشاق لاجرم

پیوسته درد هجر زبرگ ونوای ما

 




برچسب‌ها: برگ سبز
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 21 مهر1392 توسط محسن |
برگ سبز برنامه شماره 64

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان: علی تجویدی/لطف الله مجد

اشعار: عطار/شمس مغربی/وصال شیرازی/سنایی غزنوی/عراقی

اهنگ: ابوعطا/شور

گوینده: روشنک


تا ما به سر کوی تو ارام گرفتیم

اندر صف دلسوختگان نام گرفتیم

در اتش تیمار تو تا سوخته گشتیم

در کنج خرابات می وجام گرفتیم

از مدرسه وصومعه کردیم کناره

در میکده ومصطبه ارام گرفتیم

خال وکله تو صنما دانه ودامست

ما در طلب دانه ره دام گرفتیم

امروز چه از صحبت ما گشت بریده

این نیز هم از صحبت ایام گرفتیم


برچسب‌ها: برگ سبز
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 21 مهر1392 توسط محسن |
نوبهار است ودل من وقت نالیدن ندارد

دیده ام رخسار گل را فرصت دیدن ندارد

غنچه میخندد بگلشن لاله میسوزد بصحرا

ان شکوفا میشود وین حال خندیدن ندارد

بلبلان را نغمه خوان بینی ومارا بیقراران

حال این دیوانگان دیگرکه پرسیدن ندارد

غنچه وش دانی چرا سر بسته شد اسرار خلقت

چون کسی از افرینش درک فهمیدن ندارد

شیشه گنج غمم را بشکن ای ساقی که هرگز

باده از بشکسته ساغر لطف نوشیدن ندارد

باغبان از گل  پرستبهای   ما در بیم واما

بلبل بیچاره دل دست گل چیدن ندارد

خلقت ما شهدیا اینست وخود بهتر که گوئی

ما سزاواران غم هستیم ورنجیدن ندارد


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
نوشته شده در تاريخ شنبه 20 مهر1392 توسط محسن |
یک شاخه گل برنامه شماره 325

اواز:عبدالوهاب شهیدی

به اهتمام: جواد معروفی

اشعار: فروغی بسطامی/پروین دولت ابادی

اهنگ ماهور: جواد معروفی

گوینده: اذر پزوهش


هرجا که شدم از تو در انجا اثری بود

در هر سری از شوق تو شوری وشری بود

در بیخبران حسرت دیدار تو دیدم

از عشق تو در بیخبران هم خبری بود

اواره شدم تا شنوم قصه عشقت

شرح غم تو نغمه هر رهگذری بود

شرح غم تو نغمه هر رهگذری بود

سر سبزی بستان جهان دیدم ودانم

در باغ وبهار تو گل تازه تری بود

شوریده سران را ز تو سامان وسری هست

بر ما همه سامان تو شور دگری بود

شوریده سران را زتو سامان وسری هست

بر ما همه سامان تو شور دگری بود

رقصم چو یکی زره که او طلبد مهر

گر ماه مرا بر دل مسکین نظری بود

اواره شدم تا شنوم قصه عشقت

شرح غم تو نغمه هر رهگذری بود


انچه پیش از این در دسترس بوده فاقد اعلام شماره وشناسه برنامه در بعضی از نسخ بوده است

این برنامه دارای اعلام شماره در ابتدا وانتها ودارای شناسه برنامه میباشد


برچسب‌ها: یک شاخه گل
نوشته شده در تاريخ شنبه 20 مهر1392 توسط محسن |
در هر نگهت مستی صد جام شراب است 


چشمان تو میخانه ی دلهای خراب است 


زد شعله بجان ، چشم فریبای تو هر چند 


برق نگهت زود گذر همچو شهاب است 


زیبائی گلهای جهان دیر نپاید 


ای غنچه ! بزن خنده که هنگام شباب است 


مغرور مشو اینهمه برسوز خود ای شمع 


کاین سازش پروانه هم از روی حساب است 


از اوج فلک دیده بر این خاک چو بستیم 


دیدیم که پهنای جهان نقش سراب است 


ای مرغ شباهنگ ! مکن ناله که امشب 


از عمر ، مرا آرزوی یکمژه خواب است



این سروده دلنشین از  محمد شهدی نزاد لنگرودی ( شهدی لنگرودی)

