قالب وبلاگ
گلبانگ موسیقی ایرانی
 
لینک های مفید

گلهای رنگارنگ برنامه شماره 550

اواز: محمود محمودی خوانساری

ترانه: رویا

ترانه سرا: تورج نگهبان

اهنگ در مایه افشاری: حبیب الله بدیعی

تنظیم برای ارکستر: حبیب الله بدیعی

با همکاری هنرمندان: حبیب الله بدیعی/منصور صارمی/جهانگیر ملکی

غزل اواز: میرزا حبیب الله شیرازی ( قاانی)

اشعار متن برنامه: رهی معیری/ سیمین بهبهانی

گوینده: فیروزه امیر معز


دریافت برنامه در ادامه مطلب



برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
ادامه مطلب
[ جمعه 29 فروردین1393 ] [ 9:46 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 430

ترانه: الهه

اواز: حسین قوامی

اهنگ در مایه دشتی: مرتضی خان محجوبی

ترانه سرا: رهی معیری

غزل اواز: ملا محسن فیض کاشانی

تنظیم ورهبر ارکستر: جواد معروفی

با همکاری هنرمندان:جلیل شهناز/علی اصغر بهاری/مجید نجاحی/سیروس حدادی/ناصر افتتاح

اشعار: هلالی جغتایی

گوینده: اذر پزوهش


دریافت برنامه در ادامه مطلب



برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
ادامه مطلب
[ جمعه 29 فروردین1393 ] [ 0:53 قبل از ظهر ] [ محسن ]
دوم اردیبهشت ماه سالروز غمبار پرواز غریبانه نغمه پرداز گلها محمود محمودی خوانساری است.

بهمین مناسبت در تاریخ 5/2/93 روز جمعه از ساعت چهارالی شش بعدازظهر بر سر تربت پاکش در قطعه   101 ردیف 85 شماره 19 در بهشت زهرا عاشقان واقعی اش گرد هم خواهند امد تا یادش را گرامی دارند.

حضور عاشقان واقعی موسیقی ملی ایران را پاس خواهیم داشت


  برنامه گلهای رنگارنگ شماره 456 نسخه اصلی با صدای ملکوتی

محمود محمودی خوانساری


دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
ادامه مطلب
[ سه شنبه 26 فروردین1393 ] [ 10:53 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خوش ان دم که زلفت پریشان نشیند

سیه پوش در مرگ ایمان نشیند

مریضی که بیمار عشق تو باشد

اجل بر سرش چون طبیبان نشیند

قبای سلامت بدان رند بخشند

که از هستی خویش عریان نشیند

ز یمن جمالت دلم انچنان شد

که در سینه بالاتر از جان نشیند

هر انکس فکندم جدا از عزیزان

الهی به مرگ عزیزان نشیند


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
[ شنبه 23 فروردین1393 ] [ 1:4 قبل از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 146

اواز: محمود محمودی خوانساری

با همکاری هنرمندان: حسن کسایی/فرهنگ شریف

اشعار:عطار/جهان/پروین دولت ابادی/حافظ/عراقی

اهنگ: بیات زند

گوینده: روشنک


منم که گوشه میخانه خانقاه من است

دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است

گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باک

نوای من به سحر آه عذرخواه من است

ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله

گدای خاک در دوست پادشاه من است

غرض ز مسجد و میخانه‌ام وصال شماست

جز این خیال ندارم خدا گواه من است

مگر به تیغ اجل خیمه برکنم ور نی

رمیدن از در دولت نه رسم و راه من است

از آن زمان که بر این آستان نهادم روی

فراز مسند خورشید تکیه گاه من است

گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ

تو در طریق ادب باش و گو گناه من است

 

دریافت برنامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ جمعه 22 فروردین1393 ] [ 10:57 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 151

اواز: اکبر گلپایگانی

با همکاری هنرمندان: احمد عبادی/حبیب الله بدیعی/ناصر افتتاح

اشعار: عطار/حاج میرزا حبیب خراسانی/رضی الدین ارتیمانی/رهی معیری

عراقی

اهنگ: دشتی

گوینده: ثابت ایمانی


تو سوز آه من ای مرغ شب چه می دانی؟
ندیده ای شب من تاب و تب چه می دانی؟

به من گذار که لب بر لبش نهم ای جام
تو قدر بوسه آن نوش لب چه می دانی؟

چو شمع و گل شب و روزت به خنده می گذرد
تو گریه سحر و آه شب چه می دانی؟

بلای هجر ز هر درد جانگدازتر است
ندیده داغ جدایی تعب چه می دانی؟

رهی به محفل عشرت به نغمه لب مگشای
تو دل شکسته، نوای طرب چه می دانی
 

دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: برگ سبز
ادامه مطلب
[ جمعه 22 فروردین1393 ] [ 9:47 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 80

اواز: اکبر گلپایگانی

با همکاری هنرمندان: پرویز یاحقی/فرهنگ شریف

اشعار:مکرم اصفهانی/شمس مغربی/مولانا

گوینده: روشنک


عاشقان مستند و ما دیوانه ایم

عارفان  شمعند و  ما پروانه ایم

چون   ندارم   با  خلایق  الفتی

خلق   پندارند   ما   دیو انه  ایم

در  ازل  دادند چون  جام  الست

تا  ابد ما مست  آن  پیما نه ایم

ظاهر سستی  مارا  خود  مبین

درشکست نفس خود مردانه ایم

کس   نگردد   واقف   اسرار   ما

زانکه  هچون  گنج  در ویرانه  ایم

شمس تبریزی چه دانی سر عشق

بسته بسته فتراک ان جانانه ایم


در مورد این برنامه نکاتی چند قابل تامل می باشد

انچه از این برنامه در دسترس بوده است فاقد اعلام شماره در ابتدا وناقص بودن اعلام شناسه برنامه در انتهای فایل بوده است

این برنامه دارای اعلام شماره در ابتدا وانتها ودارای شناسه می باشد

این برنامه دارای زمان پخش 25 دقیقه و21 ثانیه می باشد

در صورتیکه فایلی که در دسترس بوده است بیست دقیقه و47 ثانیه بوده است

برنامه قبلی با این بیت  با اجرای دکلمه توسط روشنک اغاز می شده است

تا نهادیم به کوی تو صنم روی نیاز

پشت پا بر حرم ودیر وکلیسا زده ایم

ولی در برنامه بارگذاری شده با این بیت توسط روشنک اغاز می شود

تا به دامن تو ما دست به تولا زده ایم

به تولای تو بر هر دو جهان پا زده ایم

در خور مستی ما رطل وخم وساغر نیست

ما از ان باده کشانیم که دریا زده ایم


دلیل این اختلاف حذف سه ونیم دقیقه برنامه از فایل اصلی از ابتدای برنامه که بارگذاری شده بوده است می باشد

نام دو شاعر همای شیرازی وعراقی که نیز از سروده های انان در این برنامه استفاده است نیز در پایان برنامه اعلام نمی گردد


دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: برگ سبز
ادامه مطلب
[ سه شنبه 19 فروردین1393 ] [ 5:27 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد نواب صفا

یاد ونامش همواره گرامی باد

یک شاخه گل برنامه شماره 135 ( ملک الشعرا بهار)

اواز: مرضیه

با همکاری  : علی تجویدی 

اهنگ موزون در ابوعطا: علی تجویدی

ترانه سرا: نواب صفا

گوینده: روشنک


خدايا چه کنم غير درد و غم همنفس ندارم




برچسب‌ها: یادی از بزرگان موسیقی ایرانزمین
[ سه شنبه 19 فروردین1393 ] [ 2:36 قبل از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 566 ب

اواز: اکبر گلپایگانی/جمال وفایی

ترانه: الهه

با همکاری هنرمندان: احمد عبادی/حبیب الله بدیعی/همایون خرم/فرهنگ شریف/مجید نجاحی/محمد موسوی/جهانگیر ملک

ترانه سرا: سیمین بهبهانی

اهنگ در مایه دشتی: جواد معروفی

تنظیم برای ارکستر: جواد معروفی

اشعار متن برنامه:رفیق اصفهانی/کلیم کاشانی/عبدالرحمن جامی

غزل اواز: مریم ساوجی/سعدی

گوینده: اذر پزوهش


مطلع شعر ترانه:

 

ای رقیب اگر یار اوشدی همچون من مهربان شو

ترک او مگو در وفای او یکدل ویک زبان شو



مطلع شعر غزل اواز : اکبر گلپایگانی



آتش به دل مزن که دلم را قرار نیست


این بیقرار را به غم عشق کار نیست


بس کن زبان وسوسه در دل که بیش از این


سوز و گداز درخور این بیقرار نیست


افسون مخوان به وعده و پیغام آشتی


داند دلم، چنان سخنت استوار نیست


بس داغ لاله دیدم از فتنه خزان


دیگر دلم به عشق گلی پایدار نیست




مطلع شعر غزل اواز : جمال وفایی



هر ان ناظر که منظوری ندارد

چراغ دولتش نوری ندارد


چه کار اندر بهشت ان مدعی را

که میل امروز با حوری ندارد


چه ذوق از ذکر بیدا اید ان را

که پنهان شوق مذکوری ندارد


میان عارفان صاحب نظری نیست

که خاطر پیش منظوری ندارد


طبیب ما یکی نامهربانست

که گویی هیچ رنجوری ندارد


ولیکن چون عسل بشناخت سعدی

فغان از دست زنبوری ندارد


انچه پیش از این در دسترس بوده نسخه ای ناقص بوده که ترانه اجرا شده توسط الهه از انتهای فایل حذف گردیده بوده است

این نسخه دارای اعلام شماره وشناسه برنامه می باشد وزمان پخش این برنامه 49 دقیقه و27 ثانیه می باشد


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ دوشنبه 18 فروردین1393 ] [ 5:49 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یک شاخه گل برنامه شماره 432

اواز: محمود محمودی خوانساری

با همکاری هنرمندان: پرویز یاحقی/فرهنگ شریف/ناصر افتتاح

غزل اواز: شیخ اجل سعدی/شیخ بهایی عاملی

اشعار: مولانا/سعدی

گوینده: روشنک



از هرچه می رود سخن دوست خوشتر است

پیغام اشنا نفس روح پرور است

هرگز وجود حاضر وغایب شنیده ای

من در میان جمع ودلم جای دیگرست

ابنای روزگار به صحرا روند وباغ

صحرا وباغ زنده دلان کوی دلبرست

کاش ان بخشم رفته ی  ما اشتی کنان

باز امدی که دیده مشتاق بر درست


ساقیا بده جامی زان شراب روحانی

تا دمی بیاسایم وین حجاب جسمانی

دین ودل به یک دیدن باختیم وخرسندیم

درقمار عشق ای دل کی بود پشیمانی

گیسوی پریشانش دیدم به دل گفتم

این همه پریشانی بر سر پریشانی


برچسب‌ها: یک شاخه گل
[ یکشنبه 17 فروردین1393 ] [ 2:39 قبل از ظهر ] [ محسن ]

گل من بیا گل من بیا که ز دوریت گله ها کنم

همه جان من به فدای تو، تو بیا که با تو صفا کنم

همه شب من و تن خسته ای، به غم زمانه نشسته ای

منم و دلی که شکسته ای، نشود که از تو جدا کنم

تو اگر به من نظری کنی به سرای من گذری کنی

نظری به چشم تری کنی به تو لحظه لحظه دعا کنم

منم و امید بشارتی که ببینم از تو اشارتی

به کرشمه ای به عبارتی همه جان خسته دوا کنم

تو به جان من چو شراره ای تو سپیده ای تو ستاره ای

تو پیام عمر دوباره ای منم و سری که فدا کنم

تو بهار من تو صفای من تو نشان لطف خدای من

که تو را رسانده برای من به چه واژه شکر خدا کنم

تو مرا نسیم عنایتی که زدلبری به نهایتی

چه بگویمت که چه آیتی نبود زبان که ثنا کنم

صنما بیا صنما بیا که به عهد بسته وفا کنیم

سر و جان و تن، دل و عقل و دین، همه در ره تو فدا کنیم

هله ای امید بقای من تو اگر خوشی به فنای من

چو رضای توست رضای حق به خدا که ترک بقا کنم

به تو هر گزند و بلا رسد غمی ار نکرده خدا رسد

دل و جان و دیده به نزد تو سپر گزند و بلا کنم

شده ام اسیر کمند تو به دلم رسیده گزند تو

همه درد چشم نژند تو ز چه درد خویش دوا کنم

زتو خسته شد دل خسته ام زتو ناتوان و شکسته ام

همه دل به لطف تو بسته ام زتو دل چگونه جدا کنم

صنما به من نگهی بکن نگهی به خاک رهی بکن

نکنی همیشه گهی بکن که تو را همیشه دعا کنم

به کمال تو به جمال تو به سیاه دانه خال تو

که زلوح سینه خیال تو نشود دمی که جدا کنم

گل من مرو زمقابلم که به روی ماه تو مایلم

چه کنم  اسیر غم دلم نتوانمت که رها کنم

بت شکرین دهنم بیا گل ناز و نسترنم بیا

زر و زیور چمنم بیا که دل از تو کامروا کنم

تو به بوی یاس و سحر گهی به سپیدی گل مریمی

به صفای اشکی و شبنمی بنمای رخ که صفا کنم

 


برچسب‌ها: سخن وکلام بزرگان
[ یکشنبه 17 فروردین1393 ] [ 0:26 قبل از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 440

اواز: حسین قوامی

همنواز: حبیب الله بدیعی

اهنگ در دستگاه همایون: مهدی خالدی

تنظیم:جواد معروفی

غزل موزون: حافظ

اشعار: مظاهر مصفا/عطار نیشابوری

گوینده: فیروزه امیر معز


صنما بیا، صنما بیا،که به عهد بسته وفا کنم

سر و جان و تن،دل و عقل و دین همه در ره تو فدا کنم


چو رضای توست رضای من، چو تویی امید بقای من

تو اگر خوشی به فنای من، بخدا که ترک بقاا کنم


صنما مرو ز مقابلم، که به روی ماه تو مایلم

چه کنم اسیر غم دلم، نتوانمت که رها کنم...