می باشد که سیاوش بیدکانی در رادیو مشهد با تار دلنشین احمد هوشمند

در برنامه ای به نام نغمه های دل اجرا نموده است


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
نوشته شده در تاريخ جمعه 19 مهر1392 توسط محسن |
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 455

اواز: حسین قوامی

ترانه: الهه

ترانه سرا: رهی معیری

اهنگ همایون: مهدی خالدی

با همکاری هنرمندان: فرهنگ شریف/ناصر افتتاح

اشعار:عراقی

گوینده: اذر پزوهش


مطلع ترانه:


نه راحت از فلک جویم نه دولت از خدا خواهم 


 و گر پرسی چه می خواهی ؟ ترا خواهم ترا خواهم 


نمی خواهم که با سردی چو گل خندم ز بی دردی 


دلی چون لاله با داغ محبت آشنا خواهم 


چه غم کان نوش لب در ساغرم خونا به میریزد


من از ساقی ستم جویم من از شاهد جفا خواهم 


 ز شادیها گریزم در پناه نامرادیها 


به جای راحت از گردون بلا خواهم بلا خواهم 


چنان با جان من ای غم ذر آمیزی که پنداری 


تو از عالم مرا خواهی من از عالم ترا خواهم 


به سودای محالم ساغر می خنده خواهد زد 


اگر پیمانه عیشی درین ماتم سرا خواهم


نیابد تا نشان از خاک من ایی نه رخساری 


رهی خاکستر خود را هم آغوش صبا خواهم


مطلع اواز:


ياران قفسم را به عبث در مگشائيد

ما را بگذارید به پرواز در ائید

من بنده اوهستم دلشادم از این بند

زین بیشترافسانه باطل مسرائید

من تشنه ی دردم نروم از پی درمان

او اب حیات است سرابم ننمائید

گل وگشت وتماشا همه ارزان شما باد

از سایه این بند که دارم مگشائید

 




برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 18 مهر1392 توسط محسن |
جاودانه ها

به اهتمام واجرای دکتر گلشن ابراهیمی

بخش اول

تکنوازی زنده یاد استاد حسن کسایی در اواز بیات ترک


دکتر گلشن ابراهیمی بزرگمردی بود که خدمات شایسته ای به فرهنگ و ادب وهنر این سرزمین انجام داد که اهالی موسیقی و شاگردان ایشان بهره ها برده اند.

یکی از کارهای شایسته ایشان گرد اوری مجموعه فاخری از موسیقی ملی ایران بود که در فیلمی که به همت شاهرخ نادری وبا حضور همایون خرم تهیه شده است دکتر گلشن ابراهیمی توضیحات کاملی ارائه نموده اند  واین مجموعه فاخر که حاصل تلاش وهمت ایشان بوده به موزه موسیقی ایران ارائه شده است

شایسته است گاهی از این بزرگان که در گمنامی کارهای بزرگی انجام میدهند یادی شود.

یاد این بزرگ مرد تاریخ موسیقی گرامی وروحش شاد ویادش گرامی

روح استاد حسن کسایی واستاد اسدالله ملک واستاد محمودی خوانساری شاد ویاد این گلهای بی تکرار همواره گرامی باد

بخش دوم

تصنیف در گوشه شوشتری

اواز: محمد رضا شجریان


باد صبا بر گل گذرکن گل گذر کن

از حال گل ما را خبر کن نازنین ما را خبرکن

با مدعی کمتر بنشین 

نازنین ای مه جبین


بخش سوم

اواز: محمود محمودی خوانساری

اهنگ در مخالف سه گاه ضبط وپخش شده در سال 19/10/1346

همنواز اواز: اسدالله ملک

غزل اواز:ابو تراب جلی



ز اشک دیده به رنجم، ز سوز دل به عذابم

غـم تو شرم صفت، می کُشد در آتش و آبم

 

چو مو بر آتش هجران به خود چگونه نپیچم

کـه همـه طـراره از پـای تا بـه سر همه تابم

 

ندانم از کــه بپرسم حکایــت سـر زلفت

که غیر حرف پریشان نمی دهند جوابم

 

بریده خواب ز چشم مـن آسمان کــه مبــادا

خیال روی تو گاهی شود نصیب به خوابم

 

چرا بــه گردش پیمــانــه ام در افکنی از پــا

قسم به گردش چشمت که می نخورده خرابم

 

چو خم به جوشم و چشمی به انتظار تو دارم

ز زندگی نفسی تــا به جاست همچــو حبابــم



برچسب‌ها: برنامه رادیویی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 18 مهر1392 توسط محسن |
بخشی از برنامه شما ورادیو در سال 1341


اواز: محمود محمودی خوانساری

همنوازان: پرویز یاحقی/فرهنگ شریف/امیر بیداریان

غزل اواز: پیر پارس

سینه از اتش دل در غم جانانه بسوخت

اتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه ی دوری دلبر بگداخت

جانم از اتش مهر رخ جانانه بسوخت


برچسب‌ها: برنامه رادیویی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 18 مهر1392 توسط محسن |
خصوصی


سه تار نوازی وصدای دلنشین استاد جلیل شهناز


غزل اواز: مولانا



من عاشق جانبازم از عشق نپرهیزم


من مست سراندازم از عربده نگریزم


گویند رفیقانم از عشق نپرهیزی ؟


در عشق بپرهیزم پس با چه برآمیزم؟


پروانه دمسازم میسوزم و میسازم


در پی خودی و مستی می افتم و می خیزم


گر سر طلبی من سر در پای تو اندازم


ور زر طلبی من زراندر قدمت ریزم


فردا که خلایق را از خاک برانگیزند


بیچاره من مسکین از خاک تو برخیزم


گر دفتر حسنت را در حشر فرو خواند


اندر عرصات آن روز شوری دگر انگیزم


گو در عرصات آید شمس الحق تبریزی


من خاک سر کویت با مشک بیاویزم



برچسب‌ها: خصوصی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 17 مهر1392 توسط محسن |
یک شاخه گل برنامه شماره 207

اواز: اکبر گلپایگانی

اهنگ افشاری: مرتضی خان محجوبی

اشعار: صادق سرمد/میرزا حبیب خراسانی 

گوینده:روشنک


هرجا که سفر کردم تو همسفرم بودی

وزهر طرفی رفتم تو راه برم بودی

با هرکه سخن گفتم پاسخ زتو بشنفتم

بر هرکه نظر کردم تو در نظرم بودی

هر شب که قمر تابید هر صبح که سر زد شمس

در گردش روز وشب شمس وقمرم بودی

اواز چو می خواندم سوز تو به سازم بود

پرواز چو می کردم تو بال وپرم بودی

هر جا که سفر کردم تو همسفرم بودی

وز هر طرفی رفتم تو راه برم بودی


برچسب‌ها: یک شاخه گل
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 16 مهر1392 توسط محسن |
برگ سبز برنامه شماره 82

اواز:محمود محمودی خوانساری

با همکاری هنرمندان:احمد عبادی/حبیب الله بدیعی/فرهنگ شریف

اشعار:عطار/وحشی بافقی/جامی/حافظ/عراقی

اهنگ: سه گاه

گوینده: روشنک



دوش در حـــــــلقه مــا قصــه گـــیسوی تــو بــود

تا دل شب سخـــن از سلسلـــــه مـــــوی تـوبــــود

دل که از ناوک مـــژگان تو در خــــــــون میگشت

باز مشتـــــاق کمانخــــــانه ابــــــــروی تو بـــود

هم عفــــــا لله صبــا کــز تـــو پیامــــی میـــــــداد

ورنه در کس نـــرسیـــــــدم کــه از کـــوی توبود

عالم از شور و شر عشق خبــر هیچ نــــــداشت

فتنه انگیــــز جهــــان غمـــــزه جادوی تو بــــود

من سر گشته هم از اهــــــل سلامت بــــــــــودم

دام را هــــــم شکن طـــره هنــــــــدوی تــو بود

بگشا بنـــــــد قبـــا تا بگشـــــایـــــــد دل مـــــن

که گشـــــادی که مــــــرا بود ز پهلـوی تو بود

بوفـــای تو کــــه بر تــــربت حـــــــافظ بگـــــــــذر

کـــز جهان مــــــی شد و در آرزوی روی تو بود



برچسب‌ها: برگ سبز
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 16 مهر1392 توسط محسن |
برگ سبز برنامه شماره 30