صنما تویی تو بلای من، همه سوی توست هوای من

بخدا تویی تو خدای من، چه شکایتی ز خدا کنم



انچه پیش از این در دسترس بوده نقصی در اعلام شناسه برنامه در انتهای فایل بوده است که در این برنامه اشکال بر طرف گردیده است



برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ شنبه 16 فروردین1393 ] [ 11:50 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 305

اواز: عبدالوهاب شهیدی

به اهتمام: جواد معروفی

اهنگ:کردی در مایه افشاری وسه گاه

اشعار: سعدی/معینی کرمانشاهی/ابوالحسن ورزی

گوینده: روشنک



پای سرو بوستانی در گلست

سرو ما را پای معنی در دلست

هر که چشمش بر چنان روی اوفتاد

 طالعش میمون و فالش مقبلست

نیکخواهانم نصیحت می‌کنند

 خشت بر دریا زدن بی‌حاصلست

 ای برادر ما به گرداب اندریم

 وان که شنعت می‌زند بر ساحلست

شوق را بر صبر قوت غالبست

عقل را با عشق دعوی باطلست

نسبت عاشق به غفلت می‌کنند

 وان که معشوقی ندارد غافلست

 دیده باشی تشنه مستعجل به آب

 جان به جانان همچنان مستعجلست

 بذل جاه و مال و ترک نام و ننگ

در طریق عشق اول منزلست

گر بمیرد طالبی دربند دوست

 سهل باشد زندگانی مشکلست

عاشقی می‌گفت و خوش خوش می‌گریست

جان بیاساید که جانان قاتلست

سعدیا نزدیک رای عاشقان

 خلق مجنونند و مجنون عاقلست


انچه پیش از این در دسترس بوده نقصی در اعلام نام برنامه بوده که در این

 فایل این نقص برطرف گردیده است



برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ شنبه 16 فروردین1393 ] [ 8:32 بعد از ظهر ] [ محسن ]

گلهای رنگارنگ بر نامه شماره327 ث

 

اواز: عبدالوهاب شهیدی

ترانه: پوران

به اهتمام: جواد معروفی

با همکاری: پرویز یاحقی

 اشعار:بهادر یگانه 

ترانه واهنگ: علی اکبر شیدا

غزل اواز: شیخ اجل سعدی

گوینده: اذر پزوهش


انچه میخانه این گنبد مینایی ازوست

ساغر وباده ازوست مستی وشیدایی ازوست

شعله سرکش شمع وپر پروانه ازوست

رنگ وبوی گل ازو خوبی وزیبایی ازوست

گرچه رسوای جهانیم بجان خرسندیم

نام وننگ از و رندی ورسوایی از وست

نوشخند لب هر غنچه خونین دل ازوست

درد وداغ دل هر لاله صحرایی ازوست

همچو ائینه اگر محو تماشای توئیم

ای سیه چشم جمال تو تماشایی از وست




عقرب زلف کجت

با قمر قرينه

تا قمر در عقربه 

كار ما چنينه

کيه کيه در می‌زنه

من دلم می‌لرزه

درو با لنگر می‌زنه

من دلم می‌لرزه

ای پری بيا در کنار ما

جان خسته را مرنجان

از برم مرو

خصم جان مشو

تا فدای تو کنم جان 

نرگس مست تو و بخت من خرابه

بخت من از تو چشم تو از شرابه


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ شنبه 16 فروردین1393 ] [ 4:48 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یک شاخه گل برنامه شماره 425

اواز: سیاوش

همنوازی: پرویز یاحقی/لطف الله مجد/جهانگیر ملک

اهنگ: بیات اصفهان

غزل اواز: شیخ اجل سعدی

اشعار متن برنامه:روشن کردستانی/ ایزدی یزدی/مهرداد اوستا

گوینده: روشنک



مشنو ای دوست که غير از تو مرا ياری هست

يا شب و روز بجز فکر توام کاری هست

 

به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس

که به هر حلقه زلف تو گرفتاری هست

 

گر بگويم که مرا با تو  سر و کاری نيست

در و ديوار گواهی بدهد کاری هست **

 

هر که عيبم کند از عشق و ملامت گويد

تا نديدست تو را بر منش انکاری هست **

 

صبر بر جور رقيبت چه کنم، گر نکنم

همه دانند که در صحبت گل، خاری هست

 

نه من خام طمع، عشق تو می‌ورزم و بس

که چو من سوخته در خيل تو بسياری هست **

 

باد، خاکی ز مقام تو بياورد و ببرد

آب هر طيب که در کلبه عطاری هست **

 

من چه در پای تو ريزم که سزای تو بود

سر و جان را نتوان گفت که مقداری هست

 

همه را هست همين داغ محبت که مراست

نه که مستم من و در خيل تو هشياری هست

 

من از اين دلق مرقع به درآيم روزی

تا همه خلق بدانند که زناری هست **

 

عشق سعدی نه حديثی است که پنهان ماند

داستانيست که بر هر سر بازاری هست **



برچسب‌ها: یک شاخه گل
[ جمعه 15 فروردین1393 ] [ 5:46 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای صحرایی برنامه شماره 61

ترانه: الهه/ویگن

به اهتمام: جواد معروفی

با همکاری: انوشیروان روحانی/فرید فرجاد

اهنگ:اوديس خاچاطوريان

ترانه فارسی: معینی کرمانشاهی

گوینده: اذر پزوهش


برچسب‌ها: گلهای صحرایی
[ جمعه 15 فروردین1393 ] [ 3:52 بعد از ظهر ] [ محسن ]

گلهای صحرایی برنامه شماره 40

ترانه: الهه

اهنگ: محلی داغستانی

تنظیم وهارمونی: جواد معروفی

ترانه سرا: کاوه

پیانو: انوشیروان روحانی

گوینده: روشنک



برچسب‌ها: گلهای صحرایی
[ جمعه 15 فروردین1393 ] [ 2:53 بعد از ظهر ] [ محسن ]

زندگینامه: محمد گلبن (1314 - 1392)

کتاب  > نویسندگان و مولفان- همشهری آنلاین:
محمد گلبن، نویسنده، پژوهشگر، فهرست نگار، محقق و مصصح در سال 1314 در قریه کهیاد شهر اردستان به دنیا آمد.

وی دوران کودکی را در زادگاه خود و در کنار خانواده‌ و پدری فاضل گذراند. از پنج سالگی به مدرسه رفت و نزد استادی در همان قریه شاهنامه، تاریخ بیهقی و گلستان سعدی آموخت.

گلبن در کودکی از مدرسه و مکتب گریزان بود اما پدرش که دهقانی روشنفکر و اهل مطالعه بود با تشویق‌هایش باعث شد به ادبیات علاقه‌مند شود. پدر، فردوسی را حفظ بود و همیشه برای فرزندش می‌خواند.

وی دوران دبیرستان را در مدارس جعفری علوی و دارالفنون تهران گذراند. در همان ایام نیز عضو فعال انجمن‌های ادبی تهران از جمله حکیم نظامی بود. از ۱۶ سالگی در مجلات ادبی مشغول به فعالیت شد و در روزنامه اقلیم صفحه ادبیات را اداره می‌کرد و برای آن صفحه شعر و مطلب ادبی فراهم می‌کرد.

علاقه وافر محمد گلبن به جمع آوری مطبوعات باعث شد او بتواند گنجینه‌ای از مطبوعات را کنار هم گرد آورد که شامل نخستین کارهای مطبوعات ایران می‌شود.

مجموعه‌ای از این گنجینه در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود و یک سالن نیز به نام مجموعه محمد گلبن نام‌گذاری شده است. این مجموعه شامل مجلات ادواری، روزنامه‌های بسیار قدیمی است که در این سالن به نمایش گذاشته شده است.

محمد گلبن ۳۷ سال در یک مجموعه اداری که هیچ ارتباطی به کار ادبیات نداشت مشغول به کار بود اما این اشتغال هیچ‌گاه باعث نشد از کارهایش بازبماند.

وی در سال ۱۳۴۷ هنگامی که در شرکت میتسوبیشی مشغول به کار بود دکتر محمود عنایت از او به عنوان استاد راهنمای دانشگاه دعوت به همکاری کرد اما شرکت میتسوبیشی موافقت نکرد.

نخستین اثر تألیفی محمد گلبن «فردوسی نامه بهار» نام دارد؛ این اثر شامل تمام شعرها و مقاله‌های ملک الشعرای بهار است که درباره فردوسی نگاشته شده و جلد دوم آن متن‌های پهلوی است که ملک الشعرای بهار از زبان پهلوی دوره ساسانی ترجمه کرده است.

کتاب «بلندآفتاب خراسان» یادنامه استاد محمد تقی ملک الشعرای بهار که به بهانه پنجاهمین سالگرد درگذشت بهار نگاشته شده از جمله کتاب‌های محمد گلبن است که به چهار بخش تقسیم شده است. بخش اول زندگی و آثار، بخش دوم در رثای ملک الشعرای بهار، بخش سوم نقد و بررسی آثار و بخش آخر تصاویر و اسناد را دربرمی گیرد.

این کتاب مجموعه‌ای است از آثار منثور و منظومی که پس از درگذشت شادروان بهار در مراسم تشییع او و در چند سال به مناسبت‌های مختلف از جمله یادبودهایی که برای او برگزار شده به چاپ رسیده است.

فهرست نویسی آثار یکی از کارهای مفید و با ارزشی است که مسیر اصلی تألیفات محمد گلبن را به خود اختصاص داده است.

یکی دیگر از این تألیفات کتاب «فهرست توصیفی مقالات جشن نامه‌ها و یادنامه‌ها از آغاز تاکنون» است که توسط محمد گلبن و احمد شکیب آذر تهیه و تدوین شده است. 

از دیگر کارهای محمد گلبن می‌توان به «کتاب شناسی صادق هدایت» و «فهرست سی ساله سالنامه دنیا» اشاره کرد.

محمد گلبن شاعری است که مجموعه شعری منتشر نکرده اما در بسیاری از مجلات می‌توان شعرهای او را دید و خواند.

استاد محمد گلبن به دلیل سکته‌ مغزی از 12 دی‌ 1391 در بخش مراقبت‌های ویژه‌ی بیمارستان بستری شد و سرانجام  20 اردیبهشت‌ 1392 از دنیا رفت.


برچسب‌ها: یادی از بزرگان موسیقی ایرانزمین
[ چهارشنبه 13 فروردین1393 ] [ 10:10 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 572

اواز: حسین قوامی

ترانه: پروین

با همکاری هنرمندان: احمد خان عبادی/همایون خرم/مجید نجاحی/جهانگیر ملک

اهنگ ابوعطا: حسام السلطنه

ترانه سرا: ملک الشعرا بهار

اشعار متن برنامه:فغانی شیرازی/فصیحی هروی/اثیری اخسیتکی/رفیق اصفهانی

غزل اواز: گلبنی

گوینده: فیروزه امیر معز


مطلع شعر غزل اواز: 


مرو از پیشم و عمری نگرانم مگذار


یا چو رفتی بامید دگرانم مگذار


گاهگاهی بمن از مهر پیامی بفرست


فارغ از حال خود ای جان جهانم مگذار


بر دلم داغ غم عشق تو ایام نهاد


تو دگر داغ غم هجر بجانم مگذار


منشین در بر غیر و مبر از یاد مرا


غم دیگر به غم و درد نهانم مگذار


چون دم صبح بروز سیهم خنده مزن


در کف گریه از این بیش عنانم مگذار


جز تو چشم طمع از هر دو جهان پوشیدم 


پس تو تنها دگر ای سرو روانم مگذار


حاصل من که ز هستی همه ناکامی بود


برو ای عمر و بجا نام و نشانم مگذار


دامن از دست من دلشده ایدوست مکش 


درسر فرقت خود تاب و توانم مگذار 


پای بر دیده گلبن بنه ای مایه ناز


مرو از پیشم و عمری نگرانم مگذار


مطلع شعر ترانه:


ای شکسته دل عاشقی ز سر بدر کن

خون شدی از این رهگذر بیا حذر کن

لب ببند واین فسانه مختصر کن

زانکه دلبری وفا ندارند صفا ندارند

خوشگلند زیبا بجز جفا ندارند

چاره خود ای دل تو از ره دگر کن


انچه پیش از این در دسترس بوده حذف نام گوینده برنامه از انتهای فایل بوده

 که در این فایل برطرف گردیده است


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ چهارشنبه 13 فروردین1393 ] [ 9:37 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 568

اواز: حسین قوامی

ترانه: الهه

اهنگ دشتی:بهرام صمیمی

همنواز اواز: رضا ورزنده

ترانه سرا: بهادر یگانه

غزل اواز: مریم اشرفی

اشعار متن برنامه: مریم ساوجی/اوحدی مراغه ای

گوینده: اذر پزوهش


مطلع شعر غزل اواز:


بی خبر کاش در اید ز در یار امشب

تا زشادی بنهم جان سراین کار امشب


 مطلع شعر ترانه:


خدایا خدایا تو تنها گواهی که جز مهربانی ندارم گواهی

تو دانی خدایا که در این جهان بجز درگه تو ندارم پناه




برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ چهارشنبه 13 فروردین1393 ] [ 6:56 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 551

اواز: جمال وفایی

ترانه: عهدیه

با همکاری: احمد خان عبادی/حبیب الله بدیعی/جهانگیر ملک

اهنگ وتنظیم ارکستر: جواد معروفی

ترانه سرا: هما میر افشار

اشعار متن برنامه:حالتی ترکمان/وحید دستجردی/همام تبریزی

غزل اواز: خواجوی کرمانی

گوینده: فیروزه امیر معز


مطلع شعر غزل اواز:


گوییا عزم ندارد که شود روز امشب

یادر آید زدر آن شمع شب افروز امشب

گر بمیرم بجز از شمع کسی نیست که او

برمن خسته بگرید زسر سوز امشب

مرغ شب خوان که دم از پرده ی عشاق زند

گو نوا ازمن شب خیز بیاموز امشب

چون شدم کشته پیکان خدنگ غم عشق

بردلم چند زنی ناوک دل دوز امشب

همچو زنگی بچه ی خال تو گردم مقبل

گر شوم بر لب یاقوت تو پیروز امشب

هرکه در شب، رخ چون ماه تو بیند ،گوید

روز عیدست مگر ، یا شب نوروز امشب

بی لب لعل ورخت ، خادم خلوتگه انس

گو ، صراحی منه وشمع میفروز امشب

تا ، که آموختت از کوی وفا بر گشتن

خیز و باز آی ، علیرغم بد آموز امشب

بنشان شمع جگر سوخته را گر چه کسی

منشیناد به روز من بد روز امشب

اگر آن عهد شکن با تو نسازد خواجو

خون دل میخور وجان میده ومیسوز امشب

تامگر صبح تو سر بر زند از مطلع مهر

دیده بر چرخ، چو مسمار فرو دوز امشب


مطلع شعر ترانه:


همه خروشی به سینه ام مگر شرابی ایدل

به خاک وخون می کشی مرا مگر عذابی ایدل

به سینه سر می کوبی به پیچ وتابی ایدل

به بحر هستی دیگر تو چون حبابی ایدل



برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ چهارشنبه 13 فروردین1393 ] [ 5:16 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای تازه برنامه شماره 108

اواز: نادر گلچین در دستگاه همایون

با همکاری هنرمندان: حبیب الله بدیعی/منصور صارمی/جهانگیر ملک

غزل اواز: حضرت حافظ

گوینده: فریدون توفیقی



چه مستي است ندانم كه رو به ما آورد


كه بود ساقي و اين باده از كجا آورد


تو نيز باده به چنگ آر و راه صحرا گير


كه مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد


دلا چو غنچه شكايت ز كار بسته مكن


كه باد صبح نسيم گره گشا آورد


رسيدن گل و نسرين به خير و خوبي باد


بفشه شاد و گش آمد سمن صفا آورد


صبا به خوش خبري هدهد سليمان است


كه مژده طرب از گلشن سبا آورد


علاج ضعف دل ما كرشمه ساقي است


بر آر سر كه طبيب آمد و دوا آورد


مريد پير مغانم ز من مرنج اي شيخ


چرا كه وعده تو كردي و او به جا آورد


به تنگ چشمي آن ترك لشكري نازم


كه حمله بر من درويش يك قبا آورد


فلك غلامي حافظ كنون به طوع كند


كه التجا به در دولت شما آورد



برچسب‌ها: گلهای تازه
[ چهارشنبه 13 فروردین1393 ] [ 4:1 بعد از ظهر ] [ محسن ]
مسبب ( طلوع جاودان)

 

اواز: نادر گلچین

اهنگساز ونوازنده فلوت : عماد رام

غزل اواز: معینی کرمانشاهی

 

 

الهی به مستان… الهی به مستان جام شهود
به عقل آفرینان… به عقل آفرینان بزم وجود
به آنان که… به آنان که بی‌باده. مست آمدند
ننوشیده می‌. می‌پرست آمدند
دلم مجمر آتش تور کن. گلم ساغر آب انگور کن
به ساغرکشان شراب ازل. به می‌خوارگان می‌لم یزل
به عشقی که شد از ازل آشکار. به حسنی که شد عشق را پرده دار
دلم مجمر آتش تور کن. گلم ساغر آب انگور کن
در این حال مستی صفا کردم
تو را‌ای خدا من صدا کردم
از این روزگاری که من دیده‌ام
چه شب‌ها خدایا خدا کردم
نهادم سر سجده بر خاکت
به درگاهت امشب دعا کردم
شرار عمر فانی من. طلوع جاودان تویی تو
نشان ناتوانی من. توان بی‌نشان تویی تو
تو شور عشقم داده‌ای. مرا تو رسوا کرده‌ای
به کوی اهل دل مرا. تو مست و شیدا کرده‌ای
کجا روم که چاره ساز.‌ای خدا تویی
نیاز هر چه بی‌نیار.‌ای خدا تویی

 


برچسب‌ها: نادر گلچین
[ سه شنبه 12 فروردین1393 ] [ 12:55 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای تازه برنامه شماره 139 

اواز در بیات اصفهان: نادر گلچین

با همکاری هنرمندان فرهنگ هنر

سرپرست واهنگساز: فرامرز پایور

ترانه: عهدیه 

شعر ترانه: گلچین گیلانی

همنواز اواز: هوشنگ ظریف

غزل اواز: فریدون مشیری

گوینده اذر پزوهش



مطلع شعر ترانه:


می نوش که خورشید به میخانه درخشید

می نوش که گل کرده زمستی رخ خورشید

این می زبهشت امده این جام زجمشید

مستی کن واندوه جهان را ببر از یاد


مطلع غزل اواز:


هوا هوای بهار است باده باده ی ناب


به خنده خنده بنوشیم جرعه جرعه شراب


بنفشه موی من ای آفتاب صبح بهار


مرا به جامی از این آب آتشین دریاب



در این پیاله ندانم چه ریختی ای دوست 


که خوش به جان هم افتاده اند آتش و آب



به جام هستی ما ای شراب عشق بجوش 


به بزم ساده ی ما ای چراغ ماه بتاب



گل امید من امشب شکفته در بر من 


بیا یک نفس ای چشم سرنوشت بخواب





[ سه شنبه 12 فروردین1393 ] [ 4:3 قبل از ظهر ] [ محسن ]
یک شاخه گل برنامه شماره 440

اواز:حسین قوامی

با همکاری هنرمندان: جلیل شهناز/ناصر افتتاح

اهنگ: سه گاه

اشعار متن برنامه:فروغی بسطامی/نظیری نیشابوری/ظهوری ترشیزی

غزل اواز: نیازی کرمانی

گوینده: روشنک




اي نشسته درخيال من، فراموشم مکن


با فراموشي و تنهايي، هم آغوشم مکن


زندگاني مي کنم چون شعله با خود سوختن


زنده ام با سوز و ساز خويش، خاموشم مکن


مي تراود تا شراب بوسه از جام لبت


از شراب تلخ تنهايي قدح نوشم مکن


دودم و از شعله دارم دامني رنگين به بار


اين شرر از من مگير از نو سياه پوشم مکن


چون صبا در جستجو خود به هر سويم مکش


همچو گيسوي سياهت خانه بر دوشم مکن


اين دل درد آشنا را در شرار غم بسوز


هر چه مي خواهي بکن اما فراموشم مکن




برچسب‌ها: یک شاخه گل
[ یکشنبه 10 فروردین1393 ] [ 10:29 بعد از ظهر ] [ محسن ]

عاشقم ، سوخته ام ، وا بگذارید مرا

لحظه ای با دل شیدا بگذارید مرا

من که افتاده ام از پا ، دگر ای همسفران

ببُرید از من و تنها بگذارید مرا


سرنوشت من و دل بی سر و سامانی بود

به قضا و قدَر اینجا بگذارید مرا

عاقلان ، راه سلامت به شما ارزانی

من که مجنونم و رسوا ، بگذارید مرا


خسته و کوفته از شور و شر زندگیم

یک دم آسوده ز غوغا بگذارید مرا

تلخ کامم ، که به غمخواری من بنشیند ؟

شاد از آنم که به غمها بگذارید مرا


دل دیوانۀ عاشق ، نشود پند پذیر

بهتر آنست به خود وا بگذارید مرا

نیست کاری به شما ، لحظه ای از بهر خدا

وا گذارید دمی با دل دیوانه مرا


خودپرستی ز شما ، دوست پرستی از من

غمِ جان است شما را ، غم جانانه مرا

کاش در آتش حسرت نگدازد چون شمع

آنکه در آتش غم سوخت چو پروانه مرا


گر نگشتی به مُراد دلم ای چرخ ، مگرد !

بی نیاز از تو کند گردش پیمانه مرا

عاقلان عیب من از باده پرستی نکنید

عالمی هست دراین گوشه ی میخانه مرا


مستم ای رهروِ هشیار ، خدا را مددی

یا به میخانه رسان ، یا به درِ خانه مرا

یاد از آن شب که به دیوانگیم قهقهه زد

ریخت این سلسله ی زلف چو بر شانه مرا


از همان دم که گدای سر کوی تو شدم

عشق بخشید شبی ، شوکت شاهانه مرا

قصّه می خواندم از آن چشم فسونگر ، امّا

دل من کرد به دیوانگی افسانه مرا


[ جمعه 8 فروردین1393 ] [ 8:15 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد دکتر ابراهیم باستانی پاریزی

بزم شاعران

زیر نظر: مهدی سهیلی

میهمان برنامه: عبدالرحمن فرامرزی

شاعرات برنامه:دکتر ابراهیم باستانی پاریزی/ناصر روانبخش/حسین منزوی

گویندگان بزم:فیروزه امیر معز/رضائیان/مهدی علیمحمدی

هنرمندان: حسین قوامی/فرهنگ شریف/رضا ورزنده

 اواز در مایه دشتی

غزل اواز: از سوگندنامه اسکندر به مادر ( نظامی گنجوی)



به شب زنده داران بیگاه خیز

به خاکی غریبان خونابه ریز

به شب ناله تلخ زندانیان

به قندیل محراب روحانیان

به عزلت نشینان صحرای درد

به ناخن کبودان سرمای سرد

به صبری که در ناشکیبا بود

به شرمی که در روی زیبا بود

به داد افرینی که دارنده اوست

همان جان ده وجان برارنده اوست


یاد ونامش همواره گرامی باد

[ چهارشنبه 6 فروردین1393 ] [ 10:50 بعد از ظهر ] [ محسن ]

به یاد دکتر ابراهیم باستانی پاریزی


خصوصی


اواز: محمود محمودی خوانساری


همنوازان: حبیب الله بدیعی/فضل الله توکل


کلام: دکتر باستانی پاریزی



باز شب امد وشد اول بیداری ها


من وسودای دل  وفکر گرفتاری ها


شب خیالات وهمه روز تکاپوی حیات


خسته شد جان وتنم زین همه تکراری ها


نوجوانی به هوس رفت واز ان برجا ماند


تنگی سینه وبی خوابی وبیماری ها


سرگذشتی گنه الود وحیاتی مغشوش


خاطراتی سیه از ضبط خطا کاری ها



برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
[ چهارشنبه 6 فروردین1393 ] [ 8:5 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یک شاخه گل برنامه شماره 350

اواز:اکبر گلپایگانی

با همکاری هنرمندان:جلیل شهناز/پرویز یاحقی/امیر ناصر افتتاح

اهنگ: بیات ترک

اشعار:مشتاق اصفهانی/معین الدین یزدی/مستقیم شیرازی/عاشق اصفهانی/همای شیرازی

گوینده: فیروزه امیر معز



   تا به دامان تو ما دست تولا زده ایم 

                                              تولای تو برهر دو جهان پا زده ایم


                           تا نهادیم به کوی تو صنم روی نیاز


                                              پشت پا بر حرم و دیر وکلیسا زده ایم


                          در خور مستی ما رطل وخم ساغر نیست


                                              ما از آن باده کشانیم که دریا زده ایم


                          همه شب از طرف گریه مینا ، من وجام


                                              خنده بر گردش این گنبد مینا زده ایم


                          نشوی غافل ازاندیشه شیدایی ما


                                              گر چه زنجیر به پای دل شیدا زده ایم


                          تا نهادیم سر اندر قدم پیر مغان


                                                  پای بر فرق جم و افسر دارا زده ایم


                          جای دیوانه چو در شهر ندادند «هما»


                                               من ودل چند گهی خیمه به صحرا زده ایم


انچه پیش از این در دسترس بوده  فاقد اعلام شماره در انتهای برنامه بوده است



برچسب‌ها: یک شاخه گل
[ سه شنبه 5 فروردین1393 ] [ 10:52 بعد از ظهر ] [ محسن ]

یکم فروردین ماه

به یاد مرتضی خان محجوبی یگانه ی پیانو نواز پهنه ایرانزمین 

هنرمند بی تکراری که با سر انگشتان طلایی وسحر امیز خود چنان اثار بی

 بدیلی را از خود به یادگار گذاشته است که هیچگاه در تاریخ موسیقی ملی

 ایران تکرار نخواهد شد

یاد ونامش همواره در دل عاشقانش خوش وگرامی خواهد بود


گلهای رنگارنگ برنامه شماره 430

ترانه: الهه

اواز: حسین قوامی

اهنگ در مایه دشتی/مرتضی خان محجوبی

ترانه سرا : رهی معیری

غزل اواز:ملا محسن فیض کاشانی

با همکاری هرمندان:جلیل شهناز/اصغر بهاری/مجید نجاحی/سیروس حدادی

امیر ناصر افتتاح

تنظیم: جواد معروفی

گوینده: اذر پزوهش


مطلع شعر ترانه:



آه سردم، اشک دردم، مجنونی، چو آهوی وحشی، صحرا گردم

تا به نگاهت، دیده گشودم، لرزد و سوزد، شمع وجودم

رفتی و بُردی، جان و دلم را، ای به فدایت، بود و نبودم

بیا، تو بنشین! تا یک دم، می نوشم، از آن دو لب نوشین

 

ما را در دل، صفا بوَد، فروغی از خدا بوَد، روی دل، سوی او کن!

تا روشن، دل، چو اشک من، به گرمی و صفا شوی، پیوندی با دل ها کن!

بی تو من، دور از دل، چشم بد، دور از دل

می تابد نور از دل، چشم بد، دور از دل

گر التفات کند، رسد، شبی بوَد، به سوی ما کن!

مجنون شو! به کعبه ی دل ها، ره پیدا کن!

تا به نگاهت، دیده گشودم، لرزد و سوزد، شمع وجودم

رفتی و بُردی، جان و دلم را، ای به فدایت، بود و نبودم

بیا، تو بنشین! تا یک دم، می نوشم، از آن دو لب نوشین



مطلع شعر غزل اواز:



دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی
ز کدام باده ساقی به من خراب دادی

چه دل و چه دین و ایمان همه گشت رخنه رخنه
مژه‌های شوخ خود را چه به غمزه آب دادی

دل عالمی ز جا شد چه نقاب بر گشودی
دو جهان به هم بر آمد چه به زلف تاب دادی

در خرمی گشودی چه جمال خود نمودی
ره درد و غم ببستی چه شراب ناب دادی

ز دو چشم نیم مستت می ناب عاشقان را
ز لب و جوی جبینت شکر و گلاب دادی

همه کس نصیب خود را برد از زکات حسنت
به من فقیر و مسکین غم بی‌حساب دادی

همه سرخوش از وصالت من و حسرت و خیالت
همه را شراب دادی و مرا سراب دادی


ز لب شکر فروشت دل “فیض” خواست کامی


نه اجابتی نمودی نه مرا جواب دادی





برچسب‌ها: یادی از بزرگان موسیقی ایرانزمین
[ جمعه 1 فروردین1393 ] [ 0:0 قبل از ظهر ] [ محسن ]
به یاد هنرمند بی ادعا ابراهیم سرخوش

گلهای رنگارنگ برنامه شماره 118

اواز:مرضیه

اهنگ دشتی: علی تجویدی

با همکاری هنرمندان: ابوالحسن خان صبا /مرتضی خان محجوبی/رضا ورزنده/ابراهیم سرخوش/فرهنگ شریف/محمد شیر خدایی/باشوکی/حسین همدانیان

اشعار: سعدی/حافظ

گوینده: روشنک


بود ایا در میکده ها بگشایند

گره از کار فرو بسته ما بگشایند

اگر از بهر دل زاهد خود بین بستند

دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند

به صفای دل رندان که صبوحی زدگان

ب در بسته به مفتاح دعا بگشایند

نامه تعزیت دختر رز بنویسند

تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشایند

گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب

تا حریفان همه خون از مزه ها بگشایند

در میخانه بستند خدایا مپسند

که در خانه تزویر وریا بگشایند

حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا

که چه زنار ز زیرش به دعا بگشایند


ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه ایم
 با خرابات آشناییم از خرد بیگانه ایم 


خویشتن سوزیم و جان بر سر نهاده شمع وار
 هر کجا در مجلسی شمعی ست ما پروانه ایم


 اهل دانش را در این گفتار با ما کار نیست
 عاقلان را کی زیان دارد که ما دیوانه ایم


 گر چه قومی را صلاح و نیک نامی ظاهر است
 ما به قلّاشی و رندی در جهان افسانه ایم


 اندر این... راه ار ببینی هر دو بر یک جاده ایم
 وندر این کوی ار بدانی هر دو از یک خانه ایم


 عیب توست ار چشم گوهربین نداری ورنه ما
 هر یک اندر بحرِ معنی ، گوهری یک دانه ایم


 خلق می گویند جاه و فضل در فرزانگی ست 
گو مباش آنها که ما رندان نافرزانه ایم


از بیابان عدم، دی آمده ، فردا شده 
کمتر از عیشی یک امشب کاندر این کاشانه ایم


 سعدیا گر باده ی صافیت باید بازگوی
 ساقیا می ده که ما دردی کش می خانه ایم ...


یاد ونام تمامی گلهای پر کشیده از گلستان موسیقی ملی ایران همواره گرامی باد



برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ پنجشنبه 29 اسفند1392 ] [ 1:24 قبل از ظهر ] [ محسن ]
یک شاخه گل برنامه شماره 282

اواز: پوران

با همکاری : حبیب الله بدیعی

اهنگ: حبیب الله بدیعی

اشعار: نظامی گنجوی

ترانه سرا: معینی کرمانشاهی

گوینده: اذر پزوهش


تدبیر کنم هر شب تا دل ز تو برگیرم....

چون روز بر ارد سر مهر تو زسر گیرم....

دل با تو بیامیزم که ای جان جانان....

جان دگرم باید تا دل ز تو برگیرم....




الهی اگر عاشق شود روزی چو من دیوانه اش کن
چو دیوانه شد همدرد من در گوشه میخانه اش کن

به غم یارش کن گرفتارش کن،تا ز دل آهی کشدواشکی بفشاند
تا چومن بر آتش غم دل را بنشاند

 زنا مرادی باید اکنون سوی صحرا رو کنم
به سنگ خارا نیمه شب ها شکوه ها از او کنم

داده از کف روشنی را فانوس چشمم در جوانی
قصه ها گوید نگاهم با این زبان بی زبانی

شعله در کاشانه ام سر میکشد از آه دردآمیزم
روز و شب طوفان کند دور از رخش این اشک سیل انگیزم

زنا مرادی باید اکنون سوی صحرا رو کنم
به سنگ خارا نیمه شب ها شکوه ها از او کنم

داده از کف روشنی را فانوس چشمم در جوانی
قصه ها گوید نگاهم بااین زبان بی زبانی

الهی اگر عاشق شود روزی چو من دیوانه اش کن
چو دیوانه شد همدرد من در گوشه میخانه اش کن

به غم یارش کن گرفتارش کن،تا ز دل آهی کشد و اشکی بفشاند
تا چو من بر آتش غم دل را بنشاند



برچسب‌ها: یک شاخه گل
[ جمعه 23 اسفند1392 ] [ 9:14 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 251

اواز: سیاوش

با همکاری هنرمندان: احمد عبادی/اصغر بهاری/فریدون حافظی

اهنگ: ابوعطا

اشعار:عطار/جبلی غرجستانی/مجمر

غزل اواز: حافظ

گوینده: روشنک



هوا خواه توام جانا و میدانم که می دانی

که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی

ملامت گو چه دریابد میان عاشق و معشوق

نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی

بیفشان زلف و صوفی را بپا بازی و رقص آور

که از هر رقعه ی دلقش هزاران بت بیفشانی

گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند ست

خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی

ملک در سجده ی آدم زمین بوس تو نیت کرد

که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی

چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانانست

مباد این جمع را یا رب غم از باد پریشانی

دریغا عیش شبگیری که در خواب سحر بگذشت

ندانی قدر وقت ایدل مگر وقتی که درمانی

ملول از همرهان بودن طریق کاروانی نیست

بکش دشواری منزل بیاد عهد آسانی

خیال چنبر زلفش فریبت می دهد حافظ

نگر تا حلقه ی اقبال نا ممکن نجنبانی



برچسب‌ها: برگ سبز
[ جمعه 23 اسفند1392 ] [ 8:18 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

همنوازی: حبیب الله بدیعی/فرهنگ شریف/جهانگیر ملک

اجرای قطعاتی در بیات ترک

تاریخ اجرا:22/12/61

یاد ونام همه هنرمندان پر کشیده از گلزار موسیقی ملی پهنه ایرانزمین همواره خوش باد


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
[ پنجشنبه 22 اسفند1392 ] [ 11:41 بعد از ظهر ] [ محسن ]
ترانه ها وخاطره ها   برنامه شماره یک

مجموعه حاضر یکی از ده ها مجموعه ایست که در سال های نه چندان دور از رادیو ایران پخش می شده است


گوینده: مولود زهتاب


ساز شکسته : دلکش

شبهای زاینده رود: ایرج

لیلا: پروین

محلی قوچانی: ترانه

عکس من: ویگن




برچسب‌ها: ترانه ها وخاطره ها
[ پنجشنبه 22 اسفند1392 ] [ 10:20 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد علی تجویدی وهمه هنرمندان پر کشیده از گلستان موسیقی ملی