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان: مرتضی خان محجوبی/علی تجویدی

اشعار: عطار/نظیری نیشابوری/شمس مغربی/حسن وثوق/عراقی

اهنگ: همایون


دکلمه :


چه خوش است پیش زلفت سر شکوه باز کردن

گله های روز هجران به شب دراز کردن

به تکلمی بگشود عقده هایم

چه خوش است کشف معنی بر اهل راز کردن

سر کوی دلبر من به حریم کعبه ماند

که به هر طرف کنی رو بتوان نماز کردن


مطلع شعر اواز:


مستان جام عشق که لاف از لقا زنند

جان را دهند وخیمه به ملک بقا زنند

خوش ساعتی که از دل شوریده عاشقان

لبیک عشق در حرم کبریا زنند

با عاشقان زملک سلیمان سخن مگوی

که تا قدم زعالم لا منتها زنند

ان ها که روز خانه ندارند بر زمین

شب ها به نور عشق قدم بر سما زنند

ان ها که سوز سینه ندارند وشوق یار

در روز حشرناله ی وا حسرتا زنند

قومی که هر دو کان به یکجا نمی خرند

ایشان دم از محبت دنیا کجا زنند؟


انچه از این برنامه در فضای مجازی در دسترس بوده است ناقص وحدود هجده دقیقه بوده وحدود ده دقیقه از برنامه دیگری را به ان اضافه نموده بوده اندکه در واقع یک برنامه مونتازی بوده است وتکنوازی اقای تجویدی از ان برنامه اصلی حذف گردیده بوده است

زمان این برنامه 27 دقیقه و31 ثانیه می باشد ودر ابتدای برنامه شماره برنامه وشناسه برنامه اعلام می گردد


برچسب‌ها: برگ سبز
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 15 مهر1392 توسط محسن |

امشب صنما باز که افسانه شنیدیم!

وصف لب تو از لب پیمانه شنیدیم!

پیمانه چو با یاد نگاه تو گرفتیم!

از هر رگ دل نغمه مستانه شنیدیم!

هر تاب سر زلف تو گویای حدیثی است!

این راز نهان را همه از شانه شنیدیم!

تا دیده به شمع رخ زیبای تو بستیم!

آهنگ وفا از پر پروانه شنیدیم!

آنشب که گره از سر زلف تو گشودند!

فریاد و فغان از دل دیوانه شنیدیم!

مشکل بُود از کوی تو آسوده گذشتن!

ما این سخن از ساقی میخانه شنیدیم!

 

 


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 15 مهر1392 توسط محسن |
تکنوازان برنامه شماره 710

با همکاری هنرمندان: علی اصغر بهاری/منصور صارمی/جهانگیر ملک

اجرای قطعاتی در سه گاه


برچسب‌ها: تکنوازان
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 15 مهر1392 توسط محسن |
تکنوازان برنامه شماره 460

با همکاری هنرمندان: علی اصغر بعاری/رضا ورزنده/حسنعلی دفتری/جهانگیر ملک

اجرای قطعاتی در مایه اصفهان

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 15 مهر1392 توسط محسن |
تکنوازان برنامه شماره 162

با همکاری هنرمندان:فریدون حافظی/علی اصغر بهاری/محمد موسوی/رضا ورزنده/منصور نریمان/جهانگیر ملک

اجرای قطعاتی در اصفهان


برچسب‌ها: تکنوازان
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 15 مهر1392 توسط محسن |
تکنوازان برنامه شماره 146