گلهای رنگارنگ برنامه شماره 233

اواز: حسین قوامی

اهنگ: علی تجویدی

ترانه: مرضیه

با همکاری هنرمندان: جلیل شهناز/حسن کسایی

اشعار: سعدی/هلالی

ترانه سرا: معینی کرمانشاهی


مطلع شعر غزل اواز:



آن را که غمی چون غم من نیست چه داند


کز شوق توام دیده چه شب می‌گذراند

وقتست اگر از پای درآیم که همه عمر

باری نکشیدم که به هجران تو ماند

سوز دل یعقوب ستمدیده ز من پرس

کاندوه دل سوختگان سوخته داند

دیوانه گرش پند دهی کار نبندد

ور بند نهی سلسله در هم گسلاند

ما بی تو به دل برنزدیم آب صبوری

در آتش سوزنده صبوری که تواند

هر گه که بسوزد جگرم دیده بگرید

وین گریه نه آبیست که آتش بنشاند

سلطان خیالت شبی آرام نگیرد

تا بر سر صبر من مسکین ندواند

شیرین ننماید به دهانش شکر وصل

آن را که فلک زهر جدایی نچشاند

گر بار دگر دامن کامی به کف آرم

تا زنده‌ام از چنگ منش کس نرهاند

ترسم که نمانم من از این رنج دریغا

کاندر دل من حسرت روی تو بماند

قاصد رود از پارس به کشتی به خراسان

گر چشم من اندر عقبش سیل براند

فریاد که گر جور فراق تو نویسم

فریاد برآید ز دل هر که بخواند

شرح غم هجران تو هم با تو توان گفت

پیداست که قاصد چه به سمع تو رساند

زنهار که خون می‌چکد از گفته سعدی

هرک این همه نشتر بخورد خون بچکاند


مطلع شعر ترانه:



حیرانم حیرانم ز دست دل سرگردانم

گریانم گریانم گواه من این دامانم

دل دیوانه ی من شده بیگانه ی من

افسون ها کرده ام که رامم گردد

شده کاشانه من پر ز افسانه ی من

وای از من کی جهان به کامم گردد

بازی که اسمان پیما شد

فارغ زبیم طوفان ها شد

دل اگر دل من باشد جانا

نکند زغم هجرا پروا

گل بی رونق هر گز نهراسد ز خزان

زبلا کی بگریزد دل سودا زدگان

هرکس عاشق شد غم مرا می داند

رنج این ره را شکسته پا می داند

ای که در جهان جز حکایت بیش وکم نداری

با تو چون کنم راز دل بیان چون که غم نداری

هرکس عاشق شد غم مرا می داند

رنج این ره را شکسته پا می داند

دل دیوانه من شده بیگانه ی من

افسون ها کرده ام که رامم گردد

شده کاشانه من پر ز افسانه من

وای از من کی چهان به کامم گردد





برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ پنجشنبه 22 اسفند1392 ] [ 8:16 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد علی تجویدی

گلهای تازه برنامه شماره 89

اواز: گلپایگانی

با همکاری: علی تجویدی/فرهنگ شریف/منصور صارمی/جهانگیر ملک

غزل: استاد سخن سعدی

گوینده: فخری نیکزاد



بگذشت و باز آتش در خرمن سكون زد 
درياى آتشينم در ديده موج خون زد 

خود كرده بود غارت عشقش حوالى دل 
بازم به يك شبيخون بر ملك اندرون زد 

ديدار دلفروزش در پايم ارغوان ريخت 
گفتار جان فزايش در گوشم ارغنون زد 

ديوانگان خود را مي بست در سلاسل 
هر جا كه عاقلى بود اين جا دم از جنون زد 

يا رب دلى كه در وى پرواى خود نگنجد 
دست محبت آن جا خرگاه عشق چون زد 

غلغل فكند روحم در گلشن ملايك 
هر گه كه سنگ آهى بر طاق آبگون زد 

سعدى
ز خود برون شو گر مرد راه عشقى 
كان كس رسيد در وى كز خود قدم برون زد





برچسب‌ها: گلهای تازه
[ پنجشنبه 22 اسفند1392 ] [ 5:55 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد علی تجویدی

برگ سبز برنامه شماره 135

اواز: عبدالوهاب شهیدی

با هنرمندی: علی تجویدی

اشعار:عطار/محتشم کاشانی/جمال الدین عبدالرزاق/رضا قزوینی/اهلی شیرازی/نظامی گنجوی/عراقی

اهنگ: بیات زند

گوینده: روشنک


چه افتاد ای سپهر لاجوردی

که امشب چون دگر شبها نگردی

نه زین ظلمت همی یابم امانی

نه از نور سحر بینم نشانی

بخوان ای مرغ اگر داری زبانی

بخند ای صبح اگر داری دهانی

اگر کافر نه ای ای مرغ شب گیر

چرا برناوری اواز تکبیر

خداوندا شبم را روز گردان

چو روزم بر جهان پیروز گردان

شبا جوانمردی بیاموز

مرا یا زود کش یا زود شو دور

که رحمی بر دل پر خونم اور

وزین غرقاب غم بیرونم اور

زتو چون پوشم این راز نهانی

وگر پوشم تو خود پوشیده دانی



برچسب‌ها: برگ سبز
[ پنجشنبه 22 اسفند1392 ] [ 4:43 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای تازه برنامه شماره 151

اواز: سیاوش

با همکاری هنرمندان:حسن کسایی  /محمد رضا لطفی/ناصر فرهنگفر

اهنگ: شوشتری

اشعار: فروغی بسطامی/بابا طاهر

گوینده: فخری نیکزاد



چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی

بر دشمنان نشستی، دل دوستان شکستی

سر شانه را شکستم به بهانه ی تطاول

که به حلقه حلقه زلفت نکند درازدستی

ز تو خواهش غرامت نکند تنی که کشتی

ز تو آرزوی مرهم نکند دلی که خستی

کسی از خرابه ی دل نگرفته باج هرگز

تو بر آن خراج بستی و به سلطنت نشستی

به قلمروی محبت در خانه‌ای نرفتی

که به پاکی‌اش نرفتی و به سختی‌اش نبستی

به کمال عجز گفتم که به لب رسید جانم

ز غرور ناز گفتی که مگر هنوز هستی

ز طواف کعبه بگذر، تو که حق نمی‌شناسی

به در کنشت منشین تو که بت نمی‌پرستی

تو که ترک سر نگفتی ز پِیَش چگونه رفتی

تو که نقد جان ندادی ز غمش چگونه رستی

اگرت هوای تاج است ببوس خاک پایش

که بدین مقام عالی نرسی مگر ز پستی

مگر از دهان ساقی مددی رسد وگرنه

کس از این شراب باقی نرسد به هیچ مستی

مگر از عذار سر زد خط آن پسر «فروغی»

که به صد هزار تندی ز کمند شوق جستی

برچسب‌ها: گلهای تازه
[ یکشنبه 18 اسفند1392 ] [ 0:23 قبل از ظهر ] [ محسن ]

به یاد دو اسطوره موسیقی سرزمین مادری احمد عبادی/حسین قوامی


نخستین باده کاندر جام کردند

زچشم مست ساقی وام کردند

چو خود کردند راز خویشتن فاش

عراقی را چرا بدنام کردند



یک شاخه گل برنامه شماره 292

اواز: حسین قوامی

همنواز اواز: احمد خان عبادی

اهنگ: بیات اصفهان

اشعار:  فخرالدین عراقی

گوینده: اذر پزوهش



ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی

چه کنم که هست این ها گل باغ آشنایی

همه شب نهاده ام سر چو سگان بر آستانت

که رقیب در نیاید به بهانه ی گدایی

مژه ها و چشم یارم به نظر چنان نماید

که میان سنبلستان چرد آهوی خطایی

درِ گُلسِتانِ چشمم ز چه رو همیشه باز است

به امید آنکه شاید تو به چشمِ من درآیی

ز فراق چون ننالم من دلشکسته چون نی

که بسوخت بند بندم زحرارت جدایی

سر برگ گل ندارم ز چه رو روم به گلشن؟

که شنیده ام زگل ها همه بوی بی وفایی

به کدام مذهب است این، به کدام ملت است این

که کُشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند

که تو در برون چه کردی؟ که درون خانه آیی

به قمار خانه رفتم، همه پاکباز دیدم

چو به صومعه رسیدم، همه زاهد ریایی

در دیر می زدم من که ندا ز در درآمد

که درآ، درآ عراقی، که تو هم از آنِ مایی



برچسب‌ها: یک شاخه گل
[ شنبه 17 اسفند1392 ] [ 0:42 قبل از ظهر ] [ محسن ]
به یاد احمد خان عبادی

یک شاخه گل برنامه شماره 387

اواز: پوران

با همکاری هنرمندان: احمد خان عبادی/حبیب الله بدیعی/فرهنگ شریف/ناصر افتتاح

اهنگ در ابوعطا : جهانبخش پازوکی

اشعار: کلیم کاشانی/سعدی/عراقی

گوینده: اذر پزوهش


مطلع شعر ترانه:


اشکم دونه دونه از دیده رونه

دل کرده بهونه ای خدا دیده ودل هر دوتا خونه


مطلع غزل اواز:


بیا که وقت بهارست تا من وتوبهم

به دیگران نگذاریم باغ وصحرا را

تورا در ائینه دیدن جمال طلعت خویش

بیان کند که چه بود ست ناشکیبارا

که گفت در رخ زیبا نظر خطا نباشد

خطا بود که نبینند روی زیبا را

نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی

چو دل به عشق دهی دلبران یغمارا


برچسب‌ها: یک شاخه گل
[ جمعه 16 اسفند1392 ] [ 8:43 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد حسین قوامی

برگ سبز برنامه شماره 189

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان:مجید نجاحی/پرویز یاحقی

اشعار:عطار/بابا فغانی شیرازی/گلبن/عراقی

اهنگ: شور دشتی

گوینده: روشنک


گر بگویم به تو ای مه که چه زیبنده ی نازی

رخ بر افروزی واز عشوه نازم بگذاری

گر بدانی که چه خوبست خطت بر ورق گل

یک نفس ائینه از پیش نظر دور نسازی

کشته ومرده ی انم که به رعنایی وشوخی

نرگس از سرمه سیه سازی وسنبل بطرازی

افتابی ومنت ذره ی خورشید پرستم

اه اگر بر سرم ایی زپی بنده نوازی


انچه پیش از این در دسترس بوده   نام گوینده و دستگاه برنامه از فایل حذف گردیده بود 


برچسب‌ها: برگ سبز
[ جمعه 16 اسفند1392 ] [ 2:0 قبل از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 12

اواز: ؟؟؟؟؟؟؟

با همکاری هنرمندان: احمد عبادی/حبیب الله بدیعی/حسن کسایی

اشعار:عطار/حافظ/سنایی/مولانا/شیخ بهایی/عراقی

گوینده: روشنک


من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم

هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من

سر من از نالهٔ من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست

تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست

آتشست این بانگ نای و نیست باد
هر که این آتش ندارد نیست باد

آتش عشقست کاندر نی فتاد
جوشش عشقست کاندر می فتاد

نی حریف هرکه از یاری برید
پرده‌هااش پرده‌های ما درید

همچو نی زهری و تریاقی کی دید
همچو نی دمساز و مشتاقی کی دید

نی حدیث راه پر خون می‌کند
قصه‌های عشق مجنون می‌کند


برچسب‌ها: برگ سبز
[ پنجشنبه 15 اسفند1392 ] [ 0:58 قبل از ظهر ] [ محسن ]
گلهای تازه برنامه شماره 42

اواز: سیاوش

با همکاری هنرمندان: جلیل شهناز/پرویز یاحقی/جهانگیر ملک

غزل: سعدی

گوینده: فخری نیکزاد


اگر تو فارغی از حال دوستان يارا
فراغت از تو ميسر نمی‌شود ما را

تو را در آينه ديدن، جمال طلعت خويش
بيان کند که چه بوده‌است ناشکيبا را

بيا که وقت بهارست تا من و تو به هم
به ديگران بگذاريم باغ و صحرا را

به جای سرو بلند ايستاده بر لب جوی
چرا نظر نکنی يار سرو بالا را

شمايلی که در اوصاف حسن و ترکيبش
مجال نطق نباشد زبان گويا را **

که گفت بر رخ زيبا نظر خطا باشد
خطا بود که نبيند روی زيبا را

به دوستی که اگر زهر باشد از دستت
چنان به صدق و ارادت خورم که حلوا را **

کسی ملامت وامق کند به نادانی
عزيز من که نديده‌است روی عذرا را **

گرفتم آتش پنهان خبر نمی‌داری
نگاه می‌نکنی آب چشم پيدا را **

نگفتمت که به يغما دلت رود سعدی
چو دل به عشق دهی دلبران يغما را

هنوز با همه دردم اميد درمانست
که آخری بود آخر شبان يلدا را **


[ چهارشنبه 14 اسفند1392 ] [ 0:35 قبل از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 484

اواز: محمود محمودی خوانساری

ترانه: مهستی

با همکاری: مجید نجاحی

اهنگ سه گاه: حبیب الله بدیعی

ترانه سرا: بیزن ترقی

غزل اواز: رهی معیری

اشعار:طالب املی/علینقی کمره ای

گوینده: اذر پزوهش


مطلع شعر اواز:


شب بود و من سر در گریبان

غوغای مستی بود و هجران


از زندگانی خسته بودم با گریه پیمان بسته بودم


تا دیده از این مستی گشودم در کوی تو بنشسته بودم


با گریه پیمان بسته بودم


ز غم تو من رهایی ندارم


که بجز تو آشنایی ندارم


غمت از دل من نرفته برون


کشیده دلم را به دشت جنون


خدایا تو که دل به یارم ندادی


چرا طاقت انتظارم ندادی؟


تو که عشق او در وجودم نهادی


چرا طاقت رنجم ندادی؟


مرا غم هجران نکرده رها


رها نشود دل ز دام بلا


که مهر و وفایی نمانده به دلها


نشان صفایی نمانده به دلها

مطلع غزل اواز:


  

شب یار من تب است و غم سینه سوز هم 
تنها نه شب در آتشم ای گل که روز هم 


ای اشک همتی که به کشت وجود من 
آتش فکند آه و دل سینه سوز هم 


گفتم : که با تو شمع طرب تابنک نیست 
گفتا : که سیمگون مه گیتی فروز هم 


گفتم : که بعد از آنهمه دلها که سوختی 
کس می خورد فریب تو ؟ گفتا هنوز هم 


ای غم مگر تو یار شوی ورنه با رهی 
دل دشمن است و آن صنم دلفروز هم

 



برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ سه شنبه 13 اسفند1392 ] [ 1:0 قبل از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 348 ب

اواز: عبدالوهاب شهیدی

ترانه: پروین

اهنگ چهار گاه: علی تجویدی

به اهتمام : جواد معروفی

با همکاری: پرویز یاحقی

ترانه سرا: معینی کرمانشا هی

گوینده: مهناز


مطلع شعر غزل اواز


دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود

تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود


چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت

تدبیر ما به دست شراب دوساله بود


آن نافه مراد که می‌خواستم ز بخت

در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود


از دست برده بود خمار غمم سحر

دولت مساعد آمد و می در پیاله بود


بر آستان میکده خون می‌خورم مدام

روزی ما ز خوان قدر این نواله بود


هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید

در رهگذار باد نگهبان لاله بود


بر طرف گلشنم گذر افتاد وقت صبح

آن دم که کار مرغ سحر آه و ناله بود


دیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاه

یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود


آن شاه تندحمله که خورشید شیرگیر

پیشش به روز معرکه کمتر غزاله بود



مطلع شعر ترانه



خدایا سینۀ عشق آفرین را از من دیوانه مستان

چو من نازک دلی در عاشقی دیگر مبادا

خدایا از دل آشفته‌ام این حالت مستانه مستان

گل نشکفته‌ای چون قلب من پرپر مبادا

مکن منعم مده پندم که آزاد از همه بندم ر‌ها از چون و از چندم

مرا جز سایۀ عشق و وفا بر سر مبادا

خوشا عشق و خوشا در عالم دل پا نهادن

تهی از بادۀ شوقم دمی ساغر مبادا

دو دست رد به روی سینۀ دنیا نهادن

مکن منعم مده پندم که آزاد از همه بندم ر‌ها از چون و از چندم
مرا جز سایۀ عشق و وفا بر سر مبادا

چو من نازک دلی در عاشقی دیگر مبادا

تهی از بادۀ شوقم دمی ساغر مبادا

گل نشکفته‌ای چون قلب من پرپر مبادا




برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ جمعه 9 اسفند1392 ] [ 10:30 قبل از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 497

اواز: حسین قوامی

ترانه : سیما بینا

با همکاری هنرمندان: حبیب الله بدیعی/مجید نجاحی/جهانگیر ملک

اهنگ شور: مهدی خالدی

ترانه سرا: پرتو بیضایی

تنظیم: جواد معروفی

اشعار:طبیب اصفهانی/نیازی صفوی/واقف هندی/سعید نفیسی/رشید 

غزل اواز: رهی معیری

گوینده: روشنک


مطلع شعر غزل اواز:


بی روی تو راحت ز دل زار گریزد

چون خواب که از دیده بیمار گریزد

در دام تو یک شب دلم از ناله نیاسود

آسودگی از مرغ گرفتار گریزد

از دشمن و از دوست گریزیم و عجب نیست

سرگشته نسیم از گل و از خار گریزد

شب تا سحر از ناله دل خواب ندارم

راحت به شب از چشم پرستار گریزد

ای دوست بیازار مرا هر چه توانی

دل نیست اسیری که ز آزار گریزد

زین بیش رهی ناله مکن در بر آن شوخ

ترسم که ز نالیدن بسیار گریزد

 

مطلع شعر ترانه:



روشن از نور جمالت بود چندی خانه ی من

رفتی ای گنج صفا بی نور شد ویرانه ی من

تا که بودی طاق ابروی تو بود ای راحت دل

کعبه ی من قبله ی من دیر من بتخانه ی من

بود با یک گردش مستانه ی چشمت فراهم

ساقی من ساغر من جام من پیمانه ی من

رفتی وشبهای تنهایی است تنها یاد رویت

شاهد من باده ی من شمع من پروانه ی من

با خیال شمع رخسارت شب وروز است روشن

محفل من منزل من بزم من کاشانه ی من

گرم دارد همچو بازار تو بزم دشمنان را

صحبت من قصه ی من حرف من افسانه ی من

ثبت کن در دفتر عشاق ذیل نام پرتو

کشته ی من عاشق من محو من دیوانه ی من


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ پنجشنبه 1 اسفند1392 ] [ 1:44 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 528

ترانه: عهدیه

اواز: عبدالوهاب شهیدی

با همکاری هنرمندان:همایون خرم/رضا ورزنده/جهانگیر ملک

اهنگ اصفهان: علی اکبر شیدا

تنظیم برای ارکستر: جواد معروفی

اشعار متن برنامه:حسن غزنوی/فقیه کرمانی/مجمر زواره ای/طالب املی

غزل اواز:اوحدی مراغه ای/نظامی گنجوی

گوینده: روشنک


مطلع شعر غزل اواز:



مکن از برم جدایی، مرو از کنارم امشب

که نمی‌شکیبد از تو دل بی‌قرارم امشب

ز طرب نماند باقی، که مرا تو هم وثاقی

چو لب تو گشت ساقی نکند خمارم امشب

چه زنی صلای رفتن؟چو نماند پای رفتن

چه کنی هوای رفتن؟ که نمیگذارم امشب

به رخم چو بر گشادی در وعدها که دادی

نه شگفت اگر به شادی نفسی برآرم امشب

چو شدم وصال روزی، به توقعم چه سوزی؟

چه شود که بر فروزی دل سوکوارم امشب؟

گل بخت شد شکفته، که شوم چو بخت خفته

که تو داده‌ای نهفته بر خویش بارم امشب

اگر از هزار دستم، بکشند خوار و پستم

چو یکی همی پرستم، چه غم از هزارم امشب

دگر آرزو نجویم، پی آرزو نپویم

همه از تو شکر گویم، که تویی شکارم امشب

دل اوحدی تو داری، چو نمی‌دهی بیاری

نکنم به ترک زاری، که ز عشق زارم امشب




برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ دوشنبه 28 بهمن1392 ] [ 11:31 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 522

ترانه: پوران

اواز:گلپا/ایرج

با همکاری هنرمندان: حبیب الله بدیعی/احمد عبادی/فرهنگ شریف/منصور صارمی/امیر ناصر افتتاح

اهنگ ابوعطا: جهانبخش پازوکی

تنظیم برای ارکستر: جواد معروفی

اشعار متن برنامه:ناصر بخارایی/طبیب اصفهانی/اهلی شیرازی/کلیم کاشانی/سعدی

غزل اواز:هما میر افشار/ابراهیم صهبا

گوینده: اذر پزوهش



مطلع شعر ترانه اول:


یارب در این غوغای هستی


دنیای عشق و شور و مستی


دستی نگیرد دست من


من ناتوان افتاده ام


دین و دل از کف داده ام


در پای رفتن خار ناکامی شکسته


یارب دل غمدیده ام در خون نشسته


هر آرزویی در دل غمدیده ام پا می گذارد


از دست غم می میرد و راه خلا را میسپارد


حالا که بیداد زمان از حد گذشته


حالا که دل زین فتنه ها آزرده‎ ‎گشته


دستی نگیرد دست من


دستی نگیرد دست من


من ناتوان افتاده ام


دین و دل از کف داده ام


مطلع شعر غزل اواز اول:


ای همه هستی من زان تو

جان ودلم بسته پیمان تو

عشق به سرحد جنونم کشد

این دل دیوانه به خونم کشد

ای که به دام تو اسیرم اسیر

لذت دیوانگی از من مگیر


مطلع شعر ترانه دوم:


اشکم دونه دونه، از دیده روونه، دل کرده بهوونه

ای خدا دیده و دل هر دو تا خونه

دل من هنوز جوونه، نکنه تنها بمونه، توی این عهد و زمونه

هر دونه اشکی بر رخ بنشینه، از شاخ جوونی، یک غنچه بچینه

اشکم دونه دونه، از دیده روونه، دل کرده بهوونه

ای خدا دیده و دل هر دو تا خونه

دل من هنوز جوونه، نکنه تنها بمونه، توی این عهد و زمونه

دل من هنوز جوونه، نکنه تنها بمونه، توی این عهد و زمونه

ای دل گله کم کنی که پرستار نداری

از شکوه حذر کن که خریدار نداری

هر دونه اشکی بر رخ بنشینه، از شاخ جوونی، یک غنچه بچینه

اشکم دونه دونه، از دیده روونه، دل کرده بهوونه

ای خدا دیده و دل هر دو تا خونه

دل من هنوز جوونه، نکنه تنها بمونه، توی این عهد و زمونه

دل من هنوز جوونه، نکنه تنها بمونه، توی این عهد و زمونه


مطلع شعر غزل دوم:


دیشب تو را به ما سر مهر ووفا نبود

ان گرمی ومحبت وشور وصفا نبود

بیگانه وار مینگریستی به چشم من

در چشم ما مگر نگه اشنا نبود

با مهربان خود زجه نامهربان شدی

این شرط دوستداری وترک وفا نبود


انچه پیش از این در دسترس بوده نقصی در اعلام ابتدایی برنامه بوده که در این فایل نقص برطرف گردیده است


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ جمعه 25 بهمن1392 ] [ 8:6 بعد از ظهر ] [ محسن ]
تکنوازان برنامه شماره 532

با همکاری هنرمندان: احمد خان عبادی/اسدالله وجهانگیر ملک

اجرای قطعاتی در ماهور


برچسب‌ها: تکنوازان
[ چهارشنبه 23 بهمن1392 ] [ 0:55 قبل از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 291

اواز: محمود محمودی خوانساری

تصنیف: مرضیه

اهنگ وتصنیف: غلی اکبر شیدا

اشعار: عراقی

به اهتمام: جواد معروفی

 گوینده: روشنک


چشم بی سرمه سیاهش نگرید
روی ناشسته چو ماهش نگرید
گفتم که غمخوارم شوی درروز جدایی
شمع شب تارم شوی ترسم که نیایی
نه دلم بردی تو
نه غمم خوردی تو
دلم آزردی خدا خدا

نادیدن رویت می کُشدم
آن سنبل مویت می کِشدم


مطلع شعر غزل اواز: عماد خراسانی



ماییم   و  دلی   پر   خون   از  جور  پری رویی

دیوانه     زنجیری     ،  آشفته    گیسویی

 

آورده  جهان   از   نو   ،  شیرین   و  فرهادی         

دل برده و دین از من بی مهری  و  مهرویی

 

گلزار  امیدم  سوخت  از برق  سیه چشمی         

در دشت  جنونم  برد ، خال  و  خط آهویی


صبری که مرا حاصل از  گوشه  نشینی  شد         

بر   باد   بداد   آن   مه   با   گوشه  ابرویی


هر  دم  که  خزان  خواهد   تاراج   کند  عمرم         

آن  شاخ  گل  رعنا  مستم  کند  از  بویی


هر دم که در این  زندان داند به لبم جان است         

بر  باغ  گشاید  باز  یک  روزنه  از  سویی


بسیار  جفا  کردم  بر   خویش   و  خطا  کردم         

دانستم و دل بستم بر همچو تو بد خویی


ای  سرو  بلند  من  دور  از تو پر از خون است         

چون  لاله  اگر  دارم  جامّی  و  لب  جویی


سحر  سخنم  بگرفت  صد   کشور   دل  لیکن         

افسوس  که  در  نگرفت  با  نرگس جادویی


تنها  به  چمن  خیزید  یاران  که  عماد  امسال         

شد  سایه  دیواری  شد  خاک   سر  کویی ...




برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ جمعه 18 بهمن1392 ] [ 4:26 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 294

اواز: جمال وفایی

با همکاری هنرمندان: همایون خرم/فرهنگ شریف/مجید نجاحی/جهانگیر ملک

غزل اواز: فروغی بسطامی

اشعار: صهبای قمی/راهب نائینی

اهنگ: شور

گوینده: روشنک



نکته ای هست در این پرده که عاشق داند

ورنه چشم ولب ورخسار ودهان این همه نیست

خود مگر روز جزا رخ بنمایی ورنه

جلوه ی حور وتماشای جنان این همه نیست

کوهکن تا به دل اندیشه ی شیرین دارد

گر به مزگان بکند کوه گران این همه نیست

جام می نوش بیاد شه فرهاد شعار

که مدار فلک ودور زمان این همه نیست


برچسب‌ها: برگ سبز
[ جمعه 18 بهمن1392 ] [ 2:50 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای تازه برنامه شماره 156

اواز: سیاوش

با همکاری هنرمندان: رحمت الله بدیعی/هوشنگ ظریف

غزل اواز: حافظ

پیش درامد وترانه باد خزان: درویش خان

تنظیم: فرامرز پایور

گوینده: سرور پاک نشان



جـان بی جـمال جـانان مـیل جـهان ندارد

هـرکـس کـه ایـن ندارد حقــا کـه آن ندارد


بـا هـیچکس نـشانی زان دلسـِتان ندیدم

یـا مـن خـبر نـدارم یـا او نــشان ندارد


هر شبنمی درین ره صد بحر آتشین است

دردا کـه ایـن معمّـا شـرح و بـیان ندارد


سـَر منزل فـراغت نـتوان زدسـت دادن

ای ساروان فروکش کاین ره کران ندارد


چـنگ خمیده قامت میخواندت بـعشرت

بـشو که پـند پـیران هیچت زیـان ندارد


ای دل طـریق رنــدی از محـتسب بـیاموز

مست است و در حق او کس این گمان ندارد


احـوال گـنج قـارون کـایـّام داد بـر بـاد

در گوش دل فروخوان تا زر نـهان ندارد


گر خود رقیب شمع است اسرار ازو بپوشان

کــان شــوخ سـر بـریـده بـند زبــان نـدارد


کـس در جـهان نـدارد یـک بـنده هـمچـو حــافـظ

زیـرا کـه چـون تـو شــاهی کـس در جـهان نـدارد


این برنامه با همکاری هنرمندان فرهنگ وهنر در افشاری اجرا شده است


برچسب‌ها: گلهای تازه
[ جمعه 18 بهمن1392 ] [ 1:42 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 209

اواز: عبدالوهاب شهیدی

با همکاری : پرویز یاحقی

اشعار:عطار/ظهوری/وحشی بافقی/عراقی

اهنگ: بیات اصفهان

گوینده:روشنک




دوستان شرح پريشاني من گوش كنيد
داستان غم پنهاني من گوش كنيد
قصه بي سر و ساماني من گوش كنيد
گفت و گوي من و حيراني من گوش كنيد
شرح اين آتش جان سوز نگفتن تا كي؟
سوختم سوختم اين راز نهفتن تا كي؟

روزگاري من و او ساكن كويي بوديم
ساكن كوي بت عربده جويي بوديم

عقل و دين باخته ديوانه رويي بوديم
بسته سلسله سلسله مويي بوديم

كس در آن سلسله غير از من و دل بند نبود
يك گرفتار از اين جمله كه هستند نبود


نرگس غمزه زنش اينهمه بيمار نداشت
سنبل پر شكنش هيچ گرفتار نداشت

اينهمه مشتري و گرمي بازار نداشت
يوسفي بود ولي هيچ خريدار نداشت

اول آنكس كه خريدار شدش من بودم
باعث گرمي بازار شدش من بودم



عشق من شد سبب خوبي و رعنايي او
داد رسوايي من شهرت زيبايي او

بسكه دادم همه جا شرح دلارايي او
شهر پر گشت ز غوغاي تماشايي او

اين زمان عاشق سرگشته فراوان دارد
كي سر برگ من بي سروسامان دارد



چاره اينست و ندارم به از اين راي دگر
كه دهم جاي دگر دل به دل آراي دگر
چشم خود فرش كنم زير كف پاي دگر
بر كف پاي دگر بوسه زنم جاي دگر
بعد از اين راي من اينست و همين خواهد بود
من بر اين هستم و البته چنين خواهد بود



پيش او يار نو و يار كهن هردو يكي ست
حرمت مدعي و حرمت من هردو يكي سي
قول زاغ و غزل مرغ چمن هردو يكي ست
نغمه بلبل و غوغاي زغن هر دو يكي ست
اين ندانسته كه قدر همه يكسان نبود
زاغ را مرتبه مرغ خوش الحان نبود



چون چنين است پي كار دگر باشم به
چند روزي پي دلدار دگر باشم به
عندليب گل رخسار دگر باشم به
مرغ خوش نغمه گلزار دگر باشم به
نوگلي كو كه شوم بلبل دستان سازش
سازم از تازه جوانان چمن ممتازش



آن كه بر جانم از او دم به دم آزاري هست
ميتوان يافت كه بر دل ز منش ياري هست
از من و بندگي من اگر اشعاري هست
بفروشد كه به هر گوشه خريداري هست
به وفاداري من نيست در اين شهر كسي
بنده اي همچو مرا هست خريدار بسي



مدتي در ره عشق تو دويديم بس است
راه صد باديه درد بريديم بس است
قدم از راه طلب باز كشيديم بس است
اول و آخر اين مرحله ديديم بس است
بعد از اين ما و سر كوي دل آراي دگر
با غزالي به غزلخواني و غوغاي دگر



تو مپندار كه مهر از دل محزون نرود
آتش عشق به جان افتد و بيرون نرود
وين محبت به صد افسانه و افسون نرود
چه گمان غلط است اين برود چون نرود
چند كس از تو و ياران تو آزرده شود
دوزخ از سردي اين طايفه افسرده شود



اي پسر چند به كام دگرانت بينم
سرخوش و مست ز جام دگرانت بينم
مايه عيش مدام دگرانت بينم
ساقي مجلس عام دگرانت بينم
تو چه داني كه شدي يار چه بي باكي چند
چه هوسها كه ندارند هوسناكي چند



يار اين طايفه خانه برانداز مباش
از تو حيف است به اين طايفه دمساز مباش
ميشوي شهره به اين فرقه هم آواز مباش
غافل از لعب حريفان دغل باز مباش
به كه مشغول به اين شغل نسازي خود را
اين نه كاري ست مبادا كه ببازي خود را



در كمين تو بسي عيب شماران هستند
سينه پر درد ز تو كينه گذاران هستند
داغ بر سينه ز تو سينه فكاران هستند
غرض اينست كه در قصد تو ياران هستند
باش مردانه كه ناگاه قفايي نخوري
واقف كشتي خود باش كه پايي نخوري