با همکاری هنرمندان: اسدالله ملک/احمد عبادی

اجرای قطعاتی در مایه اصفهان


برچسب‌ها: تکنوازان
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 14 مهر1392 توسط محسن |
برگ سبز برنامه شماره 210

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان:جلیل شهناز/پرویز یاحقی/رضا ورزنده/ناصر افتتاح

اهنگ: بیات اصفهان

اشعار:عطار/سعدی/عراقی

گویندگان: روشنک/ثابت ایمانی


تاکی ای اتش سودا به سرم بر خیزی

تاکی ای ناله ی زار از جگرم برخیزی

تاکی ای چشمه سیماب که در چشم منی

از غم دوست به روی چو زرم برخیزی

یک زمان دیده ی من ره بسوی خواب برد

ای خیال ارشبی از رهگذرم بر خیزی

ای دل ار بهر چه خونابه شدی در برمن

زود باشد که تو نیز از نظرم برخیزی

به چه دانش زنی ای مرغ سحر نوبت روز

که نه هر صبح به اه سحرم بر خیزی

ای غم از صحبت دیرینه توام دل بگرفت

 هیچت افتد که خدا را زسرم برخیزی



ان دوست که من دارم وان یار که من دانم

شیرین دهنی دارد دور از لب ودندانم

بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را

بنشینم وبستانم گل بر سرش افشانم

دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من

چون یاد تو می ارم خود هیچ نمی مانم

ای خوب تر از لیلی بیم است که چون مجنون

عشق تو بگرداند در کوه وبیابانم

در دام تو محبوسم در دست تو مغلوبم

وز ذوق تو مدهوشم در وصف تو حیرانم

ان دوست که من دارم وان یار که من دانم

شیرین دهنی دارد دور از لب ودندانم



برچسب‌ها: برگ سبز
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 14 مهر1392 توسط محسن |
برگ سبز برنامه شماره 136

اواز: محمود محمودی خوانساری

با همکاری هنرمندان: علی تجویدی/رضا ورزنده

اهنگ: سه گاه

اشعار: صفی علیشاه/زهره/عماد خراسانی

غزل اواز: عماد خراسانی

گوینده: روشنک



چيست اين آتش سوزنده كه در جان من است ؟

چيست اين درد جگر سوز كه درمان من است ؟

از دل اي آفت جان صبر توقع داري

مگر اين كافر ديوانه بفرمان من است

آنچه گفتند ز مجنون و پريشاني او

درغمت شمه اي ازحال پريشان من است

ماه را گفتم و خورشيد وبخنديد به ناز

كاين دو خود پرتوي از چاك گريبان من است

عالمي خوشتر از ان نيست كه من باشم و دوست

اين بهشتي است كه درعالم امكان من است

آمد ورفت و دلم برد وكنون حاصل وصل

اشك گرمي است كه بنشسته بدامان من است

كاش بي روي تو يك لحظه نمي رفت زعمر

ورنه اين وصل كه باز اول هجران من است

اندر اين باغ بسي بلبل مست است عماد

داستاني است كه او عاشق دستان من است



برچسب‌ها: برگ سبز
نوشته شده در تاريخ شنبه 13 مهر1392 توسط محسن |
برگ سبز برنامه شماره 287