گرچه از خاطر وحشي هوس روي تو رفت
وز دلش آرزوي قامت دلجوي تو رفت
شد دل آزرده و آزرده دل از كوي تو رفت
با دل پر گله از ناخوشي خوي تو رفت
حاش لله كه وفاي تو فراموش كند
سخن مصلحت آميز كسان گوش كند


انچه پیش از این در دسترس بوده است فاقد شناسه برنامه واعلام شماره برنامه در انتهای فایل بوده است

این برنامه دارای اعلام شماره در ابتدا وانتهای فایل ودارای شناسه برنامه می باشد



برچسب‌ها: برگ سبز
[ سه شنبه 15 بهمن1392 ] [ 11:12 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 176

اواز: ایرج

با همکاری هنرمندان: احمد عبادی/حبیب الله بدیعی

اهنگ: سه گاه

اشعارمتن برنامه: عطار/همای شیرازی/عبدالرحمن جامی/حافظ/عراقی

گوینده:روشنک


خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است

چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است

جانا به حاجتی که تورا هست با خدا

کاخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است

ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست

احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است


انچه پیش از این در دسترس بوده است نقصی دراعلام شناسه برنامه در انتهای فایل بوده که نام دستگاه ونام گوینده از برنامه حذف گردیده بود که این نقص در این فایل برطرف گردیده است


برچسب‌ها: برگ سبز
[ دوشنبه 14 بهمن1392 ] [ 11:19 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 162

اواز: عبدالوهاب شهیدی

با همکاری: حسن کسایی/ رضا ورزنده

اشعار:عطار/سعدی/عراقی

اهنگ: بیات اصفهان

گوینده: روشنک


تا تو بخاطر منی کس نگذشت بر دلم

مثل تو کیست در جهان تا ز تو مهر بگسلم


سخن عشق تو به انکه براید برزبانم

رنگ رخساره خبر می دهد از حال نهانم

گاه گاه گویم که بنالم زپریشانی حالم

باز گویم که عیانست چه حاجت به بیانم

گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن

که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم


انچه پیش از این در دسترس بوده نقصی در اعلام شناسه برنامه وقطع نام دستگاه وگوینده برنامه بوده که در این فایل این نقص برطرف گردیده است



برچسب‌ها: برگ سبز
[ شنبه 12 بهمن1392 ] [ 11:23 بعد از ظهر ] [ محسن ]
امشب همه غم های عالم را خبر کن
بنشین و با من گریه سر کن، گریه سر کن
ای میهن، ای انبوه اندوهان دیرین
ای چون دل من، ای خموش گریه آگین
در پرده های اشک پنهان، کرده بالین
ای میهن، ای داد
از آشیانت بوی خون می آورد باد
بربال سرخ کشکرت پیغام شومی است
آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد؟
ای میهن، ای غم!
چنگ هزار آوای بارانهای ماتم
در سایه افکند کدامین ناربن ریخت
خون از گلوی مرغ عاشق
مرغی که می خواند
مرغی که می خواست
پرواز باشد...
ای میهن، ای پیر
بالنده ی افتاده، آزاد زمین گیر
خون می چکد اینجا هنوز از زخم دیرین تبرها
ای میهن! 
در اینجا سینه ی من چون تو زخمی است...
در اینجا، دمادم دارکوبی بر درخت پیر می کوبد 
دمادم، دمادم...

[ شنبه 12 بهمن1392 ] [ 1:30 قبل از ظهر ] [ محسن ]
رزم مشترک

اواز: سیاوش

اهنگ:پرویز مشکاتیان

تصنیف:  برزین اذرمهر

همراه شو عزيز ، همراه شو عزيز ...
تنها نمان به درد ،
كين درد مشترك ، 
هرگز جدا جدا ، درمان نمي شود

دشوار زندگي ، هرگز براي ما 
دشوار زندگي ، هرگز براي ما
بي رزم مشترك ، آسان نمي شود

تنها نمان به درد ،
همراه شو عزيز ، همراه شو ، همراه شو ، همراه شو عزيز ...
همرا ه شو عزيز ،
تنها نمان به درد ، 
كين درد مشترك ، هرگز جدا جدا

درمان نمي شود ...


[ شنبه 12 بهمن1392 ] [ 1:5 قبل از ظهر ] [ محسن ]
زبان اتش

اواز: محمد رضا شجریان

شعر اواز: فریدون مشیری

اهنگ: محمد رضا شجریان

تنظیم: مجید درخشانی



تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل ، دلی لبریزِ از مهر تو
تو ای با دوستی دشمن.
زبان آتش و آهن زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.
برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تواین دیو انسان کش برون آید.
تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر رابه خاک و خون بغلطانی؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست ولی حق را برادر جان!
به زور این زبان نافهم آتش ‌بارنباید جست
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده‌ات بیدار، تفنگت را زمین بگذار.



برچسب‌ها: تصنیف
[ شنبه 12 بهمن1392 ] [ 1:4 قبل از ظهر ] [ محسن ]
سیزدهم بهمن ماه یاد اور پرواز غمبار هنرمندی است که بی گمان نامش با ساز ویلون عجین شده  است

پرویز یاحقی هنرمند بی تکراری که غریبانه از گلستان موسیقی ملی ایران پر کشید

یاد ونامش همواره گرامی باد


یک شاخه گل برنامه شماره 422

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان: پرویز یاحقی/فرهنگ شریف/ جهانگیر ملک

اهنگ: ابوعطا

غزل اواز: علی اطهری کرمانی

اشعار متن برنامه:نصرت الله قره گوزلو/نصرت گیلانی/سلمان ساوه ای 

گوینده: اذر پزوهش


نیست کاری به شما مردم فرزانه مرا

واگذارید دمی با دل دیوانه مرا

خود پرستی ز شما دوست پرستی از من

غم جان است شما را غم جانانه مرا

کاش در آتش حسرت بگدازد چون شمع

آنکه در آتش غم سوخت چو پروانه مرا

یاد آن شب که به دیوانگیم قهقهه زد

ریخت آن سلسله ی زلف چو بر شانه مرا

گر نگشتی به مراد دلم ای چرخ مگرد

بی نیاز از تو کند گردش پیمانه مرا

"اطهری" نالم از آن چشم فسونگر؟ حاشا

دل من کرد به دیوانگی افسانه مرا



برچسب‌ها: یک شاخه گل
[ جمعه 11 بهمن1392 ] [ 5:39 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد اسطوره ایرانزمین ( پرویز یاحقی)

تکنوازان برنامه شماره 242

با همکاری هنرمندان: پرویز یاحقی/جلیل شهناز/جهانگیر ملک

اجرای قطعاتی در مایه دشتی


برچسب‌ها: تکنوازان
[ جمعه 11 بهمن1392 ] [ 4:21 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد یگانه ی سرزمین اهورایی ایرانزمین( پرویز یاحقی)

برگ سبز برنامه شماره 266

اواز: جمال وفایی

با همکاری هنرمندان: پرویز یاحقی/رضا ورزنده/مجید نجاحی/ امیر ناصر افتتاح/جهانگیر ملک

اهنگ: شور

اشعار متن برنامه وغزل اواز:هلالی جغتایی

گوینده: فیروزه امیر معز



آرزومند توام، بنمای روی خویش را
ور نه، از جانم برون کن ارزوی خویش را


جان در آن زلفست، کمتر شانه کن، تا نگسلی
هم رگ جان مرا، هم تار موی خویش را


خوب‌رو را خوی بد لایق نباشد، جان من
همچو روی خویش نیکو ساز خوی خویش را


چون به کویت خاک گشتم پایمالکم ساختی
پایه بر گردون رساندی خاک کوی خویش را


آن نه شبنم بود ریزان، وقت صبح، از روی گل
گل ز شرمت ریخت بر خاک آبروی خویش را


 مرده‌ام، عیسی‌دمی خواهم، که یابم زندگی
همره باد صبا بفرست بوی خویش را


بارها گفتم:
هلالی، ترک خوبان کن ولی
هیچ تأثیری ندیدم گفتگوی خویش را



برچسب‌ها: یادی از بزرگان موسیقی ایران
[ جمعه 11 بهمن1392 ] [ 4:10 بعد از ظهر ] [ محسن ]
اخرین برنامه ای که در زمان سرپرستی داود پیرنیا ضبط شده است با گفتاری ازایشان وسپاسگزاری از هنرمندان 

گلهای رنگارنگ برنامه شماره 407

اواز: عبدالوهاب شهیدی

با همکاری: مجید نجاحی

به اهتمام: جواد معروفی

اهنگ دشتی: مرتضی نی داود

ترانه: بهادر یگانه

اشعار: هاتف اصفهانی/ مشتاق

گوینده: اذر پزوهش


چه شود به چهره زرد من،
نظري براي خدا كني 


كه اگر كني همه درد من،
به يكي نظاره دوا كني 


تو شهي و كشور جان تو را،
تو مهي و ملك جهان تو را


زره كرم چه زيان تورا، 
كه نظر به حال گدا كني


زتو گر تفقد و گر ستم، 
بود اين عنايت و آن كرم


همه از تو خوش بود اي صنم،
چه جفا كني چه وفا كني 


همه نوشي از مي لاله گون،
زاياغ مدعيان دون


شكني پياله ما كه خون،
به دل شكسته ما كني


تو كمان كشيده و در كمين
كه زني به تيرم و من غمين


همه غمم بود از همين 
كه خدا نكرده خطا كني


تو كه
هاتف از درش اين زمان،
روي از ملامت بيكران 


قدمي نرفته زكوي آن،
زچه رو به سوي قفا كني 



برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ جمعه 11 بهمن1392 ] [ 0:47 قبل از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 194

اواز: عبدالوهاب شهیدی

تکنوازی: حسن کسایی

غزل اواز: استاد سخن سعدی

اشعار: عطار/حافظ/سعدی/عراقی

اهنگ: بیات زند

گوینده: نورالدین ثابت ایمانی



سرمست ز کاشانه به گلزار برآمد

غلغل ز گل و لاله به یک بار برآمد


مرغان چمن نعره زنان دیدم و گویان

زین غنچه که از طرف چمنزار برآمد


آب از گل رخساره او عکس پذیرفت

و آتش به سر غنچه گلنار برآمد


سجاده نشینی که مرید غم او شد

آوازه اش از خانه خمّار برآمد


زاهد چو کرامات بت عارض او دید

از چله میان بسته به زنار برآمد


بر خاک چو من بی​دل و دیوانه نشاندش

اندر نظر هر که پری وار برآمد


من مفلس از آن روز شدم کز حرم غیب

دیبای جمال تو به بازار برآمد


کام دلم آن بود که جان بر تو فشانم

آن کام میسر شد وین کار برآمد


سعدی چمن آن روز به تاراج خزان داد

کز باغ دلش بوی گل یار برآمد


 این برنامه کمتر در دسترس بوده است


برچسب‌ها: برگ سبز
[ پنجشنبه 10 بهمن1392 ] [ 7:14 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد هنرمند دلسوخته اسدالله ملک

یاد ونامش همواره گرامی باد


تکنوازان برنامه شماره 413

با همکاری: اسدالله ملک/رضا ورزنده/جهانگیر ملک

اجرای قطعاتی در مایه دشتی


برچسب‌ها: یادی از بزرگان موسیقی ایران
[ پنجشنبه 10 بهمن1392 ] [ 1:41 قبل از ظهر ] [ محسن ]
به یاد امیر ناصر افتتاح

یاد ونامش همواره خوش باد


تکنوازان برنامه شماره 292

با همکاری هنرمندان: ابراهیم سرخوش/حسنعلی دفتری/سیروس حدادی/امیر ناصر افتتاح

اجرای قطعاتی در مایه بیات ترک


برچسب‌ها: یادی از بزرگان موسیقی ایران
[ پنجشنبه 10 بهمن1392 ] [ 1:37 قبل از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 464

اواز: ایرج

ترانه: سیما بینا

با همکاری: فرهنگ شریف/حبیب الله بدیعی

تنظیم: جواد معروفی

اهنگ چهار گاه: نصرالله زرین پنجه

ترانه سرا: سیمین بهبهانی

غزل اواز: حافظ

اشعار متن برنامه:میرزا حبیب اصفهانی/حالتی ترکمان/حافظ/ایران الدوله جنت

گوینده: اذر پزوهش


مطلع شعر ترانه:


آفرين نگارا آفرين بر آن حسرت آبي آسمان

به خورشید وان دامن زر فشان

به سرخی نسترن به رنگ وبوی سمن

به سیمای خندان وزان پرور زندگانی


مطلع شعر غزل اواز:


خوش تر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست
ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست


هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار
کس را وقوف نیست که انجام کار چیست


پیوند عمر بسته به مویی ست هوش دار
غم خوار خویش باش غم روزگار چیست


معنی آب زندگی و روضه ی ارم
جز طرف جویبار و می خوش گوار چیست


مستور و مست هر دو چو از یک قبیله‌اند
ما دل به عشوه یی که دهیم اختیار چیست


راز درون پرده چه داند فلک خموش
ای مدّعی نزاع تو با پرده دار چیست


سهو و خطای بنده گرش هست اعتبار 
معنی عفو و رحمت آمرزگار چیست


زاهد شراب کوثر و
حافظ پیاله خواست
تا در میانه خواسته کردگار چیست




برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ سه شنبه 8 بهمن1392 ] [ 0:11 قبل از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 494

ترانه: الهه

اواز: عبدالوهاب شهیدی

ترانه سرا: تورج نگهبان

اهنگ در اصفهان: همایون خرم

با همکاری هنرمندان: همایون خرم/ مجید نجاحی

اشعار متن برنامه:واصل کابلی/خرسندی شیرازی/فروغی بسطامی

غزل اواز: جامی

گوینده: اذر پزوهش


مطلع شعر ترانه:



منم مجنون کویت توئی لیلای لیلا
زشعله نگاهم شده عشقم هویدا

خدایا خدایا خدایا
منم مجنون کویت توئی لیلای لیلا
زشعله نگاهم شده عشقم هویدا

خدایا خدایا خدایا

عشق من من تو را می پرستم

بی تو هرگز ندانم چه هستم

گر روزی عشقت پایان پذیرد

کس جای آن را در دل نگیرد

منم مجنون کویت توئی لیلای لیلا

زشعله نگاهم شده عشقم هویدا

خدایا خدایا خدایا

بیگانه ام خوانی چرا

ای با دل من آشنا

ترکم مکن بحر خدا

تو می بری به خدا دل مرا

بیگانه ام خوانی چرا

ای با دل من آشنا

ترکم مکن بحر خدا

تو می بری به خدا دل مرا
عشق من من تو را می پرستم

بی تو هرگز ندانم چه هستم

گر روزی عشقت پایان پذیرد

کس جای آن را در دل نگیرد

منم مجنون کویت توئی لیلای لیلا

زشعله نگاهم شده عشقم هویدا

خدایا خدایا خدایا


مطلع شعر اواز:


ای ز تو کوه کوه غم بر دل مبتلای من

نیست مراد خاطرت جز غم و جز بلای من

هر مژه کرده جوی خون بر رخ من روان ولی

کیست که با تو دم زند از من و ماجرای من

مهر و وفای من ببین ترک جفای خود بکن

زان که جفای چون تویی نیست کم از وفای من

نامه‌صفت سیاه‌رو مانم اگر نه فضل تو

خامه‌ی مغفرتکشد بر ورق خطای من

باد همیشه تا بود نام و نشان ز بود ما

مسند ناز جای تو خاک نیاز جای من




برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ جمعه 4 بهمن1392 ] [ 8:33 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای تازه برنامه شماره 75

اواز: سیاوش

با همکاری هنرمندان: حبیب الله بدیعی/جلیل شهناز/جهانگیر ملک

شعر: مولانا

اهنگ: افشاری

گوینده: فخری نیکزاد


همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد
همه شب دیده ی من بر فلک ستاره شمرد

خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید
خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد

چه شود گر ز ملاقات دوایی سازی
خسته‌ای را که دل و دیده به دست تو سپرد

نه به یک بار نشاید در احسان بستن
صافی ار می‌ندهی کم ز یکی جرعه درد

همه انواع خوشی حق به یکی حجره نهاد
هیچ کس بی‌تو در آن حجره ره راست نبرد

گر شدم خاک ره عشق مرا خرد مبین
آنکه کوبد در وصل تو کجا باشد خرد

آستینم ز گهرهای نهانی پر دار
آستینی که بسی اشک از این دیده سترد

شحنه عشق چو افشرد کسی را شب تار
ماهت اندر بر سیمینش به رحمت بفشرد

دل آواره اگر از کرمت بازآید
قصه شب بود و قرص مه و اشتر و کرد

این جمادات ز آغاز نه آبی بودند
سرد سیرست جهان آمد و یک یک بفسرد

خون ما در تن ما آب حیاتست و خوش است
چون برون آید از جای ببینش همه ارد

مفسران آب سخن را و از آن چشمه میار
تا وی اطلس بود آن سوی و در این جانب برد



برچسب‌ها: گلهای تازه
[ پنجشنبه 3 بهمن1392 ] [ 7:51 بعد از ظهر ] [ محسن ]
نغمه ی ساز (برنامه ای از رادیو بامداد )

به یاد عارف قزوینی 

اجرا تصنیف ها :سیما بینا /سیاوش/پریسا 


برچسب‌ها: به یاد هنرمندان
[ چهارشنبه 2 بهمن1392 ] [ 11:48 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یک شاخه گل برنامه شماره 417

اواز: حسین قوامی/گلپا/سیاوش

با همکاری هنرمندان:احمد عبادی/جلیل شهناز/لطف الله مجد/رضا ورزنده/حسن ناهید/جهانگیر ملک

اهنگ بیات زند: مرتضی خان محجوبی

اشعار متن برنامه:همام تبریزی/خواجوی کرمانی/عبید زاکانی/جمال الدین اصفهانی/ظهیر فاریابی/شیخ عطار 

غزل اواز: فرصت الدوله شیرازی/سلمان ساوجی/مولانا جلال الدین رومی

گوینده : فیروزه امیر معز


مطلع شعر غزل اواز: حسین قوامی



طالب یاری اگر ،باش گرفتار عشق


یا کشدت عشق یار ، یا که شوی یار عشق


جان به چه کارآیدت ،نیست چو جانان تورا


جان بده و جان بخر ،بر سر بازار عشق


پا به ره عشق نه، جان به سر عشق ده


دستت اگر میرسد، پا مکش از کار عشق


پند ز "فرصت" شنو ،رسته شو ازبند عقل


خویشتن آزاد کن ، باش گرفتار عشق


مطلع شعر غزل اواز: گلپا


به درد دل گرفتارم دوای دل نمی دانم

 

دلا کاری بس مشکل من این مشکل نمی دانم

 

به چشم خویش می بینم که خواهد ریخت خون دل

 

ندانم چون کنم با دل من غافل نمی دانم

 

بیابان و شب تاریک و با من بخت من همراه

 

ولی بختی است خواب آلوده من منزل نمی دانم

 

مرا از دین ودنیایم همان درد تو حاصل بس

 

که من خود دین و دنیا را جز این حاصل نمی دانم

 

به درد دل گرفتارم دوای دل نمی دانم

 

دلا کاری بس مشکل من این مشکل نمی دانم



مطلع شعر غزل اواز:سیاوش


گفت معشوقی به عاشق کای فتا

توبه غربت دیده ای بس شهرها

گوکدامین شهرزانها خوشتر است

گفت ان شهری که در وی دلبر است

 هر کجا تو با منی من خوشدلم

گر بود در چاهی منزلم

هر چه گویم عشق را شرح وبیان

چون به عشق ایم خجل کردم از ان

گرچه تفسیر زبان روشن گر است

لیک عشق بی زبان روشن تر است


برچسب‌ها: یک شاخه گل
[ یکشنبه 29 دی1392 ] [ 11:11 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد هنرمند توانا وبی ادعا ومحجوب همایون خرم نازنین

یاد ونامش همواره گرامی باد



یک شاخه گل برنامه شماره381

اواز: محمود محمودی خوانساری

با همکاری هنرمندان: همایون خرم/رضا ورزنده

اهنگ موزون بیات زند:همایون خرم

اشعار:عراقی/اطهری

گوینده: روشنک



کشید کار ز تنهاییم به شیدایی

ندانم این همه غم چون کشم به تنهایی؟

 

ز بس که داد قلم شرح سرنوشت فراق

ز سرنوشتِ قلم، نامه گشت سودایی

 

مرا تو عمر عزیزی و رفته‌ای ز برم

چو خوش بود اگر ای عمر رفته بازآیی

 

زبان گشاده، کمر بسته‌ایم، تا چو قلم

به سر کنیم هر آن خدمتی که فرمایی

 

به احتیاط گذر بر سواد دیدهٔ من

چنان که گوشهٔ دامن به خون نیالایی

 

نه مرد عشق تو بودم ازین طریق، که عقل

درآمده است به سر، با وجود دانایی

 

درم گشای، که امید بسته‌ام در تو

در امید که بگشاید؟ ار تو نگشایی

 

به آفتاب خطاب تو خواستم کردن

دلم نداد، که هست آفتاب هر جایی

 

سعادت دو جهان است دیدن رویت

زهی سعادت! اگر زان چه روی بنمایی

 



ا


برچسب‌ها: یک شاخه گل
[ شنبه 28 دی1392 ] [ 0:56 قبل از ظهر ] [ محسن ]
تکنوازان برنامه شماره 617

با همکاری هنرمندان: سیمن اقا رضی/سیاوش زندگانی/جهانگیر ملک

اجرای قطعاتی در همایون


برچسب‌ها: تکنوازان
[ جمعه 27 دی1392 ] [ 9:18 بعد از ظهر ] [ محسن ]
به یاد بانوی هنرمند سیمین اقا رضی نوازنده بی نظیر ساز قانون 

که بدون شک موسیقی ملی ایران مدیون این بانوی هنرمند می باشد که

 اگر همت بلند او نبود ساز قانون در موسیقی ایرانزمین جایی نداشت

یاد ونام این بانوی یگانه وبه معنی واقعی کلمه استادهمواره گرامی باد


تکنوازان برنامه شماره 716

با همکاری هنرمندان: پرویز یاحقی/سیمن/جهانگیر ملک

اجرای قطعاتی در شوشتری


برچسب‌ها: تکنوازان
[ جمعه 27 دی1392 ] [ 8:19 بعد از ظهر ] [ محسن ]
تکنوازان برنامه شماره 744

اجرای قطعاتی در بیات زند

با همکاری هنرمندان: کامران داروغه/منصور صارمی


برچسب‌ها: تکنوازان
[ جمعه 27 دی1392 ] [ 7:24 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 262

اواز: محمود محمودی خوانساری

با همکاری هنرمندان: جلیل شهناز/حبیب الله بدیعی

غزل اواز: سخای لاری

اهنگ: ابوعطا

اشعار : سلمان ساوجی

گوینده: روشنک

در شب هجر تو شرمنده ی احسانم کرد

دیده از بس گهر اشک به دامانم کرد


سرگذشت غم هجران تو گفتم با شمع

آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد


شمّه ای از گل روی تو به بلبل گفتم

آن تُنُک حوصله رسوای گلستانم کرد


زلف او بود سخا حاصل سرمایه ی عمر

شانه آخر ز کفم برد و پریشانم کرد



برچسب‌ها: برگ سبز
[ جمعه 27 دی1392 ] [ 6:49 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 68

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان: علی تجویدی/فرهنگ شریف

غزل اواز: فروغی بسطامی

اشعار:عطار/فروغی/عراقی

اهنگ: همایون

گوینده: روشنک



گر چشم سياهش را از چشم صفا بيني
آهوي خطايي را در عين خطا بيني

اطوار تطاول را در طره? او يابي
زنجير محبت را بر گردن ما بيني

بر طره? او بگذر تا مشک ختن يابي
در چهره? او بنگر تا نور خدا بيني

در راه طلب بنشين چندان که خطر يابي
از کوي وفا بگذر چندان که جفا بيني


با هجر شکيبا شو تا وصل بدست آري
با درد تحمل کن تا فيض دوا بيني

شب گر ز غمش ميري، چون نوبت صبح آيد
اعجاز مسيحا را ز انفاس صبا بيني

آن حور بهشتي رو گر حلقه کند گيسو
مرغان بهشتي را در دام بلا بيني

مطرب سخني سر کن زان لعل لب شيرين
تا شور حريفان را در بزم به پا بيني

افتد دلت اي ناصح چون سايه به دنبالش
گر سرو فروغي را سنبل به قفا بيني


برچسب‌ها: برگ سبز
[ جمعه 27 دی1392 ] [ 2:18 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 199

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان: جلیل شهناز/حسن کسایی

اهنگ: شور

اشعار:عطار/جامی/محمد رازی

گوینده: روشنک


به هرکجا گذری کوی عاشقانه ماست

حدیث مسجد ودیر وحرم بهانه ی ماست

هرانچه مینگرم افتاب طلعت اوست

هر انچه می شنوی نغمه ی ترانه ی ماست

مدام در نظرم حسن بی زبانی هست

که ناظر خود ومنظور جاودانه ی ماست

مرا نگار طلب می کند به خانه ی خویش

عجب مدار که رضوان بر استانه ی ماست

نشان خانه گرفتم زیار وگفت به لطف

دل شکسته ی عاشق همیشه خانه ی ماست


انچه پیش از این در دسترس بوده نام گوینده برنامه از فایل حذف گردیده بود که این نقص در این فایل رفع گردیده است


برچسب‌ها: برگ سبز
[ پنجشنبه 26 دی1392 ] [ 8:58 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 218

اواز: حسین قوامی

ترانه: مرضیه

اهنگ ابو عطا : مرتضی خان محجوبی

ترانه سرا: رهی معیری

غزل اواز: فرهنگ شیرازی

تار: لطف الله خان مجد

اشعار: فروغی بسطامی


مطلع شعر غزل اواز:


از سر کوی تو گیرم که روم جای دگر

کو دلی را که سپارم به دلآرای دگر

عاقبت از سر کوی تو برون باید رفت

گیرم امروز دگر ماندم و فردای دگر

مگر آزاد کنی، ورنه چو من بنده ی پیر

گر فروشی، نستاند ز تو مولای دگر

عاشقان را طرب از باده ی انگوری نیست

هست مستان ترا نشئه زصهبای دگر

بهر مجنون تو این کوه و بیابان تنگ است

بهر ما کوه دگر باید و صحرای دگر

ما گدائی در دوست به شاهی ندهیم

زان که این جای دگر دارد و، آن جای دگر

گر به بتخانه ی چنین نقش رخت بنگارند

هرکه بیند، نکند میل تماشای دگر

راه پنهانی میخانه نداند همه کس

جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر

دل "فرهنگ" ز غم های جهان خون شده بود

غم عشق آمد و افزود به غم های دگر


مطلع شعر ترانه:


دارم غم جانکاهی ، شب های سیاهی ، دور از رخ ماهی
نه یار و نه همراهی ، جز قطره ی اشکی ، جز شعله ی آهی
با سوز محبت چه کند دل ، چه کند دل ، چه کند دل
با آتش حسرت چه کند دل ، چه کند دل ، چه کند دل

می سوزم و می نالم با حال تباهی
نابرده نصیبی ، ناکرده گناهی
ای راحت جان ، چاره ی من کن ، چاره ی من کن
به پیامی ، به نگاهی ، بر دل زارم ای شب ، تو گواهی

دارم غم جانکاهی ، شب های سیاهی ، دور از رخ ماهی
نه یار و نه همراهی ، جز قطره ی اشکی ، جز شعله ی آهی
با سوز محبت چه کند دل ، چه کند دل ، چه کند دل
با آتش حسرت چه کند دل ، چه کند دل ، چه کند دل

می سوزم و می نالم با حال تباهی
نابرده نصیبی ، ناکرده گناهی
ای راحت جان ، چاره ی من کن ، چاره ی من کن
به پیامی ، به نگاهی ، بر دل زارم ای شب ، تو گواهی



برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ چهارشنبه 25 دی1392 ] [ 0:22 قبل از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی ( اجرا شده در منزل حبیب الله بدیعی در تاریخ 17/4/65) با حضور بهمن بوستان

اواز: محمد رضا شجریان

همنوازان اواز: حبیب الله بدیعی/جهانگیر ملک

غزل اواز:پیر عرفان خواجه پارس



نماز شام غریبان چو گریه آغازم 
به مویه‌های غریبانه قصه پردازم


به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم


من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم


خدای را مددی ای رفیق ره تا من
به کوی میکده دیگر علم برافرازم


خرد ز پیری من کی حساب برگیرد
که باز با صنمی طفل عشق می‌بازم


بجز صبا و شمالم نمی‌شناسد کس
عزیز من که بجز باد نیست دمسازم


هوای منزل یار آب زندگانی ماست
صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم


سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی
شکایت از که کنم خانگیست غمازم


ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم می‌گفت
غلام حافظ خوش لهجه خوش آواز



 


برچسب‌ها: خصوصی
[ یکشنبه 22 دی1392 ] [ 11:51 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 32

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان: حبیب الله بدیعی/جلیل شهناز/ناصر افتتاح

اشعار متن برنامه:عطار/وحید دستگردی/نظیری نیشابوری/فروغی بسطامی/عراقی

اهنگ: بیات اصفهان


خوش امدی بنشین ومرو چو عمر دمی

که بی تو عمر نیارزد به نیمه درمی


به مویی بسته صبرم نغمه ی تار است پنداری

دلم از هیچ می رنجد دل یار است پنداری



تا خبردار زسر لب جانان شده ایم

خبر این است که سر تا به قدم جان شده ایم

تا به یاد لب او جام لبا لب زده ایم

واقف از خاصیت چشمه ی حیوان شده ایم

جام جم گر طلبی مجلس ما را دریاب

کز گدایی در میکده سلطان شده ایم

همه اسباب پریشانی ما جمع امد

تا ز مجموعه ی ان زلف پریشان شده ایم

زلف کافر رخش را هنمون شد مارا

از ره کفر بسر منزل ایمان شده ایم


با سر زلف شکن در شکنش عهد مبند

که بدین واسطه ما بی سر وسامان شده ایم

همه از حیرت ما واله وحیرت زده اند

بسکه در صورت زیبای تو حیران شده ایم

تو همان چشمه ی خورشیدی وما خفاشیم

که ز پیدایی انوار تو پنهان شده ایم


انچه پیش از این در دسترس بوده است نقصی در اعلام شماره برنامه در ابتدای فایل بوده است که این نقص در این فایل برطرف گردیده است


برچسب‌ها: برگ سبز
[ یکشنبه 22 دی1392 ] [ 0:30 قبل از ظهر ] [ محسن ]
یک شاخه گل برنامه شماره 450

اواز: سیاوش

با همکاری هنرمندان: احمد عبادی/حبیب الله بدیعی/منصور صارمی/جهانگیر ملک

اهنگ موزون اصفهان:حسینعلی ملاح

تنظیم برای ارکستر: جواد معروفی

اشعار متن برنامه:عراقی/رفیق اصفهانی

غزل اواز: حافظ

گوینده: روشنک


بالابلند عشوه گر نقش باز من
كوتاه كرد قصه ي زهد دراز من


ديدي دلا كه آخر پيري و زهد و علم

با من چه كرد ديده ي معشوقه باز من


مي ترسم از خرابي ايمان كه مي برد
محراب ابروي تو حضور نماز من


گفتم به دلق زرق بپوشم نشان عشق

غمّاز بود اشك و عيان كرد راز من


مست ست يار و ياد حريفان نمي كند

ذكرش به خير ساقي مسكين نواز من


يا رب كي آن صبا بوزد كز نسيم آن

گردد شمامه ي كرمش كار ساز من


نقشي بر آب مي زنم از گريه حاليا

تا كي شود قرين حقيقت مجاز من


بر خود چو شمع خنده زنان گريه مي كنم

تا با تو سنگدل چه كند سوز و ساز من


زاهد چو از نماز تو كاري نمي رود
هم مستي شبانه و راز و نياز من


حافظ ز گريه سوخت بگو حالش اي صبا
با شاه دوست پرور دشمن گداز من 



برچسب‌ها: یک شاخه گل
[ جمعه 20 دی1392 ] [ 8:35 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 421

اواز: عبدالوهاب شهیدی

ترانه: ناهید

با همکاری: علی اصغر بهاری

اهنگ: جهانبخش پازوکی

غزل وترانه: رهی معیری

تنظیم: جواد معروفی

دوبیتی: بابا فغانی شیرازی

گوینده: اذر پزوهش


مطلع شعر ترانه:


من آن ناله بي اثرم
که سوي دلي، ره نبرم
منم آن اشکي که بر خاک ره، فرو ريزد
منم آن خاري، که بر داماني، نياويزد
نواي دل بي نوايم من
به گوش تو، ناآشنايم من
از فغانم، اثر ميگريزد
وز شب من، سحر ميگريزد
من آن موج بي صبر و آرامم
که سرگشته و بي سرانجامم
خدايا، خدايا، به جز مهرباني چه کردم؟
که در آتش از داغ و دردم
نه صبري که از وي، جدا گردم
نه بختي که از غم، رها گردم
چه حاصل از اين نواي حزين، که در دل او اثر نکند
به حال منش، چه غم که شبي، به تاب و تبي، سحر نکند
به جز مهرباني چه کردم من؟
که در آتش از داغ و دردم من
از فغانم، اثر ميگريزد
وز شب من، سحر ميگريزد


 مطلع شعر اواز: 


همچو ني مي نالم از سوداي دل

آتشي در سينه دارم جاي دل

من که با هر داغ پيدا ساختم

سوختم از داغ نا پيداي دل

همچو موجم يک نفس آرام نيست

بسکه طوفان زا بود درياي دل

دل اگر از من گريزد واي من

غم اگر از دل گريزد واي دل

ما ز رسوايي بلند آوازه ايم

نامور شد هر که شد رسواي دل

خانه مور است و منزلگاه بوم

آسمان با همت والاي دل

گنج منعم خرمن سيم و زر است

گنج عاشق گوهر يکتاي دل

در ميان اشک نوميدي رهي

خندم از اميدواريهاي دل



برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ جمعه 20 دی1392 ] [ 0:5 قبل از ظهر ] [ محسن ]
یک شاخه گل برنامه شماره 433

اواز: ایرج

با همکاری هنرمندان: حبیب الله بدیعی/مجید نجاحی/محمد موسوی/رضا ورزنده/جهانگیر ملک

اهنگ: سه گاه

اشعار:پزمان بختیاری/سعدی

گوینده: فیروزه امیر معز


وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها
بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها

گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل
با یاد تو افتادم از یاد برفت آن‌ها
...