اواز: سیاوش

با همکاری هنرمندان:احمد عبادی/ محمد موسوی/جهانگیر ملک

اهنگ: ماهور

اشعار متن برنامه: سعدی/بابا فغانی شیرازی

غزل اواز: عماد خراسانی

گوینده: روشنک


امـشب نـدانــم ای بـت زیـبا چه می کنی 
ما بی تو خون خوریم تو بی ما چه می کنی

گـویی که هـمچـو مایی و بی ما بسر بری 
برگـو که عـاشقـی و شـکیـبـا چه می کنی

یک آسمان ستاره شب است زیـر دامـنم 
ای مـاه من بگو که تو شب ها چه می کـنی

خون ریخـتن به ناحق و با غـیر ساخـتن 
امـــروز مــی تــوانــی فـــردا چـه می کنی

گـل را بـرای صـحـبـت خـار آفـریـده انـد 
بیـچاره بلـبل این هـمه غـوغـا چه می کنی

گـیرم جفـا کنی و نهـانـی خـطا کـنی 
با آن دو مـسـت نرگـس گـویا چه می کنی

گیرم که آه و ناله نهـان می کـنی عـماد
با اشک هـای دیـده ی رسوا چه می کنی



برچسب‌ها: برگ سبز
نوشته شده در تاريخ شنبه 13 مهر1392 توسط محسن |
موسیقی ایرانی

اواز: سیاوش

با همکاری هنرمندان: فرهنگ شریف/مجیدنجاحی/محمود رحمانی پور/حسین همدانیان

سرپرست ارکستر: همایون خرم

اجرای قطعاتی در مایه بیات ترک

غزل اواز: عماد خراسانی


دوستت دارم و دانم که تويی دشمن جانم
از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم

غمم اين است که چون ماه نو انگشت نمايی
ورنه غم نيست که در عشق تو رسوای جهانم

دمبدم حلقه اين دام شود تنگ تر و من
دست وپايی نزنم خود ز کمندت نرهانم

سر پرشور مرا نه شبی ای دوست به دامان
تا شوی فتنه ساز دلم و سوز نهانم

ساز بشکسته ام و طائر پر بسته نگارا
عجبی نيست که اين گونه غم افزاست فغانم

نکته عشق ز من پرس به يک بوسه که دانی
پير اين دير کهن مست کنم گر چه جوانم

سرو بودم سر زلف تو بپيچيد سرم را
ياد باد آن همه آزادگی و تاب و توانم

آن لئيم است که چيزی دهد و بازستاند
جان اگر نيز ستانی ز تو من دل نستانم

گر ببينی تو هم آن چهره به روزم بنشينی
نيم شب مست چو بز تخت خيالت بنشانم

که تو را ديد که در حسرت ديدار دگر نيست
«آری آنجا که عيانست چه حاجت به بيانم»

بار ده بار دگر ای شه خوبان که مبادا
تا قيامت به غم و حسرت ديدار بمانم

مرغکان چمنی راست بهاری و خزانی
من که در دام اسيرم  چه بهارم چه خزانم

گريه از مردم هشيار خلايق نپسندند
شده ام مست که تا قطره اشکی بفشانم

تزسم آخر بر اغيار برم نام عزيزت
چکنم بی تو چه سازم شده ای ورد زبانم

آيد آن روز عمادا که ببينم تو گويی
شادمان از دل و دلدارم و راضی ز جهانم


نوشته شده در تاريخ شنبه 13 مهر1392 توسط محسن |
یک شاخه گل برنامه شماره 456

اواز: ایرج

با همکاری هنرمندان: احمد عبادی/مجید نجاحی/جهانگیر ملک

اهنگ اصفهان/رکن الدین مختار

اشعار متن برنامه:سلمان ساوه ای/فروغی بسطامی

غزل اواز: عماد خراسانی

گوینده: فیروزه امیر معز


امشب چو لاله داغ تو بر جان نهاده ایم

دیوانه وار سر به بیابان نهاده ایم

عشق تو زندگانی ما را خراب کرد

چون جغد اشیانه به ویران نهاده ایم

از ما ندیده خنده دندان نما کسی

زان شب که لب بر ان لب ودندان نهاده ایم

گفتی عماد دین ودل ودانشت چه شد؟

در کوی می فروش گروگان نهاده ایم



برچسب‌ها: یک شاخه گل
نوشته شده در تاريخ شنبه 13 مهر1392 توسط محسن |
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 532