ای مهر تو در دل‌ها وی مِهر تو بر لب‌ها
وی شور تو در سرها وی سِر تو در جان‌ها

تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان‌ها

تا خار غم عشقت آویخته در دامن
کوته نظری باشد رفتن به گلستان‌ها

آن را که چنین دردی از پای دراندازد
باید که فرو شوید دست از همه درمان‌ها

گر در طلبت رنجی ما را برسد شاید
چون عشق حرم باشد سهل است بیابان‌ها

هر تیر که در کیش است گر بر دل ریش آید
ما نیز یکی باشیم از جمله ی قربان‌ها

هر کو نظری دارد با یار کمان ابرو
باید که سپر باشد پیش همه پیکان‌ها

گویند مگو
«سعدی» چندین سخن از عشقش
می‌گویم و بعد از من گویند به دوران‌ها
 



برچسب‌ها: یک شاخه گل
[ پنجشنبه 19 دی1392 ] [ 12:28 بعد از ظهر ] [ محسن ]

دیوانه خموش به عاقل برابرست
دریای آرمیده به ساحل برابرست

در وصل و هجر، سوختگان گریه می‌کنند
از بهر شمع، خلوت و محفل برابرست

دست از طلب مدار که دارد طریق عشق
از پافتادنی که به منزل برابرست

گردی که خیزد از قدم رهروان عشق
با سرمه سیاهی منزل برابرست

دلگیر نیستم که دل از دست داده‌ام
دلجویی حبیب به صد دل برابرست

صائب ز دل به دیده خونبار صلح کن
یک قطره اشک گرم به صد دل برابرست



برچسب‌ها: کلام وسخن بزرگان
[ پنجشنبه 19 دی1392 ] [ 12:5 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 533

اواز: محمود محمودی خوانساری

ترانه: الهه

اهنگ شور: حبیب الله بدیعی

ترانه سرا: بیزن ترقی

با همکاری هنرمندان: حبیب الله بدیعی/مجید نجاحی/جهانگیر ملک

اشعار متن برنامه:حافظ/عماد خراسانی

گوینده: فیروزه امیر معز


مطلع شعر ترانه:


تا کي چنين دمساز دل ديوانه شدم

تا کی از این میخانه به ان میخانه شدم

در چشم او بیگانه تر از بیگانه شدم

در میان کسان اشک دیده نهفتن


مطلع شعر اواز:


ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد

به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا

فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد

به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست

گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد

طربسرای محبت کنون شود معمور

که طاق ابروی یار منش مهندس شد

لب از ترشح می پاک کن برای خدا

که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد

کرشمه تو شرابی به عارفان پیمود

که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد

چو زر عزیز وجودست شعر من آری

قبول دولتیان کیمیای این مس شد

خیال آب خضر بست و جام کیخسرو

به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد

ز راه میکده یاران عنان بگردانید

چرا که حافظ از این راه برفت و مفلس شد


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ دوشنبه 16 دی1392 ] [ 11:59 بعد از ظهر ] [ محسن ]
گلهای رنگارنگ برنامه شماره 492

اواز: محمود محمودی خوانساری/ایرج

ترانه: عهدیه

با همکاری هنرمندان:حبیب الله بدیعی/جلیل شهناز/پرویز یاحقی/مجید نجاحی/جهانگیر ملک

اهنگ شوشتری منصوری: مهدی خالدی

ترانه سرا: سیمین بهبهانی

غزل اواز:پزمان بختیاری/ابوالحسن ورزی

اشعار متن برنامه:اذر خواجوی/افسانه یغمایی/کلیم کاشانی/رحیم ایمن/بانو اختر/پری بدخشانی/علی اشتری

گوینده: اذر پزوهش


غزل اول اواز: محمود محمودی خوانساری


ماهم شکسته خاطر و دیوانه بوده ایم

ماهم  اسیر  طره ی   جانانه  بوده ایم

ما نیز چون نسیم سحر  در  حریم  باغ

روزی  ندیم  بلبل  و    پروانه   بوده ایم

ما هم به روزگار جوانی ز شور  عشق

عبرت  فزای   مردم   فرزانه   بوده ایم

ای  عاقلان  به   لذت   دیوانگی  قسم

ما  نیز  دلشکسته  و   دیوانه  بوده ایم



ترانه عهدیه:


کی گفتمت از کوی من با دیده گریان برو

چون گل یه بزم عاشقان خندان بیا خندان برو

امشب چو شمع روشنم سر می کشد جان از تنم

 جان برون از تن منم خاموش بیا سوزان برو

امشب سراپا مستیم جام شراب هستیم

سرکش مرو ازکوی من افتان بیا خیزان برو

 هرگز مپرس از راز من زین ره مشو دم سازمن

 گر مهربان خواهی مرا حیران بیا حیران برو

 بنگر که نور حق شدم زیبایی مطلق شدم

بر چهره سیمین نگر با جلوه جانان برو


غزل دوم: ایرج


به من آن روز بخشیدند عمر جاودانی را

که نوشیدم ز جام عشق آب زندگانی را


صفائی نیست گلزار جوانی را اگر در آن

به دست شوق ننشانی نهال مهربانی را


شبی ای مایه ی امید ، شمع محفل من شو

که تا پروانه از من یاد گیرد جانفشانی را


مصیبتهای دوری را من ِ دور از وطن دانم

که دور از خانمان داند غم بی خانمانی را


دگر سر زیر پَر کردم ولی روزی در این گلشن

به مرغان یاد میدادم طریق نغمه خوانی را


از آن رو شمع از سوز دل ِ پروانه آگه شد

که گوش ِ عشق میداند زبان بی زبانی را


ز حرف عشق نیکوتر در آن حرفی نمی بینی

اگر با چشم ِ دل خوانی کتاب زندگانی را




برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
[ دوشنبه 16 دی1392 ] [ 0:59 قبل از ظهر ] [ محسن ]
جاودانه ها 47

به اهتمام واجرای دکتر گلشن ابراهیمی استاد دانشگاه ومحقق وکارشناس موسیقی

بخش نخست:

اواز: حسین قوامی

اهنگساز ورهبر ارکستر  : مهدی خالدی

غزل اواز: حضرت مولانا



حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو

و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن

وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها

وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی

گر سوی مستان می‌روی مستانه شو مستانه شو

آن گوشوار شاهدان هم صحبت عارض شده

 آن گوش و عارض بایدت دردانه شو دردانه شو

چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما

فانی شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو

تو لیله القبری برو تا لیله القدری شوی

چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو

اندیشه‌ات جایی رود وآنگه تو را آن جا کشد

ز اندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو پیشانه شو

قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دل‌های ما

مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو

بنواخت نور مصطفی آن استن حنانه را

کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو

گوید سلیمان مر تو را بشنو لسان الطیر را

دامی و مرغ از تو رمد رو لانه شو رو لانه شو

گر چهره بنماید صنم پر شو از او چون آینه

ور زلف بگشاید صنم رو شانه شو رو شانه شو

تا کی دوشاخه چون رخی تا کی چو بیذق کم تکی

تا کی چو فرزین کژ روی فرزانه شو فرزانه شو

شکرانه دادی عشق را از تحفه‌ها و مال‌ها

هل مال را خود را بده شکرانه شو شکرانه شو

یک مدتی ارکان بدی یک مدتی حیوان بدی

یک مدتی چون جان شدی جانانه شو جانانه شو

ای ناطقه بر بام و در تا کی روی در خانه پر

نطق زبان را ترک کن بی‌چانه شو بی‌چانه شو


بخش دوم:

اواز: شهرام ناظری

اجرا توسط گروه شیدا

رهبر ارکستر: فریدون ناصری

غزل اواز: ( مخمس) شیخ بهایی




تا کي به تمناي وصال تو يگانه
اشکم شود از هر مژه چون سيل روانه
خواهد که سرآيد غم هجران تو يا نه
اي تير غمت را دل عشاق نشانه
جمعي به تو مشغول و تو غايب زميانه

رفتم به در صومعه عابد و زاهد
ديدم همه را پيش رخت راکع و ساجد
در ميکده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتکف ديرم و گه ساکن مسجد
يعني که تو را مي طلبم خانه به خانه

روزي که برفتند حريفان پي هر کار
زاهد سوي مسجد شد و من جانب خمار
من يار طلب کردم و او جلوه گه يار 
حاجي به ره کعبه و من طالب ديدار
او خانه همي جويد و من صاحب خانه

هر در که زنم صاحب آن خانه تويي تو
هر جا که روم پرتو کاشانه تويي تو
در ميکده و دير که جانانه تويي تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تويي تو
مقصود تويي کعبه و بتخانه بهانه

بلبل به چمن زان گل رخسار نشان ديد
پروانه در آتش شد و اسرار عيان ديد
عارف صفت روي تو در پير و جوان ديد
يعني همه جا عکس رخ يار توان ديد
ديوانه منم من که روم خانه به خانه

عاقل به قوانين خرد راه تو پويد
ديوانه برون از همه آئين تو جويد
تا غنچه بشکفته اين باغ که بويد
هر کس به زباني صفت حمد تو گويد
بلبل به غزل خواني و قمري به ترانه

بيچاره
بهايي که دلش زار غم توست
هر چند که عاصي است ز خيل خدم توست
اميد وي از عاطفت دم به دم توست
تقصير خيالي به اميد کرم توست
يعني که گنه را به از اين نيست بهانه


بخش سوم:


اواز: محمد رضا شجریان

اهنگساز: محمد رضا لطفی

رهبر ارکستر: فرهاد فخرالدینی

غزل اواز: طبیب اصفهانی



غمت در نهانخانه دل نشیند
به نازی که لیلی به محمل نشیند


مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست، مشکل نشیند


خلد گر به پا خاری، آسان برآرم
چه سازم به خاری که در دل نشیند


به دنبال محمل چنان زار گریم
که از گریه‌ام ناقه در گل نشیند


پی ناقه‌اش رفتم آهسته، ترسم
غباری به دامان محمل نشیند


به دنبال محمل، سبکتر قدم زن
مبادا غباری به محمل نشیند


عجب نیست خندد اگر گل به سروی
که در این چمن، پای در گل نشیند


بنازم به بزم محبت که آنجا
گدایی به شاهی، مقابل نشیند


طبیب از طلب در دو گیتی میاسا
کسی چون میان دو منزل نشیند



برچسب‌ها: جاودانه ها
[ شنبه 14 دی1392 ] [ 11:41 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 182

اواز: حسین قوامی

با همکاری هنرمندان: جلیل شهناز/حسن کسایی/امیر ناصر افتتاح

اهنگ: دشتی خسروشیرین

اشعار:عطار/سعدی/نظامی/بابا فغانی/عراقی

گوینده: روشنک


به دشت افتاده مجنون، زار و دلتنگ


چو سيل آورده چوبی در بن سنگ


به شب از آتش آه شرربار


نمايان بود در دامان کوهسار




عیبی نباشد از تو که بر ما جفا رود

مجنون از آستانه لیلی کجا رود

گر من فدای جان تو گردم دریغ نیست

بسیار سر که در سر مهر و وفا رود

ور من گدای کوی تو باشم غریب نیست

قارون اگر به خیل تو آید گدا رود

مجروح تیر عشق اگرش تیغ بر قفاست

چون می‌رود ز پیش تو چشم از قفا رود

حیف آیدم که پای همی بر زمین نهی

کاین پای لایقست که بر چشم ما رود

در هیچ موقفم سر گفت و شنید نیست

الا در آن مقام که ذکر شما رود

ای هوشیار اگر به سر مست بگذری

عیبش مکن که بر سر مردم قضا رود

ما چون نشانه پای به گل در بمانده‌ایم

خصم آن حریف نیست که تیرش خطا رود

ای آشنای کوی محبت صبور باش

بیداد نیکوان همه بر آشنا رود

سعدی به در نمی‌کنی از سر هوای دوست

در پات لازمست که خار جفا رود



انچه پیش از این در دسترس بوده است شناسه برنامه که در انتهای فایل توسط گوینده بطور ناقص اعلام می گردید که در این فایل این نقص رفع گردیده است


برچسب‌ها: برگ سبز
[ پنجشنبه 12 دی1392 ] [ 10:33 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برگ سبز برنامه شماره 125

اواز: عبدالوهاب شهیدی

با همکاری هنرمندان: حبیب الله بدیعی/جلیل شهناز

اهنگ: بیات زند

اشعار:عطار/مولانا/سلمان ساوجی/عراقی

غزل اواز: سلمان ساوجی

گوینده: روشنک


ما روی دل به خانه خمار کرده‌ایم

محراب جان ز ابروی دلدار کرده‌ایم

از بهر یک پیاله دردی، هزار بار

خود را گرو به خانه خمار کرده‌ایم

بر بوی جرعه‌ای که ز جامش به ما رسد

خود را چو خاک بر در او خوار کرده‌ایم

سرمست رفته‌ایم و به بازارو جرعه‌وار

جانها نثار بر سر بازار کرده‌ایم

قندیل را شکسته و پیمانه ساخته

تسبیح را گسسته و زنار کرده‌ایم

زهاد تکیه بر عمل خویش کرده‌اند

ما اعتماد بر کرم یار کرده‌ایم

صوفی مکن مجادله با ما، که پیش ازین

ما نیز ازین معامله بسیار کرده‌ایم

امروز با تو نیست سر و کار ما که ما

عمر عزیز بر سر این کار کرده‌ایم

افکنده‌ایم بار سر از دوش در رهت

خود را بدین طریق سبکبار کرده‌ایم

ای مدعی برندی سلمان چه می‌کنی؟

دعوی که ما به جرم خود اقرار کرده‌ایم


انچه پیش از این در دسترس بوده نقصی در اعلام شناسه برنامه در انتهای فایل وجود داشته که در این فایل نقص برطرف گردیده است


برچسب‌ها: برگ سبز
[ پنجشنبه 12 دی1392 ] [ 12:17 بعد از ظهر ] [ محسن ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

پیش از این گر سخن از نغمه داودی بود
پیش ما نغمه همان نغمه محمودی بود
بال بگشود چو با نغمه سازش اواز
صوت او صوت خداوندی ومعبودی بود
لینک های مفید
امکانات وب