اواز: محمود محمودی خوانساری

ترانه: عهدیه

اهنگ ماهور: جواد معروفی

با همکاری : مجید نجاحی

اشعار موزون: سعدی/ اذر بیگدلی

اشعار متن برنامه: هلالی جغتایی/ابوالحسن ورزی/حسین پزمان بختیاری

غزل اواز: عماد خراسانی

گوینده: اذر پزوهش


اهل گردم، دل ديوانه اگر بگذارد


نخورم مي، غم جانانه اگر بگذارد

گوشه ای گيرم و فارق ز شر و شور شوم


حسرت گوشهء ميخانه اگر بگذارد

عهد کردم نشوم همدم پيمان شکنان


هوس گردش پيمانه اگر بگذارد

معتقد گردم و پابند و ز حيرت برهم


حيرت اين همه افسانه اگر بگذارد

شمع می خواست نسوزد کسی از آتش او


ليک پروانهء ديوانه اگر بگذارد

دگر از اهل شدن کار تو بگذشت عماد


چند گويی دل ديوانه اگر بگذارد؟



برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
نوشته شده در تاريخ شنبه 13 مهر1392 توسط محسن |

دوستت دارم و دانم که تويی دشمن جانم
از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم

غمم اين است که چون ماه نو انگشت نمايی
ورنه غم نيست که در عشق تو رسوای جهانم

دمبدم حلقه اين دام شود تنگ تر و من
دست وپايی نزنم خود ز کمندت نرهانم

سر پرشور مرا نه شبی ای دوست به دامان
تا شوی فتنه ساز دلم و سوز نهانم

ساز بشکسته ام و طائر پر بسته نگارا
عجبی نيست که اين گونه غم افزاست فغانم

نکته عشق ز من پرس به يک بوسه که دانی
پير اين دير کهن مست کنم گر چه جوانم

سرو بودم سر زلف تو بپيچيد سرم را
ياد باد آن همه آزادگی و تاب و توانم

آن لئيم است که چيزی دهد و بازستاند
جان اگر نيز ستانی ز تو من دل نستانم

گر ببينی تو هم آن چهره به روزم بنشينی
نيم شب مست چو بز تخت خيالت بنشانم

که تو را ديد که در حسرت ديدار دگر نيست
«آری آنجا که عيانست چه حاجت به بيانم»

بار ده بار دگر ای شه خوبان که مبادا
تا قيامت به غم و حسرت ديدار بمانم

مرغکان چمنی راست بهاری و خزانی
من که در دام اسيرم  چه بهارم چه خزانم

گريه از مردم هشيار خلايق نپسندند
شده ام مست که تا قطره اشکی بفشانم

تزسم آخر بر اغيار برم نام عزيزت
چکنم بی تو چه سازم شده ای ورد زبانم

آيد آن روز عمادا که ببينم تو گويی
شادمان از دل و دلدارم و راضی ز جهانم


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
نوشته شده در تاريخ شنبه 13 مهر1392 توسط محسن |
عهد کردم نشوم همدم پیمان شکنان


هوس گردش پیمانه اگر بگذارد


معتقد گردم و پابند و ز حسرت برهم 


حیرت این همه افسانه اگر بگذارد


همچو زاهد طلبم صحبت حوران بهشت


یاد آن نرگس مستانه اگر بگذارد


شمع می خواست نسوزد کسی از آتش او


لیک پروانهء دیوانه اگر بگذارد


شیخ هم رشتهء گیسوی بتان دارد دوست


هوس سبحهء صد دانه اگر بگذارد


دگر از اهل شدن کار تو بگذشت
عماد


چند گویی دل دیوانه اگر بگذارد  


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
نوشته شده در تاريخ شنبه 13 مهر1392 توسط محسن |

مردم از درد و نمی آیی به بالینم هنوز


مرگ خود میبینم و رویت نمی بینم هنوز


بر لب آمد جان و رفتند آشنایان از سرم


شمع را نازم که می گرید به بالینم هنوز


آرزو مرد و جوانی رفت و عشق از دل گریخت


غم نمی گردد جدا از جان مسکینم هنوز


روزگاری پا کشید آن تازه گل از دامنم


گل بدامن میفشاند اشک خونینم هنوز


گر چه سر تا پای من مشت غباری بیش نیست


در هوایش چون نسیم از پای ننشینم هنوز


سیمگون شد موی و غفلت همچنان بر جای ماند


صبحدم خندید و من در خواب نوشینم هنوز


خصم را از ساده لوحی دوست پندارم
رهی


طفلم و نگشوده چشم مصلحت بینم هنوز



برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